دانلود پاورپوینت فصل اول و دوم کتاب رفتار سازمانی رابینز
دانلود پاورپوینت فصل اول و دوم کتاب رفتار سازمانی رابینز
دانلود پاورپوینت فصل اول و دوم کتاب رفتار سازمانی رابینز

این تحقیق در تلاش است تا مسئله "کلما حکم به العقل حکم به الشرع" را اثبات نماید. از آن جایی که هر دلیل عقلی از دو مقدمه، یکی صغری و دیگری کبری تشکیل شده است، به عنوان گام نخست مقدمه صغری، یعنی تحسین و تقبیح عقلی اثبات خواهد شد و سپس به مقدمه کبری که تلازم بین حکم عقل و حکم شرع است خواهیم پرداخت. در نهایت جایگاه عقل در نظامهای بزرگ حقوقی و ایران و مصادیقِ آن مورد بررسی قرارخواهد گرفت.
بنابراین مباحث مطروحه در این مجموعه: یکی اثبات حسن و قبح عقلی است، آنگاه اثبات ملازمه بین حکم عقل و حکم شرع، جایگاه عقل در نظامهای حقوقی و ایران و مصادیق حکم عقل در آنها میباشد.
کلمات کلیدی: حکمِ عقل، حکمِ شرع، حسن، قبح، ملازمه
ملازمۀ میان حکم عقل و حکم شرع از مباحث مطروحه در علم اصول است. این ملازمه دو طرف دارد، از یکسو گفته شده است هر آنچه عقل بدان حکم کند، عقل هم به آن حکم مینماید و از سوی دیگر هر آنچه شرع بدان حکم کند عقل نیز به آن حکم میکند. موضوع بحث ما قسمت دوم یعنی هرآنچه شرع بدان حکم کند، شرع نیز به آن حکم میکند، نیست؛ زیرا این ادعا در صورتی مورد قبول واقع خواهد شد که بگوییم مراد این است که در هر آنچه شارع حکم کرده است، رمزی وجود دارد که اگر آن رمز را برای عقل بگویند، عقل هم آن را تصدیق خواهد کرد؛ نه لزوماً به این معنی که هر آنچه شرع بدان حکم کند عقل نیز آن را میفهمد و بر آن صحّه میگذارد و یا گفتهاند منظور آن است که در صورت امتثال از حکم شرع، عقل، مکلف را مدح و در صورت تخلف مستحق ذم میداند و مدح یعنی ثواب و پاداش و ذم یعنی عقاب و کیفر. اما به هر حال دلیل عقلی از دو مقدمه تشکیل میشود: یکی کبری و دیگری صغری. بحث ملازمة بین حکم عقل و حکم شرع، کبرای قیاس برهانی است و صغرای آن، تحسین و تقبیح عقلی است که از مسائل مطروحه در علم کلام است؛ اما از جهت ارتباط آن با کبرای قیاس و ضرورت اثبات اولیه مقدمة صغری، لازم است ابتدائاً بحث تحسین و تقبیح عقلی را اثبات کنیم و سپس وارد بحث اصلی یعنی ملازمه شویم. در سر سطر سؤال این است که آیا افعال و کردار آدمی بدون اینکه شارع دربارة آنها اظهارنظری نماید، فی حد ذاته دارای ارزش هست و متصّف به خوب و بد میگردد؟ یا اینکه خیر اعمال انسان فی ذاته نه خوبند و نه بد، بلکه خوبی و بدی آنها بستگی به نظر شارع دارد؟ پس از پاسخ به این سؤال، در بخش بعدی، یعنی اثبات ملازمة بین حکم عقل و حکم شرع، این سؤال مطرح خواهد شد که آیا اگر عقل حکم نمود به حسن و قبح کاری، آیا همان عقل حکم میکند به اینکه لازمة این حکم آن است که شرع هم بر طبق آن حکم کند یا نه؟ در واقع آیا "کلما حکم به العقل حکم به الشرع"؟ دلایل وجود این ملازمه چیست؟ و آیا ما در حقوق داخلی مصادیقی از این تلازم داریم که به اثبات وجود آن کمک کند؟ و بالاخره جایگاه حکم عقل در حقوق خارجی چگونه است؟ در این مجموعه سعی بر این است تا به سؤالات مطروحه در کاملترین شکل پاسخ داده شود.
بخش اول :عقل و مدرکات عقلی
قوه عقل چنین تعریف میشود که عقل عبارت است از نیرویی که خداوند متعال به انسانها عنایت فرموده و به توسط آن امور کلیه و قوانین کلی را ادراک میکند. از قبیل اجتماع نقیضین محال است، کل از جزء بزرگتر است و ... مراد از امور کلیه اموری است که محدود به زمان و مکان خاصی نیستند.(محمدی،1375،ص46) عقل قوهای است که انسان را انحراف از مسیر اعتدال منع میکند. البته بازدارندگی عقل در حد تشخیص و داوری است نه منع عملی. در فلسفة ملاصدرا و کانت "عقل" عالیترین قوة نفس و "معرفت عقلانی" بالاترین مرحلة شناخت است. (محمدپور دهکردی، اکبریان، اعوانی ،1388، ص11) در اندیشة این دو، عقل از هر چیزی مقدستر است و بهترین معیار برای شناخت حقیقت شمرده شده است.(همان، ص13)
آنچه عقل میشناسد دو گونه است: 1- خارج از قلمرو خواست و توان انسان است. مانند معارف و ادراکات عقلی مربوط به جهان طبیعت و ماوراء طبیعت، از قبیل قواعد منطقی و ریاضی، فلسفی و کلامی که از نوع باور کردن هستند. اینگونه شناخت را که به جهان بینی مربوط میشود حکمت نظری گویند و آنگاه که به عقل نسبت داده شود آن را عقل نظری مینامند. 2- در قلمرو اراده و اختیار انسان است، اینگونه شناخت را که مربوط به ایدئولوژی است حکمت عملی گویند و آنگاه که به عقل نسبت داده شود آن را عقل عملی مینامند. مانند العدل حسن ای ینبغی ان یفعل، الظلم قبیح ای ینبغی ان یترک یالاینبغی ان یفعل و...(همان)
بنابراین قوة عاقله یک چیز است و نقش آن شناخت و ادراک است، ولی مدرکات آن دو گونه است؛ برخی مربوط به جهان بینی است و معرفت و شناخت به خودی خود مطلوب است (ادراکات نظری) و برخی مربوط به ایدئولوژی است و معرفت و شناخت مقدمه عمل است (ادراکات عملی). (سبزواری به نقل از حسینیان،1383، www.andisheqom.com)
در مجموع میتوان گفت هرگاه واقعیتها و هستیهای عالم مورد ادراک عقل قرارگیرد، میگویند: عقل نظری و هرگاه بایستیها و نبایستیها، شایستیها و نشایستیها ادراک شود، آن را عقل عملی مینامند.(محقق داماد ، 1379 ، ص135).
بخش دوم : قاعده حسن و قبح عقلی
آیا افعال و کردار آدمی بدون اینکه شارع درباره آنها اظهارنظری نماید فیذاته دارای ارزش هست و متصّف به خوب و بد میگردد؟ یا آنکه خیر اعمال انسان فیذاته نه خوبند و نه بد، خوبی و بدی آنها بستگی به نظر شارع دارد. فعل خوب آن است که شارع آن را خوب بداند و بد آن است که شارع آن را بد بداند (محقق داماد ،1379 ،ص 7-126) . بین عدلیه و اشاعره درباره حسن و قبح افعال اختلاف نظر وجود دارد که آیا حکم کننده به حسن و قبح، عقل است یا شرع.
مفاد قاعده حسن و قبح عقلی دو چیز است: 1- افعالی که از فاعلهای آگاه و مختار صادر میشوند در نفسالامر از دو قسم بیرون نیستند، یا واجد صفت حسن هستند و یا واجد صفت قبح (مقام ثبوت) 2- عقل انسان بطور مستقل میتواند حسن و قبح برخی از افعال را تشخیص دهد.(مقام اثبات) بنابراین مفاد حسن و قبح عقلی این است که اولاً: از نظر عقل افعال فاعلهای آگاه و مختار یا صفت حسن دارند و صفت قبح. ثانیاً: عقل انسان بطور مستقل میتواند برخی از این حسن و قبحها را بشناسد و برخی دیگر را از طریق وحی و شرع میشناسد .
گفتار اول : معانی حسن و قبح
حسن و قبح دارای معانی متفاوت است که سه مورد آن در ذیل آمده است:
1)حسن به معنای کمال و قبح به معنای نقص، مانند آنجا که میگوییم دانایی خوب است و نادانی بد است.
2)حسن به معنای سازگاری با طبع آدمی و قبح به معنای ناسازگاری، مثل آنکه میگوییم آن گل زیبا خوب است، فلان صدای رسا خوب است و آن منظره وحشتناک بد است.
3)حسن و قبح، از صفات افعال اختیاری آدمیان باشد، مثل اینکه میگوییم عدالت خوب است و ستمگری بد است.
در مورد دو معنای اول حسن و قبح، اتفاق نظر وجود دارد، و همه اعم از اشاعره و عدلیه یعنی امامیه و معتزله آن را عقلی میدانند. زیرا وقتی که میگوییم علم خوب است، این امر چیزی نیست که محتاج به امر شارع باشد. اما در مورد معنای سوم است که اختلاف نظر وجود دارد..(محقق داماد ،همان،صص3-131.- مظفر، دلائل الصدق ،همان ، ج1، ص261و 271-مرحوم مظفر ، به نقل از حسینیان ، سعیده ،1383- هاشمی ،www.pajoohe.com)
اشاعره از اهل سنت و جماعتی از اخباری ها از امامیه این معنا را انکار میکنند و میگویند عقل چنین حق و قدرتی ندارد که حسن یا قبح فعلی را ادراک کند؛ به هر حال حسن و قبح به معنای سوم را میتوان به 3 دسته تقسیم کرد: 1)حسن و قبح ذاتی: یعنی فعل موضوع تام برای تحسین یا تقبیح عقل است زیرا هر کجا عنوانی مثل عدالت وجود داشته باشد عقلاء فاعل آن را مدح میکنند و او را مستوجب پاداش میدانند و یا عنوانی مثل ظلم وجود داشته باشد عقلا به قبح آن حکم میکنند و فاعل آن را قابل سرزنش میدانند.
2) حسن و قبح عرضی: عناوینی که مقتضی حسن و قبح هستند و با عروض عوارض حسن و قبح هم عوض میشود. مثلاً عنوان کذب مقتضی قبح است؛ و لکن گاهی در اثر عروض عوارض حسن پیدا میکند و داخل در عنوان حسن میگردد و آن موردی است که کذب سبب نجات جان مومنی باشد و یا سبب رفع اختلاف از میان دو برادر دینی باشد و لذا در مواردی شرع آن را اذن داده است. "دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز"
3)حسن و قبح اعتباری: عناوینی هستند که زشتی و زیبایی آنها اعتباری است؛ اگر داخل در عنوان حسنی باشد حسن پیدا میکند و اگر داخل در عنوان قبیحی باشد، قبح پیدا میکند و اگر داخل در تحت هیچکدام نباشد، نه حسن دارد و نه قبح. بعنوان مثال ضرب اگر ضرب یتیم برای تأدیب باشد داخل در عنوان عدل است و زیبا و اگر ضرب او برای آزار رساندن باشد داخل در عنوان ظلم است و زشت. ولی ضرب جماد نه حسن دارد نه قبح. آنچه محل نزاع بین فقها است همین معنای سوم حسن وقبح است؛ که امری اعتباری است و انسان آن را با عقل عملی خویش درمییابد. (محمدی، 1379 ،ص65-60)
امامیه و معتزله بر این عقیدهاند که حسن و قبح "پارهای" از افعال را عقل بدون بیان شارع بصورت روشن و بدیهی درک میکند. ( محمدی، 1375، ص20)ماتریدیه (ماتریدیه: [ ت ُ دی ی َ ] (اِخ ) نام طایفه ای نظیر اشعریه ،منسوب به ابومنصور محمدبن محمدبن محمود ماتریدی است) نیز حسن و قبح عقلی را پذیرفتهاند. اگرچه در پارهای از مسائل با تعابیر امامیه و معتزله همداستان نیستند. (تفتازانی، 1409،ص 293) اشاعره از اهل سنت و اخباریون شیعه از منکران عمده اصل حسن و قبح عقلی میباشند. البته برخی از اخباریون احکام عقل را در بدیهیات پذیرفتهاند و در غیر بدیهیات، راه درک حقایق را شرع دانستهاند.
گفتار دوم : دلایل قبول حسن و قبح عقلی
دلایل متعددی بر تائید حسن و قبح عقلی وجود دارد که امامیه و معتزله نیز بدان استناد نمودهاند، از جمله اینکه:
1-همه ما انسانها، صرف نظر از تعالیم شرعی و دینی، به روشنی درمییابیم که برخی از افعال زشت و بد هستند و بعضی نیکو و خوب. بدین ترتیب روشن است که درک حسن و قبح افعال، با عقل عملی انسانهاست که در پیروان شرایع و منکران آن مشترک است. (ترجمه دلائل الصدق،1374،ص 264)
2- انکار حسن و قبح عقلی افعال، انکار حسن و قبح شرعی نیز هست. زیرا اگر ما حسن و قبح افعال را نشناسیم حکم به قبح دروغگویی و حسن راستگویی نمیکنیم. بنابراین نمیتوانیم به راستی و مطابق با واقع بودن وعده و وعیدهای خداوند حکم کنیم و وجود بهشت و ثواب نیکوکاران و جهنم و عقاب بدکاران را باور کنیم؛ چرا که ممکن است این
شامل 24 صفحه فایل word قابل ویرایش

مقدمه
از دورانهای خیلی دور از وقتی زندگی شهرنشینی پا به عرصه جهان گذاشت ، کار و کارگر نیز بوجود آمدند . اول در روستاها ارباب و غلامان به وجود آمدند که در ازای گرفتن مکان برای خواب و غذا روزانه کارهای خانه اربابی را انجام می داد و یا مثلاً ارباب و رعیت که رعیت روی زمین اربابی کار می کرد و ارباب از کل محصول برداشتی درصدی را بابت مزد به رعیت می داد.
کم کم این رابطه و رعیتی کامل تر شد و باپیشرفت تکنولوژی و بوجود آمدن کارخانه های صنعتی رعیبتها نقش کارگران را بازی کردند و به جای کار بر روی زمینهای کشاورزی بر روی دستگاه تولیدی به کار مشغول شدن اربابان نیز به کارفرما ( مدیر ) تبدیل شدند و به کارگران نیز مزد داده می شد . کم کم با وسعت کارخانه ها و افزایش سطح علمی کارگران از یک سو اداره کارخانه ها به تنهایی نمی توانست انجام بگیرد . برای همین کارگران با افزایش دانش به کمک کارفرما شتافتند . که آنان کارمند ( کارکنان ) گفته شد. که حقوق و دستمزد از آنجا ناشی می شود.
شرح :
حقوق و دستمزد به سه صورت عموماً وجود دارد:
1- مزد : به مبلغی گفته می شود که برای انجام کار در ساعات مشخص به کارگر پرداخته می شود.
2- کارمزد : به مبلغی گفته می شود که براساس کاری که کارگر انجام می دهد به وی پرداخت می شود.
3- مزد و کارمزد : به مبلغی گفته می شود براساس کاری معین که در ساعت معین انجام می دهد به کارگر وجه پرداخت می شود.
این حقوق را من براساس سؤالاتی که طرح نموده ام و جواب هایی که از زبان رئیس حسابداری آموزش و پرورش شهرستان قوچان دریافت کردم به صورت پروژه ای در آورده ام امیدوارم توانسته باشم تا قسمتی از این امور را تشریح نمایم.
سوال اول : حقوق دولتی یعنی چه ؟
حقوق دولتی عبارت است از حقوقی که از طرف دولت به اشخاص داده می شود و یک نوع هزینه است که این هزینه از محل اعتباراتی که دولت به هر وزارتخانه ابلاغ می شود و هر وزارتخانه این اعتبار ابلاغی را بین زیر شاخه های خود تقسیم می کند که هزینه های خود را جبران کنند و خلاصه هزینه های خود تقسیم می کند که هزینه های خود را جبران کنند و خلاصه هزینه های حقوقی مبلغی است که برابر با قوانین و مقررات مالی دولت بطور ماهانه به کارکنان پرداخت می شود.
سؤال دوم : چگونگی پرداخت حقوق به کارکنان دولت ؟
جواب ایشان این بود که : پرداخت حقوق درآموزش و پرورش منوط به ردیفهای حقوقی است که از سوی وزارت کل آموزش و پرورش ابلاغ می باشد.
و بعد از اینکه ردیف حقوقی به کارگزینی مناطق و شهرستانهای محل خدمت کاکنان ارجاع داده شد نسبت به صدود ابلاغ کارگزینی اقدام گردد. ابلاغ کارگزینی منوط به اطلاعات و سنوات خدمت می باشد . مانند حقوق مبنا ، اضافه کاری ، حق محرومیت ، سختی کار و .... که ارقام مندرج در حکم را تشکیل
می دهد.
سؤال سوم : بیان توضیح هر رابطه با مراحل با مراحل پرداخت حقوق ؟
پرداخت حقوق از صدور حکم کارگزینی شروع و بعد از ثبت در سیستم حسابداری و کسر بیمه و مالیات و خلاصه کسورات از جمله : اقساط وام ، واریز به صندوق رفاه کارکنان آموزش پرورش و دیگر کسورات قانونی لیست پرداخت حقوق کارکنان بر روی دیسکت ریخته می شود و به بانک ارائه می شود و به حساب کارکنان واریز می گردد و فیشهای حقوقی از طریق حسابداری و یا با ارائه دسته چک از بانک دریافت می نمایند.
سؤال چهارم : اطلاعات و ساعات کار کارکنان چگونه جمع آوری می شود؟
جمع آوری اطلاعات بر اساس تعدا کارکنان بر حسب نیاز از حدود آموزشگاههای محل خدمت کارکنان در سطح شهرستان جمع آوری می شود . ساعات کار کارکنان در هر مقطع بر اساس دستورالعملهای که از طرف وزارت آموزش و پرورش در ابتدای هر سال تعیین می گردد و جمع آوری این اطلاعات به عهده دایره کار گزینی آموزش و پرورش شهرستان می باشد.
سؤال پنجم : مسئولیت جمع آوری اطلاعات با چه کسی است ؟
اطلاعات در آموزش و پرورش چند نوع است که از جمله این اطلاعات عبارتند از : 1- اطلاعات مربوط به آمار 2- اطلاعات مربوط به بودجه و بعضی ها که مختص کارکنان می باشد که توسط اداره کارگزینی جمع آوری می شود.
سؤال ششم : چگونگی تعیین حقوق و ضرائب حقوقی ؟
در بیشتر سازمانهای دولتی از جمله آموزش و پرورش که هر مدرک تحصیلی دارای جایگاه مخصوص خود است که در بین دوایر به « گروه» معروف است که در آموزش و پرورش مرسوم است به ازای هر 4 سال یک گروه به کارمند داده می شود که یکی از مزایای این تغییر گروه افزایش کم و بیش حقوق است . افراد تازه استخدام در گروه بخصوص خود قرار می گیرند و حقوق متناسب با گروه و دیگر ضرائب ، مثل محرومیت و اضافه کاری و ... را می گیرند.
شامل 16 صفحه Word

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه21
بخشی از فهرست مطالب
نقش رسانه در عصر فناوری اطلاعات
رسانه و بازیافت اخلاق و فرهنگ در عصر اطلاعات و ارتباطات
فناوری اطلاعات ، اخلاق ، ارتباط متقابل
پدیده های مستقل ، حفظ تعامل ارتباطی
جایگاه رسانه های اینترنتی در دنیای فناوری اطلاعات
نقش رسانه در عصر فناوری اطلاعات
دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: اگر امروز یک اقناع و اجماع ملی و به تبع آن اقتدار ملی در موضوع هسته ای حاصل شده ، نتیجه کار بزرگ اصحاب رسانه بوده است که برای کشور اقتدار ملی را به همراه داشته است.
واحد مرکزی خبر : سعید جلیلی در همایش رسانه ملی و مدیریت بحران افزود: این سهم رسانه ملی و هر رسانه ای که دغدغه ملی دارد در رسیدن به این نقطه انکار ناشدنی است.
وی افزود: رسانه ی ملی در طول این سی سال در بحران هایی چون دفاع مقدس همواره نقش مهم و حیاتی خود را ایفا کرده است.
جلیلی گفت : رسانه ها در هنگام بحران یار مدیران بحران هستند و نه تنها تهدید محسوب نمی شوند بلکه مدیران باید آنها را از خود بدانند و از آنها به عنوان فرصت مدد گیرند.
وی با اشاره به تلاش رسانه های دشمن برای تبدیل موضوعات عادی در کشور به یک بحران مهم گفت : رسانه هایی که دغدغه ملی دارند می توانند به عکس نقش مهمی در آرام کردن بحران یا حتی پیشگیری ایفا کنند.
دبیر شورایعالی امنیت ملی کشور افزود: رسانه باید با تمهید برخی تمرین ها ، آمادگی های لازم را برای مقابله با بحران در خود تقویت کند.
وی گفت : گاهی یک خبر نادرست می تواند در کشور بحران ایجاد کند در حالیکه هیچ زمینه واقعی برای بحران وجود ندارد و گاه انتشار یک خبر می تواند زمینه های یک بحران را گسترش دهد.
جلیلی افزود : هنگامیکه دشمن با ابزار رسانه به تهاجم برخاسته است بهترین شکل مدیریت بحران این است که در آفند و پدافند از همان ابزار رسانه برای مقابله با آن بهره برد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به جایگاه رسانه در عصر فناوری و ارتباطات و اطلاعات گفت : اگر بنا باشد از رسانه با همه ظرفیتهایش به بهترین شکل برای کمک به رفع یا حل بحران استفاده کرد ، نقش رسانه برای تشخیص صدق و کذب یک نقش ممتاز است.
وی افزود : در جهان بینی ما مردم مهمترین عامل اقتدار و پشتوانه ملی هستند و بر مبنای تجارب این سالها در مواقع بحران این مردم بوده اند که به مدد مدیریت آمده اند و توانسته اند بحران را حل کنند.
جلیلی گفت : برای مدیریت بحران نیازمندیم با مردم به بهترین شکل ارتباط برقرار کنیم و در مقابل از آنها کمک بگیر

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه15
مقدمه
شاید مهمترین مشخصهی انسان، زبان است. تا جایی که شاید بتوان گفت انسان زایشی است که در حوزهی زبان صورت گرفته است. نقش زبان در هویت انسانی از چنان وزنهای برخوردار است که بیشک معادلهی انسان با حذف فاکتورِ زبان تعریف شدنی نیست.
تصویر، زبان و تفکر
یکی از پیچیده ترین پدیدههای دنیاهای پیرامونی ما رابطهی زبان با تصویر و چگونگی به وجود آمدنِ تفکر و مکانیزم های این پدیدهی شگرف است. بازیگران این صحنهی پیچیده از یک طرف زبانِ گفتاری، زبانِ نوشتاری و زبان تصویری است، و از طرف دیگر، تصویر به عنوان عنصری مستقل. آنچه که مسلم است اینکه؛ همصدایی و یا چند صدایی زبان، تصویر و تفکر، امکان ایجاد فضاهایی در ذهنِ انسان را دارند که میتواند بدون وابستگی به زمان، مکان و یا واقعیت به واقعیتی در ظرف ذهن تبدیل شود. هنگامی که گفتاری به وقوع می پیوندند یا اینکه نوشته ای نوشته میشود این اتفاق فقط با تکیه به یک سری تصویرها است که میتواند اتفاق بیفتد.
شاید بتوان تفکر را به کوششی در راستای معنا بخشی به تصویرها تعریف کرد. شاید تفکر فقط با حضور تصویر است که میتواند موجودیت پیدا کند. حضور تفکر بدون حضور تصویر غیر ممکن به نظر میرسد. دیدن تصویرِ اسب میتواند باعث یک سری فعل و انفعالات در ذهن شود. در قدم اول بودن این تصویر "بهانهای" است برای تفکر که این تصویر را به کمک زبان تعریف کند. البته کیفیت، کًمیت یا چگونگی این فعل و انفعالات بستگی به این دارد که این"دیدن" در ذهنِ کدام انسان و در چه حوزه زبانی و در چه ظرفِ زمانی و مکانی اتفاق بیفتد. آیا دیده شدن تصویر اسب به تنهایی میتواند در ذهن یک شاعر به شعر تبدیل شود؟ سوال بالا در واقع می تواند حامل پاسخی برای من خواننده این سوال باشد، چرا که ذهنِ منِ خواننده از شاعر تصویری دارد که زایش شعر، بخشی از تعریفهای من از این تصویر است. این تصویر همان تصویری است که شاعر از خود دارد. در واقع و در قدم اول این دیدن اسب نیست که شاعر را به گفتن شعر وا میدارد بلکه حضور تصویری است که ذهن شاعر از "شاعر" دارد. و تنها با ریختن تصویرِ اسب در غالبِ تصویر این "شاعر" است که اسب می تواند تبدیل به شعر شود.