اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله چگونه نسبیت و کوانتوم سازگار می شوند

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله چگونه نسبیت و کوانتوم سازگار می شوند دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه
از اوائل قرن بیستم دو نظریه ی بزرگ نسبیت و مکانیک کوانتوم، برای پاسخگویی به مشکلاتی که فیزیک کلاسیک با آنها دست بگریبان بود، پا به عرصه وجود نهادند. جالب این است که هر دو نظریه تقریباً همزمان مطرح شدند و سیر تکاملی خود را طی کردند. نخست نسبیت خاص در سال 1905 تنها در محدوده ی دستگاه های لخت بکار گرفته شد و در سال 1915 تحت عنوان نسبیت عام به دستگاه های شتابدار تسری یافت. مکانیک کوانتوم قدیم در سال 1900 با طرح کوانتومی بودن انرژی اظهار شد و در دهه ی 1920 سیر تکاملی خود را پیمود
همواره این سئوال مطرح بود که آیا این دو نظریه بزرگ را می توان با یکدیگر ترکیب کرد؟
دیراک توانست نسبیت خاص و مکانیک کوانتوم را بصورت مکانیک کوانتوم نسبیتی با هم ادغام کند. به دنبال آن سئوال این بود که چگونه می توان مکانیک کوانتوم و نسبیت عام را با هم ترکیب کرد؟
نظریه نسبیت عام اینشتین نظریه‌ای در باره جرم‌های آسمانی بزرگ مثل ستارگان، سیارات و کهکشان‌هاست که برای توضیح گرانش در این سطوح بسیار خوب است
مکانیک کوانتومی نظریه‌ای است که نیروهای طبیعت را مانند پیام‌هایی می‌داند که بین فرمیون‌ها (ذرات ماده) رد و بدل می‌شوند. مکانیک کوانتومی در توضیح اشیاء، در سطوح بسیار ریز خیلی موفق بوده بوده است
هاوکینگ می گوید " یک راه برای ترکیب این دو نظریه بزرگ قرن بیستم در یک نظریه واحد آن است که گرانش را همانطور که در مورد نیروهای دیگر با موفقیت به آن عمل می‌کنیم، مانند پیام ذرات در نظر بگیریم. یک راه دیگر بازنگری نظریه نسبیت عام اینشتین در پرتو نظریه عدم قطعیت است
با آنکه نسبیت و مکانیک کوانوتم هر دو با در توجیه پدیده های حوزه ی خود، از توانایی خوبی برخوردارند، اما تسری برخی مفاهیم از مکانیک کلاسیک به فیزیک مدرن مانع از ترکیب این دو نظریه بزرگ هستند. بهمین دلیل نظریه سی. پی. اچ. تصریح می کند که مکانیک کلاسیک، مکانیک کوانتوم و نسبیت را بایستی تواما و همزمان مورد بررسی مجدد قرار داد. علاوه بر آن چنین بررسی مجددی تا زمانیکه نظریه هیگز نیز مورد توجه قرار نگیرد راه به جایی نخواهد برد. بهمین دلیل باید از مشکلات مکانیک کلاسیک شروع کنیم و ببینیم که آیا این مشکلات در نسبیت و مکانیک کوانتوم بر طرف شده یا نه؟
مشکلات قوانین نیوتن
هنگامیکه نیوتن قوانین حرکت و قانون جهانی جاذبه را ارائه کرد، این قوانین از نظر منطقی با اشکالات جدی همراه بود. قانون دوم نیوتن تا سرعتهای نامتناهی را پیشگویی می کرد که با تجربه سازگار نیست. قانون دوم به صورت

 

F=ma

 


ارائه شده است که طبق آن نیروی وارد شده به جسم می تواند تا بی نهایت سرعت آن افزایش دهد. این امر با مشاهدات تجربی قابل تطبیق نیست. مشکل بعدی کنش از راه دور بود. یعنی اثر نیروی جاذبه با سرعت نامتناهی منتقل می شد. تاثیر از راه دور همواره مورد انتقاد قرار قرار داشت.
اما مهمترین مشکل قوانین نیوتن در قانون جهانی جاذبه وی بود و خود نیوتن نیز متوجه آن شده بود.
نیوتن دریافت که بر اثر قانون جاذبه او، ستارکان باید یکدیگر را جذب کنند و بنابراین اصلاً به نظر نمی رسد که ساکن باشند. نیوتن در سال 1692 طی نامه ای به ریچارد بنتلی نوشت "که اکر تعداد ستارگان جهان بینهایت نباشد، و این ستارگان در ناحیه ای از فضا پراکنده باشند، همگی به یکدیگر برخورد خواهند کرد. اما اکر تعداد نامحدودی ستاره در فضای بیکران به طور کمابش یکسان پراکنده باشند، نقطه مرکزی در کار نخواهد بود تا همه بسوی آن کشیده شوند و بنابراین جهان در هم نخواهد ریخت."
این برداشت نیز با یک اشکال اساسی مواجه شد. بنظر سیلیجر طبق نظریه نیوتن تعداد خطوط نیرو که از بینهایت آمده و به یک جسم می رسد با جرم آن جسم متناسب است. حال اکر جهان نامتناهی باشد و همه ی اجسام با جسم مزبور در کنش متقابل باشند، شدت جاذبه وارد بر آن بینهایت خواهد شد.
مشکل بعدی قانون جاذبه نیوتن این است که طبق این قانون یک جسم به طور نامحدود می تواند سایر اجسام را جذب کرده و رشد کند، یعنی جرم یک جسم می تواند تا بینهایت افزایش یابد. این نیز با تجربه تطبیق نمی کند، زیرا وجود جسمی با جرم بینهایت مشاهده نشده است.
مشکل بعدی قوانین نیوتن در مورد دستکاه مرجع مطلق بود. همچنان که می دانیم حرکت یک جسم نسبی است، وقتی سخن از جسم در حال حرکت است، نخست باید دید نسبت به چه جسمی یا در واقع در کدام چارچوب در حرکت است. دستگاه های مقایسه ای در فیزیک دارای اهمیت بسیاری هستند. قوانین نیوتن نسبت به دستگاه مطلق مطرح شده بود. یعنی در جهان یک چارچوب مرجع مطلق وجود داشت که حرکت همه اجسام نسبت به آن قابل سنجش بود. در واقع همه ی اجسام در این چارچوب مطلق که آن را "اتر" می نامیدند در حرکت بودند. یعنی ناظر می توانست از حرکت نسبی دو جسم سخن صحبت کند یا می توانست حرکت مطلق آن را مورد توجه قرار دهد.
براین اساس مایکلسون تصمیم داشت سرعت زمین را نسبت به دستگاه مطلق "اتر" به دست آورد. مایکلسون یک دستگاه تداخل سنج اختراع کرد و در سال 1880 تلاش کرد طی یک آزمایش سرعت مطلق زمین را نسبت به دستگاه مطلق "اتر" به دست آورد. نتیجه آزمایش منفی بود. (برای بحث کامل در این مورد به کتابهای فیزیک بنیادی مراجعه کنید.) با آنکه آزمایش بارها و بارها تکرار شد، اما نتیجه منفی بود. هرچند مایکلسون از این آزمایش نتیجه ی مورد نظرش به دست نیاورد، اما به خاطر اختراع دستگاه تداخل سنج خود، بعدها برنده جایزه نوبل شد.
نسبیت خاص
برای توجیه علت شکست آزمایش مایکلسون نظریه های بسیاری ارائه شد تا سرانجام اینشتین در سال 1905 نسبیت خاص را مطرح کرد. نسبیت خاص شامل دو اصل زیر است:
1- قوانین فیزیک در تمام دستگاه های لخت یکسان است و هیچ دستگاه مرجع مطلقی در جهان وجود ندارد.
2- سرعت نور در فضای تهی و در تمام دستگاه های لخت ثابت است.
در نسبیت سرعت نور، حد سرعت ها است، یعنی هیچ جسمی نمی تواند با سرعت نور حرکت کند یا به آن برسد.
نتیجه این بود که قانون دوم نیوتن باید تصحیح می شد. طبق نسبیت جرم جسم تابع سرعت آن است، یعنی با افزایش سرعت، جرم نیز افزایش می یابد وهر جسمی که بخواهد با سرعت نور حرکت کند باید دارای جرم بینهایت باشد. لذا قانون دوم نیوتن بصورت زیر تصیح شد.
F=dp/dt=d(mv)/dt=vdm/dt+mdv/dt
m=m0/(1-v^2/c^2)^1/2
بنابر این جرم تابع سرعت است و با افزایش سرعت، جرم نیز افزایش می یابد. هنگامیکه سرعت جسم به سمت سرعت نور میل کند، جرم به سمت بینهایت میل خواهد کرد و عملاً هیچ نیرویی نمی تواند به آن شتاب دهد.
از طرف دیگر طبق نسبیت جرم و انرژی هم ارز هستند، یعنی جرم جسم را می توان بصورت محتوای انرژی آن مورد ارزیابی قرار داد. بنابراین انرژی دارای جرم است. اما در نسبیت نور از کوانتومهای انرژی تشکیل می شود که آن را فوتون می نامند و با سرعت نور حرکت می کند. این سئوال مطرح شد که اکر انرژی دارای جرم است و فوتون نیز حامل انرژی است که با سرعت نور حرکت می کند، پس چرا جرم آن بینهایت نیست؟
پاسخ نسبیت به این سئوال این بود که جرم حالت سکون فوتون صفر است. در حالیکه رابطه ی جرم نسبیتی در مورد جرم حالت سکون غیر صفر بر قرار است. لذا در نسبیت با دو نوع ذرات سروکار داریم، ذراتی که دارای جرم حالت سکون غیر صفر هستند نظیر الکترون وذراتی که دارای جرم حالت سکون صفر هستند مانند فوتون. در نسبیت تنها ذراتی می توانند با سرعت نور حرکت کنند که جرم حالت سکون آنها صفر باشد.
مشکل نسبیت خاص در این است که جرم نسبیتی آن (جرم بینهایت) مانند سرعت بینهایت در مکانیک کلاسیک با تجربه تطبیق نمی کند. یعنی هیچ نمونه ی تجربی که با جرم بینهایت نسبیت تطبیق کند وجود ندارد
علاوه بر آن در نسبیت و حتی در مکانیک کوانتوم توضیحی وجود ندارد که نحوه ی تولید فوتون را با سرعت نور توضیح بدهد. و چرا فوتون در حالت سکون یافت نمی شود. آیا فوتون از ذرات دیگری تشکیل شده است؟ اگر جواب منفی است این سئوال مطرح می شود که فوتون های مختلف با یکدیگر چه اختلافی دارند؟ در حالیکه همه ی فوتون ها با انرژی متفاوت با سرعت نور حرکت می کنند. آزمایش نشان داده است که فوتون در برخورد با سایر ذرات قسمتی از انرژی خود را از دست می دهد. حال این سئوال مطرح می شود که فرض کنیم فوتون شامل ذرات دیگری نیست، این را باید توضیح داد وقتی قسمتی از آن جدا می شود و باز هم دارای همان خواص اولیه است ولی با انرژی کمتر؟ یعنی فوتون قابل تقسیم است، هر ذره ی قابل تقسیمی باید شامل زیر ذره باشد.
واقعیت این است که فوتون در شرایط نور تولید می شود و اجزای تشکیل دهنده آن نیز بایستی با همان سرعت نور حرکت کنند و حالت سکون فوتون یعنی تجزیه ی آن به اجزای تشکیل دهنده اش
از طرفی می دانیم جرم و انرژی هم ارز هستند، آیا این منطقی است که می توان سرعت جرم را تغییر داد اما سرعت انرژی ثابت است؟
نسبیت عام:

 

نسبیت خاص دارای یک محدودیت اساسی بود. این محدودیت ناشی از آن بود که رویدادهای فیزیکی را در دستگاه های لخت مورد بررسی قرار می داد، در حالیکه در جهان واقعی دستگاه ها شتاب دار هستند. هرچند می توان در بر رسی برخی رویداد ها به دستگاه های لخت بسنده کرد، اما این دستگاه ها برای بررسی تمام رویدادها ناتوان هستند.
اینشتین در سال 1915 نسبیت عام را ارائه کرد و نسبیت خاص به عنوان حالت خاصی از نسبیت عام در آمد.
نسبیت عام بر اساس اصل هم ارزی تدوین شد.
اصل هم ارزی:
قوانین فیزیک در یک میدان جاذبه یکنواخت و در یک دستگاه که با شتاب ثابت حرکت می کند، یکسان هستند.
به عنوان: فرض کنیم یک دستگاه مقایسه ای با شتاب ثابت در حرکت است. مشاهدات در این دستگاه نظیر مشاهدات در یک میدان گرانشی یکنواخت است در صورتی که شدت میدان گرانشی برابر شتاب دستگاه باشد، یعنی:
a=g

 

باشد، در این صورت مشاهدات یکسان خواهد بود.
مهمترین دستاورد نسبیت عام توجیه مدار عطارد بود. بررسی های نجومی نشان داده بود که نقطه حضیض عطارد جابه جا می شود. بیش ار یکصد سال بود که فیزیکدانان متوجه ان شده بودند، اما نمی توانستند با قوانین نیوتن توجیه کنند. اما نسبیت عام توانست أن را توجیه کند.
بنا بر نسبیت، گرانش اثر هندسی جرم بر فضای اطراف خود است. که فضا-زمان نامیده می شود. یعنی جرم فضای اطراف خود را خمیده می کند و مسیر نور در اطراف آن خط مستقیم نیست، بلکه منحنی است.
در سال 1919 انحنای فضا را اهنگام کسوب کامل خورشید با نوری که از طرف ستاره ی مورد نظری به سوی زمین در حرکت بود و از کنار خورشید می گذشت مورد تحقیق قرار دادند که با پیشگویی نسبیت تطبیق می کرد. این موفقیت بسیار بزرگی برای نسبیت بود. از آن زمان به بعد توجه به ساختار هندسی و خواص توپولوژیک فضا بررسی واقعیت های فیزیکی را به حاشیه راند. مضافاً اینکه گرانش را از فهرست نیروهای اساسی طبیعت در فیزیک نظری حذف کرد.
مشکلات اساسی نسبیت را می توان به صورت زیر فهرست کرد:
1- مشکل نسبیت با مکانیک کوانتوم- مکانیک کوانتوم ساختار ریز و کوانتومی کمیت ها و واکنش متقابل آنها را مورد بررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر نگرش مکانیک کوانتوم بر مبنای کوانتومی شکل گرفته است. در این زمینه تا جایی پیش رفته که حتی اندازه حرکت و برخی دیگر از کمیتها را کوانتومی معرفی می کند. این نتایج بر مبنای یکسری شواهد تجربی مطرح شده و قابل پذیرش است. علاوه بر آن تلاشهای زیادی انجام می شود پدیده های بزرگ جهان را با قوانین شناخته شده در مکانیک کوانتوم توجیه کنند. حال به نسبیت توجه کنید که فضا-زمان را پیوسته در نظر می گیرد. بنابراین نسبیت با مکانیک کوانتوم ناسازگار است. تلاشهای زیادی انجام شده تا به طریقی یک همانگی منطقی و قابل قبول بین نسبیت و مکانیک کوانتوم ایحاد شود. در این مورد کارهای دیراک شایان توجه است که مکانیک کوانتوم نسبیتی را پایه گذاری کرد و آن را توسعه داد. اما در مورد نسبیت عام موفقیت چندانی نصیب فیزیکدانان نشده است.
2- پیچیدگی و عدم وجود تفاهم در نسبیت- پیچیدگی نسبیت موجب شده که تفاهم منطقی بین فیزیکدانان در مورد نتایج و پیشگویی های نسبیت وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر نسبیت شدیداً قابل تفسیر است. این تفاسیرگاهی چنان متناقض هستند که حتی فیزیکدان بزرگی نظیر استفان هاوکینگ نظر خود را تغییر داد. البته این براداشتهای متفاوت از نسبیت ناشی از گذشت زمان نیست، بلکه از آغاز حتی برای خود اینشتین که نسبیت را مطرح کرد وجود داشت. به عنوان مثال: اینشتین از سال 1917 شروع به تدوین یک نظریه قابل تعمیم به عالم کرد. وی با مشکلات حل نشدنی ریاضی برخورد کرد. به همین دلیل در معادلات گرانش عبارت مشهور " پارامتر عالم " را وارد کرد. ملاحظات وی در این موضوع بر دو فرضیه مبتنی بود.
1- ماده دارای چگالی متوسطی در فضاست که در همه جا ثابت و مخالف صفر است.
2- بزرگی " شعاع " فضا به زمان بستگی ندارد.
در سال 1922 فریدمان نشان داد که اگر از فرضیه دوم چشم پوشی شود، می توان فرضیه اول را حفظ کرد بی آنکه در معادلات به پارامتر عالم نیازی باشد. فریدمان بر این اساس یک معادله ی دیفرانسیل به صورت زیر ارائه کرد:
(dR/dt)^2 - C/R+K=0
در واقع سالها قبل از کشف هابل در مورد انبساط فضا، فریدمان دقیقاً کشفیات او را پیش بینی کرده بود. معادله ی فریدمان معادله ی اصلی کیهان شناخت نیوتنی است و بدون تغییر در نظریه نسبیت عام نیز صادق است. اینشتین بر همه نتایج به دست آمده توسط فریدمان اعتراض کرد و مقاله ای نیز در این باب انتشار داد. سپس حقایق را در فرضیه فریدمان دید و با شجاعت کم نظیری طی نامه ای که برای سردبیر مجله آلمانی فرستاد به اشتباه خود در محاسباتش اعتراف کرد.
بیشتر مشکلات نسبیت ناشی از خواصی است که که به علت وجود ماده برای فضا قایل می شوند. که در آن هندسه جای فیزیک را می گیرد. زمانی پوانکاره گفته بود که اگر مشاهدات ما نشان دهد که فضا نااقلیدسی است، فیزیکدانان می توانند فضای اقلیدسی را قبول کرده و نیروهای جدیدی وارد نظریه های خود کنند. اما نسبیت چنین نکرد و ماهیت پدیده های فیزیکی را به دست فراموشی سپرد. هرچند پدیده های فیزیکی را بدون ابزار محاسباتی، اعم از جبری و هندسی نمی توان توجیه کرد، اما فیزیک نه هندسه است و نه جبر، فیزیک، فیزیک است وبس!!!
3- مشکل گرانش نیوتنی در نسبیت همچنان باقی است- در نسبیت فضا-زمان دارای انحناست. هرچه ماده بیشتر و چگالتر باشد، انحنای فضا بیشتر است. سئوال این است که این انحنای فضا تا کجا می انجامد؟ در نسبیت انحنای فضا می تواند چنان تابیده شود که حجم به صفر برسد. برای آنکه ماده بتواند چنان بر فضا اثر بگذارد که حجم به صفر برسد، باید جرم به سمت بی نهایت میل کند. یعنی نسبیت نتوانست مشکل قانون گرانش را در مورد تراکم ماده در فضا حل کند، علاوه بر آن بر مشکل افزود. زیرا قانون نیوتن می پذیرد که ماده تا بی نهایت می تواند متمرکز شود، اما حجم صفر با آن سازگار نیست. اما نسبیت علاوه بر آن که می پذیرد ماده می تواند تا بی نهایت متراکم شود، پیشگویی می کند که حجم آن نیز به صفر می رسد.
چه باید کرد؟
لازم است قبل از ادامه ی بحث اشاره ی کوتاهی به هیگز داشته باشیم
بوزون هیگز
در دهه های اخیر فیزیکدانان یک مدل تحت عنوان مدل استاندارد را ارائه کردند تا یک چوب بست نظری برای فهم ذرات بنیادی و نیروهای طبیعت فراهم آورند. مهمترین ذره در این مدل، یک ذره ی فرضی موجود در همه ی میدانهای کوانتومی است که نشان می دهد سایر ذرات چگونه جرم به دست می آورند. در واقع این میدان پاسخ می دهد که همه ی ذرات در حالت کلی چگونه جرم به دست می آورند. این میدان، میدان هگز
Higgs field
خوانده می شود. نتیجه ی منطقی دوگانگی موج - ذره این است که همه ی میدانهای کوانتومی دارای یک ذره ی بنیادی باشند که با میدان در آمیخته است. این ذره که با همه ی میدانها در آمیخته و موجب کسب جرم توسط سایر ذرات می شود، هیگز بوزون Higgs boson نامیده می شود
راه حل
برای رسیدن به یک راه حل اساسی که بتواند مشکلات عمده ی فیزیک معاصر را بر طرف سازد، راه های مختلفی وجود که به نتایج متفاوت و گاهی ناسازگار می انجامد. نظریه های مختلفی که در این زمینه مطرح شده اند، بخوبی نشان می دهند که نگرش بانیان آنها بر اساس دو گانگی بین بوزونها و فرمیونها شکل گرفته است. سئوال اساسی این است که آیا حقیقتاً بوزون و فرمیون دو موجود کاملاً متفاوت از یکدیگرند؟ در نظریه ریسمانها، ریسمان به عنوان یک بسته فوق العاده کوچک انرژی تلقی می شود که با پیوستن آنها به یکدیگر و با ارتعاشات مختلف آنها سایر ذرات نمود پیدا می کنند. در نظریه هیگر بوزون به دنبال ذره ای هستند که موجب ایجاد یا افزایش جرم می شود. اگر این مسئله ی هیگز بوزون را با دقت بیشتری بررسی کنیم شاید بتوانیم به نتایج جالب توجه تری برسیم
اجازه بدهید تصورات خود را از بوزون و فرمیون یا به عبارت دیگر از جرم - انرژی و نیرو تغییر دهیم. در فیزیک مدرن جرم و انرژی دو تلقی مختلف از یک کمیت واحد هستند. جرم هر ذره را می توان با محتویات انرژی آن اندازه گرفت و همچنین انرژی یک ذره را می توان با جرم آن هم ارز دانست. لذا در فیزیک معاصر ما با دو کمیت بیشتر سروکار نداریم، انرژی و نیرو
اگر رابطه ی نیرو و انرژی را با دید متفاوتی مورد بحث قرار دهیم، می توانیم به نتایج جالب توجهی برسیم. نیرو به عنوان انرژی در واحد طول مطرح می شود که برای آن رابطهی زیر داده شده است
F=-dU/dx => du= - Fdx
حال ذره ای را در نظر بگیرید که انرژی آن در حال تغییر است. این تغییرات را از دو جهت می توان مورد توجه قرار داد. یکی از جهت افزایش و دیگری از جهت کاهش. از نظر افزایش نسبیت برای آن محدودیتی قائل نشده است و طبق رابطه ی جرم نسبیتی، جرم آن تا بینهایت قابل افزایش است. اما از جهت کاهش طبیعت خود برای آن محدودیت قائل شده و آن این است که ذره تمام انرژی خود یا به عبارت دیگر، جرم - انرژی خود را از دست بدهد
ذره ای را در نظر بگیرید که در یک میدان دارای شتاب منفی است. اگر فاصله به اندازه ی کافی بزرگ و میدان بسیار قوی باشد، آیا انرژی آن به صفر خواهد رسید؟ چنین آزمایشی برای اجسام مثلاً یک فطعه فلز چندان قابل تصور نیست، اما برای یک کوانتوم انرژی( فوتون) به خوبی قابل درک است. زیرا در نسبیت فوتون نمی تواند از یک سیاه چاله بگریزد. این پدیده را چگونه می توان توجیه کرد؟ یکبار دیگر به رابطه نیرو - انرژی بر گردیم
F=-dU/dx => du= - Fdx
در رابطه ی بالا انرزِ و فاصله تغییر می کنند، اما نیرو ثابت است. اگر نیرو یعنی Fیک کمیت ثابت و تغییر ناپذیر است، چگونه می توان هگز بوزون را توجیه کرد؟ یعنی واقعاً این کاهش یا افزایش جرم چگونه امکان پذیر است. متاسفانه این دیدگاه از مکانیک کلاسیک به نسبیت تسری یافت و هیچگونه بخثی در این زمینه مطرح نشد. اگر بخواهیم با همان نگرش کلاسیکی مشکلات فیزیک و ناسازگاری نسبیت و مکانیک کوانتوم را بر طرف سازیم، راه به جایی نخواهیم برد، همچنانکه تا به حال این چنین بوده است
اشکال بعدی که مانع رسیدن به یک نتیجه ی قابل توجه می شود این است فیزیکدانان به مشکلات به گونه ای پراکنده برخورد می کنند. هیگز بوزون مسیر خود را می پیماید، مکانیک کوانتوم می خواهد مشکلات فیزیک را در چاچوب قوانین کوانتومی حل کند، و مهمتر از همه اینکه مکانیک کلاسیک تقریباً به فراموشی سپرده شده است. همه اینها هر کدام نگرشی خاص به جهان دارند و عمومیت ندارند. ترکیب مکانیک کوانتوم و نسبیت زمانی امکان پذیر است که نگرش هیگز بوزون همراه با مکانیک کلاسیک نیز در این ترکیب منظور گردد
هر کدام از این تئوری ها قسمتی از قوانین حاکم بر طبیعت را نشان می دهند. اگر در یک نگرش همه جانبه این قسمتهای مختلف را که با تجربه تایید شده اند توام در نظر بگیریم می توانیم به یک فیزیک یا یک نظریه برای همه چیز برسیم
از کجا شروع کنیم؟
1 -با روند تکامل نظریه ها پیش می رویم. نخست مکانیک کلاسیک را در نظر می گیریم و به مورد خاص آن قانون دوم نیوتن توجه می کنیم، این قانون را با جرم نسبیتی یعنی m=m0/(1-v2/ c2)1/2 , E=mc2 و نظریه هیگز بوزون می توان ترکیب کرد. اگر ذره/جسمی تحت تاثیر نیرو جرمش تغییر می کند، این تغییر جرم ناشی از این است که بوزون (نیرو) تبدیل به انرژی می شود. البته این روند جهت معکوس نیز دارد، یعنی در روند عکس با کاهش سرعت، انرژی به نیرو یا بوزون تبدیل می شود
2 -در مورد قضیه کار انرژی W=DE برخوردی دوگانه وجود دارد. قسمت کار آن را با مکانیک کلاسیک مد نظر قرار می دهند و کار را کمیتی پیوسته در نظر می گیرند، در حالیکه با انرژی آن برخوردی کوانتومی دارند. در واقع بایستی هر دو طرف رابطه را با دید کوانتومی در نظر گرفت. در این مورد مثالهای زیادی می توان ارائه داد که با این برخورد دوگانه در تناقض قرار خواهد گرفت. اگر این مورد را بکار بندیم مشکل ارتباط فرمیونها و بوزونها بر طرف خواهد شد
3 -اگر بپذیریم که کار کوانتومی است، الزاماً به این نتیجه خواهیم رسید که نیرو بطور کلی و از جمله گرانش نیز کوانتومی است. مفهوم صریح و در عین حال ساده آن این است که فضا - زمان کوانتومی است. با نگرش کوانتومی به گرانش یا به تعبیر نسبیت فضا - زمان، مکانیک کوانتوم و نسبیت با یکدیگر ترکیب خواهند شد. تنها موردی که در این جا باید متذکر شد این است که کوانتومی بودن فضا - زمان می تواند انحنای آن را نیز نتیجه دهد
کار نیوتن،صورت بندی حرکت به طور کلی بود.قانون دوم نیوتن که اساسی ترین قانون در فیزیک کلاسیک به شمار می آید،می گوید:”اگر بر جسمی نیرو وارد شود،آن جسم شتابی پیدا می کند که متناسب با نیرو و در جهت نیرو باشد.(f=m.a) ” نیوتن قانون سومی را هم کشف کرد که ثابت می کند”هر عملی را عکس العملی است مساوی با آن و در جهت مخالف آن”یعنی برای هر کنشی همواره یک واکنش مساوی با آن اما در جهت عکس آن وجود دارد.اما گذشته از این همه،قانونی که تحول عظیمی در دنیای علم مکانیک ایجاد کرد،قانون جاذبه عمومی نیوتن بود.طبق این قانون،”هر گاه دو جسم به جرم های m1 و m2 به فاصله d از هم قرار گیرند،با نیروی f یکدیگر را جذب می کنند .این نیرو (f) با حاصل ضرب m1 و m2 متناسب است و با مجذور فاصله d2 نسبت عکس خواهد داشت.به عبارت دیگر، f=G در این معادله ،G مقدار ثابت جهانی جاذبه عمومی است که اندازه آن G=6/67x10-11 است.”
این چهار قانون،روی هم رفته سیستم یکپارچه ای را بوجود می آورند که بر مبنای آن می توان همه سیستم های مکانیکی،ماکروسکوپی را مورد بررسی قرار داد و حالت های آن را پیش بینی کرد.در این سیستم علمی ،دیگر هیچ تفاوتی بین محاسبه ی حرکت نوسانی یک آونگ ساده و گردش یک سیاره در مدار خود به دور خورشید وجود ندارد.قوانین نیوتن در زمینه های بسیار وسیعی از مسائل علمی و مهندسی به کار می رود.در یک کلام،امروزه هر آنچه که در مهندسی عمران و سایر شاخه های مهندسی راه و ساختمان،اساس و پایه ی اصلی محاسبات را تشکیل می دهد به قوانین نیوتن بازمی گردد.
قوانین نیوتن
قانون اول:
(اینرسی-لختی):اگر بر جسمی هیچ نیرویی وارد نگردد جسم همواره حالت سکون یا حرکت خود را بر روی خط راست حفظ میکند
شکل زیر نشان می دهد که اگر نیروی کشش طناب Tنبود گلوله به حرکت خود در خط راست ادامه میداد

قانون دوم نیوتن:
هر گاه بریک جسم نیرو یا نیروهایی وارد گردد جسم شتاب(a )میگیرد که این شتاب متناسب وهم جهت با ان نیرو ویا نیروها خواهد بود
مثال زیرحضور قانون دوم نیوتن را در پرواز هواپیما بخوبی نشان می دهد

 


قانون سوم نیوتن:
برای هر عملی عکس العملی وجود دارد هم اداره ودر خلاف جهت ان

 

د ینامیک
قا نون گرانش نیوتن: هرگاه دوجسم در فاصله rازیکدیگر قرار گیرند بین انها نیروی گرانشیFبوجود می اید

سینماتیک (حرکتشناسی)
مخا طبان :دانش اموزان راهنمایی و دبیرستان
تعریف سرعت متوسط: به نسبت جابجایی متحرک به مد ت زمان جابجایی سرعت متوسط گویند
در شکل گرافیکی زیر مقدار سرعت متوسط ۲۵مایل بر ساعت است واحد یا یکای سرعت متوسط در دستگاه متریک(SI) متر بر ثانیه است



انواع حرکتها:
حرکت متحرک بر روی خط راست بطور کلی به دو دسته تقسیم می شود۱- حرکت یکنواخت۲-حرکت شتابدار
۱-حرکت یکنواخت:حرکتی است که متحرک مسافتهای متوالی و مساوی را در زمانهای مساوی ومتوالی طی میکند
مثال:متحرکی مطابق شکل از مبدا مختصات در حال حرکت است و۵۰ متر را در ۵ ثانیه طی میکند نمودار
مکان زمان متحرک را رسم کنید؟
p
نمودار سرعت زمان برای متحرک زیر در حرکت یکنواخت:



حرکت شتابدار: به دودسته است۱-حرکت شتابدار تند شونده۲- حرکت شتابدار کند شونده
متال برای حرکت شتابدار تند شونده:ونمودار مکان زمان ان


مثال:در شکل زیر سه اتومبیل در حرکت هستند اتومبیل ابی وقرمز رفته رفته سرعتشان زیاد تر می شودکه نوع حرکتشان تند شونده است ولی سرعت اتومبیل سبز تابت می ماند که نوع حرکت ان یکنواخت است شتاب یا تغییرات سرعت اتومبیل ابی رنگ بیشتر از اتومبیل قرمز رنگ است و همانطور که دیده می شود از هر دو اتومبیل سبقت می گیرد



مقایسه نمودار مکان زمان سه اتومبیل فوق نشان میدهد که اولا چون هر سه متحرک در جهت مثبت محور افقی در حرکتند شیب هر سه نمودار صعودی است میدانیم که شیب نمودار مکان زمان در هر لحظه نشان دهنده سرعت لحظه ای متحرک است وچون سرعت اتومبیل ابی(A) بیشتر از اتومبیلB,C است شیب نمودار مکان زمان ان بیشتر استوجون اتومبیل سبز رنگ دارای حرکت یکنواخت یعنی سرعت ثابت است بنابراین مقدار شیب ان در هر لحظه ثابت است
نمودار سرعت زمان برای حرکت شتابدار زیر:

 


بردارها
جمع بردارها(برایند) به روش چند ضلعی : در این روش اگربا مقیاس یکسان بردارها را به ترتیب به د نبا ل یکد یگر رسم کنیم بردار برایند برداری است که ابتدا یش روی مبدا بردار اول و انتهایش روی انتهای بردار اخرخواهد بود.
مثال: متحرکی مطا بق مختصات زیر بترتیب در سه موقعیت مکانی قرار میگیرد با رسم شکل اولا)موقعیت متحرک را در محورهای مختصا ت نشا ن دهید ثانیا)بردار جابجایی متحرک را برای هر تغییر مکان نشان دهید ثالثا)بردار برایند جابجایی متحرک رانشان داده وبزرگی ان را محاسبه کنید؟
,بزرگی بردار برا یند
dx=x3-x1, dy=y3-y1, dz=z3-z1
نکات ریا ضی:
dx = (x3 - x2 + x2 - x1) = (x3 - x2) + (x2 - x1
dy = (y3 - y2 + y2 - y1) = (y3 - y2) + (y2 - y1
dz = (z3 - z2 + z2 - z1) = (z3 - z2) + (z2 - z1,
dx=d1x+d2x, dy=d1y+d2y, dz=d1z+d2z.
فیزیک نظری مشکلات و راه حل ها
روش استقرایی و دیفرانسیلی:

 

جهان بینی علمی در فیزیک نظری با کارهای گالیله آغاز شد. هرچند که تلاشهای گالیله زیربنای فیزیک را تشکیل داد، اما این تلاشها ریشه در نگرشهای جدید به پدیده های فیزیکی داشت که مهمترین آنها را می توان در آثار برونو و کپلر مشاهده کرد. برونو به طرز ماهرانه ای در آثار خود تشریح کرد که همه ی ستارگان جهان نظیر خورشید هستند. کپلر با ارائه سه قانون خود نشان داد که حرکت سیارات قانونمند است و یک نظم منطقی در حرکت، دوره تناوب و مسیر آنها وجود دارد.
گالیله آزمایشهای زیادی انجام داد تا بتواند حرکت اجسام را در یکسری قوانین کلی خلاصه کند. در این میان آزمایش سطح شیبدار گالیله از همه مشهورتر است. اما نمی توان تاثیر نگرش گالیله را در پیشرفت علم به این آزمایشها خلاصه کرد. در حقیقت گالیله نوعی نگرش منطقی به پدیده های فیزیکی داشت که تا آن زمان بی سابقه بود. این نگرش زیربنای روش استقرایی را در فیزیک تشکیل داد و بتدریج به سایر علوم گسترش یافت.
هرچند آزمایشهای گالیله از نظر کمی و کیفی با آزمایشهای امروزی قابل مقایسه نیست، اما آزمایشهای بسیار پیچیده و پیشرفته امروزی نیز از همان قاعده ی نگرش استقرایی گالیله پیروی می کنند. به این ترتیب گالیله زیر ساخت فیزیک را ایجاد کرد و نحوه ی برخورد علمی با طبیعت را نشان داد. اما نتیجه ی این تلاشها به صورت تشریحی بیان می شد.
سالها بعد نیوتن نتایج به دست آمده توسط گالیله را فرمول بندی و در قالب یکسری معادلات ریاضی ارائه کرد و ساختار فیزیک کلاسیک را مدون ساخت. قانون جهانی گرانش نیوتن دست آورد بزرگی بود. نیوتن برای توجیه پدیده های فیزیکی " نگرش دیفرانسیلی" را جایگزین روش انتگرالی کرد. در روش انتگرالی همواره نتایج مورد نظر است. در حالیکه در نگرش دیفرانسیلی تحلیل روند رسیدن به نتایج مورد بحث قرار می گیرد و جواب های خاص را می توان از ان به دست اورد. به عنوان مثال قوانین کپلر را با قانون جهانی گرانش نیوتن مقایسه کنید. در قوانین کپلر نمی توان دوره ی گردش یک سیاره را از روی دوره ی گردش سیاره ی دیگر استخراج کرد. علاوه بر آن هر سه قانون کپلر مستقل از هم هستند. در حالیکه در قانون نیوتن می توان دوره گردش همه ی سیارات به دور خورشید را به دست آورد.
بنابراین می توان گفت گالیله روش استقرایی را به وجود آورد و نیوتن روش دیفرانسیلی را ابداع کرد. لذا تاثیر تلاشهای گالیله و نیوتن در پیشرفت علوم ممتاز و غیر قابل انکار و در عین حال بی نظیر است.
مشکلات قوانین نیوتن
هنگامیکه نیوتن قوانین حرکت و قانون جهانی جاذبه را ارائه کرد، این قوانین از نظر منطقی با اشکالات جدی همراه بود. قانون دوم نیوتن تا سرعتهای نامتناهی را پیشگویی می کرد که با تجربه سازگار نیست. قانون دوم به صورت F=ma ارائه شده است که طبق آن نیروی وارد شده به جسم می تواند تا بی نهایت سرعت آن افزایش دهد. این امر با مشاهدات تجربی قابل تطبیق نیست. مشکل بعدی کنش از راه دور بود. یعنی اثر نیروی جاذبه با سرعت نامتناهی منتقل می شد. تاثیر از راه دور همواره مورد انتقاد قرار قرار داشت.
اما مهمترین مشکل قوانین نیوتن در قانون جهانی جاذبه وی بود و خود نیوتن نیز متوجه آن شده بود.

 

نیوتن دریافت که بر اثر قانون جاذبه او، ستارکان باید یکدیگر را جذب کنند و بنابراین اصلاً به نظر نمی رسد که ساکن باشند. نیوتن در سال 1692 طی نامه ای به ریچارد بنتلی نوشت "که اکر تعداد ستارگان جهان بینهایت نباشد، و این ستارگان در ناحیه ای از فضا پراکنده باشند، همگی به یکدیگر برخورد خواهند کرد. اما اکر تعداد نامحدودی ستاره در فضای بیکران به طور کمابش یکسان پراکنده باشند، نقطه مرکزی در کار نخواهد بود تا همه بسوی آن کشیده شوند و بنابراین جهان در هم نخواهد ریخت."
این برداشت نیز با یک اشکال اساسی مواجه شد. بنظر سیلیجر طبق نظریه نیوتن تعداد خطوط نیرو که از بینهایت آمده و به یک جسم می رسد با جرم آن جسم متناسب است. حال اکر جهان نامتناهی باشد و همه ی اجسام با جسم مزبور در کنش متقابل باشند، شدت جاذبه وارد بر آن بینهایت خواهد شد.
مشکل بعدی قانون جاذبه نیوتن این است که طبق این قانون یک جسم به طور نامحدود می تواند سایر اجسام را جذب کرده و رشد کند، یعنی جرم یک جسم می تواند تا بینهایت افزایش یابد. این نیز با تجربه تطبیق نمی کند، زیرا وجود جسمی با جرم بینهایت مشاهده نشده است.
مشکل بعدی قوانین نیوتن در مورد دستکاه مرجع مطلق بود. همچنان که می دانیم حرکت یک جسم نسبی است، وقتی سخن از جسم در حال حرکت است، نخست باید دید نسبت به چه جسمی یا در واقع در کدام چارچوب در حرکت است. دستگاه های مقایسه ای در فیزیک دارای اهمیت بسیاری هستند. قوانین نیوتن نسبت به دستگاه مطلق مطرح شده بود. یعنی در جهان یک چارچوب مرجع مطلق وجود داشت که حرکت همه اجسام نسبت به آن قابل سنجش بود. در واقع همه ی اجسام در این چارچوب مطلق که آن را "اتر" می نامیدند در حرکت بودند. یعنی ناظر می توانست از حرکت نسبی دو جسم سخن صحبت کند یا می توانست حرکت مطلق آن را مورد توجه قرار دهد.
براین اساس مایکلسون تصمیم داشت سرعت زمین را نسبت به دستگاه مطلق "اتر" به دست آورد. مایکلسون یک دستگاه تداخل سنج اختراع کرد و در سال 1880 تلاش کرد طی یک آزمایش سرعت مطلق زمین را نسبت به دستگاه مطلق "اتر" به دست آورد. نتیجه آزمایش منفی بود. (برای بحث کامل در این مورد به کتابهای فیزیک بنیادی مراجعه کنید.) با آنکه آزمایش بارها و بارها تکرار شد، اما نتیجه منفی بود. هرچند مایکلسون از این آزمایش نتیجه ی مورد نظرش به دست نیاورد، اما به خاطر اختراع دستگاه تداخل سنج خود، بعدها برنده جایزه نوبل شد.
نسبیت خاص
برای توجیه علت شکست آزمایش مایکلسون نظریه های بسیاری ارائه شد تا سرانجام اینشتین در سال 1905 نسبیت خاص را مطرح کرد. نسبیت خاص شامل دو اصل زیر است:
1 - قوانین فیزیک در تمام دستگاه های لخت یکسان است و هیچ دستگاه مرجع مطلقی در جهان وجود ندارد.
2 - سرعت نور در فضای تهی و در تمام دستگاه های لخت ثابت است.
در نسبیت سرعت نور، حد سرعت ها است، یعنی هیچ جسمی نمی تواند با سرعت نور حرکت کند یا به آن برسد.
نتیجه این بود که قانون دوم نیوتن باید تصحیح می شد. طبق نسبیت جرم جسم تابع سرعت آن است، یعنی با افزایش سرعت، جرم نیز افزایش می یابد وهر جسمی که بخواهد با سرعت نور حرکت کند باید دارای جرم بینهایت باشد. لذا قانون دوم نیوتن بصورت زیر تصیح شد.

 

F=dp/dt=d(mv)/dt=vdm/dt+mdv/dt

 

m=m0/(1-v^2/c^2)^1/2
بنابر این جرم تابع سرعت است و با افزایش سرعت، جرم نیز افزایش می یابد. هنگامیکه سرعت جسم به سمت سرعت نور میل کند، جرم به سمت بینهایت میل خواهد کرد و عملاً هیچ نیرویی نمی تواند به آن شتاب دهد.
از طرف دیگر طبق نسبیت جرم و انرژی هم ارز هستند، یعنی جرم جسم را می توان بصورت محتوای انرژی آن مورد ارزیابی قرار داد. بنابراین انرژی دارای جرم است. اما در نسبیت نور از کوانتومهای انرژی تشکیل می شود که آن را فوتون می نامند و با سرعت نور حرکت می کند. این سئوال مطرح شد که اکر انرژی دارای جرم است و فوتون نیز حامل انرژی است که با سرعت نور حرکت می کند، پس چرا جرم آن بینهایت نیست؟
پاسخ نسبیت به این سئوال این بود که جرم حالت سکون فوتون صفر است. در حالیکه رابطه ی جرم نسبیتی در مورد جرم حالت سکون غیر صفر بر قرار است. لذا در نسبیت با دو نوع ذرات سروکار داریم، ذراتی که دارای جرم حالت سکون غیر صفر هستند نظیر الکترون وذراتی که دارای جرم حالت سکون صفر هستند مانند فوتون. در نسبیت تنها ذراتی می توانند با سرعت نور حرکت کنند که جرم حالت سکون آنها صفر باشد.
مشکل نسبیت خاص در این است که جرم نسبیتی آن (جرم بینهایت) مانند سرعت بینهایت در مکانیک کلاسیک با تجربه تطبیق نمی کند. یعنی هیچ نمونه ی تجربی که با جرم بینهایت نسبیت تطبیق کند وجود ندارد.
علاوه بر آن در نسبیت و حتی در مکانیک کوانتوم توضیحی وجود ندارد که نحوه ی تولید فوتون را با سرعت نور توضیح بدهد. و چرا فوتون در حالت سکون یافت نمی شود. آیا فوتون از ذرات دیگری تشکیل شده است؟ اگر جواب منفی است این سئوال مطرح می شود که فوتون های مختلف با یک دیگر چه اختلافی دارند؟ در حالیکه همه ی فوتون ها با انرژی متفاوت با سرعت نور حرکت می کنند. آزمایش نشان داده است که فوتون در برخورد با سایر ذرات قسمتی از انرژی خود را از دست می دهد. حال این سئوال مطرح می شود که فرض کنیم فوتون شامل ذرات دیگری نیست، این را باید توضیح داد وقتی قسمتی از آن جدا می شود و باز هم دارای همان خواص اولیه است ولی با انرژی کمتر؟ یعنی فوتون قابل تقسیم است، هر ذره ی قابل تقسیمی باید شامل زیر ذره باشد.
واقعیت این است که فوتون در شرایط نور تولید می شود و اجزای تشکیل دهنده آن نیز بایستی با همان سرعت نور حرکت کنند و حالت سکون فوتون یعنی تجزیه ی آن به اجزای تشکیل دهنده اش.
از طرفی می دانیم جرم و انرژی هم ارز هستند، آیا این منطقی است که می توان سرعت جرم را تغییر داد اما سرعت انرژی ثابت است؟
نسبیت عام:
نسبیت خاص دارای یک محدودیت اساسی بود. این محدودیت ناشی از آن بود که رویدادهای فیزیکی را در دستگاه های لخت مورد بررسی قرار می داد، در حالیکه در جهان واقعی دستگاه ها شتاب دار هستند. هرچند می توان در بر رسی برخی رویداد ها به دستگاه های لخت بسنده کرد، اما این دستگاه ها برای بررسی تمام رویدادها ناتوان هستند.

 

اینشتین در سال 1915 نسبیت عام را ارائه کرد و نسبیت خاص به عنوان حالت خاصی از نسبیت عام در آمد.
نسبیت عام بر اساس اصل هم ارزی تدوین شد.
اصل هم ارزی:

 

قوانین فیزیک در یک میدان جاذبه یکنواخت و در یک دستگاه که با شتاب ثابت حرکت می کند، یکسان هستند.
به عنوان: فرض کنیم یک دستگاه مقایسه ای با شتاب ثابت در حرکت است. مشاهدات در این دستگاه نظیر مشاهدات در یک میدان گرانشی یکنواخت است در صورتی که شدت میدان گرانشی برابر شتاب دستگاه باشد، یعنی:

 

a=g

 

باشد، در این صورت مشاهدات یکسان خواهد بود.
مهمترین دستاورد نسبیت عام توجیه مدار عطارد بود. بررسی های نجومی نشان داده بود که نقطه حضیض عطارد جابه جا می شود. بیش ار یکصد سال بود که فیزیکدانان متوجه ان شده بودند، اما نمی توانستند با قوانین نیوتن توجیه کنند. اما نسبیت عام توانست أن را توجیه کند. بنا بر نسبیت، گرانش اثر هندسی جرم بر فضای اطراف خود است. که فضا-زمان نامیده می شود. یعنی جرم فضای اطراف خود را خمیده می کند و مسیر نور در اطراف آن خط مستقیم نیست، بلکه منحنی است. در سال 1919 انحنای فضا را اهنگام کسوب کامل خورشید با نوری که از طرف ستاره ی مورد نظری به سوی زمین در حرکت بود و از کنار خورشید می گذشت مورد تحقیق قرار دادند که با پیشگویی نسبیت تطبیق می کرد. این موفقیت بسیار بزرگی برای نسبیت بود. از آن زمان به بعد توجه به ساختار هندسی و خواص توپولوژیک فضا بررسی واقعیت های فیز یکی را به حاشیه راند.
مضافاً این که گرانش را از فهرست نیروهای اساسی طبیعت در فیزیک نظری حذف کرد. مشکلات اساسی نسبیت را می توان به صورت زیر فهرست کرد: 1- مشکل نسبیت با مکانیک کوانتوم- مکانیک کوانتوم ساختار ریز و کوانتومی کمیت ها و واکنش متقابل آنها را مورد بررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر نگرش مکانیک کوانتوم بر مبنای کوانتومی شکل گرفته است. در این زمینه تا جایی پیش رفته که حتی اندازه حرکت و برخی دیگر از کمیتها را کوانتومی معرفی می کند. این نتایج بر مبنای یکسری شواهد تجربی مطرح شده و قابل پذیرش است. علاوه بر آن تلاشهای زیادی انجام می شود پدیده های بزرگ جهان را با قوانین شناخته شده در مکانیک کوانتوم توجیه کنند. حال به نسبیت توجه کنید که فضا-زمان را پیوسته در نظر می گیرد. بنابراین نسبیت با مکانیک کوانتوم ناسازگار است.
تلاشهای زیادی انجام شده تا به طریقی یک همانگی منطقی و قابل قبول بین نسبیت و مکانیک کوانتوم ایحاد شود. در این مورد کارهای دیراک شایان توجه است که مکانیک کوانتوم نسبیتی را پایه گذاری کرد و آن را توسعه داد. اما در مورد نسبیت عام موفقیت چندانی نصیب فیزیکدانان نشده است. 2- پیچیدگی و عدم وجود تفاهم در نسبیت- پیچیدگی نسبیت موجب شده که تفاهم منطقی بین فیزیکدانان در مورد نتایج و پیشگویی های نسبیت وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر نسبیت شدیداً قابل تفسیر است. این تفاسیرگاهی چنان متناقض هستند که حتی فیزیکدان بزرگی نظیر استفان هاوکینگ نظر خود را تغییر داد. البته این براداشتهای متفاوت از نسبیت ناشی از گذشت زمان نیست، بلکه از آغاز حتی برای خود اینشتین که نسبیت را مطرح کرد وجود داشت. به عنوان مثال: اینشتین از سال 1917 شروع به تدوین یک نظریه قابل تعمیم به عالم یرد.
وی با مشکلات حل نشدنی ریاضی برخورد کرد. به همین دلیل در معادلات گرانش عبارت مشهور " پارامتر عالم " را وارد کرد. ملاحظات وی در این موضوع بر دو فرضیه مبتنی بود. 1- ماده دارای چگالی متوسطی در فضاست که در همه جا ثابت و مخالف صفر است. 2- بزرگی " شعاع " فضا به زمان بستگی ندارد. در سال 1922 فریدمان نشان داد که اگر از فرضیه دوم چشم پوشی شود، می توان فرضیه اول را حفظ کرد بی آنکه در معادلات به پارامتر عالم نیازی باشد. فریدمان بر این اساس یک معادله ی دیفرانسیل به صورت زیر ارائه کرد: (dR/dt)^2 - C/R+K=0 در واقع سالها قبل از کشف هابل در مورد انبساط فضا، فریدمان دقیقاً کشفیات او را پیش بینی کرده بود. معادله ی فریدمان معادله ی اصلی کیهان شناخت نیوتنی است و بدون تغییر در نظریه نسبیت عام نیز صادق است.
اینشتین بر همه نتایج به دست آمده توسط فریدمان اعتراض کرد و مقاله ای نیز در این باب انتشار داد. سپس حقایق را در فرضیه فریدمان دید و با شجاعت کم نظیری طی نامه ای که برای سردبیر مجله آلمانی فرستاد به اشتباه خود در محاسباتش اعتراف کرد. بیشتر مشیلات نسبیت ناشی از خواصی است که به علت وجود ماده برای فضا قایل می شوند. که در آن هندسه جای فیزیک را می گیرد. زمانی پوانکاره گفته بود که اگر مشاهدات ما نشان دهد که فضا نااقلبدسی است، فیزیکدانان می توانند فضای اقلیدسی را قبول کرده و نیروهای جدیدی وارد نظریه های خود کنند. اما نسبیت چنین نکرد و ماهیت پدیده های فیزیکی را به دست فراموشی سپرد. هرچند پدیده های فیزیکی را بدون ابزار محاسباتی، اعم از جبری و هندسی نمی توان توجیه کرد، اما فیزیک نه هندسه است و نه جبر، فیزیک، فیزیک است وبس!!! 3- مشکل گرانش نیوتنی در نسبیت همچنان باقی است- در نسبیت فضا-زمان دارای انحناست. هرچه ماده بیشتر و چگالتر باشد، انحنای فضا بیشتر است.
سئوال این است که این انحنای فضا تا کجا می انجامد؟ در نسبیت انحنای فضا می تواند چنان تابیده شود که حجم به صفر برسد. برای آنکه ماده بتواند چنان بر فضا اثر بگذارد که حجم به صفر برسد، باید جرم به سمت بی نهایت میل کند. یعنی نسبیت نتوانست مشکل قانون گرانش را در مورد تراکم ماده در فضا حل کند، علاوه بر آن بر مشکل افزود. زیرا قانون نیوتن می پذیرد که ماده تا بی نهایت می تواند متمرکز شود، اما حجم صفر با آن سازگار نیست. اما نسبیت علاوه بر آن که می پذیرد ماده می تواند تا بی نهایت متراکم شود، پیشگویی می کند که حجم آن نیز به صفر می رسد.
چه باید کرد؟
1 - مشاهدات تجربی نشان می دهد که قانون جهانی گرانش نیوتن (یا حجم صفر نسبیت) باید مجدداً مورد بررسی قرار گیرد.
2 - قانون دوم نیوتن نیاز به برسی مجدد دارد، اما نه به گونه که افزایش جرم (انرژی) را تا بی نهایت بپذیرد. جرم-انرژی بینهایت در نسبیت مانند سرعت بی نهایت در م کانیک نیوتنی غیر واقعی و با مشاهدات تجربی ناسازگار است.
3 - ساختار هندسی فضا تابع چگالی ماده است که از نیروی گرانش آن ایجاد می شود. به عبارت دیگر این نیروی گرانش است که ساختار هندسی فضا را شکل می دهد، نه شکل هندسی فضا موجب ایجاد پدیده ای می شود که ما آن را گرانش می نامیم. در واقع گرانش نه تنها یک نیروی اساسی است، بلکه منشاء تولید انرژی است.
4 - در ساختار کلان حهان همان قانونی حاکم است که در کوچکترین واحدهای کمیت های طبیعت حاکم است. یعنی قوانین جهان میکروسکپی را می توان به جهان ماکروسپی تعمیم داد.

 

نتیجه: مکانیک کلاسیک، مکانیک کوانتوم و نسبیت را باید همزمان مورد بررسی مجدد قرار داد و این کاری است که:
Theory of CPH آن را انجام داده است.
فیزیک و فلسفه
فیزیک علمی است که روابط ریاضی یک پدیده را که خاصیت تکرار داشته باشد بصورت یک قانون بیان می کند هر چند ممکن است تعاریف متفاوتی از فیزیک ارائه داد ولی مهم آن است که علم فیزیک در مورد روابط بین اشیاء مادی بحث می کند.
ابتدای فلسفه فیزیک
فلسفه ، این دانش در پی توضیح اصل پدیده هاست هر چند در تعریف فلسفه بزرگان زیادی اظهار نظر کرده اند می توان این تعریف هگل را ذکر کرد(فلسفه تحقیق ا

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله چگونه نسبیت و کوانتوم سازگار می شوند

دانلودمقاله لانه شیطان در تسخیر فرزندان روح الله

اختصاصی از اینو دیدی دانلودمقاله لانه شیطان در تسخیر فرزندان روح الله دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
روایتی از انقلاب دوم
امروز روز 13 آبان سال 1358 است. زمان باردار حوادثی است که تاریخ ساز است حوادثی که دنیا را تکان خواهد داد و چه کسی گمان می برد در چنین روزی واقعه ای به وقوع خواهد پیوست که پایه های شیطانی ترین حاکمیت ادوار تاریخ بشری را به لرزه خواهد افکند.
آسمان ابریست و هوا و زمین غمناک از نم نم قطرات باران و تو گویی که آسمان شهر نیز بغضی فرو خورده دارد. بعضی ناشی از حیات ذلت بار ملتی بزرگ در زیر سر نیزه های حکومتی خود کامه و دست نشانده بغضی که می رود تا انقلاب دوم ملت بزرگ ایران را به بار نشیند و انقلاب اسلامی 22 بهمن را در 13 آبان 58 تکامل و تعالی بخشد. اینک حوادث می روند تا هویت حقیقی انقلاب یعنی ملت ایران را به منصه ظهور رساند چرا که در بهمن 57 این ملت تنها توانسته بود که ریشه استبداد را بر کند و امروز می رود تا بنیانهای استعمار و استکبار را در ایران برچیده و در جهان به لرزه در آورد.
سالها بود که اتحاد جماهیر شوروی و اذناب سیاسی و اقتصادی و ایدئولوژیکش در بلوک شرق بر مبارزه علیه استعمار و امپریالیسم غرب خاصه آمریکا را سر می دادند و اما اراده حق بر این مقرر گشت که فروپاشی همینه پوشالین استکبار شیطانی ایالات متحده آمریکا از طلعت ازلی و ناصیه نورانی حضرت روح الله و فرزندان معنویش طلوع نماید تا افتخار آن تنها در کف با کفایت مکتب انسان ساز و اسلام عزیز و مذهب مقاومت تشیع قرار گیرد.
ساعت 10 صبح روز 13 آبان سال 1358 خیابان طالقانی (روزولت سابق) وضع عادی خود را دارد. مردم در سراسر خیابان مشغول رفت و آمد و انجام کارهای خود هستند.
اتومبیل ها با سرعت و با سر و صدا عبور می کند. فروشگاه ها و شرکت ها بازند و کارکنان آنان سرگرم کارهای روزمره هستند همه چیز درست مثل روزهای قبل است.
ساعت 11 صبح است. گروهی نزدیک به 400 نفر در حالی که خیابان طالقانی را طی می کند به سوی سفارت آمریکا می آیند هنگامی که به مقابل آن می رسند در یک لحظه از در و دیوار سفارت بالا می روند و به درون محوطه سفارت می پرند. مردم هاج و واج به این صحنه می نگرند و همه از خود می پرسند چه شده است؟
خیابان بند می آید و نفسها نیز جوانها تند و تیز یکی پس از دیگری از گوشه و کنار سفارت به داخل می روند حالا هر کدامشان بازوبندی بدست و عکسی از امام بر سینه دارند. مدتی نمی گذرد و در حالی که باران رحمت از آسمان تهران شروع به بارش کرده و خبر در همه شهر می پیچد. سفارت آمریکا اشغال شد.
بغض فرو خورده 25 ساله
روز 13 آبان 1357 25سال رفته از کودتای 28 مرداد 32 و آغاز خودکامگی پهلوی دوم در زیر بیرق پرچم آمریکا دانشجویان و دانش آموزان به ستوه آمده از خودکامگی رو به فزونی خاندان پهلوی و اذناب هزار فامیلش و به پاس داشت روز 13 آبان 1343 روز تبعید رهبر دور از وطنشان که نزدیک به 15 سال است در تبعید در بلاد غربت می زید به دانشگاه تهران پناه آوردند اما چه کسی گمان می برد که خون این فرزندان عزیز ایران اسلامی آن هم در دانشگاه تهران رنگین کننده سنگفرش های دانشگاه تهران گردد و نهالی شود از برای سرنگونی سلطنت پهلوی.
از این پس بود که ملت ایران مترصد فرصتی بود تا بغض فرو خورده 25 ساله زیستن در زیر سیطره شیطانی و نظم جهنمی ایالات متحده امریکا و مزدوری محمد رضا پهلوی را بر فرق ایشان وارد آورد. این بود تا درست یک سال بعد یعنی 13 آبان 58.
دو روز پس از پیروزی انقلاب در صبحگاه 24 بهمن 57 عده ای در حرکتی مرموزانه و اقدامی مشکوک و قدرت نمایانه دست به تسخیر سفارت امریکا در تهران زدند.
آنان مسلحانه و طی درگیری یک ساعته توانستند سفارت امریکا را به اشغال خود در آورده و اعضای سفارت را به گروگان گیرند. هویت آنان مشخص شد آنان نیروهای وابسته به چریکهای فدایی خلق بودند که اینک آمده بودند تا برای تحقق شعارهایی ضد امپریالیستی که از صبح تا شام می دادند جامه عمل بپوشانند.
آنان خود و همپالگی های خود مانند مجاهدین خلق را تنها مبارزین راستین با امپریالیسم امریکا می دانستند و البته تاریخ صحت این مدعا را بعدها به خوبی مشخص ساخت. سرانجام با دخالت مشاور نخست وزیر دولت موقت در امور انقلاب ابراهیم یزدی غائله خاتمه یافت. اما ثمره چنین حرکت مذبوحانه ای خروج سولیوان سفیر امریکا از ایران برای همیشه بود و این چنین بود تا آن هنگام که سفارت امریکا 8 ماه دیگر در 13 آبان 58 به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام در آمد.
اولین گام
یک هفته پس از 13آبان 58 در روز آدینه آن هنگام که نمازگزاران صلاء جمعه خویش را در میعاد گاه نماز جمعه به پایان بردند رو به سوی سفارت امریکا در تقاطع خیابان آیت الله طالقانی و خیابان شهید مفتح راهپیمایی نمودند.
آنان پس از رسیدن به مقابل درب سفارت آمریکا شعارهای ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی سر دادند و آنگاه خیل عظیمی از جمعیت بود که به سوی دیوارها و میله های سفارت یورش آورد تا سفارت را تسخیر سازند اما آنها با ممانعت گارد حفاظت سفارت مواجه شدند و بدین گونه کار خاتمه یافت.
اما حرکت فرزندان امام در چند روز دیگر به هیچ وجه به سرنوشت دو حرکت قبلی دچار نیامد و خود سرنوشتی یافت که بر تارک آسمان تاریخ ظلم ستیزی و ستم سوزی مردمان جهان چونان نجم ثابت می درخشد.
مردم ایران پس از انقلاب دیگر هیچ دل خوشی از امریکا نداشتند آنان خوب می دانستند که امریکا مقصر اصلی تمامی فسادها ، تبعیض ها ، بی عدالتی ها ، نابسامانی ها ، ظلم ها و ... در عصر پهلوی دوم بود و محمد رضا تنها مترسکی سرجالیز بود برای نابودی هر آنکه در برابر منافع آمریکا در مزرعه ایران سر به شورش بردارد.
* ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام خمینی از موضع قاطعانه امام در مقابل امریکای جهان خوار به منظور اعتراض به دسیسه های امپریالیستی و صهیونیستی سفارت جاسوسی امریکا در تهران را به تصرف در آورده ایم تا اعتراض خویش را به گوش جهانیان برسانیم.
ملت ایران خوب می دید که چگونه و به فاصله اندکی از پیروزی انقلاب هر روز شورش و بلوایی در سراسر کشور آغاز می شود و خوب می دانست که کدامین قدرت در پس از این غائله ها پنهان است. و کدام کانون در تهران آنها را هدایت می کند.
روزی غائله خلق ترکمن و غائله گنبد کاووس روز دیگر غائله خلق عرب و استان خوزستان و خرمشهر روز دیگر غائله خلق بلوچ و غائله در سیستان و بلوچستان و خلاصه آن که مردم و امام مردم می دانستند که سر نخ تمامی این ماجراها به یک جا ختم می شود. سفارت امریکا در تهران.
از دیگر سوی شاه این چهره منفور در میان ملت ایران قرار بود در آن روزها به بهانه درمان سرطان خود به امریکا رود که این نیز خود علت مضاعفی بود بر نفرت مردم از امریکا در همین اثنا بود که در آبان 58 هنگامی که مهندس بازرگان به همراه وزیر خارجه و وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش ابراهیم یزدی ،مصطفی چمران و سر لشکر شاکر برای شرکت در جشن سالگرد پیروزی انقلاب الجزایر به آن کشور سفر کرد طی دیداری محرمانه با برژینسکی از او و دولت امریکا برای اداره ایران پس از انقلاب و بازسازی آن کمک طلب نمود.
این حرکت در کنار روند رو به جدایی دولت موقت از انقلاب و مشی لیبرالی و مسامحه کارانه آن و ارتباط خوب با امریکا از حدود 25 سال پیش از انقلاب مردم را به این نتیجه رساند که امریکایی ها به دولت موقت به چشم آلترناتیوی برای حال و و پلی برای آینده می نگرند اما آنچه برایشان گزنده بود این دیدار محرمانه و توجیهات تهی از حقیقت بازرگان بود.
چنین وقایعی در بستری از فضای انقلابی گری ،آرمان گرایی و استکبار ستیزی و ضد امریکایی بی شک می بایست که حادثه ای را به بار می نشست که نوک پیکان حمله آن معطوف به مخاطره افکندن منافع امریکا در ایران بود. این چنین بود که بستر سیاسی و اجتماعی تسخیر لانه جاسوسی فراهم آمد.
به بار نشستن ایده تسخیر
اول بار ایده تسخیر سفارت امریکا در تهران در اوایل آبان ماه 1358 در جلسه شورای هماهنگی دفتر تحکیم وحدت از سوی نماینده سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف مطرح شد علت اصلی پیدایش این جلسات تدوین اساس نامه دفتر تحکیم وحدت و ارتباط تشکیلاتی این دفتر با ولی فقیه و رهبر انقلاب بود که این شورا متشکل بود از 7 عضو که عبارت بودند از نمایندگان انجمن های اسلامی دانشگاه تهران ،دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه تربیت معلم ، دانشگاه علم و صنعت ، دانشگاه پلی تکنیک و البته دو نماینده از 7 نماینده در جلسه مذکور غائب بودند.
در این جلسه طرح ابتدایی تسخیر سفارت توسط نماینده دانشگاه صنعتی شریف با مخالف صریح نماینده دانشگاه تربیت معلم و مخالفت تلویحی نماینده دانشگاه علم و صنعت مواجه شد. بدین گونه طرح در طی جلسه رسمی رد می شود اما پس از خاتمه یافتن جلسه نماینده صنعتی شریف با تشریح وضعیت جامعه و تحلیل اوضاع سیاسی ، اجتماعی و بین المللی ایران و اجرای چنین طرحی را ضروری می داند.
ایده تسخیر و تحلیل های این نماینده کار خود را کرد. دیگر اعضای شورا نتوانستند ذهن خود را از اشتغال به این طرح باز دارند. آنان نیز در دل خود این طرح را تایید کرده و مشتاق اجرای آن بودند. توافقی حاصل شد.
توافقی بدین مضمون که طرح مذکور مستقل و خارج از تشکیلات دفتر تحکیم و با مشارکت سه دانشگاه تهران ،صنعتی و پلی تکنیک انجام پذیرد و اگر با موفقیت روبرو بود با پیوستن دو دانشگاه دیگر و دفتر تحکیم محفوظ بماند.
اما این طرح طرح ساده ای نبود ناگزیر دغدغه های بزرگی اذهان دانشجویان را به خود مشغول ساخت. اینکه آیا با حضور دولت موقت و شورای انقلاب منصوب از سوی رهبر انقلاب انجام چنین حرکتی برخلاف مشی رهبری انقلاب نخواهد بود؟
آیا حضرت امام با تبعات این عملیات موافق می باشند ؟
اگر دولت موقت پیش از انجام عملیات بدان پی برد اقدامات بازدارنده سیاسی امنیتی اجرا نخواهد کرد؟
حتی پس از اجرای موفقت آمیز عملیات آیا دولت موقت دانشجویان را به اتهام کمونیست بودن یا چپ گرا بودن از سفارت اخراج نخواهد کرد. (همانند اخراج فدائیان خلق در24 بهمن توسط ابراهیم یزدی)
چنین مصائب دشواری بر سر راه اجرای طرح دانشجویان را بدین نتیجه رسانید که باید نظرات حضرت امام (ره) را در این باب از طریق اعضای شورای نمایندگی امام در دفتر تحکیم وحدت جو باشد و دیگر آنکه پس از تسخیر سفارت یک روحانی مشهور و متعهد مردم در سفارت حضور یافته و ضمن ایراد سخنرانی و تایید اقدام دانشجویان امکان اجرای هر گونه مانوری را از سوی دولت موقت را غیر ممکن سازد. از سوی دیگر طرح باید محرمانه می ماند تا اقدام بازدارنده ای صورت نگیرد.
انتخاب روحانی عملیات
صبح روز 7آبان نمایندگان سه دانشگاه در دانشگاه پلی تکنیک گرد هم می آیند. این سه عبارت بودند از سید محسن میر دامادی محمد ابراهیم اصغر زاده و بی طرف. آنان در جلسه ابتدا حضرت آیت الله سید علی خامنه ای را به عنوان روحانی عملیات بر می گزینند اما پس از بررسی های بسیار و اینکه باید حتما باید حتما این روحانی هیچ گونه وابستگی به احزاب و گروه های رسمی نداشته باشد تا هیچ گونه شائبه ای بر وابستگی حرکت دانشجویی بوجود نیاید.
به دلیل عضویت ایشان در حزب جمهوری اسلامی حجت الاسلام سید محمد خوئینی ها را برگزیده و بر روی آن اتفاق می نمایند. پس از اتمام جلسه و با قرار قبلی راهی دفتر حجت الاسلام خوئینی ها در ساختمان جام جم می شوند. حجت الاسلام خوئینی ها نماینده وقت حضرت امام در رادیو و تلویزیون بودند آنان پس از رسیدن به جام جم و رفتن به اتاق آقای خوئینی ها تمامی طرح را باز گو می نمایند و مصائب و مشکلات را نیز مطرح می کند.
و اضافه می نمایند بر اساس اطلاعات بدست آمده یکی از عناصر مهم سازمان مرکزی اطلاعات امریکا در پوشش یک دیپلمات امریکایی وارد ایران شده است و گویا به دنبال اهداف خاصی در راستای سرنگونی انقلاب است.
حجت الاسلام خوئینی ها بی درنگ طرح را پذیرفته و بر آن صحه می گذارد. و موافقت می نماید تا پس از تسخیر سفارت و یا با تلفن مطلع سازند تا خود را سریعا به آنجا رسانیده و کارهای لازم را انجام دهد. وی هم چنین بافتن تائیدیه و اجازه از حضرت امام مخالفت نموده و دلیل خود را از این گونه به دانشجویان باز می گوید :
حضرت امام با این عمل موافق هستند ولی اگر موضوع با ایشان مطرح گردد ممکن است علیرغم موافقت صلاح ندانند که چنین عقیده ای را قبل از عمل ابراز کند و اصولا حضرت امام در بعضی از امور اجازه صریح نمی دهند.
وی در مقابل اصرار شدید دانشجویان قول داد که در صورت وجود شرایط مساعد مساله را با حضرت امام در میان خواهند گذارد و این چنین بود که دانشجویان مجاب شده و قول ایشان را پذیرفتند. پس از قطعیت یافتن عملیاتی کردن طرح با تمامی حواشی و مسائل پیرامون اش در آن صورت پذیرفته و هماهنگی ها و جلسات فرماندهی و هماهنگی در آنجا صورت پذیرد.
ستاد مرکزی عملیات تسخیر سفارت امریکا در ساختمانی واقع در خیابان انقلاب مستقر گردید. ساختمانی که بعدها تبدیل به ساختمان جهاد دانشگاهی گردید. برنامه ریزی و تحلیل جز به جز عملیات در این ستاد آغاز شد و کار به سرعت پیش می رفت.
بعد از ظهر 9 آبان جلسه ای در ستاد مرکزی تشکیل شد و ترکیب شورای ستاد فرماندهی بر ترکیب 5 نفر متشکل از نمایندگان دانشگاه های تهران ، صنعتی شریف ،پلی تکنیک ، ملی و علم و صنعت صحت گذارد. در این جلسه آخرین مراحل کار و نیازها ،امکانات ، نقایص و بررسی شد.
صدور جواز تسخیر
روز پنج شنبه 10آبان حضرت امام خمینی در پیامی به مناسبت سالگرد حماسه خونین دانشجویان و دانش آموزان در دانشگاه تهران پیامی حماسی و مسبوط خطاب به کلیه دانشجویان دانش آموزان و طلاب اعلام داشته و در بخشی از آن چنین می نویسد : بر دانش آموزان ، دانشگاهیان و محصلین علوم دینی است که با قدرت تمام حملات خود را علیه امریکا و اسرائیل گسترش داده و امریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند.
این پیام دانشجویان را بر این گمان استوار ساخت که این بیانات ناشی از آگاهی حضرت امام از طرح دانشجویان از طریق حجت الاسلام خوئینی ها بوده و امام با این پیام جواز تسخیر سفارت امریکا را صادر فرموده اند. غافل از آنکه آقای خوئینی ها هیچ گاه پیش از اجرای طرح مساله را خدمت امام بازگو نکرده است.
این گونه بود که دانشجویان قاطعانه مصمم بر اجرای این طرح شدند و دیگر هیچ گونه بهانه ای برای خود نمی دیدند اما آنچه که به نظرشان بنابر پیام صریح امام ضروری آمد دخالت طلاب حوزه در این طرح بود لیکن به دلایل امنیتی و فقدان ارتباطات تشکیلاتی با طلاب و فقدان تشکیلات منسجم سیاسی در میان طلاب از این امر منصرف شدند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  31  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله لانه شیطان در تسخیر فرزندان روح الله

دانلود مقاله روش شناسی در اسلام

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله روش شناسی در اسلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه
یک مکتب تا زمانی که درباره شناخت ، ابزارها ، منابع و کیفیت آن نظری نداده باشد ، مکتب نیست.
یکی از مسائل بسیار مهمی که در دین اسلام همواره از ارزش و اهمیت فراوانی برخوردار بوده است, علم و تعلیم و تربیت است.با بررسی کلی روی مکاتب گوناگون درباره توجه به علم و دانش, بر ما روشن می گردد که اسلام بیشترین تأکید را نسبت به علم و دانش داده و جایگاه رفیعی را برای تعلیم و تربیت قائل شده است. نخستین آیاتی که در سوره علق بر وجود مقدس رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)نازل شده, سخن از علم و دانش و توجه به این مهم را در برداشت. مسئله بسیار جالب این جا است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)(امّی) و درس نخوانده بود و محیط حجاز را سراسر جهل و نادانی و خرافات فرا گرفته بود. در این آیات تأکید بر مسئله علم و قلم شده است که بلافاصله بعد از نعمت بزرگ خلقت و آفرینش در این آیات ذکر گردیده است.
با توجه به آیه 2 سوره جمعه که خداوند می فرماید: (هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین) به این مطلب پی می بریم که تعلیم و تربیت یکی از اهداف انبیاء بوده است و انبیای الهی به ویژه وجود نازنین رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم)تلاش ها و سختی های زیادی را متحمل گردیدند تا بشر را از جهل و نادانی و خرافات درآوردند و زنگارهای شرک و کفر را که همه آنها نشأت گرفته از جهل می باشد, از وجود انسان ها پاک کنند و از آنها افرادی مؤمن بسازند.
آموزش و تعلیم و تربیت با دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)نخستین معلم و مربی مسلمانان از مسجد که در واقع اولین پایگاه تعلیمات اسلامی بود آغاز گردید. بعد از وجود مقدس پیامبر ائمه اطهار(علیهم السلام)در راستای تحقق آرمانهای الهی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)که یکی از آنها تعلیم و تربیت است, تلاش های طاقت فرسای را به جان خریدند تا انسان ها را هدایت نمایند.توجه فوق العاده آیات الهی به علم و عالم و تعلیم و تربیت و تفکر و توجه به قلم و نوشتن, زمینه توجه مسلمانان را نسبت به ایجاد مدارس, کتابخانه ها و توجه به علوم و صنایع و انتشار آن فراهم نمود و آنان را برای رسیدن به این امر مهم تشویق کرد.در این تحقیق درصدد هستیم روش شناخت مسائل دینی و اینکه کدام روش در معرفت معتبر است را بررسی نماییم; به این امید که گامی در جهت اعتلای تعلیم و تربیت و شکوفایی آن برداشته باشیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلیات
تبیین موضوع : یکی از اصول و قواعد گفتگو و مناظره، ضرورت وجود مفاهیم مشترک بین دو طرف است، یعنی هرگاه با مخاطب مواجه می‌شویم و درصدد اثبات امری برای او هستیم، باید در مقام گفتگو، مفاهیم مشترکی داشته باشیم، وگرنه به آن می‌ماند که دو طرف مناظره، هر یک به زبانی سخن بگوید که دیگری را الفت معنایی با آن نباشد؛ که در این صورت، گفتگو، با حفظ نوع زبان، و گذشته از غیر عقلایی بودن آن، تحقق نپذیرفته و به نتیجه‌ای نخواهد رسید و تنها زمانی می‌تواند نتیجه‌ی عقلائی داشته باشد که از زبان مشترک برخوردار باشد.
یادآوری این نکتة لازم است که گاهی تحقق نپذیرفتن مفاهمه، ریشه در تفاوت اصطلاحات دارد؛ مثلاً در حالی که گوینده، اصطلاح دیگری را از آن واژه در نظر دارد؛ ولی شنونده از آن لفظ، معنای اعم یا اخص و یا مباین درک می‌کند. پس فهم واژه‌هایی که در میدان بحث و گفتگو واقع می‌شوند، برای دو طرف امری بدیهی است، از این رو لازم است قبل از هر احتجاجی، اصطلاح مورد نیاز تبیین گردد.
توجّه به نکته‌ی یاد شده در بحث دین، ضروری است؛ یعنی وقتی ما می‌خواهیم درباره‌ی مسائلی از قبیل ضرورت داشتن و یا نداشتن دین، قلمرو دین، راه تحقیق دین، روش دین‌پژوهی و دیگر مسائل دین محور، بحث کنیم، باید ابتدا در خصوص واژه‌ی «دین» توافق داشته باشیم؛ البتّه لازم نیست همه‌ی جهانیان به معنای مشترک معتقد باشند، اعتقاد و باور کسی که در این گفتگو می‌خواهد از آن دفاع کند کافی است؛ از این رو باید در بحث دین، تعریفی از آن ارائه شود که بر دین اسلام قابل تطبیق باشد و به همین جهت منظور از دین، در مباحث دین، دینی است که مورد نظر خدا و قرآن باشد، نه اصطلاحاتی که در علوم مربوط به جامعه‌شناسی، فلسفه‌ی دین و دیگر علوم انسانی در کار می‌رود.
به دیگر سخن، مقصود ما از دین در این بحث مجموعه‌ای از اعتقادات، و مقررات اجرایی و رفتاری است که در اصطلاح ما، به اعتقادات، اخلاق، و احکام دین معروف می‌باشد؛ بنابراین، اگر کسی دین را امری قدسی، حتّی خالی از اخلاقی و قانونی و حکم عملی بداند، یا دین را سکولار صفت تعریف نماید خارج از بحث ماست، پس باید برای دین، قلمروی در نظر گرفت تا بتوان گفت فلان چیز درون دین است یا بیرون دین و آنجاست که می‌توان فهمید که آیا اضافه کردن قید «سکولاریسم» به آن صحیح است یا خیر؟ یا سکولاریسم در مسیر دین یا در مقابل آن می‌باشد؟
دین، با توجّه به معنایی که ارایه گردید، چگونه و از چه راهی شناخته می‌شود و حقانیّت و بطلان آن چگونه قابل تفسیر است یا این‌که چه عناصری در آن وجود دارد و اساساً قلمرو آن تا کجاست و مطالبی را که در آن اثبات می‌شود؛ از چه راهی باید تحقیق نمود؟ و این همان بحث «روش شناسی» دین است.
پیشینه : در این تحقیق از کتاب های شهید مطهری به نام های بیست گفتار و مجموعه آثار جلد1 ، رمز موفقیت استاد مطهری ، شناخت در قرآن را مطالعه نموده ام که فقط از کتاب شناخت در قرآن استفاده کرده ام .« موفقیت استاد مطهری از جمله مرهون روشمندی ایشان در دین پژوهی است روش شناسی از مهمترین روش ها و فنون استاد در مقام حل مسایل الهیاتی است» . همچنین از سایت ها یی نظیر andisheqom.com وhttp://www.shiastudies.comوhttp://www.mehrnews.iR و http://207.97.215.42 و www.sid.ir نیز استفاده کرده ام که در سایت andisheqom.com روش شناسی توسط حضرت آیت الله محمد تقی مصباح یزدی به خوبی بیان شده بود
روش تحقیق : با استفاده از منابع کتابخانه ای و سایت های اینترنتی که قدرت دستیابی برای من مهیا بوده است .
کلید واژه : روش شناسی مطالعات دینی ، مطالعات میان رشته ای

 

 

 

 

 

اهمیت مساله شناخت
یکی از مسائل مهمی که همیشه فکر اندیشمندان بشر را به خود متوجه کرده است ، خود مساله شناختن و معرفت است ، یعنی انسان کوشش کرده است که خود را ، جهان را و خدای جهان را بشناسد. قهرا در درجه اول خود این مساله برای انسان جالب توجه است که خود شناختن چیست ؟ آیا امکان معرفت و شناخت وجود دارد ؟ منشا شناختن و راه شناختن چیست ؟
تبیین این پرسش‌ها نیز لازم است والا بحث بی‌فایده خواهد بود. در پاسخ به این پرسش که از چه روشی برای اثبات مطالب دین باید استفاده کرد؟ حضرت استاد مصباح یزدی به جوابی کلّی اشاره فرمودند که عبارت است از، متناسب بودن روش هر علمی با سنخ مطالبش؛ یعنی اگر آن چیزی را که می‌خواهیم اثبات کنیم متناسب با سنخ مسائلش باشد؛ مانند مسائل حسی، راه اثبات آن با روش تجربه‌ی حسی است و اگر مسئله‌ی تاریخی باشد، راه اثبات آن تاریخ است و اگر مسئله‌ای عقلی باشد، راه اثبات آن با روش عقلی است؛ پس روش تجربی تنها روش اثبات هر مسئله‌ای نیست؛ بسیاری از مسائل، مانند: موضوعات ریاضی، هندسی و روابطی چون سینوس، کسینوس و... وجود دارد که با روش تجربه قابل ادراک نیست و همین‌طور قواعد منطقی، مانند: «اجتماع نقیضین محال است.» پس برای شناخت این‌که چه روشی برای هر علمی معتبر است، باید به مسائل آن علم توجّه کرد که از چه سنخ مسائلی است.
برخی تصورشان این است که دین فقط یک رابطه‌ی قلبی با خداست و در حوزه‌ی معرفتی هیچ یک از علوم واقع نمی‌شود؛ و یک امر شخصی بوده، و قابل اثبات برای شخصی دیگر نیست؛ طبق این تفسیر راهی برای روش تحقیق در دین نیست؛ چرا که طبق این تصور، دین امری شخصی تلقی گردیده و برای دیگری اثبات‌پذیر نیست، مگر آن‌که آن دیگری نیز چنین احساسی داشته باشد. این در حالی است که تعریف ما از دین، بر احساس شخصی استوار نیست لذا می‌توانیم بحث کنیم که راه اثبات چیست؟ زیرا گفتیم که دین مجموعه‌ای از عقاید و.... است و اصل آن اعتقاد به خدا است، روش‌های تجربی نمی‌تواند ما را در این مسئله یاری کند؛ چون مسئله‌ی حسی نیست؛ تاریخی هم نیست تا بتوان با اسناد تاریخی به آن پرداخت؛ زیرا خدا یک حقیقت زنده‌ای است که همیشه بوده و خواهد بود؛ از این رو دلیلی که بر این مسئله اقامه می‌شود، دلیل عقلی است؛ در نتیجه از میان سه دسته احتجاج برای دیگران، تنها روش عقلی در این حوزه پذیرفتنی است نه تجربی و نه تاریخی.

 

شناخت تعقلی و علمی
آیا باید همه‌ی دین را با عقل شناخت؟ خیر؛ زیرا دین تنها اعتقاد به خدا نیست و شامل اعتقادات دیگری هم می‌شود همچون اعتقاد به انبیاء و آخرت که چه بسا به روش دیگری اثبات شوند.
در ارزش‌های اخلاقی و به خصوص آنچه که بیشتر نتیجه‌ی عملی دارد، اعم از مسائل فردی و اجتماعی، سیاسی، اقتصادی می‌توان گفت راه اثبات آن‌ها یا منحصر در عقل نبوده و یا اصلاً طریق آن، عقلی نیست مثلاً‌با اثبات قرآن، توسط خود قرآن، به بسیاری از اعتقادات دیگر می‌رسیم پس قسمتی از دین اثباتش به روش نقلی و تاریخی است. از این رو نمی‌توان گفت که دین را فقط با عقل یا فقط با تجربه می‌توان اثبات کرد البتّه در بعضی جاها، یک دلیل بر دیگری اصالت دارد و از دلیل دیگر می‌توان به عنوان تأیید استفاده کرد. مثلاً از قرآن حکمت خیلی از احکام استفاده می‌شود و این کاشف از این است که خداوند خواهان معرفتِ حکمتِ احکام، توسط بندگان است. ولی لازمه‌ی این‌که بشر به حکمت حکمی از احکام خداوندی دست یازد، دلیل بر عدم امتثال در مواردی که به حکمت آن‌ها نرسیده است، نیست، چرا که دلیل اصلی در باب احکام و تکالیف، تعبد شرعی است، نه فهم حکمت‌های احکام دین‌داری، یعنی این که وقتی فرمانی از سوی پروردگار صادر شد بدون چون و چرا باید پذیرفته شود و بیان حکمت‌ها نیز مؤید این قضیّه است.
شناخت حسی مقدمه شناخت تعقلی
گفتیم که اثبات وجود خداوند با روش عقلی امکان‌پذیر است، در حالی که ائمه‌ی ـ علیهم السّلام ـ راه‌های فطری و شهودی و راه‌هایی از این قبیل که منتهی به طریق عقلی نمی‌شوند را نیز سفارش کرده و راجع به آن‌ها بحث نموده‌اند و حتّی استفاده از سمع و بصر برای اثبات وجود خدا، در آیات آمده است. آیا این راه‌ها را خارج از طریقی که می‌تواند انسان را به حقیقت دین برساند هست یا نه؟ به عبارت دیگر آیا این راه‌ها و موارد در تعریف ما از دین، می‌گنجد یا خیر؟
بحثی که در متن های گذشته داشتیم در مورد متدلوژیِ تحقیق در دین به عنوان روش تحقیق در یک علم بود البتّه مقصود، مطلق علم، اعم از علوم تجربی است.
به تازگی در مباحث علوم انسانی این بحث، مطرح شده است که در هر علمی چگونه باید تحقیق کرد، امّا مفروض این است که مورد بحث علمی ـ حتّی آن جایی که ما به روش عقلی بحث می‌کنیم ـ چیزی است که برای دیگران قابل اثبات باشد. مثلاً اگر مورد بحث، تجربی باشد، باید نتیجه‌ی آزمایش را به دیگران ارایه داد و اگر تعقّلی است باید طوری استدلال کرد که شخص دیگر، آن را با عقلش بپذیرد و اگر این چنین نباشد از مقوله‌ی علم خارج می‌گردد، البتّه ممکن است گاهی به آن، عنوانِ «معرفت» اطلاق گردد امّا علم نیست.
بنابراین ادراک و احساس و تجربه‌ی شخصی از مقوله‌ی علم نیست؛ مثلاً گاهی می‌خواهیم شخصی را راهنمایی کنیم تا در دل خود معتقد به خدا باشد، این عمل را در اصطلاح علم نمی‌گویند بلکه یک نوع ارشاد و تربیت و هدایت است. بنابراین چیزهایی از این قبیل که در روش‌های انبیا و اولیا و ائمه‌ی اطهار و مربیان اخلاقی و عرفانی دیده می‌شود، راهی برای رسیدن به معرفت است امّا به این راه‌ها، متد علمی اطلاق نمی‌شود. و این که گفته شد: روش خداشناسی و به طور کلّی، تحقیق درباره‌ی خدا، روشی تعقّلی است، منظورمان روشی بود که بتوان براساس آن مطلبی را برای دیگران اثبات کرد.
امّا سؤالی که با توجّه به این مطلب که روش خداشناسی تعقّلی است، مطرح شده است این است که آیا انسان نمی‌تواند از تجربه‌های حسّی برای شناخت خدا استفاده کند؟
در پاسخ باید گفت که دلیل عقلی اینگونه نیست که حتماً همه‌ی مقدمات آن عقلی باشد بلکه مبدأ دلیل ممکن است از حس و تجربه و یا از یک امر وجدانی و شهودی و قلبی واحساس شخصی شروع گردد ولی بعد مقدمات و کبراهایی عقلی به آن ضمیمه ‌شود،«شناسایی تعقلی مستقل و بی ارتباط با « شناسایی حسی » نیست ، یعنی شناسایی عمقی ، ابتدا امکان پذیر نیست و پله ها و مقدمات اولیه آن شناسایی حسی است یعنی در مرحله بعد از شناسایی حسی ابتدایی نوبت به شناسایی تعقلی می رسد ، و تا شناسایی حسی و سطحی طی نشود ، نوبت به شناسایی تعقلی نمی رسد .» پس بنابراین حاصل جواب این است که استفاده از سمع و بصر نیز برای خداشناسی میسر است امّا به سمع و بصر باید مقدمات عقلی را اضافه کنیم و بگوییم که عقل می‌گوید نظم حاکم در عالم، باید ناظمی داشته باشد.
روش تجربی
بعضی بر این باورند راه تحقیق در هر موضوع علمی، تجربه است؛ بنابراین، کسی که بخواهد درباره‌ی دین سخنی بگوید و امری را از آن اثبات کند، باید در مسیر تجربه گام بردارد و آن را در قالب تجربه بشناسد. حال اگر ما در روش‌شناسی تحقیق؛ در مسائلی که متدلوژی نام دارد، توافقی نداشته باشیم، باید موضوع دیگری را قبل از بحث قلمرو دین، با عنوان «روش‌شناسی علوم» بحث کنیم و این بحث، خود مقدّمه‌ای خواهد بود که روش شناخت مسائل دینی چیست و کدام روش در معرفت معتبر است؟ ناگفته نماند که این مسئله خود نیز استدلال می‌طلبد. از این رو هرگاه خواستیم بر اثبات «روش تحقیق» در دین استدلال کنیم، باز بحث و استدلال باید بر یک سری اصول مورد توافق بین دوطرف پایه‌گذاری شود. نکته‌ی دیگری که در ابتدا لازم است روشن شود این‌که براساس کدام معلومات مورد توافق می‌بایست بحث شود و این همان چیزی است که در منطق به نام «اصول متعارف و موضوع» از آن سخن به بیان آمده است.
اصول متعارف اموری بدیهی است که همه‌ی عقلاء، آن‌ها را پذیرفته و منکر آن، خارج از حوزه‌ی عقلاست. اصول موضوعه مطالبی است که قبلاً در علم دیگری اثبات شده و یا قرار است در جایی اثبات شود، ولی فعلاً به عنوان اصل موضوعی پذیرفته می‌شود. اگر ما، بدون توجّه به این اصول به بحث و مناظره اقدام کنیم، از نتیجه‌ی مطلوب باز خواهیم ماند

 


روش شناسی علوم انسانی با بحران عقلانیت مواجه است
حجت الاسلام محمد تقی سبحانی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بی توجهی و غفلت از دانشهای معاصر را مهمترین مانع روش شناختی در تولید علم دانست و گفت : در گذشته رسم بر این بود که هر دانشی با بیان غایت و هدف آن علم آغاز می شد. اما اکنون این نگرش از نظام تعلیم و تربیت ما رخت بر بسته و ما در تعاطی و علم به غرض علم نمی پردازیم. بی توجهی به اهداف علم تأثیر مستقیمی در حوزه متدولوژی علم می گذارد.
حجت الاسلام سبحانی افزود: اولین ایرادی که می توان بر این بی توجهی بر شمرد این است که دانشها از اوج به حاشیه ها رانده می شود. معیار واقعی روش شناسی علم این است که آیا می تواند روش علم را مشخص سازد.
به گزاش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر"، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گسست روش شناسی را از دیگر موانع تولید علم عنوان کرد و اظهار داشت: امروز وارث دو میراث علمی و تمدنی هستیم. اما واقعیت پهنه علوم این است که وقتی سنت علمی و میراث علمی را در امر روش شناسی بررسی می کنیم می بینیم در سنت علوم انسانی که برخاسته از عقلانیت مدرن است و از طریق حوزه علوم انسانی جدید وارد حوزه فکری ما شده و بخشی از حوزه علوم انسانی ما را به خود اختصاص داده، دچار گسست شده ایم. همچنین حوزه دیگر ما علوم اسلامی است که روش شناسی خاص و برخاسته از حوزه تمدنی که خاص کشور ماست از طریق دانشهای مختلف امروزه به ارث رسیده است. واقعیت این است که نه تنها میان روش شناسی این دو حوزه تفاوتهایی وجود دارد بلکه در خود علوم انسانی ما دچار گسستهای روش شناسی هستیم.
حجت الاسلام سبحانی تصریح کرد: در تفکر اسلامی ما، عقل عملی هیچ گاه کنار گذاشته نشده بلکه مورد بی مهری واقع شد. در یک مرحله عقل عملی پایه تدوین نظام اجتماعی بود و کل دانشهای عملی ما بر این پایه قرار داشت. اما به تدریج عقل عملی ما که تولید کننده علوم بود به حاشیه رانده شد و اخلاق که از درون حکمت عملی بیرون می آمد به واعظان و نصیحت نویسان سپرده شد. حقوق محترمانه به فقیهان سپرده شد. فلسفه اخلاق دیگر به مبانی توجه نکرد. لذا دچار یک گسست جدی شدیم. حتی مسیر فقه نیز دچار این معضل گشته است.
وی با تأکید بر اینکه در حوزه روش شناسی علوم انسانی دچار یک بحران عقلانیت هستیم، گفت: بین عقل و عقلانیت تفکیک می کنیم. عقل در انسان ثابت است. اما بسط عقل در حیات اجتماعی و تاریخی عقلانیت را پدید می آورد. لزوما اگر عقل ثابت است عقلانیت ثابت نیست. فرهنگهای مختلف عقلانیتهای مختلفی را در درون خودشان به وجود می آوردند. اما آیا امروز عقلانیت حاکم بر حوزه فکری ما یک عقلانیت منسجم و بستر ساز برای تولید دانشت هست؟
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان اظهار داشت: ما اگر می خواهیم به تولید دانش بیپردازیم نیازمند روش شناسی یک پارچه و متنوع در بستر عقلانیت جامع هستیم که بتواند تمام حوزه های معرفتی را پوشش دهد.
روش شناسی از دیدگاه حضرت آیت الله مصباح یزدی
در هر بحثی ـ اعم از بحث یک طرفه مانند القای برهان و دلیل و طرفینی مانند بحث جدلی ـ لازم است که بین گوینده و شنونده در الفاظ و کلماتی که به کار برده می‌شود مخصوصاً در موضوع بحث، توافق وجود داشته باشد. اگر اطراف گفتگو در فهمِ معنایِ لفظ، با یکدیگر اختلاف داشته باشند و یا دو معنای مختلف را برای آن قایل شوند، بحث بیهوده خواهد بود.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   20 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روش شناسی در اسلام

دانلودمقاله چوب ومعرق

اختصاصی از اینو دیدی دانلودمقاله چوب ومعرق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


سرزمین کهنسال ایران با فرهنگی غنی و تمد نی درخشان وتاریخی ، همواره کانون پژوهشهای علمی و تحقیقات باستانشناسی وفرهنگی بوده است ، به همین علت هم از دیر بازپژوهندگان،دانشوران،شرق شناسان،سیّاحان خارجی وعلاقه مندان به فرهنگ و هنر مشتاقانه به این سرزمین افسانه ای چشم دوخته اند.
موزه های بزرگ و معروف جهان نیز بخش مهمی از فضاهای فرهنگی ایران اختصاص داده ومراکز تحقیقاتی خاصی را بدین منظور تأسیس کرده اند ودانشگاههای معتبر دنیا هم بخشهای ویژه ای را جهت شناخت تمدن وفرهنگ ایران دایر نموده اند.این همه توجه و دقت پیگیر در شناخت میراث اصیل فرهنگی ایران نشانه بارزی ازغنای فرهنگی و وسعت وپیچیدگی هنر دردورانهای مختلف این سرزمین کهنسال است.
سازمان میراث فرهنگی کشور تلاش دارد تا علاوه بر آشنا ساختن مردم با ارزشهای گرانبار تاریخ وفرهنگ این مرز و بوم،به تبادل اطلاعات تخصصی در سطح بین المللی دست یازد و از دیگر سو با انتشار مقالات و نتایج پژوهشهای انجام یافته و همچنین تحقیقات علمی جدید،این رسالت بزرگ رابه انجام رساند.بی تردید استمرار این شیوه که به زعم ما افق های گمشده ای را پیش چشم خواستاران و پیوستگان آداب و ارزشهای فرهنگی ایران اسلامی خواهد گشود.
باشدتااین مجموعه نیز در پرتو همراهی. اساتید محترم
پیشگفتار
زندگی انسان از نخستین دوران،با هنر عجین بوده است و به تدریج که آدمی رشد و تکامل
یافته،نیز همزمان با او به صورتهای مختلف تعلی یافته است.تاکنون تعریفها ونظرهای گوناگونی دربارة هنر ارائه شده است و آنچه که به وضوح از بررسی آنها قابل درک است،این است که هنر بیان کننده حالتهای عاطفی و انعکاسهای روحی انسان است که به
شکلهای متفاوت نمایان می گردد.هنر را از نقطه نظر زمانی می توان به دورههای ((کلاسیک))و((معاصر)) تقسیم نمود.
هنرهای کلاسیک که ریشه درزندگی مردم دارند بر اصولی استوارند که مطابق با آداب و سنن و محیط زیست هر منطقه تولد و رشد یافته اند.این گونه هنرها در ایران به تذهیب، مینیاتور، میناکاری،زری بافی ،کاشیکاری،سرامیک سازی،قلمزنی،خاتم کاری،منبت ومعرق کاری شهرت یافته اند ودر کل به عنوان هنرهای سنتی شناخته شده اند.اگر چه مجموع این هنرها در ردة هنرهای مصور قراردارند ولی اکثر آنها در شمارکارهای صناعی نیز محسوب می شوند و با نوآوریها و دقت نظرهای ظریف هنری که موجب لطافت هر یک از
اشیای کاربری آن می شود از دیدگاه هنری نیز مورد نظر قرار می گیرد.
بدین گونه است که امروز از این صنایع هم به طورمستقیم و هم کاربردی در تزئینات داخلی استفاده می شود و ما در این کتابچه کوشش کردیم تا قدری در مورد تاریخچه چوب ومعرق وهمچنین کاربرد چوب و هنر معرق در معماری داخلی بررسی کنیم .
چوب
 مقدمه
 تعریف چوب
 انواع چوب
مقدمه
چوب یکی از اولین موادی است که به طور طبیعی وفراوان در دسترس بشر قرار داشته است.
آثار باقیمانده از زمانهای بسیار دور نشان می دهد که انسانهای قدیم چوب را در وسایل منزل،وسایل کار و ساختمان،بخصوص برای پایه و پوشش پناهگاه خود به کار می برند. درجوامع انسانی استفاده از چوب برای خانه سازی،درسازی،دسته سازی،گهواره،نرده بام، تختخواب،میزونیمکت،وسایل کشاورزی،کشتی و قایق سازی و همچنین وسایل حمل و نقل زمینی قرنهای متمادی- بی آنکه تغییر و تحولی چشمگیربیاید- رایج بوده است. در قرون معاصر با ساخت اولین ماشین چوب بری،درصنایع چوب تحولی اساسی صورت گرفت و امکان تبدیل درختان قطور به قطعات نازک فراهم گردید.
باتوجه به این که در حال حاضر از چوب وفرآوردهای آن درخانه سازی و سایر فعالیتهای ساختمانی به صورت گسترده استفاده می شود .
تعریف چوب
¬چوب یک بافت سلولزی آلی که از ساقه،شاخه و ریشه درختان بدست می آید.
این ماده از سلولهای عمدتأدوکی شکل وتوخالی تشکیل شده است که به موازات یکدیگر و درراستای طول درخت قرار دارند. بعضی از قسمتهاوعناصرتشکیل دهنده ساختمان چوب در
تشریح و بیان خواص فیزیکی و مکانیکی چوب نقش مهمی دارند.قسمتها مشخص شده اند
که به بررسی هر یک از آنها می پردازیم .
الف) پوست درخت که حفاظت تنه و یا شاخه در خت را به عهده دارد و شامل دو پوسته بیرونی ودرونی است.
ب) چوب،حجم عمده تنه درخت را چوب تشکیل می دهد. این قسمت از تنه درخت قابلیت
بارگذاری دارد و از آن برای تهیه انواع چوب استفاده می شود.
ج) مغز،در مرکز تنه و شاخه قرار دارد. این قسمت دارای بافت نرم است و قابلیت بار گذاری
ندارد.
د) دایره سالانه(حلقه رشد) روی برش عرض تنه درخت دایره های هم مرکزی هستند که نشانة سن درخت می باشد.
خصوصیات چوب
 محاسن چوب
 معایب چوب
 خواص مکانیکی

چوب دوام طبیعی دارد. ماه چوبی در برابر عوامل فیزیکی و شیمیایی که بر سایر مصالح ساختمانی سهولت آسیب می رساند،مقاوم است؛ازاین رومی توان از چوب گونه های مقاوم
در مقابل عوامل فیزکی و شیمیایی درساختمان اسکله بنادر وسایر اماکن با تغیرات شدید
جوّی استفاده کرد.
معایب چوب :
چوب به سهولت آتش می گیرد و احتراق آن تداوم دارد؛تغییر خواص و ویژگیهای آن در ارتباط با تغییرات رطوبت؛هچنین حشرات و قارچها نیز از عوامل مهم تخریب چوب به شمار می آید.
مهمترین خواص و ویژگیهای چوب به دو گروه عمده((خواص فیزیکی و مکانیکی))تقسیم می شود.
خواص فیزیکی چوب:
خواص فیزیکی چوب شامل وزن مخصوص،رنگ،رطوبت،مقاومت وهدایت حراتی،الکترنیکی و صوتی چوب و نظایر آن می باشد.
همچنین سایر خصوصیات چوب مانند: قابلیت رنگ پذیری،چسب فوری و ارّه کشی چوب می توان نام برد. تغییرات رطوبت شامل از هم کشیدگی و واکشیدگی می شود .

 

 

 

خواص مکانیکی چوب:

 

همان طور که بیان شد چوب ماده ای است که در برا بر نیروهای گوناگون مقاوم است. ازاین رو از گذ شته های دور در بسیاری از زمینه ها که نیازمند تحمل نیرو بوده رایج گردیده است.
به مرور زمان در انواع روشهای استفاده از آن تغییراتی به وجود آمده است ودرحال حاضر در کارهای ساختمانی،خانه سازی،صنعتی وتزیینی از قبیل اسکلت سازی،داربست ها،پل سازی و غیره به صورت گسترده مورد استفاده قرار می گیرد.
در هر یک از موارد فوق باید مشخص گردد که تحمل چوب در برابر انواع نیروها از قبیل ((فشاری،کششی،خمشی،ضربه وسایش،پیچش و قیچی شدن))همچنین مقدار شکاف خواری،حدّار ارتجاعی و سختی آن چگونه است و نیز به هگام استفاده در چه جهتی و سطحی یا به چه شکلی باید قرار گیرد.
این گونه خواص و ویژگیهای چوب را((خواص مکانیکی چوب)) می نامند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع چوب:
 بریدن درختان
 چوب در جنگل
 چوب صنعتی
تقسیم بندی چوب از نظر شکل و نوع مصرف:
فرآوردهای چوبی
* بریدن درختان:
برای بریدن چوبهای صنعتی شهری ابتدا سر شاخه های درختان را قطع و سپس از بالا به پایین قطعات را با اندازه های مناسب طوری می برند که از سر بند ها و یا دو راهیها و یا خمیدگیها قطع شود تا اینکه به آ خرین قطعه برسد و از روی ریشه جدا شود و به سر ریشه ها صدمه وارد کند نیاید که بتواند از ریشه شاخه های چند برابر جوانه بزند. سپس تنه درخت را از محل قطع خارج کرده و به وسیله پوست کنهایی مخصوص پوست آنها را از رو جدا می نماید این عمل به منظور ورود هوا به داخل چوب انجام می گیرد در موقع چوب در حال خمش است و چنانچه آنرا بصورت آزاد رها نمایند امکان کج شدن آن وجود دارد همچنین خمیدگی و گاس وسینگی پیدا می کند.
برای جلوگیری از کج شدن آن چوبها را روی زمین صاف طوری قرار میدهند که لای هر ردیف دو یا سه قطعه چوب نازک دیگر خلاف طولی گذارده شود که در ردیفهای بعد نیز همین عمل تکرار می شود تا امکان ورود هوا به لای چوبها مسیر گردد.
پس از گذ شت شش ماه چوبها را از هم باز نموده و برای مصرف به کارگاه چوب بُری حمل می نمایند. استاد کاران چوب در ابتدا راه جوهری چوب را تشخیص داده و نسبت به رندیدن یک رو و یک نر چوب اقدام می نمایند بعد تشخیص می دهند چوب از چه طریق باید بریده شود که هم مقرون به صرفه باشد و هم اندازه مورد دلخواه را بدست آورند.پس از بریدن چوب مجدداً برای چند روز بهمان صورت که قبلاً متذکر شدیم روی زمین میچینند تا اینکه رطوبت احتمالی باقیمانده خارج شود و برای مصرف آماده گردد.
چوب در جنگل:
برای برداشت چوب از جنگلها درمرحله اول نوع چوب را تشخیص می دهند پس از بریدن شاخه ها بوسیله ماشینهای اره که به اشکال و اندازه های مختلف مهیا شده است.
قطعات را به صورت یکنواخت در آورده که اندازه های استاندارد تقریبی چوب نباید از6 متر
بلندتر و از 2متر کوتاهتر باشند و در می آورند و سپس از قطعه قطعه کردن درختان قوی هیکل جنگل با استفاده از جراثقیها و،واگنها و چهار پایان و امکانات دیگر آنرا به زیر ارههای برقی نواری بزرگ منتقل مینمایند پس از بریدن درخت که به اندازه های الوارو یا قنداق در می آید بوسیله چوب شناسان حاذق نوع چوب شناخته و درجه بندی می شودو برای خشک کردن به انبارهای چوب منتقل می نمایند پس از رسیدن چوب به انبار ها در صورتیکه از نوع سخت باشد بایستی روی زمین بطوریکه از یکدیگر فاصله داشته باشند انباشته شود تا هوا در لای آنها عبور کند از این رو چوبها با مرور زمان خشک میشودو در صورتیکه از نوع کاج و سرو جنگلی و نظیر آنها موجود در جنگلهای فنلاند،اتریش، ترکیه،چک و غیره می باشد. برای ساختن تخته و کارهای صنعتی مناسب است ولی شایسته است پس از بریدن آنرا به داخل دستگاههای بخار بفرستند و با کم و زیاد نمودن
درجه حرارت بخار آن را بصورت نیمه پخته درآورند نتیجه زور و فشار چوب گرفته خواهد شدوبعد از آن امکان کج شدن در چوب پخته شده وجود ندارد پس از بیرون آمدن تخته ها
از زیر دستگاه بخار حداقل یکماه در انبار ها نگهداری می شودتا رطوبت آن خارج شود سپس برای مصرف به کارگاه های صنعتی فرستاده می شود. در این هنگام گره هائی که دیده می شود بوسیله چراقهای کوره ای یا برقی یا شعلعی سو زاینده می شود تا روغن داخل گره چوب از بین برود و زیر کار تغییر شکل دهد. شک نیست از چوب نمودار خشک نشده برای کارهای صنعتی استفاده نمی کنند. زیرا پس از خشک شدن از حجم آن کاسته
و کوم زباله های آن خود گیر نیست و امکان کجی نیز در آن وجود دارد.
چوب دارای طبقه بندیهای متفاوتی شامل نوع و گونه درخت ((دوام رویش))،((دوام و پایداری))در وزن مخصوص و ((شکل و نوع مصرف))می باشد.
انواع گونه های چوبده:

 

معمولاًگونه های درختی چوبده به دو گروه بزرگ((پهن برگان))و((سوزنی برگان))تقسیم میگردند.پهن برگان ماننده: گونه های بلوط،راش،افرا و گردو دارای برگ های پهن ودرشت هستند و در فصل پاییز و زمستان خزان می کنند.گروه دوم سوزنی برگان مانند: کاج،سرو و نظایر آن می باشند که غالباً دارای برگ های سوزنی شکل هستند و بیشتر آنان خزان نمیکنند .
از مهمترین گونه های پهن برگ و سوزنی برگ که از چوب آنها استفاده های صنعتی، ساختمانی و تزییناتی می شود عبارتند از: راش،بلوط،ممرز،آزاد،انجیل،صنوبر،تبریزی،شمشاد،
گردو،افرا،بلوچ،ون،یا زبان گنجشک،کاج و سرو است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


چوبهای صنعتی:

 

1) چوب چنارکه پس از خشک شدن برای اسکلت مبلمان و کارهای صنعتی استفاده می شود .
2)چوب کبوده تبریزی یا صنوبر بعلت سستی جنس قادر به دوام در مقابل کوم و زبانه نیست وبیشتر برای تخته و یا قاب ها و مواردیکه در مقابل تحمل و بار نباشد استفاده می نمایند.
3) چوب وسک و توت و زبان گنجشک بعلت سختی و زور فشاریکه در آن وجود دارد و در هر زمان امکان کج شدن دارد باید حتماً برای کارهای کم ارزش بکار برود. رگه های این چوب ها معمولاً مستقیم نیست. به این علت در هوای آزاد صاف نمی ماند.
4)چوب گردو باغی،این چوب بسیار خوش رنگ،خوش موج،خوش نقش و مقام می باشد و برای کارهای تزئینی نظیر مبل،میز،صنعتی پارتیشن و دکوراسیون داخل ساختمان مناسب است و می توان آنرا از بهترین چوبهای صنعتی نام برد.
5) چوب بید کم استقامت است و آن نیز نظیر چوب کبوده تبریزی برای کارهائی که تحت فشار نباشد مورد مصرف قرار می گیرد.
6) چوب افرا،ملچ،راش،چنار و نظیر آن که از جنگلها تهیه می شوند پس از خشک شدن برای دکوراسیون داخلی خوب است رنگ چوبها نامبرده همگی تقریباً سفید بود نزدیک به کرم است که رگه های آنها دیده می شود و پس از تمام دکوراسیون نیز رنگ می خورد. چوب چنار جنگل که بیشتر به صورت الوار تراورس در بازار یافت می شود از انواع چوبهای
سخت جنگلی برای اسکلت مبلمان داخلی استفاده می کنند. بصورتیکه روی آنهارا از تخته های سه لائی که در قسمت تهیی تخته گفته می شود می چسبانند.چوبهای سختی که از درختان میوه تهیه می شود بیشتر کارهای خراطی اختصاص داده می شود.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 52   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله چوب ومعرق

دانلود مقاله مومیایی ها

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله مومیایی ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

جسد یک مرده به چه سرعتی متلاشی می‌شود؟
هنگامی که انسان می میرد و آن گونه که در آلمان و اروپا متداول است بر طبق آداب و سنن مسیحیان به خاک سپرده می شوند. قبل از آنکه تابوت را درون گور بگذارند، پدر روحانی این کلمات را قدیمی و همیشگی ادا می کند.«پس از آنکه خدای قادر متعال اراده کرده است روح این بنده خدمتکار خود را بگیرد ما جسم او را به عناصر واگذار می کنیم: از خاک به خاک، از خاکستر به خاکستر، از غبار به غبار». با این جمله مقرون به حقیقت و واقعیت کلیسا می خواهد یک حقیقت بسیار ساده و در عین حال تلخ را به یاد حاضران اندازد؛ حقیقتی که ما همه بسیار مشتایم آن را به یاد حاضران اندازد؛ حقیقت زندگانی همه ما پایانی دارد و بدن ما در پایان زندگی تجزیه خواهد شد و به مدار بزرگ چرخه طبیعت باز خواهد گشت.
این تجزیه طبیعی جسد بازگشتش به «خاک، خاکستر، غبار» جریانی تدریجی و مداوم است که در طول سالها انجام می‌شود. طی این جریان ابتدا قسمتهای نرم بدن از میان می روند: جگر، کلیه ها، ششها، روده ها ، مغز و ماهیچه ها. پس از آن نوبت نسوج شکل پذیر فرا می رسد: غضروفها، رگها و پی ها و مفصلها. و در نهایت مقاومترین قسمت بدن اسکلت نیز از هم می پاشد و تجزیه می‌شود. زمانی که برای طی این مراحل لازم است از سرزمینی تا سرزمین دیگر از مناطق جوی تا مناطق جوی دیگر و از نوع زمین تا نوع زمین دیگر متفاوت است. در واقع این زمان می تواند در هر محل و حتی در هر گورستانی و گوری متفاوت باشد. میانگین زمان مراحل تجزیه جسد برای اروپای مرکزی به شرح زیر است:
قسمتهای نرم……………………….. 3 تا 4 سال
نسوج اتصالی ……………………… 5 تا 7 سال
اسکلت……………….. دهها سال
همانطور که قبلاً گفته شد در این میانگین زمانها تفاوتها و استثناهای زیادی وجود دارد. مثلاً اسکلتها می توانند میلیونها سال دوام آورند؛ اکتشافات استخوانهای جنجال برانگیز مربوط به انسانهای ماقبل تاریخ در آفریقا و آسیا این مطلب را ثابت کرده است. و در موارد استثنائی نیز گاهی جسدی به طول کامل سالم باقی می ماند که به آن «مومیایی طبیعی» می گویند.
چرا جنازه پس از مرگ متلاشی می شود؟
تجزیه جسد قبل از هر چیز در اثر عملکرد باکتریها است. این موجودات بسیار کوچک تک سلولی از همان آغاز احتضار و غلبه تدریجی مرگ از مکانهای طبیعی زندگی خود از داخل بدن به بیرون هجوم می آورند؛ از دهان، مجاری تنفسی، روده و آلت تناسلی. پس از آن از محیط خارج نیز به داخل جسد هجوم می آ‎ورند و در آن فعل و انفعالات شیمیایی بیشماری را به جراین می اندازند. فعل و انفعالات شیمیایی که کارشناسان بر حسب اینکه در آنها اکسیژن مصرف شود یا نه تحت عنوان واژه های تخصص (تجزیه) «تعفنی» (با اکسیژن) و (تجزیه) «تخمیری» (بدون اکسیژن) جمع بندی می کنند. به طور جزء و جزء تلاشی و تجزیه جسد بستگی به شرایط بسیار دیگری نیز دارد: مثلاً به نوع باکتریهایی که در کار سهیم هستند. به سن مرده، به حرارت محیط خارج، رطوبت هوا و غیره… بنابراین باکتریها نخستین و رویهمرفته مهمترین نابود کننده اجساد هستند؛ اما تنها نابود کننده نیستند. قبل از هر چیز در تدفین مردگان در سرزمینهایی که در آن ها مردگان بدون پوشش یا فقط در پوششی از پارچه (کفن) به خاک سپرده می شوند جانوارن کوچکی که در زیر زمین زندگی می کنند و در آنجا مواد غذایی خود را می یابند، می توانند خود را به سادگی به جسد برسانند و از آن تغذیه کنند. البته در اروپا که تابوتهای سرپوشیده چوبی به کار برده می شود این عمل با تأخیر انجام می گیرد. ولی در هر حال فقط برای مدتی کوتاه زیرا وقتی پس از چند سال چوب پوسیده شود مردگان اروپایی نیز در معرض هجوم نابود کننده موجودات ریز زیر زمینی قرار می گیرند.
روی زمین در خانه های اموات و غارهایی که به عنوان مقبره به کار می روند قبل از هرچیز نوزادان انواع معینی از حشره ها در کار نابود سازی اجساد باکتری ها سهیم می شوند. بوی عفونت اجساد آنها را تحریک می‌کند و راه خود را از میان شکافها و درزها به داخل قبر مرده پیدا می کنند و در آنجا کار خود را اغلب با سرعتی نفس گیر به انجام می رسانند. ساکنان مستعمره های یونان قدیم در آسیای صغیر با این پدیده از طریق مشاهده عینی آشنا بودند و از این رو صندوقهای دفن مردگان خود را که سنگ، گل رس، یا چوب ساخته می شد «زارکوفاگوس» می نامیدند. که به معنای «گوشت خوار» است. واژه «زارکوفاگوس» امروزه در زبان آلمانی برای «تابوتهای مجلل به کار می رود و به صورت کوتاه «زارگ» در زبان عامیانه مردم وارد شده است.(که به فارسی معنای تابوت را می دهد).
قدیمی ترنی مومیایی های خشک طبیعی در کجا یافت شده اند؟
«سرویلیام ماتیو فلیند رزپتری» مصر شناس معروف انگلیسی (1942-1853 میلادی) در سال 1892 (1271 هجری شمسی) در ساحل غربی رود نیل در حدود شمال غرب آبادی «نگاده» (نکده یا نقده نیز نوشته شده است) در زیر شنهای کویرلیبی، منطقه بزرگی شامل 3000 گور را کشف نمود، که از این گورها آثار و شواهدی از 2 دوران تمدن که تا آن زمان ناشناخته بود به دست آمد. امروزه ما این تمدنها را با نامهای «تمدن نکده اول» (حدود سالهای 4000 تا 3500 قبل از میلاد) می شناسیم. این کشف به عنوان یک عمل پیشرو و پویا محسوب شد. زیرا پژوهشها و آزمایشهای بعدی نشان داد که: تمدن های نکده پیشتازان تمدن بزرگ مصر بودند. از این تمدنها نخست طی سالهای 3100 تا 3000 قبل از میلاد مسیح یک عصر متحد و یکپارچه ایجاد گردید و پس از آن (از حدود سال 3000 قبل از میلاد) حکومت جهانی فراعنه گسترش یافت. از زمان کشف قبور تمدنهای نکده تاکنون گورستانهای دیگری از دوران فراعنه نیز کشف و حفاری شده است.
مراسم خاکسپاری و تزئین مردگان در گورستانهای مربوط به دوران نکده، در مقایسه با فرهنگ خاک سپاری در مصر قدیم بسیار ساده و ابتدایی بود. بیشتر به خاک سپرده شدگان دوران نکده خیلی ساده و در ملحفه های کتانی، چرم یا پوست پیچیده و یا دوخته شده، با پاهای جمع شده در چاله ای با کف صاف نهاده شده و بر آن پوشش ضخیم پتو مانند انداخته شده بود. چاله نیز با شن پر شده و چند سنگ سنگین بر روی آن غلطانیده شده بود تا کفتارها و دیگر جانوران لاشه خوار نتوانند به جسد دست یابند. به هر حال این روش ساده خاک سپاری نتیجه اعجاب انگیزی را برای حفارهای باستانشناسی در برداشت؛ بسیاری از مردگان در اثر شنهای داغ کویری در زمانی چنان کوتاه تمام رطوبت خود را از دست داده بودند که قبل از آنکه تجزیه جسد به درستی آغاز شود به مومیاییهای خشک طبیعی تبدیل شده بودند.
مومیایی های خشک دوران نکده امروزه در بسیاری از موزه های جهان مشاهده می شوند. یکی از این مومیاییها «جینجر» نامگذاری شده است، که متعلق به مردی مصری است که 5000 سال قبل مرده و کمی به سمت جنوب آبادی «نکده» در گورستان «جبل عین» به خاک سپرده شده بود. از اوایل قرن حاضر او در ویترنی در موزه بریتانیای شهر لندن نگهداری می شود. نام «جینجر» را دانشمندانی که در موزه کار می کنند بر این مومیایی نهاده اند، زیرا موهایش با گذشت این مدت زمان طولانی رنگ زرد متمایل به قرمز زنجبیلی به خود گرفته است Ginger در زبان فارسی به معنای زنجبیل است. از نظر مردم آن دوران به خاک سپرده شدگانی چون «جینجر» مرده نبودند. آنها خوابیده بودند، و بعضی اوقات بیدار می شدند آنگاه از جا بر می خواستند به اطراف خود نگاه می کردند از موادی که در قبر آنها نهاده بودند و یا از سفره قربانی غذا می خوردند و آنگاه دوباره دراز کشیده و به استراحت می پرداختند.
آرامگاه کاپوچینو در پالرمو چگونه ایجاد شد؟
در سال 1634 میلادی (913 هجری شمسی) کاپوچینوئیها، که یک فرقه مذهبی قدرتمند جوان و نوپا از شاخه قابل احترام و قدیمی فرقه مذهبی فرانسیسکن بودند جلوی دروازه های شهر پالرمو نخستین صومعه خود را در خاک جزیره سیسیل بنیان گذاشتند. در آنجا برادران پیرو عقاید مذهبی شدید آنها در ساختمانهایی بدون آرایش و زینت و در اطاقکهایی اساسی فرقه خود کرده بودند. بعضی وقف: عبادت: تحقیق و تعلیم کتاب مقدس پرستاری و نگهداری فقرا و بیماران. فقر و تسلیم بی چون و چرایی که تا زمان مرگ با آنان همراه بود، آنگاه هنگامی که یکی از آنها می مرد، جسد او را به سادگی رد یک پارچه می پیچدند و آن را که به صورت یک جسم رقت انگیز درآمده بود، به داخل دخمه هایی تنگ و قبر مانند رها می کردند تا سرنوشت هر آنچه را که می خواهد برسرش آورد . این شیوه تدوین نخست هنگامی که تغییر کرد که کاپوچینوییها در اواخر قرن شانردهم میلادی مجبور شدند از گورستانهای قدیمی خود دست برداند زیرا جای کافی برای تدفین تعداد رو به افزایش راهبان این فرقه وجود نداشت. در آن هنگام آنها تصمیم گرفتند در زیر محراب بزرگ آرامگاهی بزگتر بنا کنند. به هر حال این اقدام آنها با موضوعاتی تعجب برانگیز و غافلگیرکننده خاتمه یافت. هنگامی که برادران فرقه برای انتقال 40 جسد هم کیشان خود را از آرامگاه قدیمی به آرامگاه جدید وارد دخمه ها شدند ، در نهایت تعجب دریافتند که برخلاف انتظارشان با تعدادی اسکلت سرو کار دارند بلکه با تعدادی مومیایی خشک روبرو هستند.
آیا این پیامی الهی بود؟ به هر حال این کشف شگفت انگیز و غیر عادی موجب گردید که اسقف اعظم فرقه تصمیمی جدی و سرنوشت ساز درباره نحوه دفن اجساد اتخاذ کنند. او به جای آنکه اجساد قدیمی را به صورت سرپوشیده به خاک بسپارد دستور داد این مومیاییها را در کنار دیوار به طور ایستاده قرار دهند. تا هشداری برای سایر راهبان فرقه باشند که خود را در نهایت دلسوزی و دل نگرانی دریابد این بود که: او با این اقدام خود ناخواسته نوعی تمدن و فرهنگ مردگان را بنا می نهد که در زمان پس از او ابعاد وسیعی به خود میگیرد.
جنازه های باتلاق چیست؟
جنازه های باتلاق مردگانی هستند که با آب باتلاق مومیایی شده اند. این نوع خاص مومیایی طبیعی قبل از هر چیز دیگر در اثر مواد دباغی بسیار غنی که در آبهای باتلاق وجود دارد، ایجاد می شود. این مواد نوعی ترکیبات شیمیایی هستند که قادرند پوست را به چرم تبدیل کنند.
آب باتلاق علاوه بر مواد دباغی، نوعی اسید ضعیف که اصطلاحاً اسید هومین (Humin acid) نامیده می شود، دارد. این اسید وقتی دارای غلظت کافی در آب می شود نمک کلسیم اسکت جنازه را تجزیه و از استخوان جدا می‌کند. اسید هومین تحت شرایطی به عضلات و امعاء و احشاء جنازه نیز حمل می‌کند و لذا برخی اوقات این حالت پیش می آید که از بعضی از جنازه های باتلاق فقط یک پوست دباغی شده باقی می ماند. در کنار این دو عامل فعل و انفعالات شیمیایی متعددی در مومیایی کردن جنازه ها در باتلاق نقش دارند که پرداختن به یکایک این فعل و انفعالات کاری مشکل و دقیق است. به دلیل این فعل و انفعالات مختلف شیمیایی جنازه های باتلاق در هر شکل و حالت ممکن و متصوری پیدا می شوند. در بعضی جنازه ها فقط پوست و اجزای نرم باقی مانده است در برخی دیگر فقط اسکلت باقی مانده است و در بین این دو کلیه مراحل تحولی دیگر وجود دارد. اما به ندرت می توان تمام اعضا و اجزا را شامل پوست، عضلات، امعاء و احشاء و استخوان با همدیگر به صورت کنسرو شده مشاهده کرد.
جنازه های باتلاق تقریباً به وفور از بالتاقها کشف شده اند . یک آمارگیری دقیق در سال 1965 (1334 ه.ش) 711 مورد کشف ثبت شده جسدهای مومیایی باتلاق را در قاره اروپا نشان می دهد. از آن زمان تاکنون هر سال تعدادی به این آمار افزوده شده است. تعداد و محل کشف جنازه ها بر روی نقشه ای در این صفحه مشخص گردیده است.
جنازه های باتلاق می توانند خیلی قدیمی باشند. تقریباً 50 درصد آنها متعلق به زمان قبل از میلاد مسیح هستند حدود 40 درصد متعلق به زمان بین از میلاد مسیح و قرون وسطی می باشند. (تقریباً 1500 میلادی) و فقط 10 درصد متعلق به عصر حاضر هستند.
مومیاییهای مصنوعی

 

چرا قومها و تمدنها مردگان خود را مومیایی می کردند؟
مومیایی کردن مصنوعی قبل از هر چیز دیگر علل مذهبی داشت. لیکن در کنار آن شکل ویژه ای از یاد بود مردگان و دلایل علمی نیز در مومیایی کردن اجساد نقش داشتند.
دلایل مذهبی بسیاری از قومها فقط هنگامی می توانستند ادامه حیات پس از مرگ را تصور کنند که جسد شخص متوفی سالم نگهداری می شد. مثلاً مصریان قدیم این گونه فکر می کردند. بنابراین خویشاوندان و اقوام شخص مرده با مومیایی کردن او یک وظیفه شرعی و دینی پرستاری و مراقبت از مرده را به جا می آوردند زیرا آنها به این روش ادامه حیات عزیزان خود را در قبر و یا در دنیای دیگر تضمین می کردند.
یادبود ویژه مردگان در قومها و قبایلی که بین آنها دلایل مذهبی برای مومیایی کردن اجساد وجود نداشت گهگاه این ضرورت پیش می آمد که بتوانند مردگان خود را پس از مرگ ببینند و ‎آنها را ملاقات کنند. این موضوع به ویژه برای انسانهایی که دارای معنا و ارزش فوق العاده نزد قوم خود بودند رواج داشته و هنوز هم رواج دارد. بدین طریق مثلاً یونانیها که معمولاً عادت داشتند اجساد مردگان خود را بسوزانند جسد اسکندر کبیر (356 تا 323 قبل از میلاد) را مومیایی کردند. تا همیشه او را در میان خود بدانند. جسد او را در عسل به حالت کنسرو درآمد و بعداً در شهری به نام او «اسکندریه» نامیده شد، در یک تابوت شیشه ای دفن شد تا هر کس می خواست بتواند او را ببیند. گفته می شد در یکی از این دیدارها که توسط امپراطور «اگوستوس» (27قبل از میلادی) از قبر اسکندر به عمل آمد او بینی جسد اسکندر را شکسته و قطع کرده است. نمونه هایی از این نوع مومیایی کردن (مومیایی یادبود-مترجم) در کلیساهای کاتالیکها (یکی از فرق دینی مسیحیان- مترجم) نیز یافت می شود. تعداد بیشماری از روحانیون کاتولیک در این کلیساها در تابوتهای شیشه ای آرمیده اند تا تذکری برای پیروان و مؤمنان دین خود باشند که این روحانیون را در زندگی سرمشق خود قرار دهند.
دلایل عملی در جائی که دلایل مذهبی یا یادبود ویژه مردگان نقشی در مومیایی کردن اجساد بازی نمی کرد در خاک سپاری فوری آنها وجود نداشت. اغلب اتفاق می افتاد که شخصی در سرزمینی دور از وطن خویش فوت می کرد و باید از مسافتهای دوری به گورستانی در وطن خود انتقال می یافت. یا این که مراسم خاک سپاری جسد در طول این مدت باید در معرض نمایش عام گذاشته می شد. چنین مراسم تشریفاتی به خاک سپاری مثلاً درباره پاپها (بالاترین مقام مذهبی مسیحیان کاتولیک) یا پادشاهان اسپانیا، فرانسه و انگلستان در دورانهایی طولانی متداول و مرسوم بود.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   19 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مومیایی ها