اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله اخلاق و معاشرت در خانواده

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله اخلاق و معاشرت در خانواده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

مقدمه
برای اینکه بدانیم اخلاق چیست و چه هدفی را دنبال می کند، مقدمه ای کوتاه لازم است . انسان شاهکار آفرینش وخلقت خدای تبارک و تعالی است وخداوند همه ممکننات از نباتات (درختهای گوناگون ،میوه های لذیذ ،گلهای زیبا و...)و
حیوانات گرفته، تا جمادات و اجسام مرئی و نامرئی را برای او و خدمت به او آفریده است.
این انسان، از جنبه های مادی با سایر جانوران و حیوانات مشترک است، یعنی آنچه را که برای یک موجود زنده از علایم حیات لازم است(از قبیل : تغذیه –تنفس-تولید مثل و...)داراست ،اما علاوه بر آن دارای جنبه دیگری هم هست که او را از سایر جانوران متمایز می سازدو آن، جنبه روحی وروانی است ودر حقیقت انسانیت آدم جز به این جنبه، به چیز دیگری نیست،چرا که در جنبه مادی، او صفت حیوانی است اما خداوند ازاین همه خلقت، بنابراستناد به( آیه56 سوره ذاریات )جز تکامل
بعد معنوی انسان هدفی نداشته است.حال اگر انسان بخواهد،به کمال وبه عبارت صحیح تر،همه همت خود را در این بعد مادی قرار دهد، نه تنها به حیوانات میماند
،که مراتب پائین تراز آنها خواهد بود.پس تنها را سعادت انسان در کمال وتعالی او در بعد روانی وجنبه معنوی اواست، وآنچه ما را در این راه کمک میکند وبه ما نشان میدهد چه راه و روشی را در پیش بگیریم تا به این کمال نائل گردیم .
اگر انسان بخواهد به اخلاق پسندیده متخلق شود بایستی ابتدا خانه دل و جان را از رذائل اخلاقی بزداید، سپس به فضائل اخلاقی دست یابد (همانگونه که یک پارچه کثیف ابتدا باید پاک شود و سپس به پاک کردن شئی بپردازد).
یکی از مباحث مهم اسلامی که در قرآن مجید بسیار بر آن تکیه کرده و آیات بسیاری درباره آن نازل فرموده است، اخلاق است.
انسان کامل آن است که همه جهات وجودی او کامل باشد و چون انسان از سه قسم تشکیل یافته است :1-عقل وتفکر 2-قلب وعواطف و احساسات و 3-جسم و پیکر ومادی که این سه قسمت کمال انسان را تشکیل می دهد.
انچه فکر انسان را را تکامل می بخشدو می پرورد، معرفت است وعلم عبادت و حقایق اسلامی و ارتباط عقلی، با مبدا همه کمالات آفرینش یعنی ذات خداوند جهاندار ذو المنن و آنچه که عشق و عواطف و احساس و سجایای روحی انسان
را کمال بخشیده و رهبری میکند ،علم اخلاق و تربیت نفوس است.
تحقیق حاضر، بازگو کننده نکات مثبت اخلا قی و بعضی از زشتی ها و رذائل اخلاقی ونیز کیفیت برخوردهای گوناگون اجتماعی است ،وبرای خوانندگان عزیز
این امکان را فراهم می سازد، تا با آگاهی بیشتر در راه خود سازی و تهذیب نفس گام بردارد.

 


«دعای آغازین»
In the name of God.the compassionate.the merciful.
به نام خداوند بخشنده مهربان.
Oh allah. Bring me out of the darkness of sunderstanding.
پروردگارا؛ خارج کن من را از تاریکی های فکر.
And honur me with the light of understanding.
وبه نور فهم من را گرامی بدار.
Oh allah. Open the gates of your mercy to us.
پروردگارا؛بر ما درهای رحمتت را بگشای.
And unfold us the treasuryof your infinite knowledge
و گنج های دانشت را بر ما بگستران.
May your mercy be upon us. You are all-Mercy
به امید تو ای مهربان ترین مهربانان.

برخورد با همسر
بر خلاف برخی تفکرات غلط و عوامانه و در حقیقت ظالمانه، در منطق اسلام زن برای مرد یک کنیز یا یک برده ویا کسی که کار منزل را انجام میدهد، واز بچه های شوهر نگهداری میکند نیست، بلکه به عنوان شریک شوهر ویار و همکار او در اداره امور زندگانی و تربیت فرزندان مطرح میباشد، لذا اسلام دستور فرموده که همسران باید از اذیت و بد زبانی و فحاشی به یکدیگر بپرهیزند.
ونهایت مهربانی وصمیمیت ومحبت و دوستی بر جمع آنان حاکم باشد .
تا در کمال سلامت ودور از دغدغه خاطر زندگی کنند، وهم در سایه آن آرامش بتوانند فرزندانی صالح وبا تربیت پرورش دهند .زیرا عدم آرامش در خانه و احیاناً
خشونت هاو تند خوییها اثرات بد و نامطلوبی در روحیه واخلاق فرزندان میگذارد.
در روایات اسلامی دستورات گویا روشن وصریحی در مورد رفتار و برخورد متقابل بین زن و شوهر وجود دارد، که ما برای جلوگیری از اطاله بحث به صورت فهرست واربه بعضی از آنها اشاره می نمایم.
از فرمایشات حضرت محمد(ص):
*- کسی که در کارهای زندگی به همسرش کمک نماید ،خیردنیا و آخرت را بدست می آورد.
*- خدا از مردی که زن خود را آزار دهد، بیزار است.
*-هر مرد وزنی که اخلاق بد همسرش را تحمل کند ،و بر بد اخلاقی او صبر کند،
خداوند او را اجر وثواب عنایت می فرماید.
*- وای بر زنی که شوهرش را غضب کند.
*- مرد بیشترین حقوق را بر گردن همسرش دارد.
امام پنجم (ع)از پیامبرپرسیدند:چرا مومن زن نگیرد، که شاید خداوند به او فرزندی دهد،که زمین رابا لا اله الاالله سنگین سازد و پیغمبر فرمودند:هر که ازدواج نماید، نصف دین خود را کامل کرده وبرای نصف دیگر تقوی پیشه کند.
از فرمایشات امام صادق (ع):1-هر زنی که لیوان آبی به شوهرش بدهد و به او خدمت کند، ثواب بیش از یکسال عبات به او میدهند.
2- ملعون است، زنی که شوهرش را اذیت کند واورا غمگین سازد.
3- حق زن بر شوهرش این است که اورا لباس و غذا دهد واز خطاهای او در گذرد.
طبق دستور اسلام زن باید مطیع اوامر شهرش باشد، و حتی بدون اجازه او از خانه
بیرون نرود، در مقابل نیز شوهر نباید نسبت به زن در امور زندگی سخت گیری کند و می بایست در رفاه او و فراهم آوردن وسایل راحتی زندگی برای زن و فرزندان در حد توان بکوشد.
البته همانگونه که اشاره شد، سخن در این باب بسیار است که اکنون ما توانسته ایم
به گوشه ای از آنها اشاره بکنیم. حال به ادامه بحث در این رابطه می پردازیم.
امام ششم فرموده اند که زنها چهار نوع اند:
1-ربیع مربع:آنهایند که یک فرزند در بغل و یکی در شکم دارند(یعنی ولود و بچه زاست)
2-جامع مجمع(جامع خوبی ها):آنکه پر خیر پاکدامن باشد.
3- کرب مقمع (بد اخلاق):آن که با شوهرش بد خواست.
4-غل قمل (پوست خشکیده):زنی است که غل قمل را ماندو آن ریسمانی است از پوست که بر گردن اسیر افکنندو چون خشک می شود، گردن را می خورد و می ساید واین مثلی است برای کسی که جز نکبت و زیان چیز دیگری ندارد.
نکاتی مهم در رابطه بین زن وشوهردر محیط خانواده:
 - زن بایددر مقابل شوهر خود هرگز با حالتی افسرده ،پریشان واخمو ظاهرنشود و سعی کند، همیشه با لباس تمیز وروی خندان حاضر شود.
 - زن و شوهر معایبی را که در زندگی خود می بینند در نهایت خوش رویی
به همسر خود بگویند ودر این صدد بر آیند، که آن مشکلات را با هم حل وفصل کنند.
 - زن بایستی، تمام زیبایی خود را به همسرش هدیه کند وهمان طوری که در بیرون به ظاهر خود اهمیت میدهد، در خانه نیز زیبا پوش باشد زیرا حضرت علی (ع) می فرمایند :جهاد زن آراستگی اوست،برای شوهرش.
 - زن وشوهر باید پشتیبان یکدیگر باشند ودر سختی ها به یکدیگر کمک کنند، نه اینکه در حضور دیگران سعی در کوچک کردن یکدیگر نمایندو شخصیت هم را خرد کنند.
 -زن وشوهر نباید در مورد مسائل کوچک با یکدیگر مشاجره نمایند، زیرا ریشه تمام اختلافات همین بحثها و لجبازی هاست و زن و شوهر باید در آرامش کامل نظر های یکدیگر را بپذیرند وبه یکدیگر احترام بگذارند.
 -زن وشوهر هرگز نباید در حضور هم به خو یشاوندان خود بی حرمتی نمایند، زیرا باعث تشدید فاصله بین آن دو می شود.
اکنون ببینیم در تاثیرستایش از مرد چه گفته اند:
مردی پس از کار سخت روزانه به خانه باز میگردد و می بیند که کودکانش صورت به شیشه پنجره چسبانده اندو انتظار او را می کشند،ازاین اظهار محبت و ستایش خاموش، ولی گرانبهای آنان غرق در شادی و امتنان می شود. ومجامله و ستایش وتعریف سختیهای زندگی را کمتر میکندو این خصوصیت در زندگی زناشویی، بیش از هر جای دیگر قابل مشاهده است.
زن یا شوهری که درست بموقع کلام محبت آمیز خود را به طرف دیگر ابراز کنند، پیوند های ازدواج را محکمتر ساخته اند و همانگونه که به نظر می رسد
زنان در این رابطه غریزه خاصی دارند و به اصطلاح از قلب خود به زندگی
نظر می کنند.

برخورد با فرزندان وتربیت آنها
اسلام نسبت به اولاد و فرزندان و تربیت و مراعات امور مربوط به آنان با این دید
که آنان آینده سازان جوامع بشری هستند و اصلاح و افساد جامعه بدست آنان و
مرهون بافت وجودی و فکری آنهاست، به همین دلیل حساسیت بیشتری نشان داده است و دستورات اکیدی صادر فرموده است .
در این میان تربیت اگر چه در ساختن فرزند نقش مهم و اساسی را ایفا میکند،لکن زمانی دارای اثر و فایده است که اصالت خا نوادگی نیز در فرزند وجود داشته باشد، درست مثل یک نهال و درختی که اگر سالم و ریشه دار باشد،می توان با رسیدگی ،اصلاح و تربیت آن انتظار بارور شدن و میوه دادن آن را داشت ودر غیر این صورت زحمات انسان به نتیجه مطلوب نمی رسد.
نقل شده که بین پادشاهی و وزیرش اختلافی بروز کرده بود، پادشاه می گفت :که با تربیت می شود انسان را ساخت، اما وزیر اعتقاد داشت که اگر اصالت نباشد .
تربیت موثر نمی افتد.مدتها بحث می کردند امابه نتیجه ای نمی رسیدند،شاه برای آنکه می خواست به هر نحو شده وزیرش را محکوم کند، دستور داد چند گربه را آموزش دهند تا وقتیکه سفره غذا انداخته می شود هر کدام یک شمع بدست بگیرند
وبایستند ودر حالی که دیگران غذا می خورند، آنها اصلا ً توجهی به غذاها نداشته باشند وقتی خوب آزموده شدند، دستور داد سفره ای انداختند اوازوزیر برای صرف غذا دعوت کرد، شاه با اشاره به گربه ها یی که بی توجه به غذا ها شمع به دست ایستاده بودند به وزیر گفت:ای وزیر! تربیت می تواند گربه را هم بسازد، آیا نمی تواند سازنده انسان باشد ؟ وزیر چیزی نگفت اما تقاضا کرد که روز دیگر نیز چنین سفره ای بگسترانند.
این بار وزیر باهوش چند عدد موش همراه خود بر سر سفره آورد، وهمین که گربه ها آمدند و ایستادند،آهسته موشها را رها کرد.گربه ها با دیدن موش شمع ها را انداخته وبدنبال آنها دویدند. وزیر موقع را مناسب دید و به شاه گفت :دیدی که تربیت به تنهایی نمی تواند کسی را بسازد، بلکه اصالت ذاتی هم لازم است!!.
تربیت زمانی موثر است و اثر سازندگی در انسان دارد که اصالت ذاتی وخانوادگی هم وجود داشته باشد، لذا اسلام بسیار تاکید دارد که همسرانتان را از
خانواده های اصیل ،دیندار وفهمیده انتخاب کنید تا خمیر مایه هدایت و سازندگی در بچه های او باشد وبتوان با تربیت صحیح او را ساخت، چرا که مادروشخصیت او پدر و وضع خانوادگی او و حتی پرستار ودایه ای که بچه را نگه می دارد ویا به او شیر میدهد. در بافت وجودی فرزند و به وجود آوردن اصالت روحی و ذاتی بسیار موثر است.
در همین رابطه یکی از بزرگان نقل کرده که چند روز قبل از شهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری (که در جریان مشروطه به شهادت رسید)در زندان با او ملاقات کردم وگفتم :پسر شما خیلی لا ابالی است و بر ضد شما کار می کند.
شیخ شهید فرمود:این موضوع را من از پیش می دانستم. چون این پسر در نجف به دنیا آمد ومادرش شیر نداشت، لذا مجبور شدیم که برای شیر دادن او زنی را در نظر بگیریم.بعد از مدت زیادی که این کودک از شیر آن زن استفاده کرد، ناگهان متوجه شدیم که آن زن خیلی بی عفت وبی پرواست و کینه امیر المومنین(ع) را در دل دارد، از همین زمان دریافتیم که سعادتمند شدن این پسر کاری مشکل است!(او همان کسی است که گفته اند پای دار پدر کف می زد. نور الدین کیا نوریرهبر حزب منحله توده-نوه مرحوم شیخ-فرزند همین پسر است).
نکته ای را که باید بدان توجه داشت این است که تربیت باید دارای اصول و روش صحیح وبه دور از افراط و تفریط باشد. از یک طرف بی توجهی به تربیت اولاد ورها کردن او به حال خود وعدم رسیدگی به بارور نمودن استعدادهای نهفته در وجود نوجوانان واز طرف دیگرسختگیری های بی مورد وافراط در محدود کردن فرزندان به اسم تربیت کردن صحیح وجلوگیری ازآزادی معقول وتفریح سالم و وادار نمودن آنان در کوچکی به انجام اموری که برای سنین آنان مناسب نیست، به طور یقین اثرات سوو عواقب سخت و پشیمان کننده ای را در بر خواهد داشت.
نقل شده که پزشکی به تمام مقدسات اسلام توهین کرده وبرخوردهای زننده ای داشت وبا اینکه در محیط اسلامی بزرگ شده بود، مسائل مذهبی را مورد استهزا قرار می داد.پس از تحقیق و بررسی روشن شد، که بیماری روحی این پزشک به سختگیری های پدرش در تربیت او مربوط می شد.او تعریف می کرد :پدرم هر روز صبح با چوب بالای سرم می آمد ومرا با کتک برای نماز بیدار می کرد واگر
لحظه ای دیر بر می خواستم، با چوب برسر وبدنم مینواخت.
به این ترتیب وی از دوران کودکی بر اثر برخورد غیر اصولی وغلط پدر، دچار عقده وبیماری روانی شده ودر سنین بالا نسبت به دین ومقدسات مذهبی، بد بین گردیده بود به همین جهت اسلام اعتدال در همه امور حتی تربیت اولاد را مورد تاکید قرار داده است.
پس هر مسلمانی وظیفه دارد فرزند خود را مورد تربیت صحیح وعاقلانه قرار دهد تا نسلی سالم-آرام و متعهد تحویل جامعه گردد.
بنابر آنچه گذشت روشن شد، که اموری چون اصالت خانوادگی،محیط رشد ونمود کودک،دوستان وآشنایان وازهمه مهتر،تربیت است که میتواند انسان را به صورتی ایده آل پرورش دهد و برای زیستنی سالم همراه با مسولیت پذیری اجتماعی آماده سازد.
از هر کس بپرسید برای چه زنده است؟وچرا در زندگی تا این حد در تلاش و تکاپو است؟چرا خودش را این همه به رنج ومشقت می اندازد؟...
اکثریت قریب به اتفاق پاسخ خواهند داد:به خاطر بچه هایمان،برای اینکه فرزندانمان آینده نویدبخش داشته باشند، راحت و خوشبخت شوندومرفه و موفق زندگی کنند.
معلوم نیست در این اعجوبه خلقت، به نام بچه چه رمزی نهفته است که به قول سعدی بزرگوار:ابر و باد و مه خورشیدو فلک در کارند، تا او نانی به کف آورد و خوشبخت زندگی کند...
آ یا تنها خوشبختی او در نانی به کف آوردن خلاصه می شود؟و فقط رسیدن به رفاه زندگی بچه ها باید مورد نظر پدران مادران باشد؟یا موارد دیگر و بس مهم هست، که باید پیش از تغذیه ترفیه کودک مورد توجه بگیرند به مرحله عمل درآیند تا فرزندان دلبند ما، به طور همه جانبه در همه ادوار عمر خود موفق و مرفه سعادتمند زندگی کنند.
حتما متوجه شدید که منظور از این بحث این است که، ضمن پروردن جسم کودک پرورش روح وتربیت فکر، تکوین شخصیت والای او باید مورد توجه عمیق قرار گیرد.زیرا در هر مرحله ی از پرورش جسم فرزند لازم است که پرورش روح وتفکر او بر هر چیز مقدم باشد.مادامی که کودک از نظر روانی تحت تربیت صحیح قرار نگیرد و روان سالم در نیابد. پرورش جسم او ولو منجر به رسیدن او به مرحله ی قهرمانی دررشته های ورزشی باشد .ارزشی نخواهد داشت و او در زندگی خود موفق و خوشبخت نخواهد شد.
تکیه کلام هر پدر ومادی در برابر فرزندانتان این است که ما به گردن شما حق داریم ،که شامل حق ایجاد،حق بزرگ کردن،حق تامین غذا لباس و وسایل زندگی حق مراقب تاز سرما و گرما و بیماریها،حق تعلیم وتربیت...
حال به بعضی از وظایف والدین نسبت به کودک اشاره می کنیم:
نامگذاری فرزندان:انتخاب نام مناسب برای کودک از وظایف و کارهای ابتدایی پدر ومادرش است، هر پدر ومادی وظیفه دارد به محض تولد فرزندشان نامی مناسب در خور آسان تلفظ برای او بگزینند،پدر ومادرش باید بدانند، نامی که که انتخاب می کنند، برای تمام دوران های عمر فرزند است ودر هر سن وسالی باید مناسب باشد، بعضی از نامها برای زمان کودکی مناسب و شیرین و زیباهستند ویا نامهای زیبا و کامل را در کودکی به صورت شکسته و ناقص به فرزند خطاب می کنند، به تدریج که فرزند بزرگ می شود، از لطافت وتناسب و برازندگی اسم واسم شکسته کاسته می شود و فرزند از اسم خود احساس حقارت وناراحتی میکند.
تاثیر اسم در موقعیت اشخاص از نظر روان شناسی ثابت شده است. یعنی برخی از نامها به روی صاحب خود تاثیر مثبت می گذارد واو را در جامعه فردی با شخصیت ومتین جلوه گر می سازد. بر عکس برخی از نامها فرزند را که تدریجا بزرگ می شود، فردی سبک ولا ابالی معرفی می کند.بنابراین در نامگذاری فرزندان باید دقت کافی به عمل آورد ونامی انتخاب کرد که، دارای معنا و مفهوم عالی وانسانی باشد وبه صاحب نام بلند نظری و امید و خوش بینی در زندگی الهام بخشد.
تکوین شخصیت فرزند :شخصیت اخلاقی افراد، از دوران کودکی آنها آغاز می شودو تدریجا ً شکل می گیرد. چگونگی رفتار پدر ومادر نسبت به یکدیگردر روحیه فرزند آنها تاثیر زیاد دارد. در خانه ای که ادب و صمیمیت حکم فرما باشد، می توان کودک مودب و صمیمی و سالم تربیت کرد. بد بینی وخوش بینی فرزندان نیز از محیط خانواده سر چشمه می گیرد .
آنها مقلد خوبی هستند، کمتر کاری است که بزرگترها انجام بدهند ودر فرزند اثر نگذارد.
بعضی از خانواده ها به فرزندان خود اجازه می دهند که پدر ومادر و حتی آموزگار خود را با اسم وچک آنها صدا بزنند.آنهاظاهراً می خواهند، ارتباط صمیمانه ای بین خود و فرزندانشان بر قرار کنند، اما با توجه به اینکه باید به فرزند یاد داد که برای بزرگترها احترام قائل باشد.
شایسته نیست که مثلا کودک پدر و یا مادر خود را تقی یا مهین صدا کند،این مساله اثر روحی دارد واگر فرزندان در خانه به والدین خود احترام نگذارند، نباید از آنها انتظار داشت که در خارج از خانه به دیگران احترام بگذراند.
از احساس حقارت فرزندان جلوگیری کنیم:فرزندان در سن وسال کم بیشتر میل به افزون طلبی دارند ،هر چه را ببینند می خواهند و هر چه دیدند، می خواهند تصاحبش کنند.در دست هم سالان خود اسباب بازی و خوراکی هر چه ببینند، طلب می کنند واصرار می ورزند.
در اینگونه موارد عکس العمل مااین است که می تواند این حس همه چیز خواهی و افزون طلبی او را تا حدی ارضا بکند.
حفظ شخصیت فرزند در پیش میهمانان:میهمانی برما وارد شده و می خواهیم از او پذیرایی کنیم. اگر فرزند ما هم همان جا نشسته است باید با او
عینا ً مانند فرزند همان میهمان رفتار کنیم.یعنی هر طور از فرزند میهمان پذیرایی می کنیم، باید با فرزند خودمان هم همان رفتار را داشته باشیم مگر اینکه در اینگونه موارد به تدریج با دادن مسئولیت به خود فرزند او را مامور پذیرایی از میهمانان بکنیم که در این صورت خودش نسبت به خود هر طور رفتار کرد، باید قابل قبول باشد .
از برخورد نا مناسب با سهل انگاری فرزندان بویژه در تحصیل بپرهیزیم:
در باره ی نامطلوب بودن نتیجه ی امتحانات بعضی از دانش آموزان وعواقب نا گواری که این قبیل موارد در خانواده ها پیش می آید، تا کنون نمو نه های زیادی دیده وشنیده ایم که فلان شاگرد با دریافت کارنامه ی تحصیلیش به علت مردود شدن از ترس پدر ومادرش به خانه نیامد و فراری شد، یا فلان دختر پس از بازگشت از مدرسه در اتاقش را بست و بیرون نیامد بعد ازساعتها که به زور در را باز کردند و دیدن که با خوردن قرصهای خواب در حال احتضار است...
بهتر است در این مورد هم از نظر دیگران آگاه شویم که برخورد ما در این مواقع چگونه باشد؟
اگر معلم گزارش کار شاگرد را به خودش بدهد و نمراتش بد باشد، اواز خود نا امید می شود ودر ضمن اگر از والدین خود بترسد، واکنش شدیدی نشان می دهد تا جایی که ممکن است خود کشی کند.
از ابراز تبعیض و افراط در محبت به کودکان خودداری کنیم:
بچه ها با استعداد های گوناگون و خواص و مشخصات مختلف هستند. حتی از فرزندان یک خانواده هم هر کدام دارای نوعی استعداد و ویژگیهای اخلاقی است. بعضی از پدر ومادرها نا خود آگاه و بدون قصد و غرضی یکی از بچه های خود را به علت دارا بودن بعضی شباهتهای خلقی و ظاهری ویژه و استعداد و برتری، مورد توجه خاص قرار می دهند واین توجه روز به روز با بروز آن خصوصیات در آن کودک و نبودن یا کم بودن آن در کودکان دیگر زیادتر و بارزتر می شود تا حدی که در رفتار وگفتار وحتی پندار آنان بازتاب می یابد به طوری که همه اطرافیان به ویژه همه کودکان متوجه امر می شوند. اعمال این قبیل کودکان اغلب مورد اغماض و کارهای بد سبکتر کودکان دیگر به شدت مورد مورد باز خواست قرار می گیرند.
آن کودک مورد توجه با مشاهده این همه علاقه و استقبال بجا یا نابجا در همه موارد نسبت به خود تدریجا ً تعادل روانی خود را از دست می دهد و فردی خودبین وخود خواه و خودبزرگ بین و افزون طلب و لجوج وبد ... بار آمده خود را تافته جدا بافته می پندارد و همیشه می خواهد در خانه
به همه بچه ها وبعد به بزرگترها تحکم کند و با زور گویی و همیشه حق به جانب خود دانستن، خواسته های خود را بر دیگران تحمیل کند.
بچه های دیگر نیز با درک این مطلب رفته رفته حس اعتماد بنفس را از دست داده و خود را فردی عاجز وناتوان و کمتر از دیگران تصور می کنند به هر کاری که دست بزنند با حس عدم اعتمادی که نسبت خود دارند.موفق نخواهند شد احساس محبت وتعاون و برادریشان نسبت به همدیگر به نفرت و کینه و نفاق بدل خواهد شد.
این موضوع به حدی در روحیه کودکان یک خانواده اثر می گذارد که برابر تحقیق راونشناسان اجتماعی ، پایه و اساس اغلب جنایتها در افراد بزهکار جامعه از همین تبعیضها و نابرابریها در برخورداری از محبت و توجه پدر ومادرها بوده است.
لذا با قاطعیت به پدران ومادران توصیه می شود که به هیچ وجه در ابراز محبت وبذل توجه به بچه های خود کمترین تبعیضی قائل نشوند واگر قلبا ً هم یکی از بچه های شان را به عللی بیشتر از دیگران دوست دارند. سعی کنند که این موضوع به ویژه برای فرزندان آنان معلوم و مشخص نباشد.
بیشتر تبعیضها و عدم تعادل در ابراز محبتها در مورد بچه های اول ودوم یا پسر یا دختر اعمال می شود که منتج به نتایج بسیار بد تربیتی و روانی می گردد.در این مورد روانشناسان بسیاری همچون (آلفرد دلر) چنین ذکر کرده است که:«... کودک یکی یکدانه بودن خود مشکل بزرگی است، زیرا گاهی یک دفعه با وضعیت دیگری روبرو شده و باید وجود کودک تازه واردی را بپذیرد وعادت کند و بچه اول تنهاست و خیلی بیشتر به او توجه می شود.و درحقیقت او را بیشتر لوس میکنند. او که عادت کرده مورد توجه
همه ی خانواده باشد در مقابل خود شخص دیگری را می بیند که با همه چیز او شریک شده است ودیگر بچه منحصر به فردنیست، بنابر این سعی خواهدکرد که توجه پدر ومادر را ، که قبلا ً منحصر به وی بود و احساس می کند کم شده، به هر وسیله ای باشد جلب نماید،هر گاه در چنین شرایطی توجه
صحیح به آنها نشود در بزرگسالی دچار امراض روانی می شوند.
«اغلب معتادین و بزهکاران از این دسته افراد هستند و آنها با وجود بچه دوم ، خود را شکست خورده و فاقد همه چیز حس می کنند واین مسئله در زندگی آینده این قبیل کودکان اثر زیادی باقی می گذارد...
«بعضی اوقات می بینیم که چون مادر واقعا ً گرفتار بچه دیگر است،او را طرد می کند، بچه چه می کند؟ همان کار را می کند که اگر خود ما ،در آن شرایط بودیم می کردیم،همین کار را می کند ودر نتیجه حوصله مادر را سرمی برد ، (منظور از همین کار یعنی دفاع از منافع شخصی و مقابله با کسی
که به حریم ما تجاوز کرده است).
در این صورت کودک خسته شده و عکس العمل بیشتری را نشان می دهد ودر ودر نتیجه بیشتر احساس می کند که دیگران او را دوست ندارند وبه او توجه خاصی ندارند.
او هم برای برای به دست آوردن محبت مادر می جنگد و از هر چیزی بهانه می گیرد ، بد خلقی می کند،ودر نتیجه محبت را کمتر حس می کند و خلاصه کارهایش باعث می شود عقب بماند وحال آنکه وی خود را تبرئه می کند و می گوید که حق با اوست ودیگران مقصرند... به خصوص ،بچه اول پسر ودومی دختر باشد رقابت شدیدتر است ،چون پسر خود را در مقایسه رقابت با دختر می بیند وبیشتر دچار ناراحتی می شود.
در گیری بین دختر و پسر شدیدتر است تا بین دو دختر و یا بین دو پسر چون اصولا ً بیشتر مورد حمایت قرار می گیرند وتا 16 سالگی ،چه جسما ً و چه روحا ً، خیلی سریعتر رشد می کند.
که در این رابطه یعنی تبعیض میان دختر و پسر در بحث های بعدی اشارات بیشتری خواهد شد واین موضوع را که از اهمیت بیشتری برخوردار است زیر ذره بین قرار خواهیم داد، ودر پایان این بحث به این موضوع می توان اشاره کرد که هر چه در یک خانواده تعداد بچه ها بیشتر باشد ، دراین صورت بچه ها چون کمتر مورد توجه والدین قرار می گیرند در نتیجه روابط بین فرزندان صمیمی تر می شود .
زیرا هنگامی که برادر یا خواهر خود را می بینند که گوشه نشینی می کند واز دیگران دوری می گیرند ، به قول خود بچه ها دل آنها به رحم می آید واین موضوع به وضوح در میان خانواده های پر جمعیت پیداست.
پیش همسالان بچه ها آنها را سرزنش و تنبیه نکنیم :
یکی از مسائل مهمی که در تربیت فرزندان باید در نظر داشت، این است که هیچگاه بچه را جلو همسالان و همکلاسان او به علت قصور و اشتباهش مورد سرزنش وعتاب و خطاب قرار ندهیم. زیرا عمیق ترین اثر بد را در زندگی آینده کودک می گذارد. دوستی می گفت: من در کلاس اول ابتدایی بودم روزی در محوطه مدرسه که با همکلاسیهای خود مشغول بازی بودیم، یک دفعه از دیوار کوتاه محوطه پدر یکی از بچه ها (که از بچه های بسیار باهوش و ساعی کلاس بود)سر برآورد و گفت:بچه ها جمع شوید وبر روی فلانی (اسم بچه اش را گفت)تف بیندازید چون دزدی کرده است.
اکنون نمی توانم مجسم کنم که آن روز تمام بچه ها چه حالی پیدا کردند . و چه نگاههای شیطنت بار یا ترحم آمیز به آن دانش آموز انداختند واو به چه حال و روزی افتاد و چه غوغایی در اندرونش بر پا شد.
اما آیا رفتار آن پدر به این صورت صحیح بود؟ یا برخورد منطقی این بود که به طور پنهانی ویا تذکرغیر مستقیم ،خودش موضوع را با او (فرزندش)حل می کرد و یا در این مورد از آموزگار مربوطه کمک می
گرفت. بزرگترین اشتباه پدر ومادرها در تربیت فرزندانشان همین سرزنش کردن آنها در پیش همسالان ودیگران است، که باید به طورصریح با آن مقابله نمایند.

با سیگار کشیدن فرزندان چگونه برخورد کنیم؟
امروزه یکی از مشکلات خانواده ها موضوع سیگار کشیدن فرزندان آنها میباشد. اینکه می گوییم بچه ها،واقعا ًچنان است. در کوچه وخیابان و پارکها که می گذرید می بینید بچه 10تا12ساله با چنان غرور و تکبری سیگار روشن کرده ومشغول دود کردن آن است که گویی،قله اورست را فتح کرده است ویا در رشته ای از علوم و ادبیات جایزه نوبل را برده است.
چه کنیم؟ آیا در برابراین چنین بچه ها،پدر ومادرها چه عکس العملی را دارند؟ آیا به طور دائم باید مراقب ایگونه بچه ها بود؟یا اینکه جیبهایشان را بگردند؟ به نظز من هیچ کدام از این تشددها و ختگیریها، نه تنها از میل و علاقه او نمی کاهد، بلکه اورا حریص تر و جسورتر هم می کند،کما اینکه یکی از روانشناسان می گوید:بعضی از جوانان در این موقع(هنگام بلوغ یا کمی زود تر)شروع به سیگار کشیدن می کنند،وشبها دیرتر به خانه می آیند، یعنی به طور غیر عادی حالت مبارزه با والدین را پیدا می کنند. وپدرومادرمبهوت می شوند که چه شده؟وچه طور یک دفعه بچه مطیع و سربه راه به این صورت درآمده؟ در حالی که این تغییر اساسی ناگهانی نیست.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 30   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اخلاق و معاشرت در خانواده

نقش فناوری جدید در فرایند یاد دهی و یادگیری

اختصاصی از اینو دیدی نقش فناوری جدید در فرایند یاد دهی و یادگیری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

نقش فناوری جدید در فرایند یاد دهی و یادگیری


نقش فناوری جدید در فرایند یاد دهی و یادگیری

نقش فناوری جدید در فرایند یاد دهی و یادگیری

نوع فایل:ورد قابل ویرایش

تعداد صفحه:52

قیمت:3000 تومان

دانلود و خرید به صورت آنلاین

چکیده

یادگیری امری پیچیده و مستلزم دخالت عوامل متعدد است ومحصول برنامه ریزی و سازماندهی دقیق و توجه به استراتژیهای گوناگون یاددهی – یادگیری می باشد . برای بهبود یافتن جریان یاددهی – یادگیری باید اصول و مواردی را رعایت کرد و آنرا در زمان تدریس و در کلاس اجرا نمود که در این مقاله به بررسی مواردی از آن اشاره کردیم که به صورت خلاصه وار می توانیم بگوئیم هرجا مجموعه ای از افراد در کنار هم قرار می گیرند تنها ارتباطات متقابل می تواند زمینه ساز شد فرهنگ آنها باشد بنابراین یک قاعده ی  مهم آنست که دانش آموزان در همه ی امور آموزشی در کلاس خود مشارکت داشته باشند تا از این طریق با مربیان خود به درک و تفاهم متقابل دست یابند بنابراین یادگیری زمانی مؤثر است که به صورت تیمی یا مسابقه ای برگزار شود که این کار مستلزم برنامه ریزی و همکاری است . استفاده از شیوه ی واحد یادگیری دانش آموزان را کسل می کند و انگیزه ی آنان را کاهش می دهد و بر همین اساس نظام خطی آماده سازی آموزش برای زندگی در یک نظام بسته سپری شده است و یادگیری بیشتر مفاهیم درسی مستلزم تمرین عملی است لذا می توانیم برای دانش آموزان فعالیت های عملی پیش بینی کنیم . نظارت بر تکالیف و وظایف          دانش آموزان باعث می شود که معلم از درک درست دانش آموزان نسبت به آن از آنها خواسته است مطمئن شود و نتیجه اینکه اگر به دانش آموزی به کرات گفته شود که بی استعداد و کودن است و پیشرفتی نخواهد کرد ، ممکن است که او این برچسب را بپذیرد و همان گونه عمل کند . شواهد حاکی از آن است که دانش آموزان بسته به انتظارات معلم ،خوب یا بد رفتار می کنند . اگر چه ممکن است پیدا کردن راهکارهای جدید چندان هم راحت نباشد ،ولی معلمان زبر دست و آگاه می توانند با استفاده از تجارب خود و پس از مدتی به آنها دست یابند و استعدادهای گوناگون را در یک کلاس کشف کند و آنها را توسعه بخشند


دانلود با لینک مستقیم


نقش فناوری جدید در فرایند یاد دهی و یادگیری

دانلود مقاله بزهکاری

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله بزهکاری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

ـ مقدمه
بزهکاری و علل و انگیزه های آن ، از جمله مشکلات اجتماعی است که از دیرباز چشم تیزبین و ذهن روشن محققین و دانشمندان از آن به دور نبوده است . مطالعة پژوهشهای متخصصان علوم انسانی در طی دو سه قرن گذشته نشان می دهد که عده زیادی از آنان همواره وقت خود را مصروف این مهم کرده اند ،تا شاید کشف علل بزهکاری و از میان برداشت عوامل موثردر پیدایش آن راه گشایی در جهت رفع این آفت اجتماعی باشند. افزایش میزان تبهکاری و بزهکاری از نیم قرن پیش یعنی از اواخر قرن نوزدهم وپس از دو جنگ بین الملل اول و دوم ،که منجر به متلاشی شدن خانواده ها وسرگردانی کودکان گردید، مورد بحث محافل بین الملل قرار گرفت. در سال 1984 در اعلامیه حقوق بشر و اعلامیه های سایر سازمانهای بین المللی لزوم توجه به حقوق اساسی و ارزشهای بشری و حفظ حقوق اساسی و ارزشهای بشری وحفظ حقوق حقه کودکان منظور گردید و به رسمیت شناخته شد.
بزهکاری نوجوانان یکی از انواع ناسازگاری زیستی روانی اجتماعی است و چنانکه لاوری میگوید،
سلوک رفتاری که خود شخص را ارضاء نماید ولی مورد پسند جامعه نباشد سلوک دشوار یا بزهکاری و حتی در برخی موارد جنایت نامیده می شود . صرف نظر از قوانین تدوین شده برای این پدیده، بزهکار دیگر به عنوان یک فرد ضد اجتماعی که برای مصالح اجتماع باید مجازات شود شناخته نمی شود، بلکه جوانی است مبتلا به اختلال در رشد شخصیت که بزه وی نیز با توجه به الگوی شخصیتی و تاثیرات خانواده و رفتار و موازین آنها و شرایتی که جرم اتفاق افتاده است ارزشیابی می شود. بطور کلی، عقاید گوناگونی در مورد افزایش بزهکاری ذکر شده است.
کانگر (1983) ازدیاد جرم و جنایت و تشکیل باندهای بزهکاری را توسط نوجوانان از اختصاصات جوامع کنونی دانسته و معتقد است که تحرک جامعه امروزی از قبیل صنعتی شدن کشورها، ازدیاد مهاجرت، نفوذ فرهنگهای مختلف در یکدیگر ،ازدیاد مشکلات اجتماعی، اختلاف طبقاتی و فقر، فقدان اعتقادات مذهبی و اخلاقیات، منازعات خانوادگی، وغیره انگیزهای برونی و درونی نوجوانان را در ارتکاب بزه تشکیل می دهد.
تحقیقات و آمارها روشنگر رو به گسترش نهادن بزهکاری نوجوانان در اکثر جوامع می باشد. طبق گزارش موسسه تحقیق جرم و جنایت آمریکا(1987)، 90 درصد از نوجوانان آمریکایی حداقل یکبار مرتکب بزهکاری شده اند. همچنین آمار منتشره در سال 1984 در ایالت متحده آمریکا نشان می دهد که 50000 نوجوان به جرم ارتکاب بزهکاری در کانون اصلاح و تربیتی نگهداری می شده اند (پاپالیا و الدز، 1985 ، صفحه 617 ).
گزارش دیگری در همین زمینه نشان می دهد که خشونت و تبهکاری در جامعه آمریکا به طرز روزافزونی رو به گسترش نهاده است. به عنوان مثال در سال 1980 میزان جنایت در حدود 148 درصد و شامل بیشتر از 11 تا 13 درصد کل جمعیت آمریکا بوده است، گزارش دیگری از موسسه تحقیق جرم و جنایت در آمریکا نشانگر این مهم بوده است که بین سالهای 1989ـ1980 میزان جنایت 69% ، تجاوزات جنسی 116 درصد. وبالاخره مشاجرات توام با خشونت 102 درصد نسبت به سالهای قبل افزایش داشته است. این آمار بخصوص در مورد بزهکاری نوجوانان هشدار دهنده بوده، و نشان داده است که بین سالهای 1967ـ1958 در حدود 300 درصد سرقت توسط نوجوانان انجام گرفته است. ضمنا با آمار فوق باید 40% تبهکاری و بزهکاریهای گزارش نشده را نیز اضافه کرد . بطور نسبی بغیر از اتحاد جماهیر شوروی ، سایر کشورهای اروپای غربی آمار مشابهی در این زمینه داشته اند . از کشورهای اروپای شرقی آمار دقیقی در زمینه بزهکاری نوجوانان در دست نیست و به نظر می رسد بزهکاری نوجوانان یا بسیار محدود بوده، و یا با معانی دیگری تعبیر شده است(دی فلوئر و دیگران، 1987 ،صفحه 78).
2ـ بیان مساله :
هرگاه صحبت از بزهکار یا ناسازگاری جوانان و نوجوانان یا اجتماع می شود بلافاصله این فکر به خاطر خطور می کند که از چه راه و با چه وسایلی می توان اعمال ضد اجتماعی و نابهنجار این گونه افراد را پیشگیری و یا کنترل نمود؟
امروزه در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا، طرق و وسایل خاصی برای این مسئله حاد اجتماعی در نظر گرفته اند که یکی از آنها تربیت مجدد اطفال و نوجوانان در کانونهای اصلاح و تربیت است . ولی باید توجه داشت برای اینکه بتوانیم نوای جوانی را، که در داخل خانواده خود به خوبی تربیت نشده و بر اثر عدم هماهنگی جامعه خویش به صورت یک فرد بزهکار قانون شکن و ضد اجتماع در آمده است مجددا تربیت نموده وبا اصول و موازین حاکم بر اجتماع تطبیق دهیم می بایستی علاوه بر وجود وسایل و تجهیزات لازم ، وقت و فرصت کافی نیز برای این کار در اختیار داشته باشیم که خود دلیلی بر ارائه خدمات آموزشی در محله های بزهکار خیز است .
امروزه این مطلب مسلم است که جوان یا نوجوانی که به سرقت و جیب بری و قاچاق مواد مخدر و نظایر این گونه اعمال ضد اجتماعی عادت کرده است به صرف توقف سه ماه یا شش ماهه در کانون اصلاح و تربیت تغییر روش نخواهد داد و هرگاه از زندان و یا کانون اصلاح و تربیت آزاد شود مجددا چون حرفه و کار شرافتمندانه نمی داند و ترک عادات قدیمی برایش مشکل است به محیط سابق و زندگی فساد آمیز خود مراجعت خواهد کرد .
بنابراین متفکرین و متخصصین اجتماعات غربی با ابداع و استقرار سیستم صدور حکم محکومیت به مدت نا معین مسئله اصلاح و تربیت و نوجوانان را به نحو مطلوب حل کرده و به موازات آن با تشکیل سازمانهای اختصاصی وابسته به دادگاههای اطفال برای استقرار یک نظم نوین در زندگی بی بندوبار نوجوانان بزهکار و ناسازگار راه حل های جدیدی یافته و بدین گونه از فشار بار دادگاه های اطفال نیز به نحو محسوسی کاسته و تعداد پرونده های ناشی از ارتکاب جرم جوانان بزهکار را بطور چشمگیر تقلیل داده اند .
در کشورهای غربی معمولا در جوار دادگاههای اطفال ، موسسات خاصی وجود دارد (کانون اصلاح و تربیت) که عهده دار تربیت اطفال بی سرپرست بوده و قاضی اطفال این گونه کودکان را به آن موسسات تحویل می دهد . تجربه نشان داده است که تشدید مجازاتها از تعداد قرون وسطائی نتوانسته عامل لازم و کافی برای پیشگیری و اجتناب از ارتکاب جرم و تکرار آنها باشد ولی آموزش توسط نهادهای مختلف شهری بر اساس نیازهای خاصی آن محیط ها توانسته نگرش اعضای آن جامعه خاص را تغییر دهد .
بنابراین باید بدنبال روشهای آموزشی و فرآیندهای آگاهی رسانی که موجب جلوگیری از وقوع جرائم می شود، و از راه کشف آن علل که بیشتر از فساد محیط یا از عکس العملهای احساسات و تمایلات ناآگاه مجرم سرچشمه می گیرد ، از وقوع حوادث ناهنجار و جرائم کاست و شخصیتهای معلول و حادثه جو را از بسیاری کارها که سبب اتفاق جرمها می شود منع کرد .
جامعه شناسی کیفری با اندیشه های نو ، افکار جدید و ارزندهای که مربوط به اعاده حیثیت افراد است ، می کوشد تا واقعیت را بصورتی که باید جلوه گر سازد و بی عدالتیهایی را که تا کنون رواج داشته است و باز هم ادامه دارد به وجهی شایسته آشکار نماید .
علم جامعه شناسی کیفری اثبات می کند که بزهکاران حیوانی وحشی نیستند که باید کشته بشوند، میکروب به شماره نمی آیند که باید در نابودیشان کوشید ، زشت و پلید و نابکار و غیر قابل اصلاح نمی باشند که به دیار نیستی رهسپار گردند . بلکه انسانند و می توانند مانند سایرین دارای اندیشه های عالی و منشها و اخلاقیات شایسته باشند و حتی در زمره بهترین انسانها در آیند به همین جهت ریشارد می نویسد :
که فراموش شده است که بزهکاران میکروب نیستند بلکه انسانند و جرم تنها عیب برخی از افراد استثنایی نیست ، بلکه تهدیدی است اخلاقی که بر رفتار همه مردم ، سنگینی خود را تحمیل می کند .
امروزه به خوبی به ثبوت رسیده است که خشونت و اجرای مکافات باعث ستیزه گری بیشتر بزهکاران می شود و هیچگاه و در هیچ زمانی و مکانی خشونت وسیله ارشاد و اصلاح نیست ، بلکه با آ موزش و آگاهی انسانی به اعضای جامعه می توان پیشگیری یا علاج واقعه قبل از وقوع را انجام داد.
ژرژ ویدال بوسیله آمارهایی که از بزهکاران در فرانسه بدست آورد ، اثبات کرد که رقم جرائم در این کشور و پس از اجرای کیفرهای بسیار سنگین افزایش یافت در حالیکه پس از آموزش های خاص مشروط بطور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا کرد وبه همین جهت الن کی استاد تعلیم و تربیت در مورد سیاست کیفری صحیح می نویسد :
نرمش و ملایمت در جلسات آموزش به مراتب با ارزش تر از خشونت و شدت عمل است .
سوالات پروژه حاضر عبارتند از :
آیا بین ویژگی های فردی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های اخلاقی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های خانوادگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های مذهبی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های اقتصادی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های فرهنگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های اجتماعی نوجوانان وبزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟

 

3ـ اهمیت مسأله :
در ایران طبق گزارشهای آماری ،‌ تا سال 1345 تعداد بسیار کمی از نوجوانان در کانونهای تربیتی نگهداری می شدند . ولی از سال 1356 به بعد سرقت از ناحیه صغار کمتر از 18 سال 65 درصد ،‌ میزان ضرب و جرح و چاقو کشی و قاچاق 45% افزایش داشته است . با توجه به آمارهای منتشر بطور خلاصه می توان گفت که 50% از جرائم نوجوانان ،‌جرا ئمی علیه اشخاص از نوع ضرب و جرح غیر عمدی 45%‌ از نوع منازعه و چاقو کشی و یا ضرب و جرح منتهی عضو بوده است ،‌ و فقط 5% بقیه مربوط به قتل های عمدی می باشد ( صلاحی 1357،صفحه 48و 178) .
اکثر دانش پژوهان رشد و شخصیت نظیر فروید و اریکسون بر این عقیده می باشند که دوران اولیه کودکی دورانی سرنوشت ساز و دوران نوجوانی یک بحران محسوب می شود . بدین جهت است که رعایت بهداشت روان و بررسی بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان می باشد . به موجب آمارهایی که توسط متخصصین امور تربیتی و جرائم اطفال در بلژیک بدست آمده است از تعداد 4221 مجرم صغیر تعداد 1607 نفر آنان یتیم بوده اند که از این عده 406 نفر آنها هم پدر و هم مادر خود را در طفولیت از دست داده اند ،‌ضمناً‌تعداد 1201 کودک منتسب به پدران و مادران این گروه مجرم می باشند ،‌که طبق همان آمار 937 نفر از پدران 264 نفر از مادران این گروه معتاد به مشروب بوده اند . تعداد 546 نفر از این اطفال دارای نامادری و یا نا پدری بوده و تعداد 316 نفر آنان پدران و یا مادران معتاد به مواد مخدر داشته اند . علاوه بر این ،‌ تعداد 228 نفر از اطفال مذکور از ازدواجهای غیر قانونی متولد شده ،‌ یعنی فاقد پدر قانونی بوده اند . ضمناً 189 نفر از کودکان فوق الذکر نیز پدر و مادر مجرم و محبوس داشته اند . و بالاخره تعداد 139 نفر از اطفال بزهکار مورد مطالعه پدر و یا مادرشان قبلا به موجب حکم دادگاه به حبسهای بیش از 3 ماه محکوم شده و بقیه نیز بر اثر سوء‌ معاشرت و عدم تربیت صحیح به ارتکاب جرم دست زده اند برخی یافته ها حاکی از آن است که ، فشارزاهای روانی ـ اجتماعی در قالب رویدادها و تغییرات زندگی ،‌می تواند علت تغییر و دگرگونی عجیب در رفتار نوجوانان و جوانان باشد (هولمز وراهه ،1967 ، ص 116) . قوی ترین و متقاعد ترین شواهد ،‌از مطالعه هایی به دست آمده که در شرایط مختلف ،‌پیامدهای فشارزاها مورد بررسی قرار گرفته اند . شرایط یا رخ دادهای طبیعی یا مصائب وارده (مصیبتها ) رویدادها یا تغییرات شدید شخصی ـ‌ اجتماعی ،‌ از مجموعه منابع بنیادی این مفهوم می باشند ( براهنی و همکاران ،1366ص 268)
ارتباط فشار زاهای شدید که مغایر با تغییرات به هنجار هستند ،‌ جزء‌ شواهدی محسوب می شوند که از لحاظ اولویت بر دیدگاه اختلالهای رفتاری ارجعیت یافته اند . گزارشهای بالینی و نتایج بررسیهای آماری -‌ پژوهشی ،‌ نشان دهنده آن است که عمده ترین تأثیر رویدادها یا تغییرات زندگی این است که کارکرده های روانی اجتماعی شخصی را دچار نقص کرده و پیامد این تجربه ناخوشایند ،‌ رفتار بزهکارانه خواهد بود (‌ پور افکاری ،‌ 1368،ص39 )
مساله بزهکاری نوجوانان و جوانان به طور کلی ،‌ از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است . این مشکلات که قسمت عمده آنها ریشه در خانواده و محیط زندگی دارد ،‌باعث می شود که شخصیت سالم و نوجوان امروز آسیب پذیر و نوجوان فردا ،‌ در آینده به عنوان فردی که دچار اختلالهای روانی – رفتاری است جلوه گر شود (بیلر ،1974،کدیور، 1371،ص96 )
در مطالعه تکوینی نوجوانان مقطع دبیرستان ،‌ وضعیت آموزشگاهی و محیط اجتماعی مربوط به آن عامل اصلی انجام هویتی در مقابل آشفتگی هویتی ،‌ کاربرد یافته است ،‌ نظریه مارشیا که بحث از وجود تعهد و بران در چهار وضعیت مختلف آموزشگاهی از لحاظ ویژگیهای روانی – رفتاری اختصاصی یافته به سطح آموزشگاه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی می نگرد و پیامد این نظر ایجاد طبقات از لحاظ عوامل ایجاد کننده بهداشت روانی دانش آموزان مطرح هستند(سیف،‌1373، ص 116)
اگرچه خانواده می تواند تا حد زیادی نوجوانان و جوانا ن را در ارضای نیازهایش کمک کند ،‌ولی همیشه منابع محیطی و سطوح مختلف طبقات اجتماعی به شیوه ای کاربردی در رشد و سازگاری یا در مقابل ناسازگاری نوجوانان و جوانان و به تصویر کشیدن نشانه های آشفتگی های روانی –رفتاری مؤثر بوده اند. دلیل بزرگ این ادعاء این است که همیشه در برخی از محیطهای زندگی با سطوح اقتصادی و اجتماعی یا پایین تر،‌وضعیتهای اجتماعی ـ اقتصادی حاکم بر آن الگوساز رفتارهای ناسازگارانه بوده و همچنین طبق پژوهش های مشاهده ای سازگاری دارند و پیوسته با نیروهای قضایی و حقوقی درگیر هستند . وضعیت نارسای اقتصادی و اجتماعی خانواده ها (والدین)
گاهی نیازهای اساسی فرزندان راناکام می گذارند و گاهی عوانل مستعد کننده ای که در شخصیت نوجوانان وجود دارند ،‌ مانع سازگاری کافی آنان می شوند . نتیجه مطالعه یابررسی بسیاری از پژوهشهای روانشناسان پرورش موید آن است که سطوح مختلف طبقات اجتماعی ،‌خود تعیین کننده وضعیت اقتصادی نوجوانان و جوانان بوده و این عمل اجتماعی ،‌یعنی نشانه های روان ـ‌رفتاری مشاهده می شو د که دانش آموز برای ارضای نیازهای خود در جهت نادرستی قدم می گذارد ،‌لازم است که هرچه زودتر آنرا مشخص کنیم ،‌هرچه دانش آموز بیشتر به مکانیسمهای دفاعی یا واکنشهای نورتیک (روان رنجورانه ) پناه ببرد ،‌ غیر قابل انعطاف تر می شود و در مقابل تغییر ،‌ بیشتر مقاومت می کند . یکی از بزرگترین مشکلاتی که روانشناسان آموزشگاهی برای متقاعد کردن دانش آموزان مدارس سطح پایین جامعه با آن درگیرند ،‌ تغییر الگو های رفتاری همکلاسان یا همسالان در محیط مدرسه و اصلاح یادگیریهای که به صورت مشاهده ای ،‌ نقش سرمشق را بازی می کنند (جی. ا. جانسون 1967).
برآوردهای بسیار درمورد درصد نوجوانان و جوانانی که در یک فرآیند تغییر رفتار نوعی کاملاً سازگار شده اند و آنهایی که سازگار نیستند وجود دارد . این برآوردها با توجه به معیارها یاملاکهای آشفتگیهای روانی ـ رفتاری و ابزارهای ارزشیابی شخصیت یانیم رخ روانی به دست آمده است و نشان دهنده تفاوت بین شاخصها در محیطهای تحصیلی و زندگی متفاوت می باشند . ولی دو مجموع ارقام ارائه می شود تا شاخص از آنچه در فعالیتهای آموزش براین تغییر رفتار نوجوانا ن و جوانان انتظار می رود داشته باشند . ایران منش و همکارانش (1989)برآورد زیر را بر اساس درجه بندی 800 نوجوان ده جوان که تحت آموزش تغییر رفتار محلی قرار گرفته اند ارائه داده اند :
سازگار کامل :20 %
بدون مشکل مشخص :52%
دارای اختلال رفتاری : 20%
دارای اختلال در سازگاری :8%
سی. ای . اولمن (1982) دریافت که وقتی کارشناسان تغییر رفتار نوجوانان و جوانان به طور مستقل به قضاوت می پردازند ،‌همگی متفق القول اند که حدود 8% نوجوانان پسرها به دخترها،‌ چهار به یک بوده است و رفتار بزهکارانه پسرها به علت ثب قانونی بیشتر از دخترهاست .
آر . جی استنت برآورد کردکه حدود 22%‌ از دانش آموزان دبیرستانی یک ناحیه آموزش و پرورش سطح پایین جامعه که خدمات رایگان دولتی برخوردارند ،‌به طور جدی یامتوسط از نظر اختلالات رفتار بلوکی (بزهکاری) دارای نشانه های آشفتگی شدید یا حتی در برخی از مناطق عمیق هستند .

 

هدفهای مطالعه :
از نظر هدف ،‌ متخصصین امور بزهکاری ،‌ مجموعه اقداماتی که د رزمینه پیشگیری به عمل می آید، از سه زاویه قابل طرح و بررسی است :
1. کوشش کنیم به صورت زود رس و قبل از موقع و مدتها پیش از آنکه اعمال بزهکارانه از فرد سر بزند کشف کنیم که بزهکاران بالقوه چه کسانی هستند و اقدامات لازم را در مورد شان به عمل آوریم ،‌تا به عمل پیشگیری تحقق بخشیده باشیم .
2. اقدامات مربوط به پیشگیری را در سطح قبل از وقوع بزهکاری اعمال کنیم . منظور این است که مرتباً در صدد کشف افراد خطرناک جامعه باشیم،‌ افرادی که وجود اختلالات در آنها به ما هشدار می دهند که باید در مورد کنشها به موقع به عمل پرداخت ،‌تا بتوان از بزهکاری قریب الوقوع آنها جلوگیری کرد.
3. پیشگیری را در سطح تکرار جرم انجام دهیم ،‌ یعنی سعی کنیم کسانی که یک با ر به بزهکاری دست زده اند باری با ردوم مرتکب جرمی نشوند . پیشگیری و برخورد با بزهکاریها نوجوانان ، باید ابتدا عوامل ایجاد آنها را شناسایی کرد بزهکاریها ،‌مشکلاتی نیستند که بیست و چهار ساعته ایجادشده باشند با برای آنها راه حلهای کوتاه ،‌ آسان و سریع وجود داشته باشد . لوسین بودت مشاور بهداشت روانی سازمان بهداشت جهانی ،‌ مخرج مشترک معالجه و درمان نوجوانان بزهکار را عبارت از کسب احساس ایمنی مجدد برای آنان م داند تا در نتیجه این ایمنی،‌بتوانند روابط قابل اطمینان و محبت آمیزی با دیگران داشته باشند. بنابراین در آموزش و فرآیند آگاهی رسانی به آنها احساس امنیت را القاء‌کنیم.
انحراف رفتار و بزهکاری حاصل یک سلسله عکس العمل های طولانی و بغرنج است و همانگونه که میلر می گوید : “‌ نوجوان بزهکار بیش از هر نوجوانی با مسائل ناگوارتر و حاد تری درهویت و موجودیت خویش روبروست اضطراب او بیشتر و دشمنی و عداوتش قوی تر است رفتار بزهکاری در بسیاری از موارد راه حلی است که نوجوان در اختیار دارد و غالباً به منزله بهترین و مهیج ترین اعتراض علیه وضعیت موجود و آینده غیر قابل قبول و ملال انگیز است . وقتی چنین باشد ،‌راه حل عبارت از کمک به بزهکار درشناخت خویش و محیط است که تنها با آموزش قابل اجراست . در کمک به بزهکاران برای ایجاد تصویر مثبتی از خویش ،‌باید آنان را آدمهای غریبه و جدای از سایر انسانها ندانیم . به استثنای ،‌رفتار بزهکارانه که معمولاً نوجوان رامطرود میکند فرد بزهکار ،‌انسانی دارای نیازها ،‌ احساسات و عواطف مانند سایرین است در راه حلها، بایستی بازیابی ارزش شخصی بزهکاران ،‌گنجانده شود . مابه افراد متخصص برای بررسی علل بزهکاری و ارائه و اجرای راه حل برای آنها نیاز داریم . وجود این افراد به طرح برنامه ها و نحوه اجرای آن کمک می کند و جلو اشتباه کاری رامی گیرد وجود برنامه از اقدامات بدون طرح و نقشه جلوگیری می کند و شامل برنامه کوتاه مدت و بلند مدت می شود .
5- پیش فرضها – حدود مطالعه و محدودیتها :
پیش فرض های تحقیق عبارتند از :
بین ویژگی های فردی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های اخلاقی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های خانوادگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های مذهبی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد.
بین ویژگی های اقتصادی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد.
بین ویژگی های فرهنگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های اجتماعی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
حدودمطالعه به مرحله رشد نوجوانی معطوف است و نوجوانان دختر و پسر را تحت بررسی قرار داده است. از عمده ترین مشکلات پژوهش حاضر عبارت است از عدم توانایی نمونه گیری نسبی یا نسبتی بر اساس حجم جامعه طبقه بندی شده در تحقیق .
برخی دیگر از مشکلات و محدودیتها عبارتند از :
الف- عدم دسترسی به پیشینه های پژوهشی که مستقیماً با موضوع پژوهش ارتباط داشته باشند.
ب- فقدان مطالب نظری د ر زمینه موضوع پژوهش .
ج- مشکلات عدم همکاری برخی از مسؤولان و دست اندرکاران .
د- محدودیت زمانی جهت جمع آوری و تکمیل اطلاعات پرسشنامه ها .
ه- عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی دقیق در زمینه ثبت آمار بزهکاری نوجوانان و جوانان .
تعریف اصطلاحات مهم :
بزهکاری : عبارت است از مجموعه رفتارهایی که نوجوانان و جوانان بر خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقی مرتکب می شوند .
علل بزهکاری : عبارت است از مجموعه ویژگی های فردی ،‌ اخلاقی ،‌خانوادگی ،‌مذهبی ، اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی .
تعریف بزهکاری:
بزه عبارت است از اقدام 1 به هر نوع عملی که برخلاف موازین ،‌مقررات،‌قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه باشد . و بزه رابط بین عمل و اجتماع را بیان می کند . اعمال بزهکارانه نوجوانان به اموری گفته می شود که قانو ن آنها را برای نوجوانان بزه می داند و قوانین مربوط به بزه نوجوانان د رکشورهای مختلف فرق می کند و بزهکار کسی است که متهم به ارتکاب رفتار ضد اجتماعی یا قانون شکنی است ولی به علت آنکه به سن قانونی (معمولاً 18 سا ل) نرسیده است دراکثر کشورها مانند یک مجرم بزرگسال مجازات نمی شود ولی در برخی از کشورها جرائم اطفال و جوانان ،‌ عنوان خاصی را ندارد یعنی صغیر مثل کبیر اگر مرتکب عملی شود ،‌ قانون ،‌ ارتکاب آنرا برای همه جرم شناخته و آن کس رامجرم می داند ولی در بعضی از ممالک اعمال بخصوصی عفو می شود مثل فرار از مدرسه ،‌کوچه گردی ، عدم اطاعت از روی لجبازی به اولیاء‌،‌ نوشیدن مشروبات الکلی یا سیگار کشیدن د رمنظر عمومی که از نظر بهداشتی ،‌تربیتی برای اطفال و نوجوانان مضر است و جزء بزه محسوب می شود . رفتار نوجوانان بزهکار که دست به ناهنجاریهای اجتماعی زده موجب می شود که دریک زمان ومکان معین بوقوع می پیوندد و در معنای واقعی ،‌مطالعه گسترده د رسطح یک جامعه ای است که باید جرمها را از دیدگاههای مختلف واز نقطه نظر عوامل بوجود آورنده آنها دقیقاً‌ شناسایی به عمل آورد به همین جهت هنگامی که بزهکاری بررسی می شود یعنی در حقیقت کلیه پدیده های اقتصادی ،‌ فرهنگی ،‌بهداشتی ،‌سیاسی ،‌ مذهبی ،‌ خانوادگی و … یک جامعه عمیقاً مورد مطالعه قرار می گیردو بزهکاران از جهات مختلف:
سن ،جنس،نژاد،تجردوتأهل ،شهری و روستایی بودن ،فقیر و متوسط و ثروتمند بودن و … تقسیم بندی می شوند .
در مورد بزهکاری هر یک از دانشمندان 2 با توجه به رشته تخصصی خود و عقاید مکتبی که از آن الهام گرفته اند ، تعریفهای گوناگونی نموده اند .

 


1- فرجاد ،محمد حسین ،آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی جرم ،انتشارات کوکب 1356،ص168.
2- نوابی نژاد ،شکوه ،رفتارهای بهنجار و نابهنجار کودکان و نوجوانان ،انتشارات ابتکار ،تهران1365،ص110.
روانشناسان معتقدند :بزهکاران نوجوان از هر نوع که باشد سلوک و رفتاری است که خود شخص را ارضا می کند ولی مورد قبول جامعه نیست و افرادی مرتکب آن می شوند که به سن قانونی نرسیده اند. حقوقدانان معتقدند که بزهکاری عبارتست از هر فعل یا ترک فعلی که نظم و آرامش اجتماعی را مختل نماید و قانون برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد.
و جامعه شناسان هم آنرا یک پدیده طبیعی و دائمی می دانند که در هر زمان و مکان اتفاق می افتد و با تحولات جامعه تغییری نمی یابد ونزد وجدان و عامه مردم زشت و ناپسند است و ازدیدگاه جرم شناسان هم یکی از اشکال اجتماعی ، ناسازگاری اطفال است .
بزهکار کسی است که مرتکب جرم یا بزه شود . اما تعریف جرم کار آسانی نیست . گفته می شود و بعضی معتقدند که جرم علمی است که باعث برهم خوردن نظم اجتماعی می شود . اما این تعریف جامع و مانعی نیست زیرا د ر این صورت ما اول باید معلوم کنیم که نظم چیست ؟
دوم : اجتماع چیست ؟ سوم اینکه : تشخیص نظم اجتماعی با چه کسی است ؟
جرم یک پدیده جهانی و همگانی است و تمام دنیا از بدو پیدایش انسان شاهد بروز جرم به نحوهای گوناگون بوده است و تحت عناوین مختلفی آنرا ذکر کرده اند مانند : سرپیچی ،سرکشی ،رفتار ناشایسته و …
جرم در حالت انزوا معنی و مفهوم ندارد و در زمان و مکان متغییر است . آنچه را که جامعة‌ ما جرم می شمارد د رجامعه غرب جرم شناخته نمی شود . آنچه را که اکنون جرم می دانیم در گذشته جرم نبوده است مانند لواط در آتن و قبیله چوکچی و سرقت در قوم اسپارت که جرم شناخته نمی شده ولی ما جرم می دانیم .
غالباً جرم را به بیماری اجتماعی تشبیه کرده اند ولی نزدیک کردن این دو مفهوم دقیقاً درست نیست ، زیرا بیماری ،‌ در عالم واقع ،‌ با نشانه ها و علائم و نمود ارهایی مشخص می شو د که جنبة‌ محسوس و ملموس دارد و ممکن است به خودی خود مورد بررسی قرار گیرد . اما هیچ عملی نیست که ب خودی خود جرم با شد . در نها یت با ید جرم را اینگونه تعریف کرد :
جرم عملی است که بر خلاف یکی از موارد قانون مجازات عمومی هر کشور است و مجرم کسی است که در زمان معین عمل او بر خلاف مقررات رسمی کشور باشد .
تعریف بزه قبل از شروع تحقیقات علمی :
دریونان باستان ، علت ارتکاب بزه را تقدیر و یا سرنوشت می دانستند و معتقد بودند که سرنوشت ویا تقدیر ،‌ که رفتار و کردار افراد را تحت تأثیر قرار می دهد ناشی از مشیت خدایان و یا نفوذ اراده نیروهای مرموزی است که خواست و اختیار بشر در بروز آن نقشی ندارد .
سقراط :( 399-470 قبل از میلاد ) فیلسوف یونانی ،‌ضمن انتقاد از شدت مجازاتها می نویسد :
ما نبایستی با تبه کاران با خشونت رفتار کنیم بلکه باید به آنها بیاموزیم که به چه ترتیب از ارتکاب بزه خودداری نمایند . زیرا جنایت ثمره نادانی و جهل است و تعداد بی شماری از افراد که در نتیجه بد شناسی ،‌ نتوانسته اند معرفتی کسب کنند مرتکب جرم می شوند .
افلاطون : (347-428 قبل از میلاد ) فیلسوف یونانی که از شاگردان سقراط و استاد ارسطو بود ،‌ درتشریح علل وقوع جرائم ،‌عوامل اجتماعی و اقتصادی مخصوصاً فقر و ثروت را منشأ بروز جرائم اعلام و معتقد است که :
دو عامل مذکور ، عواطف انسانی را دگرگون ساخته و افراد را به طرف ارتکاب بزه می کشاند .
جالینوس (130-200 قبل از میلاد ) فیلسوف و پزشک رومی به روش علمی بیماریهای روانی را مورد بررسی قرار داده و در زمان بزهکاران مبتلا به بیماریهای روانی را توصیه می کرد . پس از این دوران مطالعات علمی برای شناسایی و درمان بیماریها و علل بزهکاران آغاز شد البته قبل از این دوره جادوگری اوهام جایگزین مطالعات علمی شده بود که با افشاگری افرادی چون ، جان ویر ،‌اسکات نویسنده انگلیسی ،توماس مورس و دیگران منسوخ گشت .
آغاز تحقیقات علمی :
از جمله افرادی که می توان آنها را به عنوان بنیانگذاران مطالعه علمی بزهکاری نام برد: دلاپورتا اهل ناپل (ایتالیا) ولاواتر فیلسوف و شاعر سوئیسی است . درسال 1640 دلاپورتا در کتاب خود تحت عنوان ((قیافه شناسی ))روابطی را که بین قسمتهای مختلف چهره و خصیصه های گوناگون افراد وجود دارد مطالعه و قیافة‌ دیوانگان و کسانی را که رفتار خشونت آمیز داشتند با سر حیوانات مقایسه نمود و بعضی از علائم آن دو را مشابه اعلام کرد . این نظریه توسط لاوترا در سال 1776 مورد تأیید قرار گرفت . بعد از این دو افراد دیگری نیز تحقیقات مفصلی انجام داده اند که به شرح زیر می باشد :
گال f . I gall (1828-1758 ) پزشک اتریشی ،‌ با تحقیقات علمی سعی کرد که روابط بین برآمدگیهای جمجمه و خصلتهای افراد را ارائه دهد .
وازان f.voision در سال 1837 نتایج تحقیقات علمی خود را دربارة عیوب جسمی اکثر تبه کاران ،‌ در اختیار آکادمی فرانسه قرار داد .
کتله a. quctelet (1874-1796) بلژیکی ،‌ آمار های جرائم فرانسه و هلند را بررسی نمود . د رسال 1835 نظریه خود را راجع به تأثیر محیط جغرافیایی منتشر کرد .
مورل A.morel (1857) پزشک فرانسوی ،‌ د ر کتاب خود به عنوان ((تباه نوع بشر ))‌روابط بین بزهکاری و فساد نسل انسانی را تأیید نمود .
ویرجیلیوvirgilio (1874) استاد ایتالیایی در کتاب خود ((ذات بیماری بزهکاری )) تأثیر وراثت را در وقوع جرائم تشریح کرد .
گابریل تارد G.tarde (1904 –1843)‌ قاضی فرانسوی ،‌ درسال 1886 نتایج مطالعات خود را تحت عنوان ((بزهکاری تطبیقی)) منتشر و تقلید را بروز بزهکاری اعلام داشت .
سزار سبروزو S.lombros (1909-1835) پزشک ایتالیایی ، با پیروی از عقاید گال ،‌ویرجیلو ،‌بروکا ،‌جمجمه مجرمین مرده را مورد آزمایش قرار داد و در سال 1876 اثر مصرف خود ((انسان تبه کار)) را منتشر ساخت .
از جمله دیگر افراد فعال در این زمان می توان از فری دور کیم ،گور،ژولی نام برد .
طبقه بندی بزه کاران از نظر تیپ بدنی و قیافه :
1- طبقه بندی کین برگ : کین برگ یک جرم شناس سوئدی بود . وی معتقد بودکه بروز تمایلات نفسانی و وضع اعضای بدن به چهار خصلت روانی مربوط می شود :1- لیاقت 2- سلامتی
3- عادت 4- پایداری
2-طبقه بندی دی تولیو : وی مجرمین را بر اساس عوامل زیر طبقه بندی نموده است .
- عامل نخست ، نسبت بین قد و حجم بدن است . در قد بلندها ، رشد قد طولی است . دست و پاهای آنها دراز و شکم کوچک و صورت کشیده است .
-عامل دوم ، ناشی از مجموعه ماهیچه ها ونیروی محرکه است که هر یک از این دو گروه خود به دو دسته استرنیک ، سترنیک تقسیم می شوند .
استرنیک افرادی پر هیجان ، پر تحرک و دمدمی مزاج هستند .
سترنیک افرادی فاقد نیرویی کافی و مبتلا به ضعف و ناتوانی بوده اما آرام و ثابت قدم می باشند .
3-طبقه بندی کرچمر : این دانشمند افراد بزهکار را به چهار دسته تقسیم می کند :
- افراد لاغر و دراز که 50% جمعیت و 40% بزهکاران را تشکیل می دهند .
- افراد قوی هیکل و عضلانی که 30% جمعیت و 50% بزهکاران را تشکیل می دهند .
- افراد چاق و فربه که 20% جمعیت و 10% بزهکاران را تشکیل می دهند .
- تیپ مختلف از مشخصات مذکور که این افراد کم حرف ، دارای دستهای پهن ، بازوان لاغر می باشند و جرایمی مانند قتل و سرقت را نیز انجام می دهند .
در هر حال این مجموعة کوچکی است از تعاریف وعقاید بعضی از دانشمندان راجع به بزه و بزهکاران و در این مورد اجتماعی هر دانشمندی عقیدة خاص خود را دارد که مجال ذکر آن در این جزوه بسیار کوچک ، نیست .
انواع جرمهای ارتکابی:
به طور کلی جرائم ارتکابی نوجوانان را می توان به صورت زیر بیان کرد :(حشمتی 76)
1- قتل 2- سرقت 3- استعمال مواد مخدر 4- ایراد ضرب و جرح
5- اعمال منافی عفت 6- تکدی گری 7- کلاهبرداری
8- رشوه گری
تفاوتهای جنسیتی د رآسیب پذیری در برابر فشار :
در دوران کودکی ، اختلال روانی در پسران شایعتر از دختران است .1 شایعترین اختلالات دوران کودکی اختلال رد رفتار و اختلال کمبود توجه است .
اختلال نادری که در پسران شایعتر از دختران است اختلال هویت جنسی است . کودکانی که این اختلال را دارند تمایل بسیار شدید به بودن با جنس مخالف نشان می دهند و به طور مستمر به رفتارهای جنس دیگر می پردازند . 2
به رغم شیوع عمومی اختلال روانی در میان پسران ،‌ ازدوران اولیه کودکی ، دختران به مراتب بیشتر از پسران مشکلات عاطفی و به خصوص اختلال اضطراب نشان می دهند .3
میزان شیوع افسردگی دوران کودکی برای دختران و پسران مشابه است .4
وقتیکه کودکان به دوران نوجوانی می رسند دختران در برابر اختلال آسیب پذیرتر از پسران می شوند . در نوجوانی ،‌ دختران به مراتب بیش از پسران دچار اختلال در خوردن غذا ،‌ نظیر بی اشتهایی عصبی می شوند . د رمطالعه ای که از کودکان 1 تا 3 ساله به عمل آمد ، پسران در برابر اثرات فشار خانواده آسیب پذیرتر از دختران بوده اند و پیامد تجربه به عوامل فشار را نظیر اختلاف زناشویی یا افسردگی ها در برابر پسران اختلال رفتار بوده .5

 

1. rutter , tizard&whit more offord etal , 1987
2. zucker,&green,1992
3. last,1989,mitter , beyour.
4. Fleming , offord &boyle ,1989.
5. Farls & jung ,1987.

 

پسران نسبت به طلاق والدین و دیگر عوامل فشارزا نظیر تولد یک خواهر یا برادر ،‌ آسیب پذیر تر از دختران بوده اند. 1
به مرور زمان که کودکان به دورة‌ نوجوانی می رسند ،‌دختران درمقایسه با پسران به فشار واکنشی منفی تر نشان می دهند . (شرار 1378 ،سوزان ورابین فی دش :نویسندگان )

 


1. RUTTER , 1985

 

تاریخچه بزهکاری :
در طول تاریخ ، بزهکاری همواره اندیشه ها و تلاشهای پژوهشگران را به خود جلب کرده است و بسیاری از متخصصان و کارشناسان سال بهداشت روانی – اجتماعی بر آن شدند که جنبه های مختلف این معزل را شناسایی کنند زیرا بیشتر آنان بر این باورند که بزهکاری نوجوانان و جوانان ،‌ پدیده ای نیست که تنها در قرن حاضر خود نمایی کرده باشد بلکه این مشکل اجتماعی از زمانهای دور تاکنون هم وغم محققان ودلسوزان جامعه را به خود مشغول داشته است .این مسئله از تاریخ 306 قبل از میلاد مسیح وجود داشته است1 و اولین نظرات ابراز شده بیشتر جنبة نظری داشت ولی متدرجاً به مرحله مشاهده و تجربه در آمد و این تجارب و آزمایشها گسترش یافت و صورت علمی به خود گرفت و جرم شناسی هم بین سالهای 1815 تا 1840 در سایه روانپزشکی به وجود آمد وتوسعه یافت و چون بزهکاری در تمام جوامع موجود بود ودر تمام زمانها ، اثرات نامطلوبی در اذهان و قلوب باقی گذاشته است به همین جهت د رقدیم آنرا نوعی مصیبت و ضیافت به جامعه و جزء اعمال شیطانی می پنداشتند و مکافات و قصاص می کردند و برای جنبه های ارعابی مجازات و ایجاد خوف و هراس د ربزهکاران و اعمال مجازاتهای سنگین مانند دست بریدن ،‌ سنگباران کردن ، اعلام ،‌حبسهای دراز مدت توأم با شکنجه اهمیت زیادی قائل بودند.
دریونان قدیم یا قرون وسطی همیشه مسئله بزه از نقطه نظر اخلاق و قانون مورد مطالعه قرار می گرفت و به همین علت نزد متفکرانی همچون (هزیود )2 ، (پتیاگور )3، ( سقراط )4 ،(پروتاگوراس)5
(هراکلیت)6 ،(افلاطون )7 ، (ارسطو )8 اندیشه مربوط به جانی و لزوم مجازات دیده می شود . در تراژدی یونان ،‌علل جرم بیشتر از سایر موضوعات مورد توجه بوده است مخصوصاً در بعضی از اشعار شعرا دیده شده و شعرا توجهی به جنبه های روانی ریشه جرم داشتند ولی به هر حال بزه را معمولاً یک بدبختی و سرنوشت شومی می دانستند که از طرف دستگاه آفرینش به بشر تحمیل گذشته است اما افلاطون و ارسطو نظریات عمیقتری داشتند و واقع بین تر بودند . آنها علل بزهکاری را در

 

1. کوراکیوس ،‌ ویلیام سی (یونسکو) ،بزهکاری نوجوانان،انتشارات کتاب کودک ،تهران 1367،ص2 2. HESIOD 3. PYTHAGORE 4. SOGHRATH 5. PORTAGORE 6. HERACLITE 7.AFLATOON 8 .ARASSTOO
تشکیلات اقتصادی و اجتماعی و عواطف بشری جستجو می کردند و به خصوص روی تهیدستی و فقر تکیه داشتند . 1
بعد از یونان به روم می رسیم ولی در روم هم اثری ازیک مطالعه علمی در این زمینه یافت نمی شود زیرا درمیان قوانین اولیه رومیان پیش بینی هایی برای کودکانی که دزدی می کردند به عمل آمده است رومیان تشخیص داده بودند که مسئولیت کودکان در برابر چنین جرائمی محدود است بدین ترتیب می توان متذکر شد که بزهکاری نوجوانان به هیچ وجه مخصوص نسل امروز نیست و تا حدی به صورت دفاع ،‌ عده ای می توانند ادعا کنند که این مسئله حتی انحصاری هیچ کشور یا فرهنگی نیست .2
در ادبیات لاتین هم جز تکیه بر فقر ورابطه آن به بزه چیز دیگری به چشم نمی خورد اخلاقیون هم با وجود آنکه فقر را ما در کلیه مفاسد قلمداد می کردند از توانگری و ثروت هم به نوبة‌ خود مذمت می نمودند و معتقد بودند این عامل قبل از آنکه راحتی و آسایش ایجاد نماید ،‌ نارضایتی خاطر ،‌پر توقعی و حرص ایجاد می کند و در نتیجه اخلاقیات را در معرض خطرهای بزرگ قرار می دهد به طور کلی دانشمندان این عصر همچون ( کنتیلین )3، (سالوست)4 ، (ویرژیل)5 ،(ژوونال)6 ، فقر و بدبختی را عامل بزرگ نابسامانیها به شمار می آورند .7
درقانون همواره بی مربوط به 2200 سال پیش از میلاد مسیح ،‌ مجازاتهایی برای سوء‌ رفتار و اعمال خلاف اخلاق جوانان در نظر گرفته شده بود . د رقرن هفدهم در روم و نیز دراوایل سده هیجدهم در انگلستان بازداشتگاههایی به سبک امروزی برای نوجوانان بزهکار ایجاد شده در بیمارستان سنت میشل 8 در روم برای بهسازی ، اصلاح و آموزش نوجوانان هرزه و فاسق اختصاص یافت .

 

1 . مظلومان ،‌رضا ، جامعه شناسی کیفری،‌انتشارات دانشگاه تهران،1353،ص153-149.
2. کوراکیوس ،ویلیام سی (یونسکو) بزهکاری نوجوانان ،انتشارات کتاب کودک ،تهران 1367،ص3
3.QUINTILIEN 4. SALLUSTE 5. VIRGILE 6. GUVENAL
7.مظلومان ، رضا ،‌جامعه شناسی کیفری ،انتشارات دانشگاه تهران 1353،ص160و159
8. SANTMICHEEL
بدین ترتیب نوجوانان هرزه و ولگرد که به حال خود و جامعه خویش مضر و زیان آور بودند می توانستند تحت آموزش و تعلیم قرار گیرند و به عناصری سودمند برای اجتماع ،‌ تبدیل شوند . در انگلستان نهاد اصلاح و بهسازی کینگزوود 1 تأسیس شد تا گروههای نوجوانان قانون شکن که به خیابانهای شهرهای جدید صنعتی هجوم می آورند و منشاء اذیت و آزار عامه بودند را بازداشت کنند و بدیهی است پدیده بارز و ناسودمندی چون بزهکاری نوجوانا ن که چنین ریشه دار ، عمیق و نمایان است بزرگسالان را بر آن داشت تا د رجستجوی علل ،‌ آثار و تبعیات آن برآیند. 2
در اواسط قرن 18 ، د رفرانسه قیامهایی علیه بیرحمی و استبداد مجازاتها صورت گرفت که دراین مبارزه فلاسفه بزرگی همچون (منتیسکو)3 ، (روسو)4 ، (ولتر )5 ،(دلباخ )6 شرکت نمودند وعقایدی ابراز داشتند . مبارزه جدی آنها باعث گشت که برخی قانونگذاران به دنبال آنها کشیده شوند و این مبارزات د رفرانسه به سایر کشورها هم ریشه دواند و روی بسیاری از محققان تأثیر زیادی گذاشت منجمله (بکاریا ) از ایتالیا و (هوارد)(بنتام) از انگلستان که این سه دانشمند به سنگینی و بیرحمی مجازاتها حمله نمودند و برای بهبود شرایط نامطلوب موجود و تجدید نظر د ر قوانین قیام نمودندو خواستار اصلاحات عمیقی گشتند . در واقع قرن 19 است که جرم شناسی به صورت علمی شروع به گسترش می کند و در سایه روانپزشکی با ( نپل )7 ،( اسکیرول)8 بوجود می آید و در حقیقت از سال 1875 به بعد است که اندیشه های جدید مبنی بر مشاهده و تجربه امور بزهکاری شروع به گسترش می نماید و اولین مطالعات علمی را ( لمبروزو)9 ، (ایزیکوفری) 10 ،(گاروفالو )11 در ایتالیا پایه گذاری کردند.12.
1.KING SWOOD
2.مظلومان ،‌ رضا ،‌جرم شناسی ،‌ انتشارات دانشگاه ملی ایران ،تهران 1347،ص1444و145
3.MONTEQUIEU 4.gg.Rousseau 5. Voltaire 6. Delboch
7.pibel 8.esquirol 9. Cesar lombroso 10. Ennico ferri
11 . rafael garafalo
12. مظلومان ، رضا ،‌جامعه شناسی کیفری ،انتشارات دانشگاه تهران 1353.ص 167 تا180

علل و عوامل مؤثر در بزهکاری :
برای تأمین سلامتی افراد ،‌پیشگیری مرض بهتر از معالجه آن است پس باید قبول کنیم که از نظر حفظ مصالح اجتماعی پیشگیری نیز بهتر ازمجازات است ولی می دانیم که برای پیشگیری از بزه ، شناختن علل وانگیزه های آن لازم است بنابراین در این مبحث قبل از هر چیز به بررسی علل بزهکاری می پردازیم .
این نکته مسلم است که هیچ معلولی بدون علت نیست مثلاً طفلی که مرتکب جنایت و یا هر نوع عمل ضد اجتماعی می شود به احتمال قوی ، تحت فشار اجتماعی ، خانوادگی ، جسمی و روانی خویش قرار دارد .عوامل فردی و جسمی نظیر نقایص روانی و علل جسمانی از یک سو و عوامل اجتماعی ،‌ اقتصادی و خانوادگی مربوط به محیط زندگی طفل از سوی دیگر رل مهمی را در بزهکاری او بازی می کنند به طورکلی چهار عنصر اصلی که هر یک دارای معنا و مفهومی کاملاً جداگانه و گسترده است در گرایش به بزهکاری مؤثر هستند یکی از عناصر آن عامل است . عامل ،‌پدیده ای است که د رآفرینش ،‌ رشد و شکل گیری وبالاخره پیدایش جرم نقش بسیار مؤثری را ایفا می کند . عامل هیچگاه بوجود آورنده جرم نیست بلکه در واقع پرورش دهندة‌ آن می باشد . نقش عامل از نظر تأثیر بخشی ،‌ بستگی کامل به افراد دارد زیرا عاملی که با قدرت فراوان بر روی فردی اثرات بسیار عمیقی می بخشد و او را در مسیر بزهکاری قرار میدهد ممکن است نسبت به دیگری فاقد آن قدرت و اثر باشد و نقش زیانبخشی ایفا ننماید و یا درجه نفوذش زیادتر نباشد . مثلاً عاملی که به سادگی ممکن است بر روی فرد بیسوادی اثر کند و مقدمات بزهکاری اورا فراهم آورد ،‌ نمی تواندبر فرد آموزش دیده و باسواد تأثیر نماید . از طرفی ظرفیت تحمل افرد نسبت به یکدیگر فرق می کند زیراممکن است فردی در برابر ناراحتیها ،‌زودتر تسلیم شود و دست به اقدامات ناهنجار بزند ولی فرددیگری قدرت ایستادگی و مقاومت بیشتری داشته باشد . عواملی که تأثیر قوی دارند به عوامل نادر موسومند که هم نسبت به افراد و هم اجتماع فرق می کنند . از طرفی عوامل جرم باهم فرق می کنند زیرا هر دسته از عوامل ،‌جرم خاصی رابوجود می آورد. بنابراین اگر فرضاً عوامل سازنده یک جرم خاص به دو نظر یکسان اثر بخشد ،‌نوع جرم ،‌ نحوه ارتکاب آن به وسیله ای که بکار می رود و … همه بستگی به خصوصیات آن دو نفر دارد. جرم شناسان هم در بررسیهای خود به عوامل مختلفی اشاره کرده اند . زیرا برای آنکه جرمی به وقوع به پیوندد به تعداد زیادی عامل نیازمند است که باید با هم جمع شوند و بر هم اثر بخشند . عنصر دوم ، علت است . علت آفریننده جرم است ولی ظهور آن بستگی کامل به عوامل مختلف دارد یعنی اگر چند عامل گرد هم آیند و رویهم اثر بخشند در نتیجه جرمی بوجود می آید و در واقع مجموعه آنها علت است و عنصر سوم ،‌انگیزه است . انگیزه یک پدیده روانی است که کاملاً فردی و درونی می باشد که گاهی انگیزه می تواند به حدی نیرومند باشد که بدون برخورداری از یاری عوامل خارجی ،‌ جرمی را بوجود آورد. ناراحتیهای شدید روانی ، اختلافات مختلف درونی ،‌ جنونهای گوناگون و … از انگیزه های بسیارقوی می باشند که قادر هستند گاهی مستقیماً نقش مؤثری را در ایجاد جرم ایفا نمایند و عنصر چهارم هم شرط است . شرط پدیده ای است که زمینه را برای ارتکاب جرائم گوناگون به خوبی آماده می سازد . شرط یاشرایط راباید پدیده ای به مراتب قویتر از کلیه عوامل محسوب کرد. زیرا زمانی که شرط یاشرایطی به عوامل موجود اضافه شوند امکان ایجاد جرم جدید و افزایش جرائمی که وجود داشته است بسیار زیاد می شود .
پس جرم از امتزاج و ترکیب چندین عامل بوجود می آید و برای شناسایی و کشف علت حقیقی آنها باید ابتدا این عاملها را شناخت و به حدود تأثیراتشان پی برد ودر جهت تدابیر اصلاحی و تهذیبی آنان بر آمد به طور کلی دو دسته از عوامل در ایجاد بزهکاری مؤثر می باشند :
1- عوامل ذاتی و فردی
2- عوامل خارجی که خارج از وجود طفل قرار دارند که همانا اثر ثانوی محیط و اجتماع است .
عوامل فردی همچون نقایص و عیوب ارثی ،‌یا عارضی در طفل ،‌عوامل جسمانی و روانی ،‌روحیه ضعیف و تلقین پذیر اتفاقات در محیطهای نامناسب بخصوص کودکان و اطفالی که روحی حساس و اعصابی ضعیفتر از بزرگسالان دارند طبعاً خیلی زودتر از آنان ،‌متهور تأثیرات سوء‌نظیر فقر ،‌بیکاری و سرمشقهای بد قرار می گیرند . رفتار معاشرین ناشایسته ممکن است موجبات سقوط طفل را فراهم سازند . عوامل ذاتی و سرشتی ،‌توارث،‌اثراتی که امراض در فرد ایجاد می کند به سه صورت ممکن است :
1- مجموعه صفات و اوصاف موروثی منتقل از پدر و اجداد
2- تحولاتی که از آغاز زندگی جنینی بر اساس این صفات و به دنبال یک سلسله قبل در تکوین شخصیت طفل موثر است و م

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بزهکاری

دانلود مقاله تفکر خلاق

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله تفکر خلاق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

تفکر خلاق یعنی : با ایجاد ارتباط بین چیزهای بی ارتباط یک راه تازه برای حل مسئله پیدا کردن
تقویت تفکر خلاق ما را در تصمیم گیری بهتر و حل مسئله کمک می کند و ما را از بن بستهای زندگی خارج می نماید ، تفکر خلاق نه تنها شخص را قادر می سازد که از تجربیات قبلی خود استفاده نماید و آن را با موفقیتهای تازه ارتباط دهد. بلکه قادر خواهد بود ارتباط بین چیزهایی که قبلاً با هم بی ارتباط بوده اند را پیدا کند که از نظر خود فرد تازه و معنادار می باشد همچنین می تواند از روشهای غیر سنتی برای حل مسئله استفاده کند و فراتر از اطلاعات گام بردارد.
ویژگی‎های افراد خلاق:
1 ـ افراد خلاق افرادی هستند باهوش بالاتر از متوسط
2 ـ افراد خلاق علاقمند به نوآوری، پیچیدگی و اتخاذ تصمیم مستقل هستند.
3 ـ برای افراد خلاق پدیده‎ها و اشیاء پیچیده به اشیاء و پدیده‎های ساده ارجحیت دارد.
4 ـ افراد خلاق مایل‎اند خود تصمیمی مستقل اتخاذ کرده از پیروی و اطاعت از دیگران تا حدی دوری می‎کنند.
5 ـ افراد خلاق می‎توانند میان جنبه‎های مختلف پدیده‎ها وحدت ایجاد کنند.
6 ـ میان افکار مختلف و جنبه‎های کلامی و غیرکلامی و نیز جنبه‎های عینی و ذهنی ارتباط و هماهنگی برقرار کنند.
7ـ افراد خلاق می‎توانند از یک پدیده جزئی یک قاعده استخراج کرده از یک قاعده یک راه حل جزئی و عینی استنتاج کنند.
8 ـ افراد خلاق می‎توانند میان تفکر منطقی و تفکر غیرمنطقی یا پدیده‎های خیالی و پدیده‎های عینی نیز هماهنگی ایجاد کنند.
9 ـ افراد خلاق با انگیزه‎های درونی بیشتر سروکاردارند تا با محرکهای بیرونی مثل شهرت، پول، مقام و تحسین
شرایط ابراز تفکر خلاق :
1-داشتن آزادی در ابراز عقیده : فرد باید بتواند به راحتی و بدون هیچ اضطراب و ترسی عقاید خود را بیان کند.
2-داشتن اعتماد به دانش و مهارتهای شخصی : شخص بتواند با تکیه و اعتماد به آموخته های خود چیزهای منحصر به فرد بیافریند ولی نباید انتظار کشف عجیب و بزرگ را داشته باشد.
3-داشتن فرصت و زمان کافی : محدودیت زمانی می تواند فشاری ایجاد کند که مانع از تقویت تفکر خلاق شود. چرا که زمان فقط برای یادگیری اهداف از قبل تعیین شده ، مشخص گردیده است.
4-مهم دانستن اشتباهات : خود اشتباهات نیز مهمند . چرا که تفکر را به جلو هدایت می کنند و برای پرورش فکر ، حیاتی هستند.
5-کسب موفقیت : بدست آوردن موفقیتهای جدید باعث یادگیری راههای تازه شده و به پرورش اعتماد به نفس شخص و بروز احساس توانائی (من می توانم) کمک می کند.
توصیه های عملی به والدین جهت پرورش تفکر خلاق :
تقویت تفکر خلاق برای رشد فعلی و آینده کودک و جامعه ضروری است. بنابر این آموزش و پرورش کودکان ما بایستی به نحوی باشد که روحیه خلاقیت و نوآوری را در آنها ایجاد نماید.
1-طرح سوالاتی که کودک را به حدس زدن و ایجاد تفکر در مورد علل و معلولها تشویق کند : مثلاً وقتی خورشید به گیاه نمی تابد چه اتفاقی می افتد؟
2-کمک گرفتن از کودک در یافتن پاسخ سوالات : مثلاً با کودک به جستجوی جواب در بین کتابها بپردازیم.
3-ایجاد زمینه گفتگو و نظر خواهی از کودک در خصوص بعضی تصمیمات ساده : مثلاً برای رفتن به خرید از کودک بپرسیم بهتر است با چه وسیله ای (ماشین شخصی ، پیاده یا وسیله نقلیه عمومی) به آنجا برویم ؟ و دلیل جوابش را هم بپرسیم.
4-جدی گرفتن ایده های کودکان و عمل کردن توسط خود کودک : به تمام افکار کودک گوش داده و آنها را مهم بدانیم و خود کودک را به عملی کردن افکارش تشویق کنیم.
5-همراه کردن کودک در فعالیتهای ساده و روزمره: مانند خرید رفتن ، کار در آشپزخانه و یا باغچه و ....
6-طرح بازیها معما گونه برای کودک : بین خلاقیت و بازی ارتباط بسیاری وجود دارد. چرا که در هر دو توانائی نگاه کردن به مساله از راههای مختلف ، توانائی جستجو در مفاهیم تازه ، توانائی نگاه کردن به مساله از راههای مختلف ، توانائی جستجو در مفاهیم تازه ، توانائی آفرینش و بازآفرینی ، انتخاب و گزینش بین راههای مختلف ، وجود دارد.
7-استفاده از تشویقهای کلامی : مثلاً به کودک بگوئیم : چه فکر خوبی ، تو همیشه ایده های تازه ای داری و ....
8-ایجاد فرصت کافی برای اندیشیدن و پرورش فکر کودک : مثلاً چراغ قوه ای را باز کنید و بعد با دادن فرصت کافی از کودک بخواهید که آن را دو باره به شکل اول در آورد.
9-صحبت از تجارب خود : تجارب بزرگتها برای کودکان آموزنده و مفید می باشد. آنها می توانند با کسب این تجارب مهارتها و راههای تازه ای جهت حل مسئله پیدا کنند.
10-آشنا ساختن با خصوصیات فرهنگی و مانوس ساختن کودک با محیط اجتماعی : با ایجاد علاقه و آشنائی کودک نسبت به داستانهای آموزنده و مراسم خاص و همچنین چگونگی درست کردن انواع صنایع دستی می توان ضمن آشنایی کودک با فرهنگ و محیط اجتماعی باعث باز شدن فکر و یادگیری بهتر او شد.
وزن مغز سه پوند می باشد و هر روز هزار تای آن از بین می رود. این عضو مهم کم به کار گرفته می شود و هیچ آموزش درستی درباره استفاده از آن داده نشده است .
فکر کردن یک مهارت است و بنابراین می تواند آموخته شود .متاسفانه در مدارس ،دانشگاهها و مراکز آموزشی بندرت آموزش دغاده می شود.یک مطالعه تازه در آمریکا نشان داد که همبستگی زیادی میان ضریب هوشی بالا و خلاقیت ،استقلال،حس کنجکاوی،معلومات روانی در کلام یا فعالیت وجود ندارد.
مغز دارای دو نیمه است که به وسیله رشته ای از تارهای عصبی به هم مربوط شده است .هر نیمه فعالیتی متفاوت را انجام می دهد.
طرف چپ مغز بیشتر با فعالیتهای علمی سروکار دارد مانند منطق ،استدلال ،استنتاج و تحلیل.
طرف راست با فعالیتهای هنری مربوط است مانند موسیقی ،تصور خلاق،رنگ و هنر.
بیشتر فعالیتها نیاز به آن دارد که هر دو طرف در زمانهای مختلف به کار افتد تا توازنی پدید آید.تجزیه و تحلیل مسائل کار طرف چپ است ولی یافتن راه حلی مناسب می تواند از وظایف ناحیه راست باشد.
پدید آوردن راههای مختلف تصمیم گیری کاری تصوری است و مقایسه این راه کارها با هدفهای اصلی ، فعالیتی منطقی و مربوط به طرف چپ است .هنرمندان باید دارای قرینه سازی و طراحی و نیز شناخت تناسب رنگها باشند،دانشمندان نیاز دارند که از موانع منطقی پرش نمایند تا اکتشافها ی تازه ای بکنند. گفته می شود انیشتن نوعی تفکر خیالی را شروع کرده بود و می پنداشت که برروی اشعه خورشید سفر می کند،بدین سان وی این حالت درون بینی و بصیرت را بدون ارتباط منطق ی دنبال می کرد.این دو نیمه مغز در دو طرف،دو شیوه تفکر جدا از هم را پدید می آورند.لذا انسان دارای دو نوع تفکر می باشد:
1-تفکر متقارب (به نزدیک شونده ) Convergent
2-تفکر متباعد (از هم دور شونده) Divergent
تفکر متقارب
تفکر متقارب همیشه کوشش م یکند که به سوی یک راه حل،شعاع های خود را تنگ و متمرکز کند.آن تفکری است استقرایی منطقی و دارای تطابق زمانی ،و این شیوه اندیشیدن است که مدیران آن را طبیعی ترین نوع می دانند.
تفکر متباعد
تفکر متباعد آن است که پاره کند و در هم بشکند تا از طرح موجود دور شود .دیناسور،رهبر پیشین بازار جهان حیوانات ،از سازگاری و پیشرفت سرباز زد.ناگهان تعییری در وضع بازار،گونه هایی را محو و نابود کرد.عبرتی برای ما.
قبلا بحث کردیم که خلاقیت قابلیتی ذهنی است که کمک می کند دریافتی نو از دنیای اطراف داشته باشیم. این نو بودن می تواند در عمق یا در سطح باشد. در سطح به این معنی است که بتوانیم چیز یا مفهومی را ادارک کنیم که تا به حالا درکش نکرده بودیم. و در عمق به این معنی است که آنچه که قبلا درک کرده بودیم، بتوانیم به گونه ای جدید درک کنیم.
این نکته را که گفتم به یاد داستانی از اسکار وایلد افتادم. اما قبل از داستان اجازه دهید کمی از اسطوره شناسی یونان برایتان بگویم. در اسطوره یونان "نارسیسوس" (که به معنی گل نرگس است.) مردی بود به غایت زیبا و در عین حال خود شیفته. ( و به همین خاطر در روانشناسی به کسانی که خیلی خود شیفته هستند ،می گویند نارسیسیزم دارند.) زنی به نام اکو (که در داستان دیگری مورد نفرین "هرا" قرار گرفته بوده و فقط می توانسته حرف دیگران را تکرار کند و قادر نبوده حرفی از خود بزند) شیفته نارسیسوس می شود. ولی نارسیسوس به او بی محلی می کند. اکو چنان ناراحت می شود که به ته غار می رود و تا امروز هم همانجاست. (به همین خاطر وقتی در غاری صدا می کنید صدای اکو را می شنوید.) ونوس از این عمل نارسیسوس خیلی ناراحت می شود و قول می دهد که نارسیسوس را نفرینی سخت کند. او را نفرین می کند تا عاشق کسی بشود که هر گز به او نرسد. نارسیسوس روزی بر روی رودخانه ای سر خم می کند تا آب بنوشد. و وقتی تصویر خود را در آب می بیند، چنان شیفته خود می شود که دیگر نمی تواند حرکت کند. حیوانات جنگل دلشان به حال او می سوزد و از خدایان می خواهند که او را از این حالت در اوردند. خدایان هم او را به گل نرگس تبدیل می کنند. به همین خاطر کنار رودخانه ها گل نرگس را می بینید که سر در آب خم کرده است.
اسکار وایلد این داستان را این گونه تمام می کند. روزی حیوانات به سراغ رودخانه می آیند و می گویند تو که هر روز نارسیسوس را می دیدی حتما خیلی از این موضوع لذت می بردی.
رودخانه پاسخ می دهد:"نارسیسوس؟ من اصلا متوجه او نشده بودم، من فقط در چشمان او خودم را نگاه می کردم!!!)
این چرخش در نگاه ،فکر نمی کنم احتیاج به توضیح داشته باشد. اسکار وایلد یک موضوع را از دید دیگری نگاه کرده، یعنی عمق نگاه خود را عوض کرده است و داستانی خلق کرده است.
برای تقویت این نوع نگاه ، ابزارهائی دراختیار داریم که به پرورش مهارت تفکرخلاق می پردازد. به یاد داشته باشیم که مهارت تفکر خلاق با خود خلاقیت فرق می کند. مهارت تفکر خلاق آن چیزی است که فرا می گیریم تا خلاقیت ما تقویت شود.
تمامی مهارتها برای فرا گیری نیاز به زمان دارند و هر کسی با فراگرفتن این مهارت ها، بسته به استعداد ذاتی، استفاده ای متفاوت از آن می کند. مثل مهارت شنا کردن : با خواندن در مورد شنا کردن ، نمی توان شناگر شد. باید بیاموزید، باید تمرین کنید و به مرور زمان این مهارت را فرا بگیرید. کسانی هستند که بعد از فراگرفتن مهارت با تمرین مداوم به سطح ملی می رسند. کسانی هم هستند که تا این حد یاد می گیرند که بتوانند در حد متعارف شنا کنند و از آن لذت ببرند.
مهارتهای تفکر خلاق هم همینطور هستند. باید برا فراگرفتن آنها زمان صرف کرد، تمرین کرد و بعد از تسلط بر آنها، بسته به استعداد ذاتی خلاقمان، ممکن است دستیابی بزرگ یا در سطح خودمان داشته باشند.
سازماندهی برای تشویق تفکر خلاق
مدیران باید ابتدا اجرای تفکر خلاق در فرهنگ سازمانی فعلی را مورد شناسایی قرار دهند
مدیران باید برای تشویق عناصر کلیدی تفکر خلاق و ویژگیهای افراد خلاق از توانمندی لازم برخوردار باشند
مدیران و عوامل اجرایی باید سیستم های سازمانی را در سازمان خود شکل دهند که تفکر خلاق و افراد خلاق را در سازمان ارتقاء دهند و مورد تشویق قرار دهند
چالش خلاقیت در سازمانها
تغیرات جمعیتی: وارد شدن نیروی جوان و تحصیلکرده در سازمان
تغییرات تکنولوژی : اقتصاد Hi-Tech
با توجه به دو عامل بالا نیاز سازمانها به نوآوری و خلاقیت زیاد شده است
عبور از تئوری X به تئوری Y
انسانها دیگر به گونه ای نیستند که به آنها دستور دهیم بلکه انها دوست دارند که در کارها مشارکت داشته باشند
درسازمانها برنامه ریزی می کردند تا خلاق باشند اما چون فرهنگ و ساختارش را نداشتند با شکست مواجه می شدند
مقاومت مدیران در برابر برنامه های خلاقیت
تطبیق سازمانها با چالش
سیکل یادگیری یک طرفه (یادگیری درون سازمانی)
سیکل یادگیری دو طرفه (در تعامل با محیط)
این نوع از یادگیری نیازمند تغییرات در سیاست ها مفروضات و اهداف است.
پایه های تاریخی برای برخی از تئوریهای مورد استفاده
 مهمترین و گسترده ترین تئوریهایی که مدیریت نوین را در ایالات متحده تحت تاثیر قرار داد در قرن شانزدهم بود
جان کالوین :اخلاق کار پروتستان(کار سخت منجر به ترقی و سعادت عملی می شود)
کسانی که دارای دین پروتستان بودند ثروتمند می شدند
 سایر افکار کالوین خیلی منطقی نیستند. آزار واذیت های سیاسی و اجتماعی کالونیسمها و فرهنگ مدیریتی کاپیتالیسم در اروپای شمالی
نشانه هایی از تغییر نیمه اول قرن بیستم ماری پارکر فالت فرایندی افقی را در سازمانها مورد شناسایی قرار داد و معتقد بود که نتایج به سمت سازمانهای تخت و دور از سلسله مراتب حرکت می کند
 امروزه فرهنگ کسب و کار از فرهنگ یکنواخت و معین دور شده است
افزایش اعتماد به گروه ها در سطوح عملیاتی
یک نوع تمایل و گرایش ویژه به سازمانهی مبتنی بر پروژه
نیازمندیها برای تغییر بزرگتر امروزه هم هنوز افکار و عقاید قدیمی باقی است و نوعی بی میلی و اکراه نسبت به تغییر وجود دارد زیرا سنت ها هنوز فرهنگ قدیمی را حمایت می کند
امروزه مدیران باید از مباحث خلاقیت در سازمانهایشان اگاه باشند.این اگاهی باعث می شود که چگونه تفکر خلاق را در سازمان تشخیص دهند و چگونه مورد تشویق قرار دهند
خلاقیت اغلب عامل کلیدی در حفظ و بقای سازمانی و موفقیت در وضعیتهای مدرن امروزی است
خلاقیت انسان به عنوان یکی از بزرگترین و مهم ترین منابع شرکتها محسوب میشود

 


ویژگیهای تفکر خلاق
ابتدا باید بدانیم تفکر خلاق چیست و تشخیص درستی از تفکر خلاق داشته باشیم این امر از طریق شناسایی خصیصه ها و ویژگیهای تفکر خلاق امکان پذیر میشود لازم به ذکر است که بیان ویژگیهای تفکر خلاق خیلی ساده نیست ( حس کنجکاوی“ شور و هیجان و جذبه و درگیری کارکنان در فرایند یادگیری)
بررسی عناصر و اجزای جمله فوق در سیستم مکتب امریکایی با مقاومت هایی روبرو بود
کریستوفر لش این مباحث را در کارهای انتشاراتی خودشان تنفر از نخبه و نخبه گرایی معرفی می کند
در سال 1840 سیستم اموزش اجباری امریکا در ماساچوست یکنواختی را برای زندگی ضروری کرده بود
لش فصلی از کتابش را با عنوان مدارس عمومی مطرح کرد که مدیران با حرکت در ماورا این توانستند اجزا و عناصر تفکر خلاق را شناسایی کنند

 


عواملی که به تفکر خلاق کمک می کند
آزادی
انظباط عقلانی و خردمندی
بینش و بصیرت
 انعکاس(بازتاب)
مجذوبیت و عمیق شدن
بازی ، خود به خودی و ادامه دار
بودن
آزادی
در حقیقت ایده ازادی انسان موجب تراوش احساسات و تمایل به سمت ایجاد و خلق بهروری شده است
پیکودلامیراندلا انسان شناس ایتالیایی معتقد بود که آزادی انسانها برای خلق وایجاد خلاقیت ضروری است
ایده آزادی انسان آثار اجتمایی و سیاسی و اقتصادی عمیق بر جای گذاشته است

 


انظباط عقلانی و خرد مندی
در بین دانشمندان عصر رنسانس به شدت گسترش پیدا کرده بود چرا که پایه و اساس کسب و کار بشمار می آمد و باعث ایجاد خلاقیت در کسب و کار می شد
ارسطو در نوشته ها و گزارشهای خودش اشاراتی به تمرکز ذهنی و فکری دارد
همچنین ارسطو به استعاره ها اشاره می کند که به عنوان یک عامل کلیدی در تفکر خلاق محسوب می شود
بینش و بصیرت
بصیرت و بینش اکثر جرقه های فکری در علوم مختلف
• بصیرت تالس در تشریح قضایای طبیعی
• فیثاغورث در ریاضیات
• یکی از جنبه های بینش و بصیرت: ساده بودن بهتر از پیچیده بودن

 

 

 

 

 

انعکاس یا بازتاب
 زمان در انعکاس تفکر خلاق موثر است
تفکر خلاق با میزان استرس ارتباط دارد
 مدیران اجرایی زمان کمی را برای بازتاب انعکاس خلاقیت خود اختصاص میدهند.
مجذوبیت و عمیق شدن
تفکر خلاق نیاز به درک عمیق موضوعات دارد.
 سطحی نگری منجر به تفکر خلاق نمی شود
تفکر خلاق نیاز به آموزش دارد تا روشهای سنتی تفکر تغییر کند.
بازی ، خود به خودی و ادامه دار بودن
تفکر خلاق از طریق بازی های روانشناختی تقویت می شود.
یکی از مشکلات ایجاد تفکر خلاق این است که افراد بالغ تمایلی به انجام بازی های روانشناختی از خود نشان نمیدهند
خصیصه ها و ویژگیهای افراد خلاق
استدلال گرایی و هر چیزی را به دلیلی مرتبط کردن:
با مسائل به طور سطحی برخورد نمیکنند و دنبال دلیل ان پدیده هستند
غیر متعارف و نا مرسوم بودن:
رفتارشان به صورت تکراری و روتین نیست و خطی عمل نمیکنند-سازمانهایی که از تکنولوژی برتر برخوردارند اهمیت این تفکر را بهتر درک کردند
شور و هیجان و خود به خودی بودن:
افرادی فعال هستند که محیط را فعال میکنند و حتی میتوانند مدیران مقاوم در برابر تغیرات را به سمت خلاقیت سوق دهند
معیارهایی برای تشخیص تفکر خلاق در سازمان
رسمیت و مشروعیت یافتن خلاقیت:
مدیران باید فرایند خلاقیت در سازمان را رسمی کنند ولی این خطر وجود دارد که این فرایند روتین شود و بی اثر شود.
تمرین فیزیکی و خلوت کردن:
شرکت فیداکس مرکز پیشرفته ای برای بازی تنیس ایجاد کرده و دیگر بسیاری از مدیران تلاش میکنند تا جای خلوت و ارام برای فکر کردن کارکنان خلاق فراهم نمایند.
استراحت ساختارمند:
زمانهای مشخص برای استراحت افراد خلاق
 تغیر در سبک مدیریت:
مدیریتی که بتواند فرایند خلاقیت را مدیریت کند
پرداخت بر اساس مقدار کارانجام شده به جای زمان صرف شده
رفع موانع قانونی و فشارها برای ایجاد خلاقیت

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 32   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تفکر خلاق

تحقیق در مورد بررسی میزان ارتقاء بهره وری در شرکت وزین بار پس از بکارگیری مدل تعالی سازمانی EFQM

اختصاصی از اینو دیدی تحقیق در مورد بررسی میزان ارتقاء بهره وری در شرکت وزین بار پس از بکارگیری مدل تعالی سازمانی EFQM دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد بررسی میزان ارتقاء بهره وری در شرکت وزین بار پس از بکارگیری مدل تعالی سازمانی EFQM


تحقیق در مورد بررسی میزان ارتقاء بهره وری در شرکت وزین بار پس از بکارگیری مدل تعالی سازمانی EFQM

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه35

 

فهرست مطالب

 

پیشگفتار:

مقدمه:

رویکردی نوین در کیفیت

کیفیت:

روند تکامل مدل EFQM

مدل EFQM توسط چه سازمانهایی بکار گرفته شده

 

خلاصه

تاریخچه:

تاریخچه مدلهای سرآمدی کسب و کار و جوایز کیفیت

 مدیریت کیفیت فراگیر.

استانداردهای سری ISO 9000

این پیشنهاد تحقیق (proposal) بعنوان بخشی از درس روش تحقیق، تلاش می کند تا با استفاده از مطالب درسی و رهنمودهای عنوان شده توسط استاد؛ به ارائه پیشنهاد تحقیقی که موضوع پایان نامه تحصیلی است کمک کند و إن شاء اللّه مقدمه فعالیت‌های تحقیقی و پژوهشی دیگر گردد.

ویژگی هایی که یک موضوع تحقیق  باید داشته باشد عبارتند از:

  • - موضوع مورد علاقه پژوهشگر
  • - موضوع باید بدیع باشد و مشمول دوباره کاری غیر قابل دفاع نباشد.
  • - موضوعات مدیریتی نباید ماهیت فلسفی و ارزشی داشته باشد، بلکه باید پژوهش پذیر باشد.
  • - اهمیت و اولویت تحقیقی به گونه ای باشد که از نظر اقتصادی و اجتماعی و ... قابل توجه باشد.
  • - پژوهشگر باید توانایی تخصصی لازم را دارا باشد.
  • - منابع مادی و اطلاعاتی باید در دسترس باشد.
  • - تحقیقی از نظر عملی و نظری مقرون به صرفه باشد.

و در نهایت اینکه موضوع باید مشکل مدار باشد و نتایج آن لا اقل برای یک سازمان مفید باشد. با توجه به موارد فوق موضوعی انتخاب شده است که در حال حاضر یکی از مباحث روز شرکت هایی است که با امر مدیریت سیستم های کیفیت سروکار دارند.

و برای مشخص تر شدن محدوده انجام کار، این موضوع فعالیت های یک شرکت حمل و نقل فوق سنگین (شرکت وزین بار) را که در حال حاضر از سیستم مدیریت کیفیت ISO 9001:2000 استفاده می کند را بررسی می نماید.

انجام چنین پژوهش هایی می تواند به مثابه یک گزارش توجیهی برای بکارگیری یا عدم بکارگیری مدل تعالی سازمانی EFQM باشد.

 


 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد بررسی میزان ارتقاء بهره وری در شرکت وزین بار پس از بکارگیری مدل تعالی سازمانی EFQM