اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله بهره وری،مدیریت در بخش ساختمان

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله بهره وری،مدیریت در بخش ساختمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

وری،مدیریت در بخش ساختمان
مدیریت پروژه های عمرانییک نظام سازمان یافته ومدیریت منابع (بطور مثال منابع انسانی) می باشد به نحوی که پروژه های عمرانیبایک چشم انداز مشخص،کیفیت مشخص،زمان مشخص وقیمت تمام شده مشخص به اتمام برسد. پروژه های عمرانییک کار موقتی است که فقط یک بارو به منظور ایجادیک محصول مشخص ویا خدمات مشخص انجام می شود.یک پروژه های عمرانیباعث تغییرات مفید ویا ارزش افزوده می شود. خصوصیت موقتی ویک باره بودن پروژه های عمرانیآن را از فرآیندها ویا اعمالی که دائمی ویا نیمه دائمی هستند و ممکن است بارها وبارها محصول مشابه ویا خدمات مشابهی را تولید می کنند متمایز می سازد.مدیریت این دوسیستم کاملاً متفاوت است.وروشهای فنی متفاوتی نیاز دارد. وهمین موضوع باعث پیشرفت علم مدیریت پروژه های عمرانیگردیده است.
اولین موضوع در مدیریت پروژه های عمرانی این است که اطمینان حاصل کنیم که پروژه های عمرانیبا محدودیتهای مشخص تعریف شده باشد.
دومین موضوع که می تواند بحث جالبتری نیز باشد ، بهینه سازی اختصاص منابع و یکسان سازی داده های مورد نیاز به منظور دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده پروژه های عمرانیمی باشد. یک پروژه های عمرانییک سری فعالیتهای کاملاً مشخص است که از منابع (مالی،انسانی،مواد،انرژی،فرصت،تدارکات وارتباطات و...) به منظور رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده استفاده می نماید.
تاریخچه مدیریت پروژه
مدیریت پروژه های عمرانی در زمینه های گوناگون کاربردی شامل ساختمان سازی،مهندسی ودفاعی گسترش یافته است. در ایالات متحده امریکا،پدر مدیریت پروژه، هنری گانت (Henry Gant)است که به عنوان پدر علم برنامه ریزی وروشهای کنترل نیز شناخته شده است. شهرت او به چند عامل بستگی داشته است: اول به خاطر استفاده از گانت چارت که یکی از ابزارهای کنترل پروژه های عمرانی محسوب می شود .دوم به خاطر همکاری با Fredrick Winslow Taylor در تئوری علمی مدیریت ودر نهایت شهرت او به علت مطالعاتش بر روی کار ومدیریت ساختمان کشتی نیروی دریائی بوده است.او در بسیاری از موارد از جمله استفاده از ساختار دسته بندی کسب وکار(WBS)وهمچنین تخصیص منابع پیشگام بوده است.
سالهای 1950به عنوان شروع مدیریت پروژه های عمرانیجدید شناخته شده است. در امریکا در اوایل سال 1950 پروژه های عمرانیها غالبا به طور خاص براساس گانت چارت وبا روشها وابزارهای غیر رسمی مدیریت می شدند. درآن زمان دو مدل ریاضی برای جدول زمان بندی وجود داشت: 1-فن ارزیابی و بازنگری برنامه یا PERT (Program Evaluation and Review Technique ) که توسط Booz-Alen وHamilton ابداع شد.
2-روش مسیر بحرانی(CPM )Critical Path Method
این روش با مشارکت دو انجمن Du Pont وRemington Rand به منظور مدیریت پروژه های عمرانیهای تعمیر ونگهداری طراحی شد.این روشهای ریاضی به سرعت در بسیاری از شرکتهای خصوصی گسترش یافت. در همان زمان روشهای برآورد قیمت تمام شده،مدیریت هزینه واقتصاد مهندسی توسط Hans Lang ودیگران در حال گسترش بود. درسال1965،انجمن مهندسین هزینه امریکا (که در حال حاضرانجمن بین المللی AACEمی باشد وهدفش پیشبرد علم مهندسی هزینه است)توسط اولین کاربران مدیریت پروژه های عمرانیوانجمن متخصصین برنامه ریزی وبرنامه زمان بندی،برآورد هزینه وکنترل زمان-هزینه تأسیس شد.AACE فعالیتهایش را ادامه داد ودرسال 2006اولین وکاملترین روش برایPORTFOLIO(اوراق بهادار)وبرنامه ریزی ومدیریت پروژه های عمرانیرا منتشر کرد.(ساختار کامل مدیریت هزینه) در سال 1969،انستیتو مدیریت پروژهPMI)) به منظور سرویس دهی به صنعت مدیریت پروژه های عمرانیتشکیل گردید.فرضیه PMIاین است که علیرغم کاربردهای گسترده مدیریت پروژه های عمرانیدر حوزه های مختلف از پروژه های عمرانیهای صنعت نرم افزاری گرفته تا صنعت ساختمان سازی ابزار وروشهای آن مشترک هستند. در سال1981،PMI تصمیم گرفت که یک کتابچه راهنما برای شناخت مدیریت پروژه های عمرانی(راهنمای PMBOK)منتشر کند این کتابچه شامل استانداردها وراهنمائی های عملی است که در بحث های تخصصی کاربرد فراوانی دارد. در سال 1967،انجمن بین المللی مدیریت پروژه های عمرانیIPMA در اروپا تأسیس شد وآن هم به نوبه خود دستخوش تحولات وپیشرفت هائی گردید و انجمن ICB( Competence Baceline Institute)را تأسیس کرد.تاکید این انجمن بر روی تجارب قابل اعتماد،مهارت های شخصیو تشخیص صلاحیت می باشد.هر دوی این انجمن ها در حال حاضر در تهیه وتنظیم استاندارد ISO برای مدیریت پروژه های عمرانیمی باشند.
تعاریف
PMBOK( که به عنوان انستیتو مدیریت پروژه های عمرانیمی باشد)مدیریت پروژه های عمرانیرا این گونه تعریف می نماید:مدیریت پروژه های عمرانیابزاری برای شناخت ،مهارت وروش های فنی است تا فعالیتهای پروژه های عمرانیرا به نیازهای اصلی (اهداف)پروژه های عمرانیبرساند. PRINCE2برنامه ریزی،نظارت وکنترل همه جانبه پروژه های عمرانیوبرانگیختن تمام افراد مرتبط با پروژه های عمرانیبه منظور موفقیت پروژه های عمرانییعنی دست یابی به اهداف پروژه های عمرانیدر زمان مشخص ،باقیمت مشخص،کیفیت مشخص وراندمان مشخص PROJECTپروژه های عمرانییک کار موقتی با تاریخ خاتمه مشخص است که به منظور ایجاد یک محصول منحصر به فرد ویا خدمات مشخص انجام می شود- هدف از اجرای پروژه های عمرانیبرآورده کردن ایده ها ویانیازها می باشد DIN69901(سازمان آلمانی جهت استاندارد سازی) مدیریت پروژه های عمرانییک سری وظائف کامل ،روش ها وابزاری است که در طی اجرای پروژه های عمرانیبه کار گرفته می شود.
مرجع مقالات مدیریت پروژه های عمرانیhttp://www.ghadirtrain.com مدیریت پروژه های عمرانینام آوران غدیر
تعریف کار
مدیریت پروژه های عمرانیمستقیما از مسئولیتهای شخص مدیر پروژه های عمرانیمی باشد. مدیر پروژه های عمرانیبه ندرت مستقیما در فعالیتهای پروژه های عمرانیکه منتهی به تولید محصول می شود شرکت می کند.اما بیشتر می کوشد تا پروژه های عمرانیبه خوبی پیشرفت کند، روابط متقابل قسمت‌های مختلف سازنده ومفید باشد به نحوی که احتمال شکست به حداقل خود برسد.مدیر پروژه های عمرانیغالبا نماینده مشتری است که براساس شناخت صحیحی که از مشتری دارد می تواند به خوبی تمامی نیازها وخواسته های اورا مشخص وارائه نماید.توانائی به وجود آوردن انسجام وهماهنگی بین فرایندهای مختلف بخش‌های متفاوت مورد قراداد و ایجاد ارتباط نزدیک وسازنده با نماینده مشتری بسیار اساسی ومهم می باشد.یک مدیر موفق برای اطمینان از اینکه همه عوامل زمان،هزینه وکیفیت و مهم‌تر از همه رضایت مشتری کاملاً شناخته شده باشد باید بتواند کل پروژه های عمرانیرا از ابتدا تا انتها ببیند (پیش بینی )کند واین اطمینان را به سایرین به دهد که پیش بینی او محقق می شود. تولید هر نوع محصول ویا ایجاد هر خدمتی شامل ساختمان سازی ،حمل ونقل ،الکترونیک،نرم افزارهای کامپیوتری ،خدمات مالی و.... هر کدام دیدگاهها ی اجرائی ونقطه نظرات خاص خود رادارد که می بایست قبلا توسط مدیر پروژه های عمرانیپیش بینی گردد.

 

محدودیتهای سه گانه وسنتی
پروژه های عمرانیها نیز مانند هر کار دیگری محدودیتهای خاص خود رادارا هستند.در مدیریت پروژه های عمرانیاین محدودیتها به صورت سنتی شامل چشم انداز،زمان وهزینه می باشند به این سه فاکتور مثلث مدیریت پروژه های عمرانیهم گفته می شود و هر محدودیت نماینده یکی از اضلاع مثلث می باشد همچنان که در هندسه اگر یکی از اضلاع تغییر کند سایر اضلاع تغییر می کند در مدیریت پروژه های عمرانیهم تغییر هر یک از این محدودیتها بر روی سایر عوامل تأثیر می گذارد.در یک تقسیم بندی دیگر می توان کیفیت محصول یا بازدهی را از چشم انداز جداکرد وکیفیت را به عنوان محدودیت چهارم در نظر گرفت. مثلث مدیریت پروژه های عمرانیرا می توان برای روابط بین زمان،هزینه وکیفیت نیز در نظر گرفت.(سریع،ارزان وخوب)
مثلث مدیریت پروژه
زمان: منظور از محدودیت زمانی مقدار زمان در دسترس به منظور تکمیل پروژه های عمرانیمی باشد. هزینه:منظور از محدودیت هزینه مقدار بودجه در دسترس برای تکمیل پروژه های عمرانیمی باشد. چشم انداز: منظور از محدودیت چشم انداز فرآیندهای است که می بایست انجام شود تا نتایج نهائی پروژه های عمرانیبه دست آید. این سه محدودیت با هم در تعامل هستند و تغییر هر کدام موجب تغییر در محدودیت های دیگر می شود.مثلاً اگر چشم انداز پروژه های عمرانی(اهداف ویا کیفیت)افزایش یابد طبیعتا زمان وهزینه نیز افزایش می یابند. یک محدودیت شدید زمانی باعث افزایش هزینه ها وکاهش چشم انداز می شود. همچنین بودجه کاملاً محدود باعث افزایش زمان وکاهش چشم انداز می شود. منظور از نظم وانظباط در مدیریت پروژه، تهیه ابزار وروشهائی است که تیم مدیریت پروژه های عمرانی(نه فقط مدیر پروژه)را قادر می سازد که کارهایشان رابادر نظر گرفتن محدودیتها سازماندهی کنند. دیدگاه دیگر در خصوص مدیریت پروژه های عمرانیاین است که این سه محدودیت را منابع مالی،زمان ومنابع انسانی در نظر بگیریم.چنانچه شما بخواهید کاررادرزمان کوتاهتری به پایان برسانیدشما می بایست نیروی انسانی بیشتری صرف کنیدکه به نوبه خود باعث افزایش هزینه های پروژه های عمرانیخواهد شد تا آنجائی که باانجام سریع پروژه های عمرانیهزینه ها کاهش می یابد.
زمان
برای تحلیل وبررسی وهمچنین تخمین زمان مورد نیاز برای اینکه یک محصول قابل تحویل تولید شود روشهای گوناگونی وجوددارد.یکی از این روشها این است که فعالیتهای مورد نیاز برای تولید یک محصول قابل تحویل راشناسائی کرده و جدول ساختار شکست WBS))را تنظیم نمائید. در ابتدا می بایست برای هر کدام از فعالیتها زمان موردنیاز راتخمین زده ودر نهایت زمان کل را به دست آورید.فعالیتها می بایست اولویت بندی شده ووابستگی های بین آنها مشخص شود واین اطلاعات در جدول زمان بندی پروژه های عمرانیثبت گردد.وابستگی های بین فعالیتها می تواند تأثیر به سزائی در طول مدت پروژه های عمرانیداشته باشد.همچنانکه دسترسی به منابع (محدودیت منابع)نیز تأثیر به سزائی در طول مدت پروژه های عمرانیخواهند داشت. مدیران پروژه های عمرانیدر فاز اجرائی غالبا دوحد نهائی برای جلوگیری از تغییر زمان خاتمه پروژه های عمرانیدر نظر می گیرند.زمان محدودیتی است که نه به عنوان هزینه منظور می شود ونه به عنوان منابع بنابراین مدیر پروژه های عمرانینمی تواند تغییرات آن را کنترل کند.این خصوصیت زمان آن را از سایر منابع وهمچنین قسمت‌های هزینه ای متمایز می سازد.باید متذکر شد که صرف هیچ تلاشی مهم‌تر از تلاش برای کاهش هزینه ها نیست.
هزینه
هزینه های اجرائی یک پروژه های عمرانیبه موارد متعددی بستگی دارد که این موارد به طور عمده عبارت‌اند از: کمیت منابع،میزان تلاش،مصالح،مدیریت ریسک(مثلاً تغییر قیمت)،مدیریت ارزش به دست آمده،تأسیسات(ساختمانها ،ماشین الات و...)،تجهیزات، افزایش هزینه ها، هزینه های غیر مستقیم وسودو.... چشم انداز منظوراز چشم انداز اهداف مشخصی است که می بایست در انتهای پروژه های عمرانیبه آن برسیم.ویا به عبارت دیگر چشم انداز آن چیزی است که قرار است پروژه های عمرانیبه انجام برساندویاتعریف مشخص از نتیجه نهائی پروژه.یکی از مولفه های مهم چشم انداز کیفیت محصول نهائی پروژه های عمرانیمی باشد.مقدار زمانی که برای هر فعالیت تعیین می شود ارتباط تنگاتنگی با کیفیت کلی پروژه های عمرانیخواهد داشت. بعضی از فعالیتها برای اینکه به طور مناسبی اجرا شوند به مقدار زمان مشخصی نیاز دارند اما اختصاص زمان بیشتر باعث ارتقا کیفیت می شود.در پروژه های عمرانیهای بزرگ کیفیت بالا عامل مهمی بر روی زمان وهزینه می باشد(وبرعکس).در مجموع وبه طور خلاصه می توان همه این محدودیت ها را در یک جمله بیان کرد:زمان مشخص،کیفیت مشخص وبودجه مشخص . در این جا منظور از چشم انداز همان کیفیت پروژه های عمرانیمی باشد.
کنترل متغیرهای پروژه
مدیریت پروژه های عمرانیمی کوشد تا بر متغیرهای پروژه های عمرانیمانند ریسک غلبه پیداکند ویا آنهارا مهار کند.
ریسک:عامل بالقوه شکست پروژه های عمرانیمی توان بر بسیاری از ریسک های منفی (عوامل بالقوه شکست)با برنامه ریزی مناسب وصرف زمان ومنابع غلبه کردویا آنها راازبین برد. بر اساس بعضی تعاریف ( چاپ سومPMBOK)ریسک می تواند حتی جنبه مثبت هم داشته باشد به این معنی که گاهی ریسک یک موقعیت بالقوه است که حتی می تواند باعث به بهره برداری رسیدن پروژه های عمرانیزودتر از حد انتظار شود.مشتریان (اعم از حامیان داخلی وخارجی پروژه) وسازمانهای خارجی (مانند آژانس های دولتی وتعدیل کننده ها) سه عامل مهم زمان ،هزینه وچشم انداز را تعیین می‌کنند.تنها عامل باقیمانده یعنی ریسک می تواند توسط تیم پروژه های عمرانیبه صورت ایده آل وبراساس برآورد دقیق وروشهای صحیح برنامه ریزی مدیریت شوند. در طی فرآیند مذاکره وگفتگو باسهامداران اهداف نهائی پروژه های عمرانیدر خصوص زمان ،هزینه وچشم انداز وریسک در قالب یک قرارداد مشخص تعیین می شود. به منظور کنترل مناسب این متغیرها یک مدیر پروژه های عمرانیخوب باید دارای شناخت عمیق وتجارب خوبی در مورد چهار حوزه (زمان،هزینه،چشم انداز وریسک)وهمچنین 6حوزه اتحاد،ارتباط،منابع مالی،بیمه کیفیت وبرنامه زمان بندی پیشرفت فیزیکی وهمچنین تدارکات داشته باشد.
دیدگاهها
دیدگاههای متفاوتی برای مدیریت فعالیتهای پروژه های عمرانیوجود داردازجمله : سرعت،تعامل، پیشرفت وفازبندی فارغ از نوع دیدگاه مورد استفاده با عنایت وتوجه خاصمی بایست نتایج،اهداف و وظائف ومسئولیتهای همه افراد مرتبط با پروژه های عمرانیاز جمله سهامداران را به طور واضح روشن وشفاف ساخت.
دید گاه سنتی
دیدگاه سنتی 5 مرحله پشت سرهم را برای تکمیل پروژه های عمرانیضروری می داند.در این دیدگاه لازم است ابتدا 5 مولفه یک پروژه های عمرانی(4 فاز +مرحله کنترل)را در مراحل پیشرفت پروژه های عمرانیتشخیص دهیم. 1- مرحله اولیه پروژه های عمرانی2- برنامه ریزی یا فاز طراحی 3- اجرای پروژه های عمرانییا فاز اجرائی 4- نظارت پروژه های عمرانیوسیستم های کنترل 5- فاز تکمیل پروژه های عمرانیلازم به ذکر است که نیازی نیست در همه پروژه های عمرانیها این 5 مرحله به اتمام برسد. مثلاً در بعضی پروژه های عمرانیها ممکن است فاز برنامه ریزی ویا نظارت وجود نداشته باشد ودر بعضی پروژه های عمرانیها مراحل 2و3و4 چندین بار تکرار شود. در خیلی از صنایع از این چند مرحله استفاده می کنند. به طور مثال در طراحی معماری با مصالح بنائی (آجر وملات) پروژه های عمرانیها از مراحلی چون پیش طراحی، طراحی تصوری (ادراکی)،طراحی شماتیک، طراحی توسعه ونقشه کشی ساختمان و... استفاده می کنند. در نرم افزارهای توسعه،این دیدگاه غالبا به عنوان آبشار توسعه شناخته می شوند.
مختصری در باره Enterprise Project Management 2007
شرکت Microsoft در راستای تکمیل و توسعه قابلیت های نرم افزار MS Project و به منظور ارائه یک راه‌حل جامع مدیریت پروژه های عمرانیبه مشتریان مجموعه محصولات نرم افزاری را به همراه چارچوب پیاده سازی آنهاEIF(Enterprise Implementation Framework) در سازمان ها ارائه داده است. این خانواده محصولات نرم افزاری شامل موارد زیر هستند:

Microsoft Project Professional 2007
Microsoft Project Server 2007
Microsoft Project Web Access 2007
Microsoft Sharepoint Services 2007
Microsoft SQL server and Analysis services 2007
Microsoft Project Portfolio Server 2007
برای همه سازمان هایی که MS Project را به دلیل کاربر پسند بودن، سهولت استفاده و قابلیت های یکپارچگی با مجموعه Office برای پاسخگویی به نیاز برنامه ریزی و کنترل پروژه های عمرانیانتخاب کرده¬اند و به دنبال توسعه همکاری اطلاعاتی تیم پروژه، کنترل مدارک پروژه های عمرانیو مدیریت قوی-تر منابع و گزارش¬گیری ساده¬تر و سریع تر از وضعیت پروژه¬هایشان هستند راه حل جامع مدیریت پروژه های عمرانیEPM راه حل ایده-آل و قابل اعتمادیست که کاهش ریسک پروژه های عمرانیو افزایش بازگشت سرمایه (ROI) را به همراه خواهد داشت.
پیاده سازی راهکار مدیریت پروژه های عمرانیجامع (EPM)
مختصری در باره Enterprise Project Management 2007
شرکت Microsoft در راستای تکمیل و توسعه قابلیت های نرم افزار MS Project و به منظور ارائه یک راه‌حل جامع مدیریت پروژه های عمرانیبه مشتریان مجموعه محصولات نرم افزاری را به همراه چارچوب پیاده سازی آنهاEIF(Enterprise Implementation Framework) در سازمان ها ارائه داده است. این خانواده محصولات نرم افزاری شامل موارد زیر هستند:
کاربرد نام نرم افزار
کنترل و برنامه ریزی پروژه Microsoft Project Professional 2007
بانک اطلاعاتی پشتیبانی پروژه های عمرانی Microsoft Project Server 2007
دسترسی تحت شبکه اطلاعات Microsoft Project Web Access 2007
فضای همکاری اطلاعاتی پروژه Microsoft Sharepoint Services 2007
پایگاه داده اطلاعاتی وتحلیلی Microsoft SQL server and Analysis services 2007
مدیریت سبد پروژه های عمرانیها Microsoft Project Portfolio Server 2007
برای همه سازمان هایی که MS Project را به دلیل کاربر پسند بودن، سهولت استفاده و قابلیت های یکپارچگی با مجموعه Office برای پاسخگویی به نیاز برنامه ریزی و کنترل پروژه های عمرانیانتخاب کرده¬اند و به دنبال توسعه همکاری اطلاعاتی تیم پروژه، کنترل مدارک پروژه های عمرانیو مدیریت قوی-تر منابع و گزارش¬گیری ساده¬تر و سریع تر از وضعیت پروژه¬هایشان هستند راه حل جامع مدیریت پروژه های عمرانیEPM راه حل ایده-آل و قابل اعتمادیست که کاهش ریسک پروژه های عمرانیو افزایش بازگشت سرمایه (ROI) را به همراه خواهد داشت.
- تعریف پروژه های عمرانی
یک پروژه های عمرانیرا می¬توان به صورت زیر تعریف کرد: مجموعه¬ای از فعالیتها که برای دستیابی به منظور یا هدفی خاص انجام می¬گیرند. پروژه¬ها شامل فعالیتهایی هستند که باید در تاریخهایی معین، با هزینه-هایی معین و کیفیتی تعیین شده، اجرا بشوند. پروژه¬ها ممکن است کارهایی باشند که انجام آنها در فواصل زمانی مشخصی لازم می¬شود. مثلاً: بستن حسابهای کارخانه در انتهای سال مالی، تعمیرات اساسی یک پالایشگاه (Overhall) هر دو سال یک بار و ... همینطور ممکن است پروژه¬ها شامل کارهایی باشند که فقط یک بار توسط سازمان انجام خواهند گرفت، مثل پروژه¬های ساختمانی، عمرانی، توسعه سازمان، پروژه¬های تحقیقاتی و یا ...
با توجه به آنچه که گفته شد، اموری نظیر: تشکیل یک سمینار، تالیف و یا انتشار یک کتاب، راه¬اندازی یک کارخانه، تولید یک محصول جدید، اجرای یک برنامه فضایی، انجام یک عمل جراحی پیوند قلب، فراهم نمودن مقدمات و رفتن به مسافرت و هزاران امر دیگر که توسط انسان انجام می¬گیرند، هر یک به خودی خود عبارت از یک پروژه های عمرانیمی¬باشند.
2 - سازمان یک پروژه های عمرانی
برای دستیابی به هدف یا منظور یک پروژه، لازم است سازمانی برای اجرای فعالیت¬های لازم تشکیل گردد. این سازمان باید دارای منابع و امکانات کافی و مناسب برای اجرای پروژه های عمرانیباشد. منابع و امکانات به صورت داده¬ها (ورودی¬ها) به سازمان وارد می¬شوند. سیاستها، روشها و برنامه¬های اجرای کارها نیز جزئی از داده¬های ورودی به سازمان می¬باشند. امور مدیریت و کنترل، عبارت از کاربرد صحیح و مناسب منابع و امکانات برای اجرای فعالیت¬ها به منظور دستیابی به اهداف پروژه های عمرانیمی-باشد. این منظور یا هدف نهایی عبارت از ستاده¬های (خروجی¬های) سازمان بوده و شامل عواملی است که سازمان برای دستیابی به آنها تشکیل شده و فعالیتهای لازم را با کاربرد ورودیها به اجرا درآورده است. برای داشتن امکانات لازم جهت کنترل نحوه پیشرفت کارها، و مقایسه بازده عملی سازمان با آنچه که برنامه¬ریزی شده، و یا در چارچوب سیاستها و خط¬مشی¬ها تبیین شده است، لازم است اطلاعات مناسبی از نحوه پیشرفت کارها به مدیریت برسد. این اطلاعات می-تواند نشان دهنده عواملی نظیر تاریخهای عملی اجرای مراحل مختلف کارها، نیروی انسانی و هزینه صرف شده، کیفیت کارهای انجام شده و سایر آگاهی¬هایی که می تواند مدیریت را در تصمیم¬گیری برای اجرای مراحل بعدی پروژه های عمرانییاری نماید باشد.
برای اینکه چنین اطلاعاتی، به طور مرتب و به شکلی مناسب به مدیریت برسد، تشکیل یک سیستم اطلاعات بازتابی، به عنوان بخشی از سازمان پروژه، امری ضروری و اجتناب ناپذیر می¬باشد. سیستم اطلاعات بازتابی، با برقراری یک کانال ارتباطی بین ستاده¬ها (خروجی¬ها) و مدیریت، به طور مستمر، اطلاعات لازم را از ستاده¬ها برداشت نموده و به مسئولین اجرای پروژه های عمرانیبازتاب میدهد.
مدیریت پروژه های عمرانیمی¬تواند با تجزیه و تحلیل اطلاعات بازتابی، پیشرفت کارها و نحوه کاربرد امکانات و منابع را کنترل نموده و در موارد لازم، نسبت به ایجاد تغییراتی جهت تصحیح و بهسازی سیاستها، روشها و برنامه¬ها اقدام نماید و یا در خصوصیات سایر منابع و امکانات، تغییراتی به وجود آورد. بدیهیست ایجاد تغییرات در داده¬ها، یک کار مستمر و الزامی نبوده و در صورتی که قبل از اجرای پروژه¬ها، برنامه¬ریزی¬ها با دقت کافی انجام گرفته باشند، ممکن است انجام تغییرات در داده¬ها، در میزانی اندک، قابل اغماض باشد.
3- دوره زمانی یک پروژه های عمرانیاز آغاز تا پایان
دوره زمانی یک پروژه های عمرانیرا از لحظه-ای که موضوع اجرای آن، به صورت یک نظریه، در فکر پایه¬گذاری می¬شود تا آن لحظه که پروژه های عمرانیتکمیل شده و هدف نهایی آن حاصل می¬گردد، می¬توان به چند مرحله متمایز تقسیم نمود. تقسیم¬بندی دوره زمانی یک پروژه های عمرانیبه مراحل مختلف، عموماً بستگی به نوع و طبیعت پروژه¬هایی که برنامه¬ریزی می¬شوند نداشته و این تقسیم-بندی معمولاً بر اساس نوع و خصوصیات فعالیت-های لازم در هر یک از مراحل اجرای پروژه های عمرانیانجام می¬گیرد.
به طور عام در هر پروژه، چهار مرحله (فاز) متفاوت و متمایز، قابل تعریف می-باشد. این چهار مرحله عبارتند از:
مرحله 1- مرحله نظری
مرحله 2- مرحله طرح و برنامه¬ریزی
مرحله 3- مرحله اجرا
مرحله 4- مرحله پایانی (اختتام)
طول مستطیل¬ها نشان دهنده زمانهای نسبی برای اجرای فاز¬های پروژه های عمرانیمی¬باشد. طول مستطیل¬ها در مواردی می¬تواند نشانگر سایر عوامل، نظیر بودجه یا نیروی انسانی برای اجرای مراحل مختلف باشد. بدیهی است که زمانهای لازم در فازهای مختلف یک پروژه، بستگی به طبیعت و خصوصیات پروژه های عمرانیدارد. هر یک از مراحل پروژه، اندکی زودتر از تکمیل فاز پیشین خود آغاز شده-اند. در ادامه، هر یک از چهار مرحله (فاز) پروژه، توضیح داده می¬شوند.
مرحله نظری
نقطه آغازین یک پروژه، با هر طبیعت و خصوصیتی که باشد، عبارت از یک نظریه یا فکر و یا خواسته است که توسط یک شخص یا یک گروه از اشخاص، یا یک موسسه و سازمان ایجاد می¬شود. در موارد زیادی این فکر توسط صاحب پروژه، یعنی کسی که تصمیم دارد برای اجرای پروژه های عمرانیسرمایه¬گذاری نماید ابداع می¬شود. در مواردی نیز ممکن است سازمانها و موسساتی که خود سرمایه و امکانات کافی برای اجرا ندارند، و یا سرمایه¬گذاری در زمینه مورد نظر را شخصاً به صلاح نمی¬دانند، نظریه را به اشخاص واجد شرایط و امکانات پیشنهاد نمایند. (مشاورین اقتصادی و موسسات صنعتی بین¬المللی، در موارد بسیاری چنین پیشنهاداتی را به سرمایه-گذاران داخلی در کشورها ارائه نموده¬اند). این نظریات به هر صورت که به وجود آمده باشند، باید قبل از برنامه¬ریزی برای اجرا، از نظر امکان¬پذیر بودن و اقتصادی بودن مورد بررسی و مطالعه دقیق قرار گیرند. در صورتی که نتیجه چنین مطالعاتی نشانگر این امر باشد که اجرای پروژه های عمرانیبا در نظر گرفتن همگی شرایط محلی، نظیر اوضاع اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... امکان¬پذیر بوده و از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه می¬باشد، آنگاه انواع گزینه-های ممکن برای اجرای پروژه، طراحی و تبیین شده و هر یک از این گزینه¬ها مورد ارزیابی قرار می¬گیرند. (بدیهیست فعالیتهای اولیه طراحی در این فاز، برای نشان دادن چارچوب کلی گزینه¬ها بوده و شامل جزئیات نمی¬باشد). با انتخاب گزینه بهینه، که معمولاً در آن عواملی کلی نظیر ظرفیت و محل مشخص شده¬اند، طراحی پروژه های عمرانییا جزئیاتی نسبتاً بیشتر (ولی نه به آن میزان جزئیات که برای اجرا کافی باشد) آغاز شده و در پیرو آن، عوامل هزینه، زمان و حجم منابع لازم، نظیر نیروی انسانی (در سطوح مختلف مهارتها و تخصص-ها) و تجهیزات، برآورد می¬شوند. چنین برآوردهایی معمولاً با تفکیک فازهای باقیمانده پروژه های عمرانی(فازهای برنامه¬ریزی، اجرا و پایانی) به عمل می-آیند.
برای تشریح بهتر، یک پروژه های عمرانیساختمانی را مورد نظر قرار می¬دهیم. چنین پروژه¬ای، ممکن است مربوط به یک سازمان دولتی، یک موسسه خصوصی و یا یک شخص حقیقی باشد. در هر یک از این شرایط، رد فاز نظری باید روشهای تقریباً یکسانی برای اجرای این پروژه های عمرانیدنبال شوند.
صاحب کار، نظرات و خواسته¬های خود را برای مشاور طرح توضیح می¬دهد. وظیفه مشاور، آن است که نظرات و خواسته¬های صاحب کار را به طور دقیق، دریافت و امکانات ایجاد طرحی برای برآورد خواسته¬های صاحب کار را مورد بررسی دقیق قرار دهد. در صورتی که شرایط لازم برای اجرای طرح وجود داشته و اجرای طرح از نظر اقتصادی نیز مقرون به صرفه باشد، همانگونه که گفته شد، مشاور گزینه-های مختلف برای اجرای پروژه های عمرانیرا طراحی نموده و نکات مثبت و منفی هر یک از گزینه¬ها را جهت صاحب کار مشخص می¬نماید. طرحهایی که در این مقطع توسط مهندس مشاور تهیه می¬شوند، همانگونه که بیان شد، دارای جزئیات کاملی به آن میزان که بتوان با استفاده از نقشه¬های تهیه شده، ساختمان را بنا نمود، نمی¬باشند. اطلاعاتی که در این مرحله از نقشه¬ها قابل برداشت هستند، معمولاً در حدودی از جزئیات هستند که بتوانند پروژه های عمرانیرا بخوبی تعریف نموده و حجم کارها و سطح منابع لازم را نشان دهند. در مورد پروژه های عمرانیساختمانی مورد مثال، این اطلاعات می-توانند شامل مطالب زیر باشند:
- تعیین محل اجرای پروژه های عمرانی
- حجم کارها (سطح زیربنا، تعداد طبقات، ...)
- نوع اسکلت (فلزی، بتون مسلح، ...)
- انواع سرویسهای تاسیساتی (روش تامین حرارت یا برودت، آب آشامیدنی، فاضلاب، برق، ...)
- برآورد منابع مالی، نیروی انسانی، مواد و مصالح و تجهیزات لازم
- برنامه زمان¬بندی مقاطع مختلف اجرای کار
صاحب کار با در دست داشتن اطلاعات فوق و همچنین با سنجش امتیازات یا اشکالات مربوط به گزینه¬های مختلفی که توسط مهندس مشاور ارائه شده، گزینه¬ای را که جمعاً دارای امتیازات بیشتری باشد انتخاب می¬نماید. با این انتخاب، فعالیت¬های مربوط به فاز اول پروژه های عمرانیپایان یافته و پروژه های عمرانیبرای شروع فعالیت¬های فاز دوم آماده شده است.
بدیهیست در فاز دوم که مربوط به طراحی دقیق¬تر و تعیین برنامه¬بندی زمانی و برآورد حجم منابع لازم به صورتی دقیق می¬باشد، تغییراتی در آنچه که در فاز اول تهیه شده است داده خواهد شد، ولی چهارچوب اصلی طرح به همان حالت که در فاز اول تهیه شده و مورد موافقت نهایی قرار گرفته است، باقی خواهد ماند.
به طور خلاصه، در فاز نظری به سئوالات زیر پاسخ داده می¬شود:
الف) آیا نظریه ارزش اجرایی دارد؟
ب) در صورتی که جواب الف مثبت است، چه گزینه¬هایی برای اجرا، مناسب و منطقی به نظر می¬رسند.
ج) گزینه بهینه از بین گزینه¬های مناسب و منطقی، کدام است؟
مهندس مشاوری که برای اجرای وظایف فاز اول انتخاب می¬شود، ممکن است خود وابسته و در استخدام دائمی سازمان صاحب کار باشد. چنین حالتی در موسسات بزرگ که در داخل سازمان خود قسمتی با نام دفتر فنی یا دفتر طرح و مهندسی، و یا با نامهای مشابه دیگر دارند، به چشم می خورد در بسیاری از موارد نیز ممکن است صاحب کار دارای چنین تشکیلاتی نباشد، و یا اگر دارای چنین تشکیلاتی هست، حجم کار بیش از آن باشد که توسط افراد خود سازمان قابل انجام باشد. در چنین شرایطی، کار مشاوره به صورت قرارداد به موسسات مهندسی مشاور واگذار می شود.
باید توجه داشت که در بسیاری از کشورها، قوانین و مقررات بخصوصی از سوی دولت برای اجرای صحیح و دقیق مراتب مرحله یکم پروژه¬ها تدوین شده است. در اغلب موارد، پروژه¬های دولتی وقتی قابل بررسی برای تامین اعتبار و بودجه هستند که فاز اول طرح، اجرا شده و گزارش دقیقی بر اساس مطالعات به عمل آمده، ارائه شده باشد. قابل ذکر است که با وجود اهمیت خاصی که فاز اول پروژه¬ها برای اجرای دقیق و صحیح آنها در فاز¬های بعدی دارد، در بسیاری از موارد، توجه کافی به این مرحله از پروژه های عمرانینشده و دقت و بودجه کافی برای آن در نظر گرفته نمی¬شود. به همین سبب، تعداد بسیار زیادی از پروژه¬ها را می¬توان نام برد که به علت عدم اجرای دقیق و صحیح فاز اول، در مراحل بعدی با اشکالات مالی و تجهیزاتی مواجه شده¬اند.

 


مرحله طرح و برنامه¬ریزی
در این مرحله، امور مربوط به پروژه های عمرانیاز نظر سازمان و تشکیلات با مرحله یکم تشابه زیادی دارد، ولی همانگونه که گفته شد، امور طراحی و برنامه¬ریزی با دقت بیشتری اجرا شده و دارای جزئیات کاملتری می-باشند.
در این مرحله اطلاعات بین فعالیتهای مختلف رفت و برگشت نموده و با بهره¬گیری از این مبادله اطلاعات، سعی می¬شود جزئیات لازم مدنظر قرار گرفته و در نقشه¬ها و گزارشات منعکس شوند. در حین اجرای فعالیت¬های این مرحله، در مقاطعی دریافت و موافقت صاحب کار ضروری می¬شود. قابل توجه است که در این مرحله، نقشه¬ها در سه سری تهیه می¬شوند. نقشه¬های سری اول ، عمدتاً نشان دهنده مشخصه¬هایی از طرح که در فاز یکم تایید شده¬اند می¬باشند. نقشه¬های سری دوم که در شکل نقشه¬های کامل نامیده شده¬اند، بر اساس نقشه¬های ساده سری اول، ولی با جزئیات کاملتری تهیه شده¬اند. با این حال، هنوز دارای آن مقدار از جزئیات نیستند که پیمانکار بتواند براحتی با مراجعه به این نقشه¬ها کلیه عملیات ساخت را اجرا نماید. به عنوان مثال در یک پروژه های عمرانیساختمانی، نقشه¬های کامل شامل نقشه-های معماری، ساختمانی، تاسیسات حرارتی و برودتی، آب، فاضلاب، برق¬رسانی، روشنایی، مخابرات، دفع آب باران در محوطه و... می¬باشند. برای اینکه میزان جزئیات نقشه¬ها مشخص شود، باید گفت: که مثلاً در نقشه¬های معماری سری دوم، ابعاد و موقعیت اطاقها،َ کریدورها، راه¬پله¬ها، درب و پنجره¬ها، ... و شکل کامل نماهای مختلف ساختمان مشخص شده-اند. همچنین در نقشه¬های تاسیسات حرارتی و برودتی، به عنوان مثال، ابعاد کانالهای انتقال هوا و محل نصب کانالها در داخل سقفهای کاذب مشخص گردیده¬اند. حال برای ساخت درب و پنجره، علاوه بر ابعاد اصلی، لازم است نوع و اندازه پروفیلهای فلزی که در ساخت درب و پنجره به کار می¬روند، نیز مشخص باشد، یا برای ساخت کانالهای انتقال هوا، لازم است نوع اتصال (درز) که برای به هم پیوستن دو قطعه کانال در نظر گرفته شده است نیز مشخص شود. چنین جزئیاتی معمولاً در نقشه¬های سری دوم وجود ندارند. این جزئیات در سری سوم نقشه¬های طرح که نقشه¬های اجرایی (یا کارگاهی) نامیده می¬شوند قابل ارائه می¬باشند.
تخمین دقیق مقادیر کار و مصالح و در پیرو آن، تهیه سیاستها و روشهای مناسب برای قراردادهای اجرایی (سیاستهای پیمان) همراه با دریافت موافقت صاحب کار، از وظایف مهندس مشاور در این مرحله از طرح می¬باشد. در همین مرحله، لازم است برنامه زمان¬بندی شده دقیقی برای فعالیتهای اجرایی تهیه شود. در بسیاری از قوانین مربوط به پیمان پروژه¬های دولتی، وجود برنامه¬های زمان¬بندی برای اجرای پروژه¬ها، جزء لازم اسناد پیمان بوده و بدون آنها اسناد پیمان، کامل شده تلقی نمی¬شوند. با تهیه شدن اسناد پیمان (شامل نقشه¬های کامل، برآوردها، برنامه¬های زمان¬بندی برای اجرا، ...) و تعیین پیمانکار (یا پیمانکاران) بر اساس ضوابط و مقررات وضع شده در پروژه های عمرانی(و با در نظر گرفتن مقررات و محدودیتهای دولتی)، بخش عمده فعالیتهای فاز دوم، عملی شده و مشاور خود را برای اجرای وظایف فاز سوم، که در آن باید به امور نظارت و کنترل بر نحوه اجرا بپردازد، آماده می¬سازد. در همین مرحله، امور مربوط به تهیه نقشه¬های اجرایی (نقشه¬های کارگاهی) نیز توسط مشاور دنبال می¬شوند و در مواردی، کار تهیه این نقشه¬ها در فاز سوم پروژه های عمرانینیز ادامه یافته و به ترتیبی که این نقشه¬ها در فاز سوم پروژه های عمرانیجهت آگاهی از جزئیات نحوه اجرا برای پیمانکار لازم می-شوند، تهیه و در اختیارش قرار می¬گیرند.
از نکات مهم در این مرحله، آن است که طراح، باید همراه و هماهنگ با طرح هسته اصلی سیستم، امکانات پشتیبانی لازم برای سیستم را نیز طراحی نماید.به عنوان مثال در صورتیکه پروژه های عمرانیمربوط به طراحی و ساخت یک مرکز صنعتی و تولیدی می-باشد، لازم است توام با طراحی کارخانه و ماشین¬آلات تولیدی، امکانات لازم برای نگهداری و تعمیرات کارخانه نیز طرح شده و مثلاً نقشه¬های کارگاههای تعمیرات و ماشین¬آلات لازم در این کارگاهها نیز طراحی شوند. (بدیهیست که چنین امری اختصاص به یک کارخانه نداشته و برای هر سیستمی، وجود امکانات پشتیبانی در همان لحظات اول شروع بهره¬برداری از سیستم، لازم خواهد بود.
مرحله اجرا
در انتهای فاز دوم پروژه، تقریباً همه فعالیتهایی که لازم است در اجرا عملی بشوند، مشخص شده و شیوه¬ها و برنامه¬های زمان¬بندی برای اجرای فعالیتها تعریف شده-اند. در فاز سوم، هدف این می¬باشد که پیشرفت کارهای پروژه، مطابق با برنامه¬ها و اصول و کیفیت¬های تعیین شده در فاز دوم به مرحله عمل می¬آیند. مسلم است که در این فاز، سازمان اجرایی بمراتب بزرگتر از سازمانهایی که در فازهای قبلی پروژه های عمرانیفعالیت داشتند خواهد بود.
هزینه¬های صرف شده برای اجرای فعالیتها نیز به مراتب بیش از هزینه¬های مراحل قبلی پروژه های عمرانیمی¬باشد. در این فاز، همانگونه که اشاره شد، عامل کنترل دارای نقش اساسی بوده و لازم است با برداشت اطلاعات و آمار مناسب از نحوه پیشرفت کارها و مقایسه مشخصه¬های مختلف کارهای اجرا شده با آنچه که برنامه¬ریزی شده روند پیشرفت کارها و صرف هزینه و سایر منابع را کنترل نمود. تهیه مواد و مصالح، تامین تجهیزات، استخدام نیروی کار متخصص در امور فنی، مالی، پرسنلی و ...، از وظایف اولیه مورد لزوم در این مرحله می¬باشند. در بسیاری از موارد، ممکن است مجموعه کارهایی که پیمانکار اجرای آنها را برعهده گرفته است، در حجمی بیشتر از یا دارای طبیعتی متفاوت با کارهایی باشد که پیمانکار بتواند با کادری که دائم در اختیار دارد از عهده اجرای آنها برآید. در این صورت، پیمانکار اقدام به بستن پیمانهای دست دوم با سایر پیمانکاران خواهد نمود تا آنها با کاربرد تخصص¬ها یا تجهیزات و امکانات بهتری که در اختیار دارند اجرای گروهی از فعالیتها را برعهده بگیرند. برای بستن پیمانهای دست دوم، لازم است موافقت صاحب کار جلب شود.
واضح است که در حین اجرای کار، علیرغم دقت نظری که در تهیه طرحها و برنامه¬ها در فاز دوم، به عمل آمده است، ایجاد تغییراتی در طرح، غیر قابل اجتناب می¬باشد.
پیمانکار در مراحل اجرای کار، به طور مستمر، با مشاوری که در فاز امور نظارت و کنترل را برعهده دارد تبادل نظر نموده و در مواردی که ایجاد تغییرات و تصمیماتی در طرح ضروری باشد، با موافقت مشاور در این موارد اقدام خواهد نمود. در چنین شرایطی نقشه¬های نشان دهنده حالت عملی اجرای فعالیت¬ها توسط پیمانکار تهیه خواهند گردید.

 


مرحله پایانی (اختتام)
مرحله پایانی پروژه¬ها را می توان به خودی خود یک پروژه های عمرانینامید. در این مرحله لازم است کارها به صورتی برنامه¬ریزی شوند که براحتی قابل قبول به وسیله دستگاه نظارت و قابل تحویل به صاحب کار باشند. بدیهیست چنین شرایطی بستگی کامل به نحوه اجرای فعالیتها در طول فاز اجرایی دارد ولی در اغلب موارد مشاهده شده است که در مرحله پایانی و تحویل پروژه های عمرانی، پیچیدگی مسائل بین پیمانکار، دستگاه نظارت و صاحب کار، به حد اعلای خود رسیده و کار تحویل موقت و آغاز بهره¬برداری از سیستم را به تعویق انداخته است. چنین شرایطی باعث خواهد شد که سرمایه به کار گرفته شده برای مدتی بدون استفاده مانده و از سوی دیگر، پیمانکار نیز به علت درگیری و وابستگی به پروژه های عمرانینتواند از منابع و امکانات خود در سایر پروژه¬ها استفاده نماید. در مراحل پایان فاز سوم (فاز اجرایی) معمولاً‌کاربرد نیروی انسانی و تجهیزات روند کاهشی داشته و بنابراین برعهده پیمانکار است که در این مراحل،‌با برنامه¬ای دقیق و حساب شده، پرسنل و تجهیزات خود را که در پروژه های عمرانیکاربرد ندارند به کاری دیگر بگمارد، یا به کار افرادی که به صورت موقت برای این پروژه های عمرانیاستخدام شده¬اند و کار جدیدی برای آنها در نظر ندارد خاتمه داده، با آنها تسویه حساب نماید. رعایت صحیح مقررات دولتی و حل و فصل مسائل با اتحادیه¬های کارگری از وظایف مشکل، ولی غیرقابل اجتنابی است که پیمانکار با آن مواجه خواهد بود. در اواخر فاز سوم و شروع فاز پایانی، روحیه افراد شاغل در پروژه های عمرانیبه دلیل نگرانی در مورد از دست دادن شغل و بیکار ماندن بمراتب ضعیفتر از دوره¬های آغاز فاز اجرا می¬باشد. پیمانکار باید این مسائل را در نظر داشته و با دقت و سنجش جنبه¬های مختلف امور پرسنلی به حل آنها بپردازد.
در مرحله پایانی پروژه، تهیه گزارشات و یادداشت¬های دقیق از نحوه اجرای کارها، باعث خواهد شد که پیمانکار، برای شرکت در مناقصات جدید، و برای اجرای پروژه¬های جدید، منابع اطلاعاتی با ارزشی در اختیار داشته باشد.
در پایان این بحث، می¬توان به طور خلاصه گفت: که دقت در اجرای وظایف در مرحله چهارم و برنامه¬ریزی صحیح برای تحویل هر چه سریعتر پرو‍ژه، علاوه بر آنکه از نظر اقتصادی به نفع صاحب کار و پیمانکار می-باشد از نظر کسب اعتبار برای شرکت پیمانکاری و فراهم آوردن زمینه¬های مناسب در دریافت پروژه¬های جدید نیز دارای نقش و اهمیت قابل توجهی می¬باشد.
وظایف مدیریت پروژه های عمرانی
وظایف اصلی مدیریت پروژه های عمرانیرا می توان ایجاد هماهنگی لازم در اجرای فعالیت¬ها برای کاربرد مناسب منابع و امکانات به منظور رسیدن به هدف نهایی پروژه های عمرانیدانست.
در ایجاد این هماهنگی الزاماً محدودیت¬های زمانی، بودجه، نیروی انسانی، تجهیزات، مواد و سایر منابع و امکانات، همچنین محدودیت¬های مربوط به کیفیت کارهای قابل اجرا و روشهای اجرای آنها، قوانین و مقررات حاکم بر محیط و بسیاری از محدودیت¬های دیگر که به نوعی با فازهای مختلف پروژه های عمرانیارتباط خواهند داشت مورد نظر قرار می¬گیرند.
برای انجام وظایف، مدیر احتیاج به برنامه-ریزی، سازماندهی،‌ رهبری و کنترل خواهد داشت. دو موضوع اصلی که باید مدنظر بوده و پاسخی برای آنها تهیه شود عبارتند از:
1- مقادیر (کمیتها) را چگونه باید تعیین نمود؟
2- آیا از منابع و امکانات به صورتی کارآ و موثر استفاده می¬شود؟
برای پاسخگویی به سئوال اول می¬توان از تکنیک¬های مختلف برنامه¬ریزی و برنامه¬بندی زمانی، روشهای تعیین سطح منابع و همچنین از روشهای موازنه زمان و هزینه استفاده نمود. سئوال دوم با کاربرد اطلاعات بازتابی در حین اجرای پروژه های عمرانیو کنترل روند اجرای فعالیتها قابل پاسخگویی خواهد بود.
بدیهیست عملیات برنامه¬ریزی و برنامه¬بندی زمانی مربوط به قبل از شروع عملیات اجرایی بوده ولی فعالیتهای کنترل همراه با عملیات اجرایی ادامه می¬یابند. در برنامه-ریزی و برنامه¬زمانی، پارامترهای زمان، هزینه و سایر منابع و امکانات لازم به نحوی تعیین می¬شوند که بتوان پروژه های عمرانیرا به اقتصادی¬ترین صورت ممکن اجرا نمود.امور کنترل به این منظور اعمال می شوند که کارهای اجرایی مطابق آنچه که برنامه ریزی و برنامه¬بندی شده¬اند انجام شوند. بنابراین، به منظور فراهم شدن امکانات لازم جهت کنترل، لازم است در ساختار سیستم-های مدیریت پروژه¬ها، شرایط و وسایل لازم برای دریافت اطلاعات بازتابی فراهم شده باشند.
سیستم¬های اطلاعات بازتابی، آگاهیهای لازم را از فعالیت¬های اجرایی دریافت و با برنامه¬هایی که در مرحله قبل از اجرا تهیه شده¬اند مورد مقایسه قرار داده و تجزیه و تحلیل می¬کنند. نتایج این مقایسه به طور مستمر به سطوح مختلف مدیریت گزارش می¬شوند. بدیهی است کسی که در راس سازمان قرار دارد، به دلیل محدودیت وقت و اشتغال به سایر امور اجرایی نمی¬تواند مستقیماً دریافت کننده همگی اطلاعاتی باشد که از طریق سیستم اطلاعات بازتابی به مدیریت گزارش می¬شوند،‌ بنابراین: لازم است نوع اطلاعاتی که باید به مدیر و یا به سایر سطوح مدیریت در سازمان گزارش شوند، قبلاً مشخص شده باشد، تا مسیر جریان اطلاعات حالت ثابت و تعیین شده¬ای داشته و از تداخل وظایف و مسئولیتها جلوگیری شود. قابل ذکر است که اطلاعات دریافت شده در سطوح مختلف مدیریت، ممکن است برحسب لزوم ، به سایر سطوح گزارش شوند و یا در جلسات عمومی به صورت گروهی مورد بحث و تحلیل قرار گیرند.
اطلاعاتی که از روند عملی پیشرفت کارها جمع-آوری شده و با مقادیر برنامه¬ریزی شده مورد سنجش و مقایسه قرار می¬گیرند، ممکن است شامل اطلاعات مالی از نحوه صرف بودجه و یا تاریخهای اجرای امور مختلف پروژه های عمرانیباشند.
مدیریت با بهره¬گیری از نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات، در مورد نحوه پیشبرد فعالیت¬ها تصمیم¬گیری نموده، و این تصمیم¬ها و راهنمایی¬ها به امور اجرایی پروژه های عمرانیمنتقل می¬شوند ممکن است در مواردی نیز، نتیجه این تصمیم¬گیری¬ها ، ایجاد تغییرات و تصحیحاتی در برنامه¬های تعیین شده باشد.
با پیشرفت زمان تقریباً انواع فعالیتهای ساخت و تولید ویا فعالیت¬های پژوهشی و علمی، در مقایسه با گذشته، در حجمی وسیع-تر و با پیچیدگی بیشتری تحت پروژه¬هایی به مرحله اجرا درمی¬آیند، پروژه¬هایی که محتاج به صدها و هزارها فعالیت می¬باشند، و در اجرای آنها درصد قابل توجهی از بودجه یک کشور صرف می¬شوند، برای برنامه¬ریزی چنین پروژه¬هایی ، مسلماً‌ کاربرد روشهای علمی برنامه¬ریزی امری ضروری می¬باشد. لازم به توضیح است که در اغلب موارد که موضوع برنامه¬ریزی یک پروژه های عمرانیمطرح می-شود، فقط برنامه¬ریزی فعالیتهای فاز اجرایی که شامل امور ساخت و تولید هستند مورد توجه مسئولین پروژه های عمرانیقرار می¬گیر
سال های اخیر تعداد و حجم اجرای پروژه های عمرانیها به روش EPC در کشور رو به فزونی نهاده است. به گونه ای که امروزه عمده پروژه های عمرانیهای بزرگ و متوسط دولتی کشور به روش EPC به پیمانکاران خبره در اجرای اینگونه پروژه های عمرانیها واگذار می گردد.
پروژه های عمرانیهایی که به روش EPC انجام می پذیرند ویژگی های اجرایی خاصی دارند. کانون این ویژگی ها در برنامه ریزی، کنترل و سرعت بخشیدن فعالیتهای همزمان و حفظ کیفیت اجرا قرار دارد. شرکتی که مسئولیت اجرای پروژه های عمرانیبه روش EPC را عهده دار می گردد متعهد به اجرای یک سلسله فعالیت های موازی در قالب برنامه زمانبندی پروژه های عمرانیمی گردد.
در روش EPC عملیات مهندسی، تدارکات و اجرا در قالب یک قرارداد انجام می پذیرد، به طوری که همزمان که خدمات مهندسی در جریان تکمیل قرا

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بهره وری،مدیریت در بخش ساختمان

دانلود مقاله تأثیر هنر بر امور تربیتی ( تعلیم و تربیت)

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله تأثیر هنر بر امور تربیتی ( تعلیم و تربیت) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 تاریخچه هنر در ایران
هنر نقاشی در دوره سلوکیان استمرار هنر سنتی یونانیان باستان است. هنر نقاشی را جز با مطالعه ظروف آن دوره نمی توان شناخت. درباره نقاشی های دیواری که بدون شک وجود داشتند، در دوره سلوکی چیزی نمی توانیم بگوییم، زیرا از آنها چیزی به دست ما نرسیده است.

به کارگیری رنگ های جالب، جذاب، زنده و متنوع و وجود مفرغ های کوچک و برخی تکه های سفالینه که آراسته به برگ نخل هستند و همچنین ظاهر شدن نقش های تمام رخ در هنر عصر اشکانی همگی از نشانه های آشکار نفوذ فرهنگ و تمدن یونانی (هلنیسم) بر هنر عصر سلوکی و اشکانی است.
پس از فتوحات اسکندر در ایران، تمدن و فرهنگ یونانی در سطوح مختلف تاثیر خود را بر جای گذاشت. این تاثیر در زمینه های سیاسی، مذهبی، هنری، معماری و شهرسازی و ... در دوره های سلوکی و اشکانی بر جای ماند و آثاری نیز از آن دوره ها به یادگار مانده است.
شاید تاثیر فرهنگ و تمدن یونانی در ایران، در هیچ زمینه ای به اندازه هنر آشکار نباشد و حتی بازگشت به شیوه زندگی و اندیشه ایرانی را در سیر تحول هنر، بیشتر می توان یافت.
● نقاشی در دوره سلوکیان:
هنر نقاشی در دوره سلوکیان استمرار هنر سنتی یونانیان باستان است. هنر نقاشی را جز با مطالعه ظروف آن دوره نمی توان شناخت. درباره نقاشی های دیواری که بدون شک وجود داشتند، در دوره سلوکی چیزی نمی توانیم بگوییم، زیرا از آنها چیزی به دست ما نرسیده است.
از هنرهای کوچک تنها قسمتی مفرغ های کوچک و برخی تکه های سفالینه که آراسته به برگ نخل هستند، سبک یونانی دارند.
به کارگیری رنگ های جالب، جذاب، زنده و متنوع ابتکار دیگری در هنر سلوکیان است که هیچ گاه آنان این کار را از نظر دور نمی داشته اند.
● نقاشی در عصر اشکانیان:
نقاشی دیواری در زمان اشکانیان، توسعه بسیار یافته بود تا آنجا که دانشمندان عقیده دارند که یکنواختی نقوش برجسته این زمان ممکن است انعکاسی از نفوذ نقاشی در آن باشد.
در جنوب شرقی ایران در منطقه کوه خواجه در سیستان آثاری از نقاشی های دیواری در زمان اشکانیان پیدا شده است. این نقاشی ها که دیوارهای تالار بزرگ کاخ را تزیین می کرده است متعلق به سده نخستین میلادی است. در این نقوش، خدایان که بخشی از پیکر هر یک از آنها پشت پیکر خدای دیگر قرار گرفته است، همه به صورت تمام رخ نقاشی شده اند. )در این دوره برخلاف دوره های گذشته که اشخاص را از نیم رخ نشان می داد نقش های تمام رخ در هنر اشکانی ظاهر شد.(
روی دیوار بالای آن، نقشی از پادشاه و همسر او دیده می شود. شاه در این نقش بازویش را به گردن همسرش حلقه زده است. پیرامون پنجره های تالار، تماشاگران را بر حسب پایه و مقام به تصویر کشیده اند. در این تصاویر مجددا تاثیرات دیگری از هنر یونان به چشم می خورد.
لباس خدایان، یونانی است و یکی از آنها کلاه خودی بالدار مانند هرمس (خدای سپیده دم یونان باستان Hermes) دارد. کلاه در این تصویر دارای سه بال است که نشانی از ورثرغنه (خدای جنگ و پیروزی Veretragna) می باشد. یکی دیگر از خدایان، زوبین سه سر پوزئیدون (خدای دریا در اساطیر یونان Poseidon) را در دست دارد که در اینجا نشانه شیوا خدای هندی است. بزرگی هیکل خدایان و نیز چهره های افراد خانواده سلطنت همه از هنر هلنی یونان گرفته شده است و همچنین صورت های نگاشته شده بر سقف نیز شیوه یونانی داشتند از جمله آنها خدای اروس) Erosخدای عشق و شهوت) را بر پشت اسب و موضوعات دیگر یونانی کشیده بودند.
در نقاشی های دوره اشکانی، خصوصیات هنر اصیل ایرانی آشکار است و اگر هنر یونان در آن اثر گذاشته باشد، زیاد نیست. با توجه به آثار باقی مانده از کاخ اشکانی در کوه خواجه که نقاشی های بسیار زیبا و جالبی را از آن دوره نشان می دهد و به نظر می رسد که این ها ثابت می کنند که جریان و نفوذ هنر یونانی در کشور ایران زنده بوده است ولی می توان گفت که نفوذ هنر یونانی زودگذر و سطحی بوده است و چیزی جز تقلید نمی توان به آن نسبت داد.
هرتسفلد درباره نقاشی عهد اشکانیان تحقیقات زیادی کرده است و معتقد است که: «نقاشی این دوره را می‌توان ترکیب هنر نقاشی ایرانی و یونانی دانست ولی حفظ اصالت هنر ایرانی را در آثار این دوره می توان تایید کرد.»
غایت ماورایی هنر
زمان کنونی را به طور فزاینده ای زمان گذار محسوب می کنند. اما قضاوتی که درباره کم و کیف تفاوت حال با گذشته صورت می پذیرد، به این بستگی دارد که علایم گوناگون دگرگونی و تغییر شکل چگونه مفهوم سازی می شوند و به هر یک از شکل های شناسائی شده ی تغییر یا گذار، چه معنایی نسبت داده می شود. آنچه نقشی تعیین کننده را در این گذار دارا ست هنر می باشد که در کنار عوامل دیگر در تغییرات جامعه تاثیر می گذارد. در هنر تصویر (سینما) منطق بازنمایی و تصویر، تابع متغییر های اجتماعی نیست بلکه این متغییرهای اجتماعی هستند که تابع منطق تصویر گشته اند. به عبارتی این جامعه است که بازتاب جهان تصویر می گردد. رواج مد ها و الگوهای رفتاری که منشأ آن فیلم های هالیوودی و… می باشد مؤید این مطلب است. در مورد هنرهای دیگر نیز این امر صدق می کند. داستان هایی که بر ذهن ها تاثیر می گذارند و موسیقیی که قلب را مسحور می کند. تمام افرادی که تحت تاثیر این هنرها واقع شده اند جامعه را تشکیل می دهند. البته تاثیر مستقیم و غیر مستقیم هنر بر جامعه به این معنا نیست که فقط هنر بر جامعه تاثیر می گذارد بلکه هنر مؤثری قدرتمند در کنار مؤثرهای دیگر است.طرح نظریه هنر برای هنر منشأ پیدایی هنر مدرن گشت. هنری که در خدمت دین و مفاهیم معنایی بود، رو به تهی شدن از آن مفاهیم گذاشت. نقوش روی سقف و دیوار های کلیسا، مجسمه های حضرت عیسی و مریم مقدس، معماری کلیساها حتی خیلی قبل تر مجسمه خدایان در یونان باستان همه مدیون هنر هنرمندان زمان خود بود. با تحولات اجتماعی که در قرن هجدهم میلادی پدید آمد، مدرنیته شکل گرفت و بر هنر تأثیر گذاشت. هنر مدرن فرم های قبلی را شکست و به هنر سنتی پشت کرد. “بسیاری از اندیشمندان قرن بیستم مثل میشل فوکو و یورگن ها برماس که اندیشه مدرنیته با کانت شروع شد”(1) تهی شدن هنر از مضامین دینی و معنایی را می توان از تاثیرات مدرنیته دانست. گرچه در ابتدا تغییرات اجتماعی بر روی هنر تاثیر گذاشت اما امروز هنر است که بر تحولات جامعه موثر است. یکی از موارد تاثیر غیر مستقیم هنر بر جامعه، در عرصه سیاست است. البته بسط این موضوع مجالی طولانی را می طلبد. بعد از به وجود آمدن گونه های مختلف هنری و آثار متفاوت، لزوم تعریفی برای هنر احساس شد. اینکه چطور می توان نقاشی کوبیسم را که از چند خط کج و معوج تشکیل شده هنر نامید یا قطعه موسیقی جان کیج با عنوان”33 4″ (چهار دقیقه و سی و سه ثانیه ) را که فقط سکوت است، هنر اطلاق کرد(2).اندیشمندان به این دغدغه افتادند که تعریفی برای هنر ارائه دهند. “افلاطون اولین کسی بود که به تئوری زیبایی شناسی فلسفی پرداخت و بعد از او کانت این فکر را گسترش داد و بعد از او ملاحظاتی در این باره صورت گرفت.”(3) تقریبا نظریات کانت در این باره را آغاز گر علم زیبایی شناسی می دانند. اما تعاریف کانت نیز نمی تواند همه مخاطبان را قانع کند. درماندگی متفکران از تعریفی دقیق و جامع و مانع از زیبایی خود بی ارتباط با عجز از تعریف هنر نبود. شاید به خاطر اینکه تعاریف زیبایی همه نسبی و ناپایدار است.البته هیچ قاعده ای کامل نمی توان برای زیبایی ارائه داد چون غیر ممکن است بگوییم یک اصل مربوط به ذوق، به معنای یک مقدمه ای ست که می توان مفهوم شیء را تحت شرایط آن مندرج ساخت. سپس با کمک یک قیاس صوری، این نتیجه را اخذ کرد که شیء مورد نظر زیباست پس لذت می بریم.اما چرا غیر ممکن است؟
چون شخص می باید، رضایت و بهجت را به محض ادراک شیء احساس کند و نمی تواند با استفاده از دلایلی که برای اثبات آن ارائه می شود بدین احساس دست یابد. در مورد زیبایی این تجربه است و نه اندیشه متکی به مفهوم، که حکم زیبایی شناختی را مجاز می سازد. طوری که اگر آن تجربه از شیء تغییر کنند معنای زیبایی شناختی هم از آن تغییر می یابد.
کانت می گوید «برای تشخیص اینکه چیزی زیباست یا نه، تصور را نه به کمک قوه فاهمه به عین(objekt) برای شناخت، بلکه به کمک قوه متخلیه(imagination)، به ذهن و احساس لذت و الم آن نسبت می دهیم. بنابراین حکم ذوقی به هیچ وجه نه یک حکم شناختی و در نتیجه منطقی ست بلکه حکمی زیباشناختی ست که از آن بر می آید و فقط مبنایی ذهنی دارد»(4) به عبارتی حکم به زیبایی، انتزاعی و ذهنی ست و وجود خارجی ندارد. جایی دیگر هگل نیز زیبایی را تعریف می کند . « زیبایی تابش مطلق یا مثال، از پس اعیان محسوس خارجی ست. لازمه زیبایی این است که عین یا محسوس باشد که با حواس ادراک شود مثل تندیس ویا آهنگی دلنواز یا اینکه اگر محسوس نبود صورت ذهنی چیزی محسوس را ذهن ایجاد کند مثل شعر. پس عین زیبا خود را بر حواس عرضه می کند ولی بر ذهن و روح نیز جلوه می فروشد زیرا وجود حسی محض زیبا نیست و فقط هنگامی زیبا می شود که ذهن پرتوی فروغ مثال را از خلال آن ببیند. از این رو نخستین صورت زیبایی طبیعت است. چون نخستین صورت محسوس که مثال در آن خود را نمایان می سازد همان طبیعت است »(5)هگل به طبیعت دیدی افلاطونی دارد و به عالم مثال معتقد است و اینکه طبیعت جلوه آن مثال است و مرتبه نازلی از حقیقت در ضمن بر خلاف کانت زیبایی را ذهنی صرف نمی داند و عالم مثال را در درک زیبایی شریک می بیند. به همین علت در ادامه، زیبایی طبیعت را در مقابل زیبایی هنر پست تر و نازل تر می داند. او می گوید «زیبایی طبیعت ناقص است چون دو عنصر پایان ناپذیری و آزادی را ندارد. حال آن که مثال در حال محض مطلقا پایان ناپذیر است. زیبایی طبیعت به همان اندازه پست تر از زیبایی هنر است که طبیعت از روح، چون هنر آفریده روح است.»(6) برای اینکه منظور از زیبایی روشن تر شود مثالی می زنیم. تصور کنید که به موزه رفته اید و به سنگ های قیمتی از پشت شیشه های ویترین نگاه می کنید. هر کسی به زیبایی سنگ ها اذعان دارد. سنگ هایی که دارای شکل های چند ضلعی، رنگی روشن و اندازه هایی متناسب هستند. به قیمت کنار ویترین نگاه می کنید. خود به خود این سوال را می کنید که آیا این سه تفاوت (اندازه ، رنگ ، شکل) به این قیمت هنگف می ارزد!؟چه چیزی در وجود انسان حکم به زیبایی می کند؟چه ملاکی برای زیبا دانستن می توان یافت؟آیا غیر از رنگ ارغوانی و شفاف و شکل خاص در خارج چیزی وجود دارد؟چرا زیبایی را به آن خصوصیات نسبت می دهید و به سنگ های معمولی نسبت نمی دهید؟ آیا ممکن است انسانی آن ها را زیبا نداند؟این زیبایی با زیبایی اثر هنری چه ارتباطی دارد؟جواب این گونه سوالات را در فلسفه هنر باید جست. اما آیا اندیشمندی تا کنون توانسته است به این سوالات جوابی محکم و غیر قابل انکار بدهد. به مثالی دیگر توجه کنید. قصری از رخام سفید با ستون های برافراشته و مزین به نقوشی بر دیوار های مرمرین، آیا زیبا ست؟ همه به زیبا بودن آن اذعان می کنند اما ممکن است کسی بگوید من از آنچه چشم را خیره می کند و عقل را مدهوش، خوشم نمی‏آید. اما این نظر به رضایت برمی‏گردد. رضایت از سه امر حاصل می‏شود: زیبایی، خیر، مطبوع. این نظر، مفهوم زیبایی را مخدوش نمی‏کند. زیرا زیبایی چیزی است سوای مفاهیم، به مثابه‏ی متعلق رضایتی همگانی. کانت زیبایی را این چنین تعریف می‏کند: «ذوق، قوه‏ی داوری درباره‏ی یک عین یا یک شیوه‏ی تصور، بدون هر علاقه‏ای است. چه آن تصور از طریق رضایت باشد یا عدم رضایت. به هر حال متعلق چنین رضایتی زیبایی نامیده می‏شود.»(7)با همه ی این تعاریف و مثال ها نمی‏توان به قاعده‏ای محکم و دقیق پی برد. چون تعاریف همه نسبی بودند. مخصوصا تعریف کانت که بر پایه‏ی ذوق و رضایت بود و رضایت در افراد مختلف با عوامل مختلف تغییر پیدا می‏کند.به هر حال اگر هنر را زیبا بدانیم باید تعریفی دقیق از زیبایی ارائه دهیم تا بتوانیم تعریفی از هنر بکنیم تا جامع و مانع باشد. به نظر نگارنده،‏ این تشویشات در ارائه مفهوم زیبایی و هنر، زمانی برطرف می‏شد که به دنبال ملاکی خارج از هنر بگردیم. به عبارتی باید بازگشت به گذشته بکنیم. زمانی که هنر در خدمت دین بود. البته به وجود آمدن سبک‏ها و روش‏های متفاوت در آثار هنری مدیون مدرنیته است. اما هنری که تهی باشد و تأثیری أسف ‏بار بر جامعه بگذارد، شایسته‏ی انسان امروز نیست. انسانی که هر روز باید در جهت رشد و تکامل خود قدم بر‏دارد آیا درست است با هنر این رشد و تکامل را وارونه جلوه داد و او را به عقب راند.اندیشمندان اسلامی نیز بر این باور بودند که هنری مفید است که در جهت تعالی انسان و تکامل او قدم بردارد. به قول ارسطو هنری که مثل تراژدی منجر به کاتارسیس نفس ‏شود. نویسنده قصد ندارد برای هنر تعیین تکلیف کند اما می‏خواهد این دغدغه را گوش ‏زد کند که هنر اگر متعالی و در جهت خدمت به دین باشد می‏تواند منشأ تحولی در جامعه گردد و سعادت بشر را به ارمغان آورد. گرچه هگل می‏گوید: «هنر از طبیعت هم‏چنان نباید تقلید کند و از آموزش اخلاق نیز باید بپرهیزد. چون اگر وسیله‏ای برای آموزش شود به خاصیت پایان‏ناپذیری که ذاتی هنر است ضرر می‏زند. به عبارتی هنر غایت‏اش در خودش خلاصه می‏شود ولی چیزی که وسیله‏ی غایت دیگری شود تابع جزء خود می‏شود»(8).
البته در نقد این نظریه باید گفت اخلاق و اصولا دین خود منشأ ماورایی دارند و نباید هنرِ در خدمت تجارت یا سیاست را باهنر در خدمت اخلاق یکی دانست و این یک مغالطه است که بگوییم اگر غایت هنر غیر خودش باشد به پایان‏ناپذیری آن ضرر می‏زند اما نگوییم که غایت می‏تواند دنیایی یا ماورایی باشد. چون اصولا اگر غایت چیزی ماورائی شد متعلق آن نیز ماورایی می‏شود که این از هنر برای هنر نیز ارزشمندتر است. واژه‏ی هنر متعالی که توسط اندیشه‏ی اسلامی مطرح شده است به این مهم اشاره دارد و به این اصل می‏پردازد که هنری می‏تواند ارزش‏مند و مفید باشد که در خدمت تعالی انسان باشد و هنری می‏تواند از عهده‏ی این موضوع برآید که در خدمت اخلاق و دین باشد. گرچه نباید دین را با ‏فقه صرف اشتباه گرفت.بعد از پذیرش این موضوع باید عالی‏ترین دین و اخلاق را برای غایت هنر انتخاب کرد تا به مقصود نائل آمد.
نقش هنر در امور تربیتی (تعلیم و تربیت )
این مقاله به بررسى اثرات زیبایی‌‏شناسى و هنر در تعلیم و تربیت و تأثیر آن در رشد شخصیت روانى به‌خصوص در حیطه‌ی عاطفى می‌‏پردازد و هدف از آن ارائه پیوندى میان مفاهیم کاربردى هنر و زیبایی‌‏شناسى در تعلیم و تربیت در جهان امروز و مطرح ساختن راه‌‏کارهایى براى شکوفایى احساسات عالى انسانى و جلوگیرى از رخوت فکرى و مشکلات عاطفى و روانى است.از این‏‌رو، ابتدا به بررسى اثرات تربیتى هنر از جمله ایجاد آرامش، والایش، شگفتى و هیجان، خلاقیت و شکوفایى ارزش‌هاى انسانى و نقش اصلاح غیرمستقیم و جایگاه و اهمیت هنر در نظر بِلوم به‌طور خاص می‌‏پردازیم.هنرهاى تجسمى (طراحى و نقاشى)، ادبیات (شعر، قصه، داستان و...)، موسیقى، کارهاى دستى (گل‌آرایی، گل‌کارى، منبت و...) و هنرهاى نمایشى (سینما و تئاتر) در درک زیبایى، شناخت جزئیات و مشکلات زندگى و به تبع آن بالابردن قدرت درک، نقش به‌سزایى در قرار دادن کودک در جریان رشد خلاقیت‌هاى ادبى و هنرى دارند و نیز با ایجاد آرامش، باعث زایل کردن ناراحتی‌هاى فکرى و عاطفى و نابسامانی‌هاى روانى و درمان همراه با شکوفایى احساسات عالى می‌‏گردند. ایجاد تعامل و وحدت و هماهنگى و پرهیز از تک‏‌روى (شرکت در تعاملات اجتماعى) و شناخت آداب و رسوم، ارزش‌ها، ضوابط اخلاقى و... از دیگر اثرات هنر در تعلیم و تربیت است. هنر را می‌‏توان یکى از کارآمدترین ابزار تربیت انسان در جهان امروز به شمار آورد که نتایج و اثراتش در ابعاد گوناگون، به‌ویژه در زمینه‌ی بهداشت روانى، از مهم‌‏ترین آن‌ها است. با توجه به این‏‌که هنر می‌‏تواند با در نظر گرفتن اساسی‌‏ترین مراحل و عمیق‌‏ترین ابعاد حیات، شخصیت مخاطبان را با تغییر و تحول بارز مواجه سازد، از این‌رو، علاوه بر نقش فردى از تأثیر اجتماعى مهمى نیز برخوردار است. یک اثر هنرى می‌‏تواند هدف‌هاى مشخصى را در برگیرد. این هدف‌ها گاه به‌صورت جزئى و گاه در حدى کلى عمیق‏‌ترند تا آن‏‌جا که اساسی‌‏ترین و کلی‌‏ترین اهداف تعلیم و تربیت را می‌‏توان در آثار هنرى جست‏‌وجو کرد.
نقش تربیتى هنر
بسیارى از صاحب‏‌نظران به جنبه‌ی تربیتى هنر معتقدند. به نظر آن‌ها، در حقیقت نه تنها کار، بلکه هنر هم می‌‏تواند بهترین نمایش‌‏دهنده‌ی درون انسان باشد و مسلماً نقش اساسى در رشد عاطفى و روانى او ایفا کند. شیلر هم به جنبه‌ی تربیتى هنر معتقد است و هم به جنبه‌ى شناسایى آن. در نظر او، انسان می‌‏تواند خود را با هنر مشغول دارد و در آن لحظه کاملاً انسان باشد. وى درباره‌ی مقام هنر چنین می‌‏گوید: «از نظر فعالیت، زنبور عسل می‌‏تواند استاد تو باشد و از جهت زندگى کِرمى می‌‏تواند معلم تو گردد، ولى هنر را تو اى انسان، تنها تو می‌‏توانى مالک باشى؟» یعنى فقط انسان است که با خلق هنر می‌‏تواند به مقام انسانیت نائل گردد.
نقش تربیتى هنر را می‌‏توان در چند بخش خلاصه کرد:
الف) ایجاد آرامش: ارسطو اعلام کرد که «همه‌ی هنرها از جمله نمایش وسیله‌‏اى است براى تسکین آشوب‏‌هاى روانى و شنیدن آهنگ‏‌هاى موسیقى یا تماشاى تابلوهاى نقاشى یإ حضور در صحنه‌ی تئاتر، سبب سبک‌بارى و آرامش یعنى کاتارسیس می‌‏گردد.» همچنین چنان‌چه در ادامه اشاره خواهد شد، روح بدون دریافت زیبایى نمی‌‏تواند آرام بگیرد و دوام بیاورد.
ب) توانایى پالایش و شگفتى و هیجان: در آموزش هنر، پس از طى یک دوران طبیعى با گذر سریع فرد از بازی‌هاى بی‌‏هدف به سوى مطالعه و کار هدفمند، همراه با آموزش بنیادین، هیجانى مداوم از رشد و توسعه شکل می‌‏گیرد. علاوه بر این، قدرت انعطاف‏‌پذیرى و تلطیف روحى افزایش می‌‏یابد. فروید می‌‏نویسد: «هنرمندان صاحب قوه و استعداد نیرومند تلطیف و پالایش‌‏اند و در واپس‏زدگی‌هایشان انعطاف‏‌پذیرى دارند.» این انعطاف‏‌پذیرى را که فروید از آن نام می‌‏برد شاید بتوان به نیروى شگفتى تعبیر کرد که کودکان آن را در نقطه‌ی اوج خود دارند، اما بعدها در جهان ماشینى امروزى می‌‏آموزند که بی‌‏اعتنا از کنار زیبایی‌‏ها و شگفتی‌هاى مادى و معنوى بگذرند که نتیجه‌ی آن یا خلاقیتى مخرب همراه با آشفتگی‌هاى روحى و روانى و یا رخوت و سستى است. در حالی‌که با آموزش هنر می‌‏توان هم نیروى شگفتى ابتدایى کودک را حفظ کرد و هم این نیروها و هیجانات را در جهت صحیح هدایت کرد.
پ) داشتن نقش اصلاحى غیرمستقیم: از آن‏‌جا که تمرکز فکر، توجه، دقت و یادگیرى، حرکت کردن برخلاف طبیعت ضمیر آشکار است، تعلیم و تربیت در ذائقه ذهن ناگوار است و باید با ترفند و لطائف‌‏الحیل آن را رام کرده، زیر یوغ کشید. از سوى دیگر، هر نکته‌ی مستقیم و هر سخن اندرزگونه واکنشى تدافعى در کودکان، به‌خصوص کودکان نااهل و بزهکار، ایجاد می‌‏کند و روش غیرمستقیم این حالت تدافعى را کاهش می‌‏دهد.
دکتر رجبعلى مظلومى می‌‏نویسد: «فرزند غیراهل را تنها از راه ورزش و هنر (نقاشى، تئاتر، کارهاى دستى) می‌‏توان به اصلاح آورد، زیرا در این‌ها هیچ درس صریح اخلاقى و انسانى نیست و عالی‌‏ترین وسیله‌ی تعلیم و تربیت با همان دو درس به‌طور غیرمستقیم و غیرصریح قابل اجرا و طرح هستند.»
نقش هنر در اصلاح و تربیت مددجویان زندانها
مدیر کل فرهنگی و هنری سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی با تاکید بر بسط امور فرهنگی و هنری درزندانهای کشور گفت :نقش هنر در اصلاح ,تربیت و بازگشت مددجویان زندانها به اجتماع را نمی شود انکارکرد.
به گزارش خبرنگار شبکه خبری قسط ,"منوچهر عدالتی "که در هشتمین جشنواره فیلم وتولیدات سیمای زندانهای کشور در مجموعه فرهنگی وهنری "اوین" سخن می گفت ,افزود :چند سالی است بر اساس قوانین ومقررات و آیین نامه زندانهای کشور فعالیت های متنوع فرهنگی وهنری در زندانهای کشور اجرا می شود که نتایج قابل قبولی در برداشته است.
وی علت گستردگی بعضی از رشته های هنری در زندانهای کشور را ناشی از زمینه قبلی این رشته ها درمددجویان دانست و اظهار داشت:امور هنری مانند تهیه فیلم و عکس در زندانها با دشواری روبروست ونیاز به حمایت های مالی و تخصصی مستمر دارد.
وی افزود :به دلیل نبود امکانات و نیروی متخصص درتعداد کمی از زندانهای کشور مانند زندان اوین برنامه های تلویزیونی ساخته می شود که لازم است به امور تخصصی هنری بصورت ویژه رسیدگی شود .
" عدالتی" زندان، زندانی و زندانبانی اسلامی را از جمله سوژه های ساخت فیلم در زندانهای کشور ذکر و گفت: البته در کنار این موارد زندانی و آسیب های اجتماعی ناشی از زندانی شدن یک فرد نیز مد نظر است .
مدیرکل فرهنگی وهنری سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور اظهار داشت:هنر درمانی از سه بعد بر رفتار، تغییر رفتار و اصلاح و تربیت مددجویان اثر می گذارد.وی "خود درمانگری" را یکی از ابعاد " هنر درمانی" ذکرکرد و افزود :مددجو با درگیر شدن با امور هنری استعدادی خود را درمی یابد و درصدد رفع نواقص و کاستی ها و بازسازی شخصیت خویش بر آمده و جامعه پذیر می شود .وی با تقدیر از کلیه دست اندرکاران این جشنواره بر تقویت هرچه بیشتر هنرمندان داخل زندانها برای ارایه آثار آنها در سطح جامعه تاکید کرد.همچنین دبیر هشتمین جشنواره فیلم و تولیدات سیمای زندانهای سراسر کشور به خبرنگار قسط درباره قدمت این جشنواره گفت: سالهای اولیه جشنواره سال های تجربه و موقعیت های بدست آمده در پایه گذاری نمادی هنری در زندانها بود در این سالها به تجربه های شیرینی دست یافتیم که خودشناسی و استعدادشناسی از آن جمله بود ، در این سالها (٧٤ ١٣- ٧٦ ١٣) جشنواره به میزبانی تهران و اصفهان برگزارشد.
"علیرضا محمدی" افزود :سال های ١٣٧٧ تا ١٣٧٩ تهران و خراسان میزبانی این جشنواره را بر عهده داشتند که در این سال های نمادها و سمبل های هنر در زندان برون مرزی شد و به تولیدی در حد توان رسید .
وی که رییس اداره "هنری" سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی نیز می باشد اظهارداشت:در سالهای اخیر (١٣٨٠ -١٣٨٢ ) تولید بی وقفه فیلم ها در زندانهای کشور شروع شد و آنچه مشاهده می شد تولید بود که به میزبانی یزد و قزوین برگزار شد .
دبیر هشتمین جشنواره فیلم وتولیدات سیمای زندانها امسال را سال کیفی سازی محصولات زندانها دانست و خاطر نشان ساخت :در برگزاری هشتمین جشنواره تفکر از اهمیت خاصی برخودار بوده است .
وی گفت : تلاش می کنیم در عرصه فیلم سازی زندانها به خودسازی هنری ، حرفه ای ، دقیق ، رسا ،گویا و اصلاحی ماندگار دست یابیم .
گفتنی است ، هشتمین جشنواره فیلم و تولیدات سیمای زندانهای سراسر کشور به میزبانی استان تهران در مجموعه فرهنگی و هنری زندان اوین با اهدا جوایز به برترین ها برگزار وخاتمه یافت.
نظریات افلاطون پیرامون تاثیر هنر در امور تربیتی
به نظر افلاطون نظمی مابعدالطبیعی و اخلاقی بر جهان حاکم است که فیلسوف باید آن را از طریق تفکر عقلانی کشف کند و هنر فقط هنگامی ارزش حقیقی دارد که این نظم را دقیقا نشان دهد یا به ما کمک کند که در جریان آن قرار گیریم.
همچنین افلاطون هنر را در راستای تعلیم وتربیت جوانان ارزشمند می داند، این مقاله درآمدی است به این موضوع.
افلاطون اصول ارزیابی هنر را به روشن ترین وجه در کتاب جمهور بیان می کند. موضوع اصلی این کتاب ، عدالت است. افلاطون در این کتاب ، تصویری از فرد عادل آرمانی و دولت - شهر عادل آرمانی را ارائه می کند و همچنین درباره ماهیت معرفت و تعلیم و تربیت بحث می کند. به نظر او، فیلسوف باید حاکم عادل چنین حکومت آرمانی ای باشد. (جمهور، 1004)
بحث هنر در کتاب جمهور از اینجا آغاز می شود که افلاطون به بررسی موقعیت هنر در تعلیم و تربیت می پردازد. به نظر افلاطون ، جوانان که پس از این نگهبان امنیت شهر خواهند بود، باید تحت تعلیم و تربیت جدی قرار گیرند و از آنجا که نفوس جوانان حساس و تاثیرپذیر است ، هنرها و صنایع سودمند باید چنان سامان یابد که جوانان را به آن چیزی متمایل کند که آنها باید در پی آن باشند.
بخش مفصلی از کتابهای دوم و سوم جمهور به وصف فضا و صفات و خصال شعر و شاعری اختصاص یافته است. به نظر افلاطون ، حکایات تخیلی و تصورات شاعرانه وظیفه خطیری در تعلیم وتربیت ایفا می کنند. به همین دلیل هرچند افلاطون به برخی شاعران بزرگ احترام قائل است ، ولی معتقد است ، برخی از آثار آنها می بایست سانسور شود. او در حالی که همیشه از هومر به نیکی یاد می کند، ولی در کتاب جمهور، آثار هومر را شایسته ممیزی می داند؛ چرا که به نظر او، خدایان و قهرمانان را نباید با صفات ترس و ناامیدی و فریبکاری و در حکم موجوداتی که تابع تمایلات نفسانی خویشند و مرتکب جنایت می شوند، توصیف کرد. پس بسیاری از صحنه های ایلیاد و ادیسه را باید حذف کرد.
داستان خیالی خوب ، داستانی است که (گرچه دروغین یا جعلی است)، تاثیر خوب و مثبتی در مخاطب داشته باشد. افلاطون به این سوال که آیا بازنمایی حقیقت ارزشمندتر است یا تاثیر اخلاقی ، پاسخ می دهد که تاثیر اخلاقی ارزش والاتری دارد. او در جمهور می گوید بعضی از داستان های اسطوره ای که تصویرگر خشونتند، حتی اگر حقیقت داشته باشند نباید برای جوانان بازگو شود. (فرهنگ 4)
محاکات یا میمسیس
به نظر افلاطون دو نوع بیان شعری وجود دارد: یکی آنجا که شاعر با صدای خود سخن می گوید و دیگری (که همان محاکات یا تقلید یا میمسیس است) که در آن ، شاعر خود را پنهان می کند و زبان خود را تا حد ممکن شبیه زبان شخصی به کار می برد که گفته است می خواهد درباره او سخن گوید. افلاطون به طور کلی روش محاکات را در دیگر هنرها نیز جاری می داند و از آن هنرها انتقاد می کند.افلاطون منتقد محاکات است ؛ روشی که آن را به هومر منسوب می کند.
به نظر افلاطون ، اجرای نقش با قرار گرفتن در قالب شخصیتی دیگر و تقلید عمل او موجب می شود که انسان در زندگی واقعی خود، شبیه چنین شخصیتی شود. با توجه به این که از نگاه افلاطون تمام اعضای یک جامعه آرمانی و به طریق اولی ، نگهبانان آن باید متخصصانی باشند که فقط به وظیفه خود عمل کنند، این نتیجه به دست می آید که اگر در شهر حوزه نمایش محدود شود نگهبانان بهتری پرورش خواهند یافت.
بنابراین کسانی که هدف اصلی شان رواج تقلید در جامعه است ، هرچند انسان های نابغه و توانمندی باشند، حکومت آرمانی ، آنها را تحمل نخواهد کرد. (دانشنامه زیبایی شناسی ، ص 4)
آفرینش و خیال و محاکات
افلاطون در کتاب دهم جمهور، تقلید و محاکات را موضوع اصلی بحث خود قرار می دهد اما نکته مهم اینجاست که تقلید و محاکات را در این رساله باید به معنای آفرینش خیال تلقی کنیم ، یعنی آفرینش چیزی که واقعی نیست ، بلکه تنها صورت خیالی شی ء است.
افلاطون دراین کتاب اظهار می کند که شعر تقلیدی مطرود جامعه آرمانی است و شاعری که چنین شعری می سراید، باید از این جامعه تبعید شود. دلیل این مساله این است که تقلید دور از حقیقت است ؛ ولی مخاطب اثر به آسانی فریب می خورد و فکر می کند که صاحب اثر دارای فضل و دانش است.
شعر تقلیدی بر بخش نازل عقل اثر می گذارد و به این ترتیب قواعد عقل و خرد ساقط می شود. افلاطون در شرح چیستی تقلید به نظریه مثل بازمی گردد. بر اساس این نظریه ، یک شی ء معمولی مثلا میز تحریر تقلید از صورت مطلق میز تحریر (یعنی نمونه مثالی میز تحریر در عالم مثال) است.
این نظریه از آن افلاطون است و برای توجیه و تبیین وحدت و کثرت در عالم و همچنین سکون و حرکت در عالم صادر شده است. افلاطون از این نظریه جهت تبیین چیستی هنر نیز استفاده می کند.
به نظر او، تصویری که نقاش از میز تحریر نقاشی می کند، بازنمایی میز تحریر از زاویه خاصی است که نقاش به آن می نگرد. بنابراین کار هنرمند تقلید از تقلید است: «هنر در جنبه مابعدالطبیعی یا ذات خود تقلید است.
«صورت» (ایده) نمونه اعلاست ؛ شی ء طبیعی مورد و مصداقی از تقلید است..
..اما حقیقت را به نحو شایسته در صورت جستجو کرد، بنابراین کار هنرمند دو درجه از حقیقت دور است.» (کاپلستون 294)
افلاطون تقلید در هنرهای بصری را با آیینه ای مقایسه می کند که به شکل مکانیکی اشیا را نشان می دهد: «... آسان ترین راه این است که آیینه ای به دست گیری و به هر سو بگردانی. از این راه هم آفتاب را می توانی بسازی ، هم ستارگان را. حتی خودت و دیگر جانوران را که ساخته صنعت یا طبیعتند، می توانی به وجود آوری..
..به نظر من هنر نقاش نیز همین است...» (مجموعه آثار، ج 2 ، ص 1168)
نقاش همانند آینه است و شیئی واقعی را خلق نمی کند، بلکه فقط یک صورت خیالی را به وجود می آورد. محصول کار نقاش در مقایسه با میز تحریر و صورت مثالی آن ، دو مرحله از حقیقت فاصله دارد. اثر نقاش هیچ دلالتی بر راهیابی او به دانش حقیقی ندارد بلکه دلالت بر ساخت یک صورت خیالی دارد. شاعران هم مانند نقاشان فقط صورتهای خیالی پدید می آورند و از شناخت حقیقت فاصله دارند. افلاطون در رساله جمهور می گوید: «تمام شاعران مقلد که اولینشان هومر است ، از صور خیالی فضیلت و تمام آنچه در مورد آن می نویسند، تقلید می کنند و به حقیقت دست نمی یابند.» (دانشنامه زیبایی شناسی ، ص 4 به نقل از جمهور)
شاعران فقط از زندگی انسان ، صورتهای خیالی پدید می آورند و انسان برای انجام چنین کاری نیاز ندارد که حقیقت خیر یا شر زندگی را بشناسد. همچنین افلاطون مدعی است که هیچ دلیلی وجود ندارد که شاعر بتواند مصلحت اخلاقی یا سیاسی را آشکار کند. (دانشنامه زیبایی شناسی ، ص 5)
نظریه تقلید (میمسیس) افلاطون درباره هنر به این مطلب دلالت دارد که به نظر او، هنر قطعا قلمرو خاص خود را دارد؛ در حالی که معرفت (اپیستمه ) به نظم ایده آل و عقیده یا گمان (دوکسا) به نظم قابل درک اشیاء طبیعی مربوط است ، پندار یا خیال (ایکازیا) به نظم خیالی ربط دارد. کار هنری محصولی از تخیل است و با عنصر عاطفی در انسان سرو کار دارد. (کاپلستون 6-295) افلاطون نشان می دهد که شعر تقلیدی مایه التذاذ کدام بخش از نفس انسان است.
عالی ترین جزء نفس (عقل) با استدلال سرو کار دارد و آنچه برای او خیر است منظور می کند، اما صور خیالی شعر تقلیدی موجب التذاذ جزء نازل نفس است که کودکانه و سرکش است. هنر شعر، عواطف ما را بر می انگیزد؛ عواطفی که در مرحله نازلتری از تمایل و قضاوت عقلانی قرار دارد. انواع حوادثی که منبع بهترین مضامین برای شعر تقلیدی است (بخصوص تراژدی) متضمن نمایش حالات افراطی عواطف و اعمال ناشی از تاثیر این حالاتند. پس شعر تقلیدی طبیعتا جزو نازل و سوگوار وجود ما را مخاطب قرار می دهد و مایه التذاذ آن را فراهم می آورد و آن را به بهای پایمال شدن جزو عقلانی و خیرخواه - که باید در حکم نفس سالم باشد - تشویق می کند. دور شدن از درک حقیقت ، در آثار هنری بتدریج انسان را به بی خیالی و بی تفاوتی سوق می دهد، چنان که در قبال آن گونه واکنش های اساسی که باید در زندگی واقعی از آنها گریزان باشد، نگرش مثبت پیدا می کند و موضع دفاعی خود را رها کرده ، به بخش عقلانی وجود خود که باید حاکم بر انسان باشد اجازه لغزش می دهد و اگر این حالت در انسان به شکل عادت در آید، از میزان تقرب او به خیر و عقلانیت در زندگی واقعی می کاهد. به این شکل افلاطون شعر تقلیدی را از جامعه آرمانی خود طرد می کند گرچه ابتدا از اصطلاح شعر تقلیدی نام می برد، ولی سپس معلوم می شود که از نظر او کل هنر شعر تقلید است.
او در رساله ایون نتیجه می گیرد که شاعر بر مبنای دانش مطمئنی عمل نمی کند و کارش نه مبتنی بر فن است و نه دانش مکتسب. افلاطون سرانجام در رساله فایدروس نوعی جذبه غیبی را به مهارت سرایش شعر نسبت می دهد.
اما افلاطون در میان اشعار، استثنایی قائل می شود و آن مناجاتنامه ها و مدح نامه های انسان های نیک نهاد است. به نظر او این اشعار می توانند بیانگر دیدگاه های اخلاقی صحیحی از جهان باشند که به کمک آنها می توان صفات پسندیده را به شهروندان القا کرد. او معتقد است در مدینه آرمانی باید بر کار شاعر و سایر هنرمندان نظارت داشت تا در هنر خود صفات نیک و فضایل اخلاقی را مجسم سازند و اگر نتوانند مطابق این قاعده کار کنند، باید آنها را از کار کردن در شهر بازداشت. (مجموعه آثار، ج 2، ص 911)
افلاطون بیشتر به آثار و نتایج تربیتی و اخلاقی هنر علاقه مند است ؛ آثار و نتایجی که بی تردید به تفکر زیبا شناختی من حیث هو نامربوطند، لیکن واقعی اند و هرکس مانند افلاطون به علو و برتری اخلاقی بیشتر از حساسیت و آگاهی زیبایی شناختی ارزش می نهد، باید آنها را به حساب آورد. (کاپلستون 296) هنر وظیفه ای خاص خود دارد ، ولو این که این وظیفه عالی و بلندمرتبه نباشد، زیرا پله ای برای نردبان تعلیم و تربیت می سازد و نیازی از انسان برمی آورد. خلاصه آن که افلاطون هنر را با معیارهای علم می سنجد و ایراد می گیرد که نمی توان با آن به دانش مطمئن دست یافت و درنتیجه کاذبش می داند و آن را تحقیر می کند و اخراج شاعران را از مدینه فاضله می خواهد؛ ولی آیا هنردراساس تقلید است؟ (سجودی)
هنر حکومت و تربیت
ر وابط فرهنگی- کانت - فیلسوف آلمانی - می‌گوید: «یکی از اصول تعلیم و تربیت که باید همواره مدنظر طراحان برنامه‌های تربیتی باشد، این است که «کودکان باید نه برای زمان حال بلکه برای شرایط بهتر احتمالی آینده، تربیت شوند».
حال این سوال مطرح است که چه شناخت و تصوری از آینده و شرایط پیش‌ رو داریم؟
سرعت روزافزون تحول در عرصه‌های مختلف علم و فن‌آوری - به‌ویژه در حوزه ارتباطات - و حجم وسیع داده‌های درست و نادرست ناشی از جریان آزاد و غیرقابل کنترل اطلاعات، عامل اساسی سوگیری افکار و تلقّیات مردم است.
اگر تا دیروز – و تا حدودی امروز – نهادهای فرهنگی و تربیتی تلاش می‌کردند با شیوه‌های مختلف کنترلی، نقش عوامل مزاحم در تربیت فرزندان را خنثی کنند، امروزه ماهواره‌ها و اینترنت، بسته‌های مختلف خبری، تحلیلی و تبلیغی را که بسیاری از آنها با هدف هدایت جریان اطلاعات و اخبار به نفع مدعیان رهبری جهان و با هدف تحقق دهکده جهانی در راستای تحکیم حاکمیت آنها بر جهان عمل می‌کنند، به صورتی بسیار زیبا و فریبنده، به طور مستقیم در اختیار ذهن کنجکاو و جست‌وجوگر فرزندان ما قرار می‌دهند و این در شرایطی است که بسیاری از مربیان و هدایتگران جامعه، خود با این پدیده‌های جدید آشنایی ندارند و به همین سبب و به دلیل ندانستن نحوه تعامل با این علوم و فن‌آوری‌های جدید، اغلب با برخوردهای ناپخته و حساسیت‌برانگیز افراطی و تفریطی، گرایش غیراصولی کودکان، نوجوانان و جوانان را به این پدیده‌ها شدت می‌بخشند.
در چنین رویکردی، این امکانات که می‌توانستند در خدمت تبادل فرهنگی جامعه اسلامی با سایر جوامع و ملل و نیز افزایش دانش و آگاهی نسل نو قرار گیرند، به صورت ابزاری برای پذیرش رفتارهای نابهنجار فرهنگ‌های مهاجم درمی‌آیند و کارگزاران نظام با داشتن دغدغه تاثیر مخرب فرهنگی آنها به جای حل اساسی مساله، دائم به فکر ایجاد نظام‌های کنترلی هستند؛ غافل از اینکه این موج چون اسب چموشی، خارج از اراده این و آن، با سرعت سرسام‌آوری به پیش می‌تازد و اگر همه تلاش و هنر صاحبان اندیشه و سیاست‌گذاران، معطوف به برنامه‌ریزی برای به‌خدمت‌درآوردن فن‌آوری جدید و شکل تکامل‌یافته آن نشود، ناچار آنها را به رفتارهای انفعالی و غیرموثر برمی‌انگیزد؛ در حالی که شکل‌گیری و هویت‌یافتن جامعه در گروی جامعه‌پذیری نسل جدید است. برای دست‌یافتن به این مهم، باید مخاطب و اقتضائات و نیازهای وی را شناخت و رفتارهای انفعالی، فرصت این‌گونه روی‌آوری به مسائل را از ما می‌گیرد.
طبیعی است که مجموعه این شرایط، مدیریت فرهنگی و مدیریت آموزشی و پرورشی را به بزرگ‌ترین و دشوارترین مساله‌ای که انسان امروز جامعه ما با آن درگیر است تبدیل کرده است. شاید توجه به همین دشواری‌ها و پیچیدگی‌هاست که کانت را بر آن داشته تا بگوید: «در بین ابداعات بشری، دوتاشان از بقیه مشکل‌تر است؛ هنر مملکت‌داری و حکومت و هنر تعلیم و تربیت.»
پداگوژی
«پداگوژی» هنر و علم تربیت کودکان است و اغلب مترادف با واژه تدریس یا تعلیم و آموزش به کار برده می شود. به طور دقیق تر پداگوژی، آموزش معلم محوراست.
اکنون «پداگوژی» مفهوم گسترده تری یافته است و در موارد مختلفی به کار می رود از جمله؛ علم، اخلاق، فلسفه علمی، فنون مختلف و آفرینش آثار زیبا. اما مهمترین دستاوردی که از پداگوژی انتظار می رود، این است که فراگیران با این روش به جای اینکه نگرش و مهارت های خود را مستقیما از معلمان خود دریافت کنند، بتوانند با راهنمایی معلمان، به کشف و نوآوری برسند و یاد بگیرند که به چه دانشی، نگرشی و یا مهارتی نیازمندند و چگونه و از چه راهی می توانند آن رابه دست آورند.
به این ترتیب، فراگیران وارد فرآیند کشف، نوآوری و در یک کلام، خلاقیت می شوند و اینجاست که هنرها و از جمله مهمترین و بهترین آنها برای دستیابی به این هدف، وارد میدان می شوند و «تئاتر پداگوژیک» مفهومی کاربردی و نوین پیدا می کند. این مقاله در واقع درآمدی است بر مفهوم پداگوژی در هنر تئاتر کودکان که حاصل مشاهدات و مطالعات اخیر نگارنده است؛
الف – پیشینه
در عین حال که واژه یا اصطلاح «پداگوژی» تازه و غریب به نظر می رسد، اما اگر کاربردهای آن توضیح داده شود، متوجه می شویم که هم اکنون بسیاری از روش ها و آداب آن در مراکز تعلیم و تربیت و دانشگاه ها به کار می رود زیرا که پداگوژی علوم مختلف و متنوعی را در بر می گیرد که در آن تربیت بدنی، ذهنی و اخلاقی به طور مستقل یا توامان صورت می پذیرد. در یونان باستان، دایگان و یا بردگانی که وظیفه نگهداری و بردن و برگرداندن کودکان به مدرسه را داشتند، با این نام خوانده می شدند. عموم دانشمندان و اندیشمندان علم تعلیم و تربیت کودکان نیز به این اصطلاح اشاره کرده اند. اما در کشور ما، موارد بسیار محدود و معدودی از کاربرد این اصطلاح دیده می شود که آخرین آن در خصوص آموزش مهارت های فنی در سازمان فنی و حرفه ای کشور به کار برده شده است.
تعداد کتاب ها و یا مقالاتی که درباره پداگوژی و کاربردهای آن نوشته شده است، در کشور ما از تعداد انگشتان دو دست تجاوز نمی کند هر چند در مراجعه به هر یک از موتورهای جستجوگر اینترنتی، با هزاران سایت روبرو می شویم که درباره پداگوژی و تئاتر پداگوژیک مطالب و توضیحات مفصل دارند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  72  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تأثیر هنر بر امور تربیتی ( تعلیم و تربیت)

دانلودمقاله انیشتین

اختصاصی از اینو دیدی دانلودمقاله انیشتین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

 

 

زادگاه انیشتین
هیشگن شهری است در آلمان که نیاکان انیشتین از آنجا برخاسته اند. خانواده انیشتین که از یک قشر خورده بورژوا برخاسته اند نه آنچنان در تنگی بسر می بردند و نه آنقدر در فراخی می زیستند. این خانواده محیط ساده نیمه دهقانی خود را حفظ کرده و در سلامت و ایمن زندگی می کرده اند و گرایشی به ترک رسم ها و سنت های نیاکان نداشتند.
دوران کودکی:
آلبرت انیشتین در 14 مارس 1879 در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و رتمبرگ در آلمان بود چشم به جهان گشود. یکسال پس از تولدش خانواده وی از شهر اولم عازم مونیخ گردیدند بدین ترتیب شهر مونیخ یگانه محیط پرورش دوره کودکی آلبرت انیشتین گردید.
پدر آلبرت، هرمان انیشتین مردی خواشبین بود که از زندگی لذت می برد و بهره می گرفت در کار معاملات بصیرت کامل نداشت و به دفعات با ناملایمات دست و پنجه نرم کرده بود اما این ناملایمات باعث تنفر او از زندگی نمی شد. او بسیار علاقه داشت همراه خانواده به گردش برود و از زیبایی های مونیخ لذت ببرد به شعر آلمانی عشق و علاقه فراوان داشت و شیلر را بطور غیرعادی ستایش می کرد.
مادر انیشتین که قبل از ازدواجش با هرمان انیشتین پاولین کخ نام داشت بیش از پدرش زندگی را جدی می گفت و زنی بود اهل هنر و صاحب احساساتی که مخصوص هنرمندان است او بیش از هر چیز به موسیقی کلاسیک آلمانی علاقه داشت. پدر انیشتین به اتفاق همویش که با آنها زندگی می کرد اقدام به تاسیس یک کارخانه تولید وسایل برقی نموده بود عموی انیشتین مهندس مجرب و کاردان اولین مشوق آلبرت به مطالعه ریاضیات گردید.
آلبرت کوچک بهیچ وجه کودک اعجوبه و خارق العاده ای به نظر نمی رسید و حق مدت بسیاری طول کشید تا زبان باز کرد به طوری که پدر و مادرش وحشت داشتند که نکند فرزندانمان ناقص باشند اما بالاخره روزی زبانش باز شد و شروع به حرف زدن کرد اما او کودکی ساکت بود و هرگز بازی های کودکان را دوست نداشت و از همان دوران کودکی یکی از خصوصیات او تنفر از اجبار بود. او از همان کودکی به قوانین طبیعت توجه داشت آلبرت هرگز کلمه ای نسنجیده بر زبان نمی آورد و هرگز علاقه نداشت حرفی بزند که واقعیت نداشته باشد بنابراین هیچ وقت دروغ نمی گفت.
آلبرت خواهر کوچکتری به نام مایا داشت که او را بسیار دوست می داشت. آلبرت در ده سالگی مدرسه ابتدایی را ترک کرد و در شهر مونیخ به مدرسه متوسطه اوئیت پله وارد شد هدف این موسسات آن بود که به شاگردان تعلیمات عمومی بدهند و بدین طریق قسمت زیادی از وقت شاگردان حرف یادگیری دستور زبان لاتین و یونانی شد و از آنجا که گرامر این دو زبان مشکل است برای انیشتین نیز آموختن آن بسیار سخت بنظر می رسید. او به مطالعه آثار شکسپیر و شیلر علاقه داشت او از خوانندگان پرشور مطالب از قبیل ساده و نیزو گردید و اصرار داشت تمام اصطلاحات علمی آنروز را یکجا در کتاب گرد آورد. آلبرت از موزیک لغت می برد و در تمام دوران جوانی آثار باخ بتهون و موزات را گوش می داد.
حرکت از مونیخ:
وقتیکه آلبرت پانزده ساله بود پدر او ورشکست شد و به این ترتیب زندگی او در مسیر تازه ای قرار گرفت. و از آنجا که پدر او مردی خوشبین بود تصمیم به مهاجرت از مونیه به میلان ایتالیا گرفت تا موسسه مشابهی ایجاد کند. پدر او علاقه داشت آلبرت در مونیخ بماند و به تحصیل بپردازد. اما آلبرت نصف سال را که به سختی گذراند تصمیم گرفت در پی پدر و مادر به ایتالیا برود. به این منظور تصمیم گرفت نقشه ای طرح کند که به وسیله آن می توانست بدون اینکه شانس ادامه تحصیل را از دست بدهد مدتی مدرسه را ترک گوید و بدین ترتیب موفق گردید از پزشکی به علت کسالت روحی گواهی بگیرد که باید برای مدت 6 ماه دور از مدرسه باشد و استراحت کند. بدین طریق وسایل عزیمت او از مدرسه شبانه روزی خیلی زود فراهم شد. اما روزی یکی از معلمین او اظهار کرد و اظهار داشت که بهتر است وی به کلی مدرسه را ترک گوید. آلبرت از این تغییر ناگهانی به حیرت افتاد و از او سوال کرد آیا از مرتکب خطای شده و علت اخراج چیست. آن معلم گفت: حضور شما در کلاس باحترام و انضباط دانش آموزان لطمه می زند. هنگامی که وارد شهر میلان شد و به والدین خود پیوست به پدرش اطلاع داد که قصد دارد تابعیت آلمان را ترک گوید. پدرش به او تذکر داد که این کار زشت است. یک روز آلبرت به مادر خود گفت: من عقیده دارم برای دیدن سایر جاهای این کشور مسافرت کنم. مادرش گفت: اما آلبرت ما پول کافی برای انجام این کار نداریم تو میدانی که کار پدرت چندان خوب نیست.
آلبرت گفت، من این را میدانم بنابراین از شما چیزی نمی خواهم من تنها و با پای پیاده به این مسافرت خواهم رفت و در طول راه چادر می زنم و در بیابان می خوابم و روز بعد مسافرت خود را به طرف جنوب از جلگه لو مباردی شروع کرد و به طرف جنودا حرکت کرد و در طول کرانه های زیبا و ناهموار ایتالیا مسافرت نمود و پس از طی شهر پیزا از دهکده های زیبائی که در دامنه کوهها بود گذشت و به شهر فلوراش مهد هنرها رسید و از فراز تپه های اطراف آن. ساعتهای بسیار چشم به این شهر زیبا دوخت این از دوران خوش زندگی آلبرت بود اما در خانه اخبار بدی در انتظارش بود کار پدرش بار دیگر با شکست مواجه شده بود و خانواده اش در تدارک مهاجرت به پاویا بودند.
در پاویا خانواده انیشتین می بایست کار و خانه تازه ای می یافتند از همه بدتر این که دیگر پولی نبود که آلبرت بتواند درسش را ادامه دهد. پدر و مادرش با او گفتگو کردند که هر چه زود برای خود کاری شروع کند و زندگی خود را اداره کند. اما آلبرت تصمیم داشت هیچ گاه گرفتار چیزی که آنرا پیگردی می نامید نشود. پیگردی برای پول پی گردی برای شهوت یکی از کارهائی که فکری کرد از عهده اش بر می آید آموزگاری بود و فکر
می کرد و زندگی خود را اداره کند. اما آلبرت تصمیم داشت هیچ گاه گرفتار چیزی که آنرا پیگردی می نامید نشود. پیگردی برای پول پی گردی برای شهرت یکی از کارهائی که فکر می کرد از عهده اش بر می آید آموزگاری بود و فکر می کرد که بهتر است این کار را پیش بگیرد و به تدریس درسی بپردازد که خود به آن علاقه دارد اما این کار گواهینامه می خواست که دانش آلبرت برای آن اندک بود گرچه آلبرت از مدرسه متوسطه گواهی نداشت اما پدر و مادرش عقیده داشتند که مهارت او در علم ریاضی برای ورود او به یک کالج فنی کافی است و خود آلبرت هم با این کار موافق بود خانواده اش موافقت کردند که فعلا برای امتحان آلبرت را به دانشکده پلی تکنیک سوئیس واقع در شهر زیبای زوریخ بفرستند. و هزینه زندگی در سوئیس از قرار ماهیانه یکصد فرانک است. این مبلغ حتی در آن روز هاکم و بی مقدار بود اما آلبرت ناچار بود با آن پول زندگی کند. پس رهسپار سوئیس شد. آلبرت برای فرا گرفتن دروس حیوان شناسی و گیاه شناسی زحمت بسیار کشید و با زبانهای خارجه نبرد کرد. تنها امتحان ریاضی بود که او را دلگرم می کرد و گیاه شناسی زحمت کشید و با زبانهای خارجه نبرد کرد. تنها امتحان ریاضی بود که او را دلگرم می کرد هیچ چیز برایش مهم نبود مهم نتیجه امتحانات بود انتظار چندان طول نکشید. هر زوک متصدی دانشکده برایش پیغام داد که می خواهد او را ببیند. آلبرت به دفتر دانشکده آمد متصدی با تندی گفت انیشتین امتحانات نشان داد که شما شایستگی ندارید که شاگرد این دانشکده باشید. آرامی و متانت آلبرت باعث شد که بر روی هرزوک تاثیر گذاشت و به او گفت به مدرسه در آرا و سری بزن. با اکراه و ناراحتی بسیار عازم شهر آراو شد و در آنجا وارد مدرسه متوسطه گردید. پس از مدتی در آنجا برای اولین بار آلبرت خرسند شد زیرا بر خلاف تصور او در آنجا از مشق و انضباط شدید خبری نبود. در آنجا در کلاسها بحث آزاد در می گرفت هر درسی استادان گوناگونی داشت و برای درس علوم آزمایشگاه مجهزی بود و بهر حال آلبرت توانست با درس هائی که از آنها چندان رضایت نداشت کنار آمد. و تصمیم گرفت عقب ماندگی های خود را جبران کند. یکی از استادان به نام پرفسور ونیتلر به این جوان آرام که به شدت مشغول کار بود علاقمند شد و یک روز او را برای شام به خانه دعوت کرد. آلبرت ابتدا نپذیرفت ولی او اصرار کرد. در آن روز به آلبرت خیلی خوش گذشت به طوری که تصمیم گرفت که اطاقی در همان خانه بزرگ در اختیار خود قرار دهد و اسباب و اثاثیه اش را به آنجا منتقل کند. او با خانواده پرفسور ونتیلر بسیار صمیمی شده بود دوستی خانواده ونیتلر با انیشتین قوت گرفت بطوری که سالها بعد به ازدواج یکی از پسران ونیتلر با خواهر آلبرت مایا انجامید. و در مدت یکسال آلبرت دیپلم خود را گرفت و این آمادگی را یافت که وارد دانشکده پلی تکنیک شود.
ورود به دانشکده پلی تکنیک:
آلبرت در دانشکده پلی تکنیک بعنوان دانشجو ثبت نام نمود و تمام اوقات فراغت خود را در آزمایشگاه های فیزیک می گذراند و بیشتر کارهای فیزیک دانان بزرگ را مطالعه
می کرد. از ریاضیات روگردان شده بود و برایش آشکار شد که تنها فیزیک مورد علاقه اوست. اما پایه قوی ریاضیات منشاء علم فیزیک است و هنگامی که مسائل را بررسی می کرد محاسبات پیچیده آنها را دیگران برایش انجام می دادند. آلبرت دوستی به نام مارسل گروسمن داشت. هنگامی که امتحانات نزدیک بود آلبرت خیلی نگران بود چون سرکلاسها حاضر نشده بود اما گروسمن دفترهای بسیاری داشت که حاوی مطالب مفصلی بود که سرکلاسها تدریس می شد و به این ترتیب آلبرت در مدت چهار سال تحصیل در پلی تکنیک یادداشتهای دقیق و کامل گروسمن باعث شد که آلبرت از امتحانات پیروز بیرون آید. در یکی از کلاسهای آلبرت دختر مو سیاهی بود که از اطریش برای تحصیل به آنجا آمده بود و دانشجوی علوم بود او دختری کوتاه قد و گوشتالود بود چشم مشکی داشت و بندرت لبخند بر لبانش ظاهر می شد. اسمش میلوا مارتیچ بود. آلبرت به او علاقمند شد و در این هنگام آنها دانشجوی سال سوم دانشکده بودند که قرار گذاشتند پس از فارغ التحصیل ازدواج کنند.
دوران کارمندی:
آغاز قرن بیستم بود که آلبرت انیشتین دوره پلی تکنیک را به پایان رسانید. روزی نامه ای از خانواده اش دریافت کرد که در آن نوشته شده بود پس از این دیگر ماهیانه یکصد فرانک را دریافت نخواهد داشت. این نامه سبب آشفتگی او گردید. او خیلی به دنبال کار گشت و تصمیم گرفت دانشیار شود. پیش هر کدام از استادان می رفت آن را به بهانه ای نمی پذیرفتند. سرانجام اولین کار خود را آغاز کرد در شهر ونیترتور در یک مدرسه فنی یک آموزگار فیزیک مریض شد و انیشتین موقتا به جای او استخدام شد. اما این کار زیاد طولانی نبود و استاد قبلی بعد از مدتی برگشت. حال انیشتین برای جستجوی کارش چند فرانکی داشت اما قبل از آن که کاری پیدا کند بارها اتفاق افتاد که گرسنه به جستجوی کار رفت و در این هنگام معلم خصوصی دو پسر شد که در مدرسه شبانه روزی درس می خواندند این کار مورد علاقه او بود. و چنان پیشرفتی در آنها مشاهده کرد که تصمیم گرفت مسئولیت بقیه درسهای آنها را به عهده بگیرد. اما این کار موجب ناخرسندی شد و باعث اخراج او گردید. به شهر زوریخ برگشت و دوباره به دنبال کار گشت. اکنون براستی گرسنه و ناراحت بود او بسختی زندگی می کرد. تا این که در گروسمن دوست قدیمی اش ماجرا را فهمید. پدر مارسل در دستگاه دولت نفوذی داشت و توانست ترتیبی دهد تا آلبرت در اداره ثبت اختراعات در شهر برت استخدام شود. اما ماهیانه 3 هزار فرانک حقوق می گرفت بعد از انتقال به شهر برن انیشتین با میلوا مارتیچ ازدواج کرد این زن کمی از انیشتین مسن تر بود و مذهب ارتودکس داشت. میلوا به هیچ وجه در هنر جلب دوستی و ابراز صمیمیت نسبت به اطرافیان و ایجاد روابط مطبوع مهارت نداشت و از این رو زندگی آنها دلپذیر نبود. با این حال در سالهای اول ازدواج به او خوش گذشت و از زندگی خانوادگی لذت برد. طولی نکشید که رئیس او متوجه شد او به آسانی نقشه ها و طرح های اختراعاتی را متوجه می شود و به سرعت کار می کند وکار یک روز را در مدت دو یا سه ساعت انجام می دهد. در اداره ثبت اختراعات کار با دستگاه های علمی در او ذوقی بوجود آورد و دستگاهی که وی در همان اوقات جهت اندازه گیری بارهای ضعیف الکتریکی اختراع کرد هنوز هم مورد استفاده است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  38  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله انیشتین

دانلو.دمقاله گزارش کار اموزی ساختمن مسکونی بتنی 4 طبقه

اختصاصی از اینو دیدی دانلو.دمقاله گزارش کار اموزی ساختمن مسکونی بتنی 4 طبقه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه :
نظر به اینکه رشته عمران از ویژگی خاصی در میان تمامی رشته ها برخوردار است و مهارت و کارایی دانشجویان مستقیماٌ به نحوه صحیح و دقیق کارهای تعیین شده در کارگاه یا شرکت و یا محل کار بستگی دارد از طرف دیگر مدیریت و خلاقیت دانشجویان باید در کارگاه و محل کار شکل گرفته و تقویت شود.
برای موفق بودن در کار عملی پیشنهاد می شود نسبت به نوع نقشه – موفقیت کار عملی – کاربری ساختمان و مواردی دیگر اطلاعاتی کسب شود که ضمن علاقه مندتر نمودن شخص،دقت انسان را بالا می برد. کار آموزی دانش جویان را می توان به دو بخش تقسیم نمود:
الف) مسایل تئوری ب)مسایل عملی و فنی کار
مسایل تئوری کارگاه که بازگوکننده موارد فنی و گویای اجرایی می باشد این مبحث به وسیله نقشه که زبان کار عملی است انجام می گیرد. در نقشه مواردی مانند جزئیات و فایل ها و شرح تو ضیحات کامل کمک زیادی در اجرای صحیح کار می کند به طور کلی چنانچه یک کار عملی فاقد مسایل تئوری و نقشه و مواردمربوط به آن باشد اجرای صحیح کار غیرممکن خواهد بود از این جهت منطقی است که کار مورد نظر دارای نقشه و مشخصات کامل اجرایی باشد تا بتوان کار خواسته شده را دقیقاٌ انجام داد. باید توجه داشت پس از اجرای کار عملی تهیه گزارش کار مکمل یک کار آموزش فنی خواهدبود در این گزارش شرح مصالح مصرفی و نحوه کار و کاربری پروژه و دیگر موارد مورد نیاز گزارش برای درک بهتر مطلب الزامی است و در مواردی تهیه عکس و اسلاید و تحقیق و مطالعه نقشه ها و ترسیم های اضافی و تهیه مطالب از منابع دیگر دانش و درک فنی کارآموز را بیش از پیش بالا می برد.

 

توضیحاتی در مورد پروژه:
پروژه های در دست ساخت شرکت در دو قسمت تقسیم می شد. یک قسمت ساختمنا مسکونی بتنی 4 طبقه و قسمت دیگر پروژه ای که در دست ساخت بود یک ساختمان اسکلت فلزی 5 طبقه که زیر نظر شرکت تیرلادان با سرپرستی آقای مهندس قربانی صورت می گرفت.
کارگاه شرکت دارای یک اتاق نگهبانی و انبار سیمان . انبار مصالح ساختمانی و یک دفتر کار بود و چون شرکت بیشتر کارهای پیمانکاری را انجام می داد از نظرکامپیوتری هیچ گونه امکاناتی نداشت و از لحاظ کاری تا حدودی با اصول فنی کمی مغایرت داشت و پایه اصول فنی کامل اجرا نمی شد مثلا کاربرد آرماتورهای مصرفی برابر نقشه اجرا نمی شد و عیار سیمان نیز در مواردی به طور صحیح رعایت نمی شد.
در واقع هر شخصی در هر زمینه ای که مهارت دارد با پیشرفت در تجربه به اطلاعات بدیع تری دسترسی پیدا می کند که این اطلاعات را هیچ وقت نمی تواند در درس و دانشگاه کسب نماید و بازهم لازم به ذکر است که هر کسی در قبال درس حتما باید تجربه ای هم داشته باشد یعنی در واقع تجربه مکمل علم و دانش امروزی است تا بتوان با کمک هر دو در کارها پیشرفت روز افزونی را به دست آورد.

 


اطلاعاتی راجع به شرکت:
در ابتدای کار مدیریت شرکت ما را به دفتری فنی واقع در کارگاه راهنمایی کرد و برخی از خصوصیات و وظایف شرکت پیمانکاری را برای ما توضیح داد که در ذیل به آن اشاره می کنیم:
1) بررسی و آنالیز کامل پیشنهادی قبل از شرکت در مناقصه - در قیمت گذاری کارآن رقومی که نزدیکتر به هم هستند مورد توجه قرار می گیرند و اعداد خیلی بزرگ و کوچک حذف می شوند.
2) داشتن اطلاعات کافی از روش ها،مصالح و وسایل ساختمانی،تجهیزات و ماشین آلات که در واقع یک مهندس اجرا باید وسایل و روش های اجرای کار را بشناسد.
3) نظارت دقیق بر کارها و عملیات اجرایی و کنترل راندمان کار که باید روش های کنترل راندمان را بهتر بشناسد
4) برآورد دقیق بر اساس نقشه های موجود، فهرست بهاء و متره و برآورد و …
5) کنترل و نظارت دقیق برمخارج خرید و حسابداری برای اوضاع مخارج سازه و به طور کلی کنترل حسابداری دقیق شرکت با قاطعیت کامل.
6) دارا بودن سیستم دقیق جهت ارائه هزینه های واقعی.
7) دار بودن سیستم مناسب انبارداری- نگه داری ابزار و وسایل کار
8) سیستم روابط اجتماعی خوب با کارگران که از وظایف یک شرکت نیز می تواند باشد که هر هفته هزینه های کارگر پرداخت شود و سیستمی باید ایجاد شود که کارگران میل و رغبت به کار داشته باشند.
9) در نظر گرفتن حجم مناسب کار با تجهیزات و نیروی کار کافی
10) در اختیارداشتن مدیریت صحیح که باید به وسیله آن یک مدیریت دقیق و بی نقص در کارگاه صورت گیرد و از نظم خاصی برخوردار باشد.
وی همچنان اشاره کرد که ساختمان ها از لحاظ مصالح مصرفی و نوع کاربرد آن می تواند به دو دسته تقسیم شود:
الف) ساختمان ها از لحاظ مصالح مصرفی ب) ساختمان ها از لحاظ مصرف
ساختمان ها از لحاظ مصالح مصرفی خود به4 دسته تقسیم می شود که عبارتند از :
1) ساختمانهای بتنی
2) ساختمان های فلزی
3) ساختمان های آجری
4) ساختمان های خشتی و گلی که در زیر به توضیح هرکدام از این ساختمانها می پردازیم:
ساختمان های بتنی: ساختمانی است که برای اسکلت اصلی آن از بتن آرمه(سیمان – شن – ماسه و فولاد به صورت ساده یا آج دار) استفاده شده باشد در ساختمان های بتنی سقف ها بوسیله تاوه (دال) های بتنی پوشیده می شود و یا از سقف های تیرچه و بلوک و یا سایر سقف های پیش ساخته استفاده می گردد. برای دیوار های جداکننده(پارتیشن ها) ممکن است از انواع آجر مانند سفال تیغه ای،آجر ماشینی سوراخ دار،آجر معمولی در کوره ها و یا تیغه گچی استفاده شده و ممکن است از دیوار بتن آرمه هم استفاده شود.
ساختمان های فلزی: در این نوع ساختمانها برای ساختن ستون ها و پل ها از پروفیل های فولادی استفاده می شود در ایران معمولاٌ ستون ها را از تیرآهن هایI دوبل و یا بال پهن های تکی استفاده می نمایند و همچنین برای اتصالات از نبشی و تسمه برای زیر ستون ها از صفحه فو لادی استفاده می کنند و معمولا دو قطعه را به وسیله جوش به همدیگر متصل می نمایند سقف این نوع ساختمانها ممکن است تیر آهن و از نوع طاق ضربی باشد و یا از انواع سقفهای دیگر از قبیل تیرچه و بلوک و غیره استفاده می شود .
برای پارتیشن ها می توان مانند ساختمانهای مبنی بر انواع آجر و یا قطعات گچی یا سفاله ای تیغه ای استفاده نمود . در هر حال جدا کننده ها می باید از مصالح سبک انتخاب شود . در برخی از کشورها و برخی از مناطق ایران برای اتصال قطعات از پرچ و پیچ و مهره استفاده می کنند .
3- ساختمانهای آجری : در ساختمانهای کوچک که از 4 طبقه تجاوز نمی کند می توان از این نوع ساختمان استفاده کرد اسکلت اصلی این نوع ساختمان آجری بوده وبرای ساختن سقف ها در ایران معمولاٌ ازپروفیل های فولادی I و آجر به صورت طاق ضربی استفاده می گردد و یا از سقف تیرچه بلوک استفاده می شود. در این نوع ساختمانها برای مقابله با نیروهای جانبی از قبیل باد و زلزله باید حتماٌ از شناژهای روی کرسی چینی و زیر سقف ها استفاده شود. در ساختمانهای آجری معمولا دیوارهای حمال در طبقات مختلف روی هم قرار می گیرند و اغلب پارتیشن ها نیز همین دیوارهای حمال می باشند و حداقل عرض دیوارهای حمال نباید از 35 سانتی متر کمتر باشد.
4) ساختمانهای خشتی و گلی: این نوع ساختمانها در شهرها به علت گرانی زمین کمتر ساخته می شوند و بیشتر در روستاهای متروکه که دسترسی به مصالح ساختمانی ندارد مورد استفاده قرار می گیرند. اسکلت اصلی این نوع ساختمانها از خشت خام و گل بوده و تعداد طبقات آن از یک طبقه تجاوز نمی کند و در برابر نیروهای جانبی به خصوص زلزله به هیچ وجه مقاومتی از خود ندارند که باید از ساختن این نوع ساختمانها در مناطقی که زلزله خیز است جداً جلوگیری به عمل آید.
- وی همچنان اشاره کرد که به جزء مواردی که در بالا ذکر شد ساختمانهای دیگری هم وجود دارد مانند ساختمان های چوبی که بیشتر در نواحی مرطوب که دارای جنگلهای فراوان بوده و در نتیجه به قیمت ارزان در دسترس قرار می گیرد ساخته می شود مانند شهرهای اتریش و … در شمال ایران نیز برخی از این ساختمانها ساخته شده است. ساختمانهای دیگر هم وجود دارد که به ساختمانهای سنگی معروفند که بیشتر در مناطق کوهستانی اند.
نوع دیگر ساختمانها، ساختمان از نظر مصرف است. ساختمانها از لحاظ کاربرد به انواع ساختمانهای مسکونی، ادارای، بیمارستانها، انبارهاؤ مدارس و مکانهای عمومی مانند باشگاهها و سالن های ورزشی و … تقسیم می شوند که هر کدام بر اساس ضابطه خاصی مورد ساخت قرار می گیرند.
- بعد از اینکه توضیحاتی در رابطه با انواع ساختمانها برای ما شرح داده شد در روز بعد مدیر شرکت ما را به پیمانکار خود معرفی کرد تا از نزدیک با اجرای کار و نوع اتصالات بیشتر آشنا سازد بعد از آشنایی با پیمانکار و قرار گرفتن در راس کار و با توجه به اینکه ساختمان از لحاظ ساختاری شکل گرفته بود پیمانکار برای ما کیفیت کار و نوع ساخت را از اول تشریح نمود تا ما را بیشتر درگیر مسائل ساختاری و کارهای ساختمان سازد.
- وی همچنین اشاره کرد و گفت : ساختن یک ساختمان مراحل مختلفی دارد که تدریجاً به آن اشاره خواهیم کرد. برای ساختن یک ساختمان قبل از شروع هر نوع عملیات ساختمانی باید زمین محل ساختمان بازدید شده و وضعیت و فاصله آن نسبت به خیابان ها و جاده های اطراف مورد بازرسی قرار گیرد و همچنین پستی و بلندی زمین با توجه به نقشه ساختمان مورد بازدید قرار گرفته در صورتیکه ساختمان بزرگ باشد پستی و بلندی و سایر عوارض زمین می بایست به وسیله مهندس نقشه بردار تعیین گردد و همچنین باید محل چاه های فاضلاب و چاه آبهای قدیمی و مسیر قنات های قدیمی که ممکن است در هر زمینی موجود باشد تعیین شده و محل آن نسبت به پی سازی مشخص گردد و در صورت لزوم می بایست این چاه ها با بتن و یا شفته پر شود و محل احداث ساختمان نسبت به زمین تعیین شده و نسبت به ریشه کنی آن یعنی کندن ریشه های نباتی که ممکن است در زمین روئیده باشد اقدام شود و خاکهای اضافی بیرون حمل گردد و بالاخره باید شکل هندسی زمین و زوایای آن کاملاً معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.
پیاده کردن نقشه :
بعد از اینکه مراحل بالا ترتیب اثر داده شد نوبت به پیاده کردن نقشه می رسد که پس از بازدید محل و ریشه کنی اولین اقدام در ساختمان پیاده کردن نقشه می باشد منظور از پیاده کردن نقشه یعنی انتقال نقشه ساختمان از روی کاغذ به روی زمین به ابعاد اصلی ( یک به یک ) می باشد، به طوریکه محل دقیق پی ها و ستون ها و دیوارها و زیر زمین و عرض پی ها روی زمین به خوبی مشخص باشد و همزمان با ریشه کنی و بازدید محل باید قسمت های مختلف نقشه ساختمان مخصوصاً نقشه پی کنی کاملاً مورد مطالعه قرار گرفته به طوری که در هیچ قسمت نقطه ابهامی باقی نماند و بعداً اقدام به پیاده کردن نقشه بشود. باید سعی شود حتماً در پیاده کردن نقشه از نقشه پی کنی استفاده گردد برای پیاده کردن نقشه ساختمانهای مهم معمولاً از دوربین نقشه برداری استفاده می شود ولی برای پیاده کردن نقشه ساختمانهای معمولی و کوچک، از متر و ریسمان بنائی که به آن ریسمان کار هم می گویند استفاده می گردد. برای پیاده کردن نقشه با متر و ریسمان کار ابتدا باید محل کلی ساختمان را روی زمین مشخص نموده و بعد با کشیدن ریسمان در یکی از امتدادهای تعیین شده و ریختن گچ یکی از خطوط اصلی ساختمان را تعیین می نمائیم و بعد خط دیگر ریسمان را که معمولاً عموم بر خط اول می باشد با استفاده از خاصیت فیثاغورث رسم می نمائیم.
معمولاً در اصطلاح بنائی استفاده از این روش را 3 و 4 و 5 می گویند زیرا در این طریق معمولاً اضلاع مثلث 3 متر و 4 متر و وتر مثلث 5 متر است و برای مکان های کوچکتر یا بزرگتر می توان از مضرب های این اعداد استفاده نمود مانند 30 و 40 و 50 سانتی متر و یا 6 متر و 8 متر و 10 متر. بهر حال امتداد خط دوم که عمود بر امتداد خط در جهت X ها می باشد به دست می آید آنگاه سایر خطوط را موازی با دو خط فوق الذکر رسم می نمائیم.
وی همچنان اشاره کرد و گفت در موقع پیاده کردن نقشه برای جلوگیری از جمع شدن خطاها بهتر است اندازه ها را همیشه از یک نقطه اصلی که آن را مبدا می نامیم حساب نموده و روی زمین منتقل نمائیم.
بعد از اتمام کار پیاده کردن نقشه و قبل از اقدام به گودبرداری یا پی کنی حتماً مجدداً اندازه های نقشه پیاده شده از کنترل نمائیم تا حتی المقدور از وقوع اشتباهات احتمالی جلوگیری شود. برای اینکه مطمئن شویم زوایای به دست آمده اطاق ها قائمه می باشد باید دو قطه هر اطاق را اندازه بگیریم. چنانچه مساوی بودند آن اطاق گونیا می باشد به این کار اصطلاحاً چپ و راست می گویند.
البته چنانچه در این محل اتاق ها در حدود 3 الی 4 سانتی متر ناگونیا باشد اشکالی ندارد زیرا با توجه به اینکه پی ها همیشه قدری پهن تر از دیوارهای روی آن می باشند لذا در موقع چیدن دیوار می توان ناگونیائیها را برطرف نمود. به طور کلی باید همیشه توجه داشت که پیاده کردن نقشه یکی از حساس ترین و مهم ترین قسمت اجراء یک طرح بوده و کوچکترین اشتباه در آن موجب خسارتهای سنگین و فراوانی می شود.
گودبرداری در ساختمان:
بعد از پیاده کردن نقشه و کنترل آن در صورت لزوم اقدام به گودبرداری می کنند. گودبرداری برای آن قسمت از ساختمان انجام می شود که در طبقات پایین تر از کف طبیعی زمین ساخته می شود و مانند موتورخانه ها و انبارها و پارکینگ ها و … در مورد گودبرداری چنانچه محل گودبرداری بزرگ نباشد از وسائل معمولی مانند بیل و کلنگ و فرغون استفاده می گردد. برای این کار تا عمق معینی که عمل پرتاب خاک با بیل به بالا امکان ناپذیر است عمل گودبرداری را ادامه می دهند و بعد از آن پله ای ایجاد نموده و خاک حاصل از عمق پائین تر از پله را روی پله ایجاد شده ریخته و از روی پله دوباره به خارج منتقل می نمایند.
برای گودبرداریهای بزرگتر استفاده از بیل و کلنگ مقرون به صرفه نبوده و بهتر است از وسائل مکانیکی مانند لودر و غیره استفاده شود. در اینگونه موارد برای خارج کردن خاک از محل گودبرداری و حمل آن بخارج کارگاه معمولاً از سطح شیب دار استفاده می گردد. بدین طریق که در ضمن گودبرداری و حمل آن بخارج کارگاه معمولاً از سطح شیب دار استفاده می گردد. بدین طریق که در ضمن گودبرداری سطح شیبداری در کنار گودبرداری برای عبور کامیون و غیره ایجاد می گردد که بعد از اتمام کار این قسمت به وسیله کارگر برداشته می شود. وی همچنان توضیحاتی راجع به عمق گودبرداری داد و اشاره کرد و گفت :
ظاهراً حداکثر عمق مورد نیاز برای گودبرداری تا روی پی می باشد به علاوه چند سانتی متر بیشتر برای فرش کف و عبور لوله ها می باشد که در این صورت می بایست محل پی های نقطه ای یا پی های نواری و شناژها را با دست خاکبرداری نمود ولی بهتر است که گودبرداری را تا زیر سطح پی ها ادامه دهیم زیرا در این صورت اولاً برای قالب بندی پی ها آزادی عمل بیشتری داریم در نتیجه پی های ما تمیز تر و درست تر خواهد بود و در ثانی می توانیم خاک حاصل از چاه کنی و همچنین نخاله های ساختمان را در فضای ایجاد شده بین پی ها بریزیم که این مطلب از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه می باشد زیرا معمولاً در موقع گودبردری کار با ماشین صورت می گیرد و در صورتیکه برای خارج نمودن نخاله ها و خاک جاصل از چاه فاضلاب از محیط کارگاه می بایست از وسائل دستی استفاده کرد که این امر مستلزم هزینه بیشتری نسبت به کار با ماشین می باشد که موارد فوق در مورد پی های نواری عملی نیست همچنین در بعضی مواقع که گودبرداری صورت می گیرد ممکن است از دیوارهای اطراف ریزش خاک های نباتی را داشته باشیم که برای جلوگیری از ریزش این دیواره ها معمولاً دیواره اطراف را با شیب ملایم طراحی کرده که این زوایه شیب بستکی به نوع خاک محل گودبرداری دارد.
- در بعضی مواقع ایجاد شیب مورد لزوم موجب کار اضافی برای حمل خاک بیشتر به خارج و انتقال مجدد آن بعد از ساختن دیوار مورد لزوم به پشت دیوار است لذا برای جلوگیری از پرداخت هزینه بیشتر و عدم انجام کار اضافی در موقع گودبرداری در زمین های سست بعضی وقت ها در صورت امکان اقدام به ایجاد دیوارهای مانع می نمایند که دیواری مانع دارای انواع مختلفی از قبیل دیوارهای مانع چوبی – دیوارهای مانع فلزی و … می باشند.
بعد از اینکه صحبت های فنی پیمانکار به اتمام رسید به اتفاق دو کار آموز دیگر که از دانشگاه های دیگر برای انجام دوره کارآموزی به آنجا آمده بودند به دفتر فنی واقع در محوطه کارگاه رفتیم و پای صحبت های مسئول شرکت نشستیم و از او خواستیم تا توضیحات بیشتری به ما بدهد.
آزمایشات مورد نیاز روی زمین ساختمان:
وی بعد از اینکه محاسبات فنی خود را به پایان رسانید ساختار های فنی را بازتر کرد و گفت: متاسفانه در ایران ساختمان سازی از لحاظ کمیت و کیفیت در مقایسه با کشورهای دیگر قابل مقایسه نیست و ساخت و ساز به دست عده ای بساز و بفروش افتاده و باپایمال کردن ضوابط آئین نامه ای تمام مسایل فنی را زیر سوال برده اند و این روند حتی می تواند بافت شهری را خراب کرده و خسارات جبران ناپذیری را به بار آوردو … از این صحبت ها که بگذریم ساختار کلی یک ساختمان و شکل گیری آن نیازبه محاسبات وآزمایشات دقیق دارد. برای یک ساختمان سازی خوب بعد از مراحل ریشه کنی و پیاده کردن نقشه در جاهایی که محل استقرار ستون و شناژها بود به صورت گمانه زدن مقداری از خاک مورد نظر را استخراج کردیم و آنرا به آزمایشگاه مکانیک خاک می بریم و در آنجا با آزمایشات متعددی از قبیل آزمایش برش مستقیم وآزمایش سه محوری و … مقدار C و  خاک برای ما مشخص شد که با توجه به آن می توان باروارده برپی را تخمین زد.
البته آزمایشات دیگری هم وجود دارد از قبیل آزمایش تعیین قدرت تحملی زمین به طریقه بارگذاری و آزمایش تعیین قدرت مجاز تحمل زمین به طریقه وزن مخصوص و…
در آزمایش تعیین قدرت تحملی برای این کار ابتدا نقطه ای از پی که نماینده تمام نقاط پی باشد انتخاب کرده (‌یعنی نقطه ای را که کلیه نقاط دیگر پی از لحاظ دانه بندی شبیه آن باشد ) بعد جسمی را با سطح معین روی آن قرار می دهیم مثلاً می توان از مکعب های بتنی به سطح 20 * 20 سانتی متر استفاده نمود و روی آن به تدریج بارگذاری می نمائیم و در هر 24 ساعت قدری به مقدار بار اضافه می کنیم قبل از بارگذاری خط کشی در کنار این قطعه بتنی نصب کرده تا بتوانیم فرو رفتن آن را اندازه بگیریم آن قدر بارگذاری را ادامه می دهیم تا اینکه قطعه بتنی شروع به فروریختن زمین بنماید. حال اگر مقدار بارگذاشته شده روی قطعه بتنی را بر سطح مقطع آن تقسیم کنیم مقداری باری که هر سانتی متر زمین می تواند تحمل نماید به دست خواهد آمد. قدرت مجاز زمین بسته به اهمیت ساختمان درصدی از این عدد می باشد و معمولاً بین 30 تا 50 درصد عدد به دست آمده را قدرت مجاز زمین می دانند که البته در کارگاه برای بارگذاری از کیسه های سیمانی 50 کیلوگرم استفاده کرد.
پی سازی:
بعد از اینکه محاسبات دقیق و مقدار نیروی وارد بر پی ها که از طریق وزن ساختمان روی آنها صورت می گرفت و با توجه به نوع خاک زیر پی و استفاده از شمع کوبی در جاهایی که خاک سست وجود داشت نوبت به پی سازی این ساختمانها رسید که ابعاد آن از قبل مشخص شده است.
در این نوع ساختمانهای فلزی بیشتر از پی نقطه ای استفاده می کنند و در زمین های سست و ساختمانهای بسیار سنگین از پی های سراسری ( راویه ژنرال ) هم استفاده می کنند. این نوع پی ها علاوه بر اینکه از بتن مسلح ساخته می شوند باید دارای زمین مناسب باشند که قدرت مجاز آن تاب تحمل وزن ساختمان را داشته باشد که در ساختمانهای بزرگ این قدرت مجاز به وسیله آزمایشات مکانیک خاک که به آن اشاره شد تعیین می گردد.
در هر حال در موقع پی سازی باید سطح زیر پی کاملاً صاف و تقریباً تراز بوده و عاری از خاشاک و یا هر نوع عوامل خارجی باشد و باید پی سازی مستقیماً از روی خاک طبیعی شروع شود.
بتن مگر نیز می تواند نقش بسزایی داشته باشد. بتن مگر که به آن بتن لاغر یا بتن کم سیمان هم می گویند اولین قشر پی سازی در پی های نقطه ای می باشد. مقدار سیمان در بتن مگر در حدود 100 الی 150 کیلوگرم در متر مکعب است. در پی های نقطه ای بتن مگر به دو دلیل مورد استفاده قرار می گیرد:
1) برای جلوگیری از تماس مستقیم بتن اصلی پی با خاک
2) برای رگلاژ کف پی و ایجاد سطح صافی برای ادامه پی سازی
ضخامت بتن مگر در حدود 10 سانتی متر می باشد و معمولاً قالب بندی از روی بتن مگر شروع می شود.
نکته دیگری که می توان در پی های نقطه ای به آن اشاره کرد میلگردهای کف پی می باشد. اصولاً بتن نیز مانند سایر مصالح ساختمانی در مقابل نیروهای کششی ضعیف بوده و در محل تارهای کششی ترک هایی در آن ایجاد می شود لذا برای جلوگیری از ترکیدن بتن در محل تارهای کششی میلگردهای فولادی قرار می دهند.
تارهای کششی در پی های نقطه ای در کف پی بوده و میله گردها را در دو جهت به صورت مشبک در حدود 5 سانتی متر بالاتر از کف روی بتن قرار می دهند این آرماتورهای شبکه ای را که از قبل به اندازه متناسب در حدود 5 سانتی متر کوچکتر از ابعاد پی، 5/2 سانتی متر از هر طرف بافته شده است در کف پی قرار داده و زیر آن را، تکه های کوچک شن و یا تکه های بتن قدری بالاتر از کف پی قرار می دهند به صوریکه در موقع بتن ریزی این شبکه کاملاً در بتن غرق می شود و یا بتوان ابتدا در حدود 5 سانتی متر در کف پی بتن ریخت و بعد این آرماتورها را روی آن قرار داده و بتن ریزی را تا ضخامت تعیین شده در نقشه ادامه داد ولی این کار همیشه ممکن نیست زیرا اغلب مواقع وجود شبکه های شناژ مانع این کار می گردد. وی ادامه داد و گفت: محل برخورد آرماتورهای چپ و راست را باید با مفتولهای غیرفلزی 3 یا 4 به یکدیگر متصل نمود باید توجه داشت که سر کلیه آرماتورها به صورت چنگک خم شده و یا به صورت گونیا برگردانیده شود و باید دقت شود که کلیه محل های برخورد میله گردهای چپ و راست با مفتول بسته شود.
- همچنین به این نکته نیز باید توجه داشت که هیچ وقت میلگردهایی که داخل بتن قرار می گیرند نباید رنگ آمیزی شده و یا به روغن آغشته شود زیرا در این صورت رنگ روی میلگرد مانع چسبیدن بتن و فولاد به یکدیگر می گردد و باید دقت نمود میلگردهای مصرفی صاف و بدون انحنای موضعی باشد. فاصله میلگردها باید یکنواخت باشد به طوریکه بزرگترین دانه بتن به راحتی از داخل آن رد بشود و در موقع بتن ریزی باید دقت شود که بتن پی یا ستون و یا دال بتنی کاملاً یکپارچه و توپر و متراکم بوده و در آن
حفره های خالی وجود نداشته باشد برای این کار اغلب از ویبراتور استفاده می کنند که این دستگاه در بتن تولید ارتعاش کرده و بتن را به تمام گوشه های قالب هدایت می نماید و در نتیجه مانع ایجاد فضای خالی در داخل بتن می گردد ولی باید توجه داشت که اگر بتنی را بیش از حد لازم ویبره نمائیم دانه های درشت تر آن در زیر قرار گرفته و دانه های ریزتر و همچنین دوغاب سیمان در رو قرار می گیرد که این خود باعث غیریکنواختی و ضعف قطعه بتنی می گردد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   85 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلو.دمقاله گزارش کار اموزی ساختمن مسکونی بتنی 4 طبقه

تحقیق در مورد واردات غیر ضروری

اختصاصی از اینو دیدی تحقیق در مورد واردات غیر ضروری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد واردات غیر ضروری


تحقیق در مورد واردات غیر ضروری

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه27

 

فهرست مطالب

واردات غیر ضروری و اثرات منفی آن بر اشتغال

قاچاق کالا و واردات بی رویه، کمر اقتصاد کشور را شکسته است 

رکود در بازار لوازم صوتی و تصویری؛ کالاهای بنجل چین، کمر تولیدکنندگان

داخلی را شکست

نگرانی صاحبان صنعت طلا و جواهر از واردات بی رویه

یکی از مسائل در ایران بحث واردات است. در کشورهایی که توسط بخش خصوصی اداره می‌شود سیاست‌های وارداتی به وسیلة دولت تأمین نمی‌شود و توسط بخش خصوصی صورت می‌گیرد. اما در ایران چون اقتصاد نفتی است درآمدهای نفت مسئولین را برای واردات وسوسه می‌کند.
اگر سیر تحولات واردات ایران را بررسی کنیم قبل از پیدایش نفت عملاً درآمدی برای تجار بود که به دلیل عقب‌ماندگی اقتصادی در جهت تأمین نیازهای مالی شکل می‌گرفت. با پیدایش نفت مسئولین سعی کردند درآمدها را در جهت سرمایه‌گذاری صنعتی شکل دهند. صنایع فولاد، ماشین‌سازی، پتروشیمی و خودروسازی قبل از انقلاب تأسیس شدند. این صنایع هم محتاج واردات لوازم اولیه از خارج بودند. بنابراین اگرچه واردات بود ولی بیشتر برای تأمین صنایع داخلی صورت می‌گرفت. تعرفه‌ای که روی واردات وضع می‌شد برای کالای مصرفی بالا بود. بالای 40 درصد ولی برای کالای خام بین 0 تا 15 درصد. نتیجه اینکه هیچ سرمایه‌گذاری انگیزة سرمایه‌گذاری روی ماشین‌آلات را نداشت چون به راحتی از خارج وارد می‌کرد. ولی به دلیل اینکه تعرفه روی کالاهای مصرفی بالا بود سودآوری آن بیشتر بود، در نتیجه صنایع داخلی بیشتر روی صنایع مصرفی بودند و این تناقض مهمی با خود داشت و آن اینکه وقتی در تولید کالای مصرفی تا حدودی خودکفا شدیم فرایند صنعتی ایجاب می‌کند که یک کشور از تولید کالای مصرفی به سمت صنعتی برود. اما با موانعی مواجه می‌شد و آن اینکه هرگاه دولت می‌خواست واردات ماشین‌آلات را شکل دهد با اعتراض تولیدکنندگان کالای مصرفی مواجه می‌شد که نباید جلوی واردات گرفته شود. نمونه آن را صنعت لاستیک‌سازی می‌توان نام برد.

مشکل دیگر در این رابطه نبود یک سیاست مشخص است. با افزایش درآمد نفتی دولت اعتبار برنامة 5 سالة پنجم را دو برابر کرد و یک نوع سرمایه‌گذاری در همة بخش‌ها صورت گرفت. اما چند مشکل ایجاد شد. اول اینکه هنوز زیرساخت‌های لازم جهت توسعه همه‌جانبه کشور نداشتیم یعنی حمل و نقل، راه‌ها و... گسترش نیافته بود. کشتی اجاره می‌کردیم و حمل و نقل را با کشتی‌های استیجاری انجام می‌دادیم. در بهترین حالت در سال 56 تمام تجارت ما حدود 13 درصد توسط کشتی‌های ایرانی‌ها انجام می‌شد. این مشکل ارتباط بین تولیدکنندة داخلی و مصرف‌کننده خارجی را قطع می‌کرد و صادرات را محدود می‌نمود. بنابراین یکی از مشکلات قبل از انقلاب کمبود زیرساخت‌ها بود. حتی مدیریت بنادر نیز ضعیف بود حدود 17 درصد تخم‌مرغ‌هایی که وارد می‌کردیم شکسته می‌شد و یا نحوة‌واردات به گونه‌ای بود که از بندرعباس وارد می‌کردیم به تهران می‌آمد و دوباره به بوشهر و بندرعباس توزیع می‌شد!

یکی دیگر نبودن برق کافی بود. موانع دیگر مثل نبودن نیروی کار وجود داشت. کارگر ساده را از کشورهای هند و فیلیپین و اندونزی داشتیم و باز با کمبود مواجه شدیم. لذا این فعالیت‌ها باعث افزایش نقدینگی در کشور و تورم می‌شد دولت برای اینکه جلوی تورم را بگیرد واردات را افزایش می‌داد یعنی واردات مفری برای کنترل قیمت بود.

در دنیای واقعی دولت وظایفی دارد او نباید مخل نظام قیمت‌ها باشد و نباید موجب افزایش تورم و بوروکراسی شود، بنابراین آنچه انتظار می‌رود دولت‌ها انجام دهند آن است که خود را

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد واردات غیر ضروری