اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله زندگی نامه پیامبر

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله زندگی نامه پیامبر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

ولادت
حضرت محمد صلی الله علیه و آله در سال عام الفیل (570 میلادی) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود. مورخان و دانشمندان شیعی ولادت رسول گرامی اسلام را در صبح جمعه روز هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای اهل سنت ، دوازدهم همان ماه می دانند .
شجره‌نامه پیامبر
پدر بزرگوار رسول خدا عبدالله ،پسر عبدالمطلب ،و مادر ارجمندش آمنه دختر وهب است. اجداد او عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمة بن مدرکة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، همگی موحد و از مردان نیک روزگار خویش بوده‌اند.

 

سرپرست پیامبر
حضرت محمد صلی الله علیه و آله، هنوز به دنیا نیامده بود (یا در گهواره بود) که پدرش در بازگشت از شام «سوریه» در مدینه درگذشت. از آن پس سرپرستی کودک به عبدالمطلب، بزرگ خاندان قریش ،رسید و او نیز کودک را به دایه‌ای به نام حلیمه از قبیله بنی‌سعد سپرد.
حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم پنج سال در قبیله بنی‌سعد نزد حلیمه بود و پس از آن به دامان خانواده خویش بازگشت. پس از مدتی، آمنه برای زیارت قبر همسر خویش، عبدالله، و دیدار خویشاوندان راهی مدینه شد. او در این سفر فرزند خود را نیز همراه برد، یک ماه در شهر مدینه درنگ کرد و هنگام بازگشت در محلی به نام« ابواء» از دنیا رفت.
عبدالمطلب پس از درگذشت آمنه، بیش از پیش از محمد محافظت می‌کرد؛ هر گاه در کنار کعبه با سران قریش و پسران خویش می‌نشست، همین که چشمش به محمد می افتاد او را در کنار خود می‌نشاند و می‌گفت:« به خدا سوگند، او دارای منزلتی بزرگ خواهد بود.»
در هشتمین بهار زندگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله، عبدالمطلب نیز درگذشت و بنا به سفارش او ابوطالب سرپرستی حضرت وی را به عهده گرفت.
ابوطالب که مردی با ایمان، موحد و نیز از شخصیت‌های برجسته قریش بود، در نگهبانی و دفاع از پیامبر از هیچ کوششی فرو گذار نکرد و در سالی که محمد دوازده ساله شد، او را همراه خود به سفر سالیانه خود برای تجارت به شام «سوریه» برد.
دراین سفر، کاروان قریش در مسیر خود در محلی به نام بصری توقف نمود. بحیرا، راهب مسیحی، که دراین مکان اقامت داشت، محمد را دید وخبر از آینده او و دین جهان‌گستر اوداد..
دوران نوجوانی
پیامبر صلی الله علیه و آله در بیست (یا پانزده ) سالگی همراه عموهای خود در چهارمین جنگ از جنگ‌های فجار شرکت کرد. این نبرد بین طایفه قریش و قبیله قبیله هوازن واقع شد. رسول خدا فرموده است: « من در این جنگ به عموهایم تیر می‌دادم تا آنان پرتاب کنند.»
پس از پایان نبرد فجار، پیمانی به نام «حلف الفضول» بین طایفه‌هایی از قریش بسته شد که بر اساس آن می‌بایست برای یاری هر مظلومی در مکه و باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسی ستم رود. رسول خدا بیست ساله بود که در خانه عبدالله بن جدعان در این پیمان شرکت کرد و با قریشیان هم‌پیمان گردید تا یاور ستمدیدگان باشد.
آن حضرت سال‌ها پس از حلف الفضول (پس از بعثت و هجرت ) در زمان بسط اسلام فرمود: « در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می‌شدم اجابت می‌کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده است. »
حضرت محمد در سن 35 سالگی با تدبیر خود در نصب حجرالاسود (در ماجرای تجدید بنای کعبه) مانع جنگ و نزاع بین طواپف قریش گردید.
آوازه امانت‌داری و راست‌گفتاری محمد صلی الله علیه و آله باعث شد تا خدیجه، دختر خویلد، زن برجسته و ثروتمند قریش که برای تجارت، از مردان یاری می‌گرفت او را به همکاری دعوت نماید و آن حضرت را در قالب قراردادی برای تجارت عازم شام «سوریه» کند.
رسول اکرم پس از بازگشت، سود فراوانی را که به دست آورده بود به خدیجه سپرد. خدیجه که شیفته‌ی حسن خلق و صفات برجسته او شده بود، به آن حضرت پیشنهاد ازدواج داد که مورد پذیرش او قرار گرفت. ازدواج رسول خدا صلی الله علیه و آله با خدیجه دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت او از شام «سوریه» بوده است. سن خدیجه را هنگام ازدواج با پیامبر از 25 تا 40 ، متفاوت، نقل کرده‌اند.
همسران و فرزندان
خدیجه اولین همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود و تا زمانی که زنده بود رسول خدا همسر دیگری اختیار نکرد.
پیامبر از خدیجه دارای سه پسر و چهار دختر شد: قاسم (که کنیه پیامبر صلی الله علیه و آله به همین خاطر ابوالقاسم است)، عبدالله ، طاهر، رقیه ، ام الکلثوم ، زینب و فاطمه سلام الله علیها .
پیامبر از دیگر همسران خود فرزندی نداشت جز از ماریه قبطیه که صاحب پسری به نام ابراهیم گردید.
علی در دامن پیامبر
حضرت محمد برای کمک به عمویش، ابوطالب، که در تنگدستی قرار گرفته بود، فرزند او علی را همراه برد و تحت سرپرستی خود قرار داد و عباس ،عموی پیامبر، هم فرزند دیگر ابوطالب، جعفر، را به همراه برد. آنگاه رسول خدا فرمود: « من همان را برگزیدم که خدا او را برای من برگزیده است.»
بعثت حضرت محمد صلی الله علیه و آله
پیامبر اکرم هر سال مدتی را در غار حرا به اعتکاف می‌نشست. در این مدت که دور از مردم، تنها به عبادت خداوند می پرداخت کسی جز علی علیه السلام او را نمی‌دید.
پس از پایان اعتکاف به مکه باز می‌گشت، گرد خانه خدا طواف می‌کرد و سپس به خانه می‌رفت.
محمد صلی الله علیه و آله در بامداد بیست و هفتم ماه رجب سیزده سال قبل از هجرت، در غار حراء با نزول جبرئیل (فرشته وحی) و تلاوت آیات ابتدای سوره علق از جانب خداوند به پیامبری مبعوث گردید.پیامبر پس از نزول وحی از حرا پاپین آمد و به سوی خانه خدیجه رهسپار شد. اولین بانویی که به محمد صلی الله علیه و آله ایمان آورد و رسالت او را تصدیق کرد همسرش خدیجه و اولین مرد، علی علیه السلام بود؛ چنانکه خودش در نهج البلاغه می‌گوید:«
در آن زمان، اسلام درخانه‌ای نیامده بود مگر خانه‌ی رسول خدا و خدیجه، و من سوم ایشان بودم. نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی نبوّت را استشمام می کردم. . .»

 

دعوت سرّی به اسلام
پیامبر اسلام سه سال تمام به دعوت سری پرداخت و عده‌ای مخفیانه به آیین اسلام گرویدند. برخی از این افراد عبارتند از:
زید بن حارثه، زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص، طلحه بن عبیدالله، ابو عبیده جراح، ابو مسلمه، ارقم بن ابی الارقم، خباب بن الارت، ابوبکر بن ابی قحافه.

 

دعوت نزدیکان خود به اسلام
پس از سه سال دعوت مخفیانه، از جانب خداوند، آیه « و انذر عشیرتک الاقربین» (خویشاوندان نزدیک خود را از عذاب الهی بترسان) ـ سوره شعراء/ 214ـ بر آن حضرت نازل شد.
رسول خدا نزدیکانش از خاندان حضرت عبدالمطلب علیه السلام را به منزلش خود دعوت نمود و پس از پذیرایی از آنان، رسالت خود را اعلام فرمود ولی با انکار ابولهب مواجه شد و همه متفرق شدند.
پیامبر بار دیگرآنها را گرد آورد و علی علیه السلام خوراکی برایشان فراهم ساخت. آنگاه رسول خدا شروع به سخن نمود و آنان را به رسالت خویش از طرف خدا آگاه ساخت و فرمود: «کدامیک از شما در راه اسلام مرا کمک می‌دهد تا برادر من و وصی من و خلیفه من در میان شما باشد؟» هیچ کدام سخن نگفتند جز علی علیه السلام که از همه کم‌سال‌تر بود. علی گفت: «یا رسول الله! من تو را در این کار یاری می‌دهم.»
این ماجرا تا سه بار تکرار شد.
سپس رسول خدا فرمود: « این (علی علیه السلام)، برادر و وصی و خلیفه من در میان شماست. پس از او بشنوید و فرمانش را پیروی کنید. جمعیت به پا خاستند و خندیدند و به ابوطالب گفتند: «تو را امر کرد که حرف پسرت را گوش کنی و او را اطاعت کنی.»
از همین زمان بود که قریش، آشکارا به دشمنی با رسول خدا پرداخت.

 

دعوت همگانی
در مرحله دوم از دعوت پیامبر، فرمان وحی رسید که:« فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین انا کفیناک المستهزئین.» (پس آنچه را بدان مأموری، آشکار کن و از مشرکان دوری جوی که ما شرّ مسخره کنندگان را از تو برطرف خواهیم کرد) ـ سوره حجر، آیه 94 - 95.
در پی این فرمان پیامبر، رسالت خود و دعوت به اسلام را علنی نمود.
مردم قریش او را مسخره کردند و مورد آزار و اذیّت قرار دادند. به‌ویژه به این دلیل که وی به صراحت از بتان و آیین و روش‌های ضدانسانی آنان انتقاد می‌کرد. ابوطالب در این دوران علی‌رغم مخالفت‌ها و دشمنی‌های قریش ایستادگی کرد و از برادرزاده خود، محمد صلی الله علیه و آله، نگاهبانی نمود.
هجرت به حبشه
به‌تدریج نام رسول خدا و دین اسلام به اطراف مکه و نواحی گوناگون عربستان کشیده می‌شد. انتشار روزافزون اسلام، افکار قریش را پریشان کرد و آنها را به فکر چاره انداخت تا از هر راه ممکن، این نور مقدس را خاموش کنند. بارها برای شکایت از پیامبر، نزد ابو طالب، بزرگ قریش، آمدند و زبان به گله و تهدید گشودند؛ لیکن ابوطالب از حمایت پیامبر قدمی عقب ننشست و لحظه ای از دفاع او فروگذار ننمود. بارها سعی کردند پیامبر را با ثروت و قدرت تطمیع کنند ولی ناکام ماندند. پس از این ناامیدی، بر دشمنی و آزار رسول خدا افزودند. به‌خصوص یاران آن حضرت مانند بلال حبشی ، عمار یاسر و همسرش، عبدالله بن مسعود و .... را تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار دادند. این فشارها چنان شدت گرفت که گروهی از اصحاب به نزد پیامبر آمدند و درباره مهاجرت از مکه کسب تکلیف کردند. پیامبر فرمود:« اگر به حبشه سفر کنید، بسیار برای شما سودمند خواهد بود.» و و به این ترتیب به تعدادی از یاران خود اجازه مهاجرت به حبشه را صادر فرمود. آنها به سرپرستی جعفر بن ابیطالب در گروهی متشکل از هشتاد و سه مرد و هیجده زن، رهسپار حبشه شدند.
قریش برای مقابله با پیامبر و مسلمانان از راههای مختلفی وارد شد که برخی از آنها و حوادث این دوران عبارتند از:
اقدام جهت بازگرداندن مهاجرین از حبشه که با عدم موافقت پادشاه حبشه با اخراج مهاجرین روبه‌رو شد.
مراجعت گروه اولیّه مهاجرین به سبب انتشار خبری دروغین
ورود گروه تحقیق مسیحیان حبشه به مکه
سفر گروهی از مشرکین به مدینه برای ملاقات با یهودیان

 

تهمت های ناروا به پیامبراسلام
اندیشه مقابله با قرآن
تحریم شنیدن آیات قرآن
جلوگیری از اسلام آوردن افراد
و محاصره اقتصادی که در اثر آن پیامبر و مسلمان‌ها مجبور شدند از مکه خارج شوند و مدت سه سال را در تنگنای شدید در درّه ای به‌نام شعب ابوطالب بگذرانند.
این ماجرا شش سال پس از بعثت رسول خدا در اولین شب ماه محرم سال هفتم واقع شد. رسول خدا و همه بنی هاشم و بنی‌ مطلب سه سال ( تا نیمه رجب سال دهم) در شعب ابی طالب گرفتار بودند.
مرگ خدیجه و ابو طالب
در رمضان سال دهم بعثت (دو ماه پس از خروج بنی هاشم از شعب و سه سال پیش از هجرت)، ابوطالب و خدیجه به فاصله سه روز از یکدیگر از دنیارفتند؛ ابتدا خدیجه در سن 65 سالگی و سپس ابوطالب در سن هشتاد و چند سالگی با مرگ خود، رسول خدا را داغدار کردند. آن دو در حجون مکه به خاک سپرده شدند.

 

دعوت از مردم طائف
سفر رسول خدا به طائف برای دعوت مردم به اسلام و واقعه معراج از حوادث مهم این دوران است.
حضرت محمد صلی الله علیه و آله پس از آن که از طرف خداوند مامور شد دعوت خود را آشکار کند (در سال چهارم بعثت) ده سال پی در پی با قبائل گوناگون عرب تماس گرفت و آنان را به دین اسلام دعوت کرد. به آنان می فرمود: «بگوئید لا اله الا الله تا رستگار گردید.» ولی آنان از پذیرش دعوت پیامبر سر باز می‌زدند.

 

مشرکان با آنکه معجزه‌های گوناگونی از پیامبر صلی الله علیه و آله مشاهده می‌کردند، باز او را ساحر می‌خواندند و دعوت او را نمی‌پذیرفتند. در سال یازدهم بعثت، شش تن از مردان قبیله خزرج از شهر مدینه در ایام حج با پیامبر دیدار کردند. آنها در عقبه منی (دره ای در پایین منطقه منی) با رسول خدا پیمان بستند و دین اسلام را پذیرفتند.

 

یک سال بعد، دوازده تن از مردم مدینه (پنج تن از آنان همان کسانی بودند که سال قبل اسلام آورده بودند و هفت تن از افراد جدید بودند) در ایام حج در عقبه منی با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردند و هنگام بازگشت، رسول خدا مصعب بن عمیر را همراه آنان به مدینه فرستاد تا به هر کس مسلمان می‌شود، قرآن بیاموزد و دیگر مردم مدینه را نیز به اسلام دعوت کند؛ سران دو قبیله بزرگ اوس و خزرج و قبایل آنان و بسیاری از اهل مدینه در اثر تبلیغات مصعب بن عمیر و دیگر مسلمانان مدینه به اسلام گرویدند.
پیمان عقبه
در ذی الحجه سال سیزدهم بعثت، هفتاد و پنج تن از مسلمانان مدینه که دو تن از آنان زن بودند، در موسم حج در منی با رسول خدا بیعت کردند. در پی بازگشت آنها به مدینه، آیین اسلام گسترش بیشتری یافت و به جز چند تن از بزرگان قوم که آنان نیز به‌تدریج به اسلام روی آوردند، بقیه مردم مدینه مسلمان شدند.

 

قریش که از پیمان دو قبیله اوس و خزرج با رسول خدا صلی الله علیه و آله آگاه شدند، هر روز فشار و آزار خویش را به مسلمانان بیشتر کردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله برای رهایی آنان از ستم مشرکان، اجازه هجرت را صادر فرمود و مسلمانان، گروه گروه به مدینه مهاجرت کردند.
هجرت پیامبر به مدینه
کسی جز رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام و تعداد انگشت‌شماری از مسلمانان در مکه باقی نمانده بودند که سران قریش تصمیم نهایی را گرفتند. آنها در دارالندوه (مجلس شورای مکه) گرد آمدند و به پیشنهاد ابوجهل قرارشد از هر قبیله، جوانی شجاع انتخاب شود و همگی شبانه، دسته‌جمعی به خانه پیامبر هجوم ببرند و او را بکشند. این فکر به اتفاق آرا تصویب شد و قرار شد چون شب فرا برسد، آن افراد ماموریت خود را انجام دهند.
در این هنگام جبرئیل فرمان هجرت به مدینه را از جانب خداوند به آن حضرت ابلاغ نمود.
آن شب (شب پنج شنبه اول ماه ربیع الاول سال چهاردهم بعثت)، علی علیه السلام به جای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در بستر خوابید.(خداوند درباره همین شب « لیلة المبیت » و فداکاری امام علی آیه 207 سوره بقره را نازل کرده است.) با ناکام‌ماندن نقشه قریش، پیامبر اکرم پس از سه روز توقف در غار ثور ، به مدینه هجرت نمود. وی روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول، نزدیک ظهر وارد منطقه قبا واقع در 6 کیلومتری مدینه شد و در مدت توقف خود (که مدتش را از 3 تا 23 روز نقل کرده اند)، اولین مسجد اسلام « مسجد قبا » را بنا نهاد و پس از پیوستن علی علیه السلام و بعضی افراد خانواده‌ا‌ش وارد مدینه شد. سپس مسجدالنبی را بنا نهاد و پس از امضاء صلحنامه با یهودیان مدینه، بین مسلمانان پیمان برادری منعقد نمود.
در سال دوم هجرت قبله مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر یافت. در همین سال اولین نبرد مسلمانان با کفار به نام نبرد بدر اتفاق افتاد که با پیروزی قاطع مسلمانان پایان یافت.

 

ازدواج امام علی علیه السلام با حضرت فاطمه، دختر پیامبر، از دیگر وقایع سال دوم هجرت است.
غزوه‌ها
قریش برای انتقام جنگ بدر دست به تهیه لشگر و تجهیزات زد که منجر به جنگ دیگری به نام غزوه احد گردید که با شهادت بسیاری از مسمانان خاتمه یافت.
در همین سال بلافاصله پس از غزوه احد، حمراءالاسد واقع شد وسپس غزوه ذی امر ، بحران ، سریه های محمد بن مسلمه و زید بن حارث .
غزوه‌ها و سریه‌های سال دوم هجرت: غزوه بواط، عثیده، غزوه سفوان *، بدر، بنی قینقاع ، سویق ، عبدالله بن جحش ، عمیر بن عدی ، سالم بن عمیر
نیمه ماه رمضان این سال ولادت حضرت امام حسن علیه السلام است؛ در این سال سریه رجیع و سریه بئر معونه واقع شده که با توطئه کفار به شهادت گروهی از مسلمانان منتهی شد.
غزوه بنی نضیر با یهودیان بنی نضیر که به خروج آنها از مدینه منتهی شد و غزوه ذات الرقاع و غزوه بدر صغری و سریه ابو مسلم و سریه عمربن امیه در سال چهارم هجرت واقع شد. در این سال امام حسین علیه السلام متولد شد، مادر علی علیه السلام، فاطمه بنت اسد ، وفات یافت و حکم حرمت شراب نازل گشت.

 

در سال پنج هجرت، غزوه احزاب (خندق) و غزوه بنی قریظه با یهودیان بنی قریظه و سریه ابوعبیده جراح واقع شد.
• غزوه به جنگ هایی گفته می‌شود که پیامبر شخصا در آن شرکت داشتند.
• سریه به لشگرهایی گفته می‌شود که اّن حضرت به فرماندهی دیگران به نقاط مختلف گسیل می داشتند.
وقایع سال ششم هجرت
در این سال غزوه ذی قرد وغزوه بنی المصطلق و واقعه صلح حدیبیه اتفاق افتاد که طبق معاهده با کفار، مسلمانان می‌توانستند سه روز در سال به مناسک عمره در مکه بپردازند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این سال توسط سفیران متعدد، نامه‌هایی را برای دعوت به اسلام به سوی فرمانروایان کشورهای مختلف ارسال نمود:

 

دحیه بن خلیفه کلبی را نزد قیصر پادشاه روم، عبدالله بن خدافه را نزد خسرو پرویز پادشاه ایران و نیز سفیرانی به یمامه ، بحرین ، شام، مصر ، حبشه، یمن ، اردن و برخی مناطق دیگر فرستاد.

 

حوادث سال هفتم هجرت
در این سال، جنگ مهمی با یهودیان منطقه خیبر در گرفت که به غزوه خیبر معروف است و با رشادت‌های امام علی علیه السلام به پیروزی اسلام و فتح دژها و قلعه‌های یهودیان منجر شد. جعفر بن ابی طالب نیز در همین سال از حبشه بازگشت که موجب شادمانی پیامبر گردید .
در همین سال پیامبر به همراه مسلمین عازم عمره شد که به «عمرة القضا» (عمره قضا) معروف است؛ زیرا این عمره، قضای همان عمره است که سال قبل در حدیبیه به صلح انجامید.
سریه‌های زیر در این سال واقع شده است: سریه تربة ، نجد، فدک، سریه زبیر بن قوام، غالب بن عبدالله، بشیر بن سعد، ابن ابی العوجاء و عبدالله بن حدرد .
حوادث سال هشتم هجرت
از وقایع این سال، نبرد موته به فرماندهی جعفر بن ابیطالب است و سریه ذات السلاسل و مهمترین واقعه، فتح مکه و انهدام بت‌خانه‌‌ها است. تا ماه شوال همین سال سریه های خالد بن سعید به عرنه، هشام بن عاص به یلمم ، غالب بن عبدالله به سوی بنی محارب ، نمیلة بن عبدالله بر سر بنی ضمرة ، خالد بن ولید و غمیصاء نیز واقع شده است.

 

پس از فتح مکه، در بازگشت به سوی مدینه، غزوه حنین رخ داد که با پیروزی مسلمین و به‌دست آوردن غنائم زیاد پایان یافت. سپس رسول خدا عازم طائف گردید و پس از غزوه طائف برای انجام عمره وارد مکه شد. عتاب بن اسید را حاکم مکه کرد و معاذ بن جبل را به تعلیم قرآن و احکام اسلام به مکیان گماشت و آنگاه رهسپار مدینه گردید.
سریه‌های غالب بن عبدالله کلبی به کدیه و به فدک ، سریه کعب بن عمیر ، شجاع بن وهب ، قطبة بن عامر و سریه ابو قتاده انصاری در همین سال واقع شده است.
در پایان این سال، وفات زینب ،دختر بزرگ رسول خدا، و تولد پسرش ابراهیم نیز به وقوع پیوست.
حوادث سال نهم هجرت
از حوادث این سال غزوه مهم تبوک با رومیان است که سی هزار نفر از مسلمین در آن حضور داشتند که بدون جنگ خاتمه یافت.
در بازگشت از همین غزوه منافقین تصمیم به قتل پیامبر گرفتند که نقشه آنان با تدبیر پیامبر خنثی گردید. در این سال، مسجد ضرار (مسجدی که منافقین به عنوان پایگاه توطئه‌چینی‌های خود بنا کرده بودند) به امر پیامبر تخریب شد.
همچنین به امر خداوند، پیامبر اکرم موظف به ابلاغ سوره برائت به علی علیه السلام شد تا برای حجاج مکه تلاوت کند.
پس از غزوه تبوک با وجودی که مسلمانان با ارتش روم درگیر نشدند، سراسر عربستان مرعوب قدرت مسلمین شد. لذا مردم طائف پس از بیست روز محاصره ، توسط عروة بنی مسعود یکی از رؤسای خود اسلام را پذیرفتند.
سریه‌های عقیقه بن حصن ، ضحاک بن صفیان ، علقمة بن مجزّز و سریه امام علی علیه السلام بر سر قبیله طی برای نابود ساختن بت‌خانه‌ی فلس در این سال واقع شده است.
حوادث سال دهم هجرت
در این سال، حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام فرزند 18 ماهه رسول خدا صلی الله علیه و آله از ماریه قبطیه، از دنیا رفت .

 

زنان محمد (ص)
پیرامون همسران پیامبر و بررسی تاریخی حواشی آن
از مهمترین مسائلی که همیشه محل بحث بوده و میدان گاه تاخت و تاز اسلام ستیزان، مساله تعدد زوجات و زن از نگاه پیامبر است. در این باره بسیار گفته اند و بسیار ناگفته مانده است. اولین باری که این مساله مطرح شد، سال ها پس از حیاتش و به دست روحانیون متعصب کلیسا در قرون وسطی بود. با اوج گیری روحیه‌ی اسلام ستیزی و شانتاژ کلیسا، کتبی بر ضد اسلام و محمد تالیف شد. آش حمله به محمد و اسلام آنقدر شور شد که صدای ویلیام دراپر و سردنسن روز و پرفسور آربری، از خاور شناسان و اسلام شناسان معروف هم در آمد. در این میان نیز توماس کارلایل انگلیسی، گوته‌ی آلمانی، جان دیون پورت، بولانولیه، ولتر، شیمل و پرفسور ساذرن از کسانی بودند که مردانه از اسلام و زندگی محمد در مقابل اتهامات مویر، درمینگهم، واشنگتن ارونگ، دوزی و لامانس دفاع کردند.
در مقابل این حجم حمله و تهمت و بهتان علیه محمد، این غریب تاریخ، کسانی از دو آتشه های مسیحی در قرن ۱۸ در اروپا ظهور کردند و شروع به دفاع از او نمودند. آنها گفتند در نص صریح عهد عتیق است که یعقوب و داوود و انبیای دیگر بنی اسرائیل بدون هیچ قید و بندی هر قدر که می‌خواستند زن می‌گرفتند (مثلا نوشته اند یعقوب ۹۹ زن داشته است) و حالا شما آمده‌اید و بر محمد ایراد می‌گیرید که چرا به مقدار محدود و معینی زوجات متعدد قائل شده است ؟!
اما در ایران حکایت به گونه‌ای دگر بود. با وجود بافت شدیدا مذهبی، کسی عملا جرات نمی‌کرد به محمد متعرض شود. علی دشتی از معدود کسانی بود که با نوشتن کتاب ۲۳ سال، این تابو را شکست و با تکرار کردن حرف چند قرن پیش میسیحیان، محمد را متهم کرد. در حول و حوش انقلاب، کتاب او مورد سو استفاده‌ی توده ای ها قرار گرفت و عملا ابزار دست شد. بعد از انقلاب نیز به زندان رفت و نوشتن کتابی با عنوان ۲۳ سال را تکذیب کرد. اما جانشین خلف او علی میرفطروس بود که با تکیه بر احادیث مجعول و مشکوکی که اغلب عالمان شیعی آنها را رد کرده اند، شروع به کوبیدن شخص پیغمبر (ص) و اسلام و مسلمین کرد. گرچه چنان افراط کرد که نوشته های او تبدیل به مطالبی طنز آمیز شدند و البته پر از خرافه و دروغ که هر ناظر بی طرفی را به این شک می‌اندازد که کینه و پدرکشتگی او با اسلام ریشه در چه چیزی دارد ؟
بعد از انقلاب جو اسلام ستیزی در خارج و داخل و اسلام گریزی در اکثر مردم و قشر تحصیل کرده باعث شد تا میر فطروس ها و دشتی ها، قارچ گونه تکثیر شوند و گرایشات پان ایرانیستی رواج پیدا کند. اما غالبا فراموش کردند که دیدن حقیقت بسیار آسان تر از این است که با نوشته هایی پر از گزافه و دروغ و مسخ واقعیت های تاریخی، خویشتن را فریب دهند و دیگران را نیز با نیرنگ بفریبند. کوشش ایرانیان و مبلغان رسمی دین برای تاویل و توجیه مسائل، به گونه ای زمان پسند، غالبا ناموفق بوده و محققی را که جز در پی واقعیت نیست و جز حقیقت تعصبی ندارد از جستجو بی نیاز نمی‌کند.
این نوشته تلاشی است هر چند اندک در بررسی مسئله تعدد زوجات و زنان محمد. تقدیم به آنان که همواره در مقابل استدلال، لعنت و نفرین شنیده اند.
ژاک برگ می گوید: "اگر محققی مساله ای را که در دوره و محیطی دیگر است، با نگاه زمان و محیط خویش بنگرد و بسنجد از دیدن واقعیت آنچنان که بوده است عاجز می‌ماند و هرچه بگوید بیهوده گفته است".
تعدد زوجات یکی از مسائل بحث برانگیزی بوده است که بی شک وجدان عصر ما از چنین اهانت زشتی به زن جریحه دار می‌گردد. اما در گذشته و به خصوص در جوامع ابتدایی، این اصل به بسیاری از زنان محروم و بی‌سرپرست که خود و احیانا فرزندان یتیمشان برای همیشه از زندگی امن و سالم خانوادگی محروم می‌شده اند، امکان آن را می داده که آینده خویش را که فقر و پریشانی و فساد تهدیدش می‌کرده است، در پناه مردی که در آن روزگار، تنها پناه گاه زن و کودک بوده نجات دهد.
اصولا در گذشته نه تنها "تعدد زوجات" بلکه ازدواج نیز به مفهوم امروزی تلقی نمی‌شده است و کمتر به عنوان عشق و هوس در آن می‌نگریسته اند و آن را بیشتر به عنوان نوعی مراسم اجتماعی برای ایجاد پیوندی و یا پیمانی جدید به حساب می‌آورده اند و عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتی اخلاقی درآن قوی تر از عشق و هوس بوده است. در یونان باستان با اینکه به مرحله پیشرفته ای از مدنیت رسیده بود، در عین حال ازدواج را وسیله ای برای تولید فرزند تلقی می‌کردند و همسر را مادر بچه ها.
هوس همواره بیرون از خانه مشغول کار خود بوده است. در این عصر اصولا زن را تنها ابزار تولید می‌شمرده اند و "زن را از بهر کدبانویی خانه خواهند نه از بهر تمتع" (قابوسنامه ص۷۸). میل جنسی عموما با مردی یا زنی خارج از محدوده خانه ارضا می‌شده است. این رابطه ها و به خصوص روابط مردان با مردان چنان عادی تلقی می‌شده است که آن را آشکارا اعتراف می‌کردند. الکپیادس که از شخصیت های بزرگ نظامی و ملی و شاگرد بقراط بوده، وقتی از سردی حکیم گلایه می‌کند، سقراط به صراحت استدلال می‌کند که "وقت تو دیگر گذشته است" (مهمانی، افلاطون ترجمه کاویانی).
در ایران نیز سعدی که مرد عرفان و مذهب و اخلاق بوده است، در همین کتاب گلستان که کتاب اخلاقی و تربیتی اوست، از سر و سر خود با قاضی همدان و نعل بند و پسر قصاب می گوید که چون وارد مسجد جامع کاشمر می‌شود، با یکی از طلاب سر نخ می دهد و به ماچ و بوسه مشغول می‌شود و چون شاهد سابقش او را می‌‌بیند، آن خلق داوودی متغیر گشته و رونق بازار حسنش شکسته کنار می گیرد و او را از ادامه‌ی سر و سر خویش نا امید می‌سازد.(گلستان ص۱۲۱)
در قابوس نامه که کتاب اخلاق است و آن هم نصایح پدری به فرزندش، علنا فرزند را راهنمایی می کند که "از میان زنان و غلامان، میل خویش به یکی مدار تا از هر دو گونه بهره ور باشی و از دوگانه یکی دشمن تو نباشد. (قابوسنامه ص۶۷)
محمد تنها کسی بوده است که به صورت جدی، به سرنوشت زن پرداخته است و حیثیت انسانی و حقوق اجتماعی را به او باز داده است. اعطای حق مالکیت فردی، استقلال اقتصادی زن و در عین حال متعهد ساختن مرد به تامین زندگی وی (به گونه ای که حتی برای شیر دادن کودک می‌تواند حق خویش را از همسرش مطالبه کند) و نیز تعهد پرداخت مهریه (که گرچه امروز آن را به حق مطرود می‌دانند، نماینده شخصیت زن و نیز پشتوانه‌ی اقتصادی احتمالات شوم آینده‌ی وی بوده است) زن را در دیدگاه محمد مستقل ساخته است.
محمد عملا می‌کوشد تا حقوق و شخصیتی را که اسلام برای زن قائل شده است، به وی عطا کند. از زنان هم چون مردان بیعت می‌گیرد. حتی آنان را هم چون مردان در صف اصحاب قرار می دهد (نام این زنان در کتابی مستقل به نام طبقات ابن سعد ج۸ آورده شده است).
رفتار محمد با زنانش چنان با ادب و نرمش و مهربانی آمیخته بود که در جامعه‌ی خشن آن زمان شگفت انگیز می‌نمود. مردی که در بیرون خانه مظهر صلابت و قدرت بود، در درون خانه چنان نرم و ساده و مهربان رفتار می‌کرد که زنانش بر وی گستاخ شده بودند و آشکارا با وی مشاجره می‌کردند و از آزارش دریغ نمی نمودند. روزی که به سختی از آنان رنجید، بر خلاف سنت معمول که زنان را از خانه بیرون می رانند و اکنون نیز غالب مومنین چنین می‌کنند، خود بیرون رفت. سخنی که از زبان عمر نقل شده انقلاب ریشه داری را که در حقوق اجتماعی زن و به خصوص روابط زن و مرد در زمان پیغمبر پدید آمده بود، به روشنی نشان می‌دهد. وی می گوید: "به خدا سوگند ما در جاهلیت زنان را در هیچ امری به حساب نمی‌آوردیم تا خدا آیاتی نازل ساخت و برای آنها نصیبی مقرر داشت. وقتی من درباره‌ی کاری صحبت می‌کردم زنم می‌گفت چنین و چنان کن. گفتم کار من به تو چه ربطی دارد ؟ گفت عجبا تو که نمی‌خواهی کسی در کارت دخالت کند دخترت با رسول خدا مناقشه می‌کند!"
حتی در بهار جوانی که همه‌ی جوانان به عشرت می‌پرداختند و بسیاری از کارها بر آنان مباح است، شنیده نشده که محمد دست به عشرتی زده یا در مقابل لذتی تسلیم شده باشد. بلکه تا دعوت، همواره به پاکی و امانت و پرهیزکاری معروف و مشهور بوده است. بعد از دعوت هم هیچ کدام از بدگویان و دشمنان که برای شکستن او گفتن هر مکروهی را واجب می‌دانستند، کم ترین سخنی در این مورد نگفته اند. با آنکه اگر کوچک ترین اغراق و تسلیمی در مورد او دیده بودند، همانا فریاد بر می آوردند که ای مردم جهان بیایید و ببینید جوانی را که در مقابل همه‌ی سنت ها و آیین ها به جنگ برخاسته است و جهانیان را به عفت و پاکی دعوت می‌کند، خود چنین و چنان در مقابل لذات جسمانی زانو زده است. جالب است بدانیم محمد تمام جوانی و نیم قرن زندگی پاک و بی‌خدشه اش را در جامعه ای زندگی کرده که به شدت آلوده به فساد بوده است. برای شناخت روابط در عربستان پیش از اسلام همین بس که بدانیم، مثلا هند زن ابوسفیان بارها با بقیه مردان سر وسری داشت و وقتی عمرو از او به دنیا آمد، به خاطر این که عاص پولی به او داد، عمرو را فرزند عاص اعلام کرد، در حالی که ابوسفیان گفت "به لات و عزی قسم که این فرزند من است". یا وقتی زنی طفلی به دنیا می‌آورد و پدر طفل خود را نمی‌شناخت، بدون پروا نام مردانی را که با آنها نزدیک شده بود بر زبان می‌آورد و هرکدام را که به طفل بیشتر شبیه بود پدر فرزند اعلام می‌کرد!
مبلغان مسیحی و نویسندگان مغرض و یا بی اطلاعی که تحت تاثیر تبلیغات مذهبی یا سیاسی آنها قرار گرفته اند، کوشیده اند تا در روح نیرومند محمد نقطه ضعفی بیابند و چون تربیت اخلاقی مسیحیت زن را فریب شیطان می‌شمارد و گرایشات به او را فساد و انحطاط (به گونه ای که حتی ترک ازدواج را خشنودی خدا می‌داند و حافظ تقوای دینی و نیز وجدان امروز) تعدد زوجات را زشت و زننده تلقی می کند، کوشیده اند تا از او فردی بسازند که شیفته‌ی زنان است و هم چون سلاطین مشرق، حرم سرا تشکیل می‌دهد. فراموش کرده اند مردی که به پندار آن ها اسیر شهوت بوده است، هیچ وقت در دوره‌ی زندگی، حتی با نان جوین سیر نشد که اگر در محمد لذات حسی وجود داشت، همانا بهترین وسیله برای سیراب کردن این هوس آن بود که پس از مرگ خدیجه ۹ تن از دوشیزگان عرب را که فتنه‌ی جمال و شهره‌ی زیبایی و کمال بودند به همسری برگزیند.
عباس محمود عقاد مصری می گوید : "مبلغان مسیحی و نویسندگان استعماری خواسته اند از این طریق بر مقتل اسلام ضربه ای وارد آورند، حال آنکه در این راه سخت به خطا رفته اند. چه در اینجا بر مسلمانی که با دینش آشناست و از سیره‌ی پیغمبرش آگاه، تجلی حقیقت از هر چیزی ساده تر و روشن تر است. مقتلی که آنان تصور کرده اند، خود حجتی است که مسلمانان را برای بزرگ داشت پیغمبرشان و تبرئه‌ی دینشان کفایت می‌کند و به حجتی دیگر نیازمند نیست. چه برای یک مسلمان بر صدق دعوت محمد هیچ دلیلی از شیوه‌ی رفتار وی با زنانش و کیفیت انتخاب زنانش صادق تر نیست. ( حقایق الاسلام و اباطیل الخصومه عباس محمود العقاد ص ۲۵۵)
و به قول شیمل: "اغلب فراموش می‌کنیم که محمد بیشترین بخش عمر خود را با یک همسر و آن هم با خدیجه ای به سر برد که ۲۰ سال از او بزرگتر بود". هم او می‌گوید : "ازدواج های چند گانه پیامبر، نه تنها دلیل بر ضعف او در برابر نفس که نشانه‌ی فطرت سروَِری اوست. پیامبر قدیسی نیست که از دنیا کنار گرفته باشد. محمد بدین طریق زندگی دنیویان را قداست بخشید".
کسانی که می‌کوشند محمد را مردی هوس باز معرفی کنند، طبیعتا به سراغ جوانی او می‌روند. چه هوس و شهوت همیشه گریبان گیر جوانی است. اما تاریخ که حتی شوخی های او را با زنانش حکایت می‌کند و کوچک ترین جزئیات زندگی محمد را نشان می‌دهد، کم ترین موج هوسی در سیمای جوانی محمد سراغ ندارد. از نظر متعصب ترین مبلغان مسیحی، محمد در مکه از چنین اتهامی سخت به دور است. پس چگونه تا وارد مدینه می‌شود، در حالی که مردی ۵۳ ساله است و مقام نبوت خدایی یافته و مسئولیت های خشن نظامی و سیاسی بر دوش دارد و اندیشه اش، روحش و زندگی اش، دین و تقوی و پارسایی را به مردم الهام می کند، یک باره آتش هوس در او سر برداشته و او را شیفته‌ی لذت و شهوت می کند ؟
آن چه را غالبا فراموش می کنند این ‌است که زیبایی زن است که هوس را سیراب می‌کند نه شماره‌ی زن. مرد هوس باز در پی دختر طناز و هوس برانگیز است، نه زنان بیوه و جا افتاده و بچه داری که یا مثل دختر عمر بدترکیبند و یا اگر هم آب و رنگی داشته باشند در خانه‌ی شوهر یا شوهران پیشینش رفته است و به جای خط سبز دوشیزگی و شور جوانی و عشوه‌ی هوس برانگیز، چین پیری نشسته است و متانت سرد کمال و وقار سنگین نجابت.
خوشبختانه خواجه حرمسرای محمد، تاریخ است که یکایک زنان او را می‌شناسد و هم می داند که چرا به این خانه آمده اند و چگونه زندگی می‌کنند. بی شک او بهتر از همه‌ی خاور شناسان و کشیشان اروپایی زنان محمد را می‌شناسد :
خدیجه: بانوی اسلام. محمد در ۲۵ سالگی با خدیجه‌ی ۴۰ ساله ازدواج کرد. خدیجه پیش از محمد با دو کس دیگر ازدواج کرده بود که هر دوی آنها درگذشته بودند و از آنها فرزندانی به سن خود محمد داشت. او یار و یاور پیامبر در طول ۲۸ سال زندگی مشترکش بود و اولین کسی بود که به محمد ایمان آورد. محمد ۱۷ سال پیش از بعثت و ۱۱ سال پس از آن با خدیجه زندگی کرد. او از ۲۵ سالگی تا ۵۳ سالگی که اوج جوانی اش بود، با او سر کرد. بعد از وفات خدیجه همیشه از او به بزرگی یاد می کرد و او را گرامی می‌داشت.
سوده دختر زمعه: از نخستین مسلمانانی بود که در روزهای تیره و پر وحشت اسلام با همسرش به محمد گرویدند. وی در راه عقیده اش رنج بسیار کشید و همراه شوهرش به حبشه مهاجرت کرد. پس از بازگشت همسرش را از دست داد و بی پناه شد. از آن پس جز شومی در انتظارش نبود. یا می‌بایست به خانواده اش برگردد و از دین خود انصراف دهد و بت پرستی را از سر گیرد، یا با همسری مردی که دوست ندارد، تن دهد. محمد، این زن پاک و شجاع را که پس از رنج های بسیار در راه دین او، زندگیش متلاشی شده بود، در پناه خود می‌گیرد و با ازدواج با وی، او را جانشین خدیجه می‌سازد و همسر پیغمبر. محمد هدف دیگری را نیز تعقیب می‌کرد. دلیل دیگر آن ازدواج این بود که به مسلمانان بگوید اگر در راه خدا کشته شدند، زن و فرزندشان بدون سرپرست نخواهند ماند و بقیه امت مسلمان، خانواده‌ی او را در کوران زندگی تنها نخواهند گذاشت.
زینب دختر خزیمه: او زن عبیده بن حارث بود که در بدر شهید شد و بیوه‌اش زنی بسیار فرتوت و از کار افتاده بود. محمد وی را که آفتاب عمرش بر لب بام بود به زنی گرفت و نخواست که همسر مجاهد شهیدی در پیری و بی‌پناهی زندگی کند. وی دو سال بیشتر زنده نماند و تنها زنی است (جز خدیجه) که پیش از محمد مرده است. زینب زنی پارسا و مهربان و نیکوکار بود و زندگی خویش را همه در نوازش یتیمان و دستگیری بی‌نوایان وقف کرده بود و در این کار چندان کوشید که او را "ام المساکین" (مادر بینوایان) لقب دادند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   51 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله زندگی نامه پیامبر

دانلود مقاله فروغ فرخزاد

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله فروغ فرخزاد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

حرفهایی به جای مقدمه:
«.. من از آدمهایی نیستم که وقتی می بینم سریکنفر به سنگ می خورد و می شکند، دیگر نتیجه بگیریم که نباید بطرف سنگ رفت. من تا سرخودم نشکند، معنی سنگ را نمی فهمم. می خواهم بگویم که حتی از خواندن نیما هم، من شعرهای بد خیلی زیاد گفته ام.بهر حال یک وقتی شعر می گفتم، همینطور غریزی در من می جوشید.روزی دو سه تا : توی آشپزخانه ،پشت چرخ، خیاطی، خلاصه همینطور می گفتم چون همینطور دیوان بود که پشت سردیوان می خواندم وپر می شدم وچون پر می شدم وبهر حال استعداد کی هم داشتم ،ناچار باید یکجوری پس می دادم. من هنوز ساخته نشده بودم، زبان و شکل خودم را و دنیا فکری خودم را پیدا نکرده بودم. توی محیط کوچک وتنگی بودم که اسمش را می گذاریم زندگی خانوادگی. بعد یکمرتبه از تمام آن حرفها خالی شدم.محیط خودم را عوض کردم «دیوان» و «عصیان » درواقع دست و پا زدنی مایوسانه د رمیان دو مرحله زندگیست. آخرین نفس زد نها پیش از یکنوع رهایی است. آدم به مرحله تفکر می رسد. درجوانی احساسات ریشه های سستی دارند، فقط جذبه شان بیشتر است. من به دنیا اطرافم به اشیا اطرافم وآدمهای اطرافم وخطوط اصلی این دنیا نگاه کردم، آنرا کشف کردم ووقتی خواستم بگویمش دیدم کلمه لازم دارم. اگر می ترسیدم می مردم اما نترسیدم کلمه ها را وارد کردم. به من چه که این کلمه هنوز شاعرانه نشده است. جان که دارد. شاعرانه اش می کنیم. کلمه ها که وارد شدند ، درنتیجه احتیاج به تغییر و دستکاری در وزن داشت.اگر این احتیاج طبیعتا پیش نمی آمد. تاثیرنیما نمیتوانست کار بکند.
او را راهنمای من بود اما من سازنده خودم بودم. غیر از نیما خیلی ها مرا افسون کردند مثلا شاملو او از لحاظ سلیقه های شعری واحساسات من ،نزدیکترین شاعر است. این خاصیت را در زبان فارسی کشف کردم که می شود ساده حرف زد.اما کشف کافی نیست. حتی تقلید کردن هم تجربه می خواهد باید در یک سیر طبیعی در درون خودم و بقتضای نیازهای حسی وفکری خودم، بطرف این زبان میرفتم واین زبان خودبخود در من ساخته می شد، در دیگران که ساخته شده بود. حالا کمی اینطور شده اینطور نیست؟
-می دانید ،من آدم ساده ای هستم. بخصوص وقتی می خواهم حرف بزنم نیاز به این مسئله را بیشتر حس می کنم. من هیچوقت اوزان عروضی را نخوانده ام.آنها را درشعرهایی که می خواندم پیدا کردم. بنابراین برای من حکم نبودند. من هیچوقت اوزان عروضی را نخواهده ام. آنها را در شعرهایی که می خواندم پیدا کردم. بنابراین برای من حکم نبودند. یکی از خوشبختی های من اینستکه نه زیاد خودم را در ادبیات کلاسیک سرزمین خودمان غرق کرده ام و نه خیلی زیاد مجذوب ادبیات فرنگی شده ام. من دنبال چیزی در درون خودم ودنیای اطراف خودم هستم. برای من کلمات خیلی مهم هستند. من جمله را به ساده ترین شکلی که در مغزم ساخته میشود به روی کاغذ می آورم ووزن مثل نخی است که از میان این کلمات رد شده، بی آنکه دیده شود فقط آنها را حفظ می کند ونمی گذارد بیفتد. به نظر من حالا دیگر دوره قربانی کردن مفاهیم بخاطر احترام گذاشتن به وزن گذشته است. وزن برای من حسی است گوشم باید آن را بپذیرد.وقتی از من می پرسید در زمینه زبان و وزن به چه امکانهایی رسیده ام .‌من فقط می توانم بگویم به صمیمیت وسادگی. باید واقعی ترین وقابل لمس ترین کلمات را انتخاب کرد.حتی اگر شاعرانه نباشد باید قالب را در این کلمات ریخت نه کلمات را در قالب زیادهای وزن را باید چید و دور انداخت خراب می شود؟ بشود.
عیب کار من اینستکه هنوز همه آنچه را که می خواهم بگویم نمی توانم بگویم. من خیلی تنبل هستم.همیشه از جنبه های مثبت وجود خودم فرار می کنم وخودم را می سپارم به دست جنبه های منفی آن. بهرحال این حالتها نمی توانند درشعر آدم بی تاثیر باشند. وقتی به کتاب «تولدی دیگر» نگاه می کنم متاسف می شوم. حاصل چهارسال زندگی خیلی کم است.از خودم انتظار بیشتری داشتم و دارم.
من بیشتر به محتوی توجه دارم. من سی سال هستم و سی سالگی برای زن من کمال است.
اما محتوی شعر من سی ساله نیست جوانتر است. این بزرگترین عیب در کتاب من است. من همیشه به آخرین شعرم، بیشتر از هر شعر دیگرم اعتقاد پیدا می کنم. دوره این اعتقاد هم خیلی هم کوتاه است. من از کتاب «تولدی دیگر» ماههاست که جدا شده ام. با وجود این فکری می کنم که از آخرین قسمت شعر «تولیدی دیگر» می شود شروع کرد –یکجور شروع فکری.
فکر می کنم همه آنها که کار هنری می کنند علتش – یا لااقل یکی از اعلتهایش –یکجور نیاز ناآگاهانه است به مقابله وایستادگی در برابر زوال –اینهاا آدمهایی هستند که زندگی را بیشتر دوست دارند و می فهمند وهمینطور مرگ را . کار هنری یکجور تلاشی است برای باقی ماندن ویا باقی گذاشتن خود ونفی معنی مرگ.
شعر برای من مثل رفیقی است که وقتی به او می رسم می توانم راحت با او درددل کنم. یک جفتی است که کاملم می کند،را ضم می کند، بی آنکه آزارم بدهد.
شعر برای من مثل پنجره ای است که هر وقت به طرفش می روم خودبخود باز می شود. من آنجا می نشینم، نگاه می کنم،آواز می خوانم، داد می زنم. گریه می کنم، باعکس درختها قاطی میشوم ومی دانم که آنطرف پنجره یک فضا هست و یک نفر می شنود. خو بیش اینستکه آدم وقتی شعر می گوید می تواند بگوید: من هستم یا منهم بودم.
من در شعر خودم چیزی را جستجو نمی کنم بلکه تازه خودم را پیدا می کنم. می خواهم شعر دست را بگیرد و با خودش ببرد. شعر مثل هر کار هنری دیگری باید حاصل حس ها ودریافت هایی باشد که بوسیله تفکر تربیت ورهبری شده اند. من فکر می کنم چیزی که شعر مارا خراب کرده همین توجه به ظرافت وزیبایی است .
شعر ما به مقدار زیادی خشونت وکلمات غیرشاعرانه احتیاج دارد.تا جان بگیرد و از نوزنده شود.
-حالا شعر برای من یک مسئله جدی ست. مسئولیتی ست که در مقابل وجود خودم احساس می کنم.
من همانقدر به شعر احترام می گذارم که یک آدم مذهبی به مذهبش شاعر بودن یعنی انسان بودن.فکرمی کنم کسی که کار هنری می کند باید اول خودش را بسازد وکامل کند.بعد از خودش بیرون بیاید و به خودش مثل یک واحد از هستی ووجود نگاه کند تا بتواند به تمام دریافتها، فکرها، وحس هایش یک حالت عمومیت بخشد.
قسمتهایی از گفت و شنود با فروغ فرخزاد
نقل از مجله آرش

 


سال شمارزندگی
فروغ الزمان فرخ زاد در هشتم دی ماه 1313 در تهران محله امیریه کوچه خادم آزاد از پدری به نام محمد و مادرش توران وزیری تبار متولد شد. در دبیرستان خسروخاور به تحصیل پرداخت درسال 1327 به دلیل ازدواج مجدد پدر دچار اولین بحران روحی شد. یکسال بعد در بیست وسوم شهریور با پرویز شاپور (که با او پانزده سال اختلاف سنی داشت) ازدواج کرد و در اهواز و آبادان ساکن شد. درسال 1330 در اثر اختلاف با پرویز شاپور منزل پدری در تهران بازگشت و اولین شعر خود با عنوان نگاه را به چاپ رساند که مورد اعتراض شدید پدر ومردم قرار گرفت ودر همین سال فروغ به منزل همسرش بازگشت ویکسال بعد در بیست وهفتم خرداد فرزندش به نام کامیار متولد شد. در این سال اولین کتاب او با عنوان «اسیر» منتشر شد و پس از آن به دلیل اختلافات با همسرش و تشدید بحرانهای روحی در آسایشگاه روانی بستری شد.
او درسال 1334 از پرویز شاپور جدا شد و یکسال بعد دومین کتاب خود را با عنوان «دیوار» منتشر و به همسر سابقش تقدیم کرد.
درسال 1336 به همکاری برادرش امیرمسعود در آلمان مجموعه ای از شعرهای این کشور را ترجمه کرد که در سال 1377 به چاپ رسید. در مرداد ماه همان سال به ایران بازگشت و دوداستان کوتاه با نامهای «بی تفاوت» و «کابوس» را در شماره هایی از جمله فردوسی به انتشار رساند.
در سال 1337 در سازمان فیلم گلستان استخدام شد و در همین سال کتاب سوم خود با عنوان «عصیان »را منتشر کرد ویکسال بعد از طرف ابراهیم گلستان (مسئول سازمان فیلم گلستان) برای آموختن دوره تدوین به انگلستان اعزام شد و پس از بازگشت به ایران در این سال فعالیتهای سینمایی او شروع شد که شامل : تدوین فیلمهای مستندی همچون «یک آتش » و«چشم انداز» بازی در فیلم کوته «خواستگاری»-ساخت فیلم «خانه سیاه است» -دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره «اوبرهاوزن» آلمان به خاطر ساخت فیلم «خانه سیاه است»و..
فروغ در سال 1341 سرپرستی پسربچه ای هشت ساله به نام حسین منصوری را که پدر و مادر او در جذام خانه تحت درمان وکنترل بودند به عهده گرفت واو را با خود به تهران آورد و یکسال بعد از آن چهارمین کتاب خود با عنوان «تولدی دیگر» را منتشر و به ابراهیم گلستان تقدیم نمود.
فروغ در این سالها دوبار اقدام به خودکشی کرد که هر دو نافرجام بود وی در سال 1343 شروع به فعالیتهای آزادی خواهانه نمود و چندین بار هم دستگیر و زندانی شد.
فروغ فرخزاد دربیست وچهارم بهمن ماه سال 1345 در یک سانحه رانندگی که در خیابان لقمان الدوله تهران صورت گرفت درگذشت. و در بیست وششم بهمن ماه(پس از آن که کسی امامت نماز بر جنازه او را نپذیرفت و سرانجام مهرداد صمدی این کار را انجام داد ) در قبرستان «ظهیر الدوله» در بند به خاک سپرده شد.

 

مواردی کوتاه پیرامون پنج مجموعه شعر فروغ فرخزاد
«اسیر» نخستین مجموعه شعر فروغ فرخزاد است که اشعار سالهای 32و33و34 شاعر را دربر می گیرد. سالهای 19و20و21 سالگی او را .
سه سال اول ازدواج زنی شاعر که صمیمانه وگستاخانه احساسات غریزی زنانه خودرا برملا می کند. با پرسشهایی به مناسبت که به طرق مختلف مطرح می شود و درسراسر کتاب ادامه می یابد:
نمی دانم چه می خواهم خدایا
به دنبال چه می گردم شب وروز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پرسوز
شاعر براستی نمی داند که به دنبال چه می گردد و ابن «من » عاصی که در درون او هیاهو می کند و او را به جستجوی دوزنی در تنگنای زندگی خانوادگی و حصار زندانی خود به تلاش وا می دارد، کیست یا چیست:
در این فکرم من ودانم که هرگز
مرا یارای رفتن زین قفسی نیست
اگرهم مرد زندانبان بخواهد
دگر از بهره پروازم نفس نیست
زندانی تنهایی که از همگان می گریزد. از دوست و آشنا و جز به حرفهای دل بیمار خود گوش نمی بندد.
نجیبی هم ملامت پذیر هم ملامت ستیز هم گناهکار هم بی گناه و همواره با شهامت وجسارتی که قفل خموشی زنانی چون او را کلید ناگزیر هموست. و از همی روست که حرفها و احساسات او صریح و آشکار است. حرفهایی که پیداست با ترکیبهای رمانتیک کهنه اما معمول آن سالها به سهولت و راحت بیان شدنی است، و در حقیقت به پشتوانه همین ترکیبهاست که چاپاره ای او از نوع نظم وحرفهای مستقیم دوره و به زبان شعر آنروز که دراشعار مشیری، نادر پوروتوللی متجلی است نزدیک می شود.
کتاب «اسیر» شامل 29 قطعه است که همه در یک حد از ارزشند. و از آنجا که نه تشکل و نه بافت و سنجی نو،هیچکدام از دیگری متمایز نیست.
«دیوار» دومین مجموعه شعر «فروغ فرخزاد» است که اشعار سالهای 35و36 و آغاز سال 137 او را دربر میگیرد.
این آثار برخی در خواهمان مجموعه «اسیر» جریان دارند مثل «رویا» که رویای آشنای دختران همسن وسال است. شاهزاده ای که با اسب سپید می آید و ازمیان نگاههای دختران کوچه و بازار عبور می کند و سرانجام به خانه شاعر می رسد.
و برخی شعرها که از حوزه این احساسات فراتر می رود و به قلمرو اندیشه های خیاطی-اگر چه خاصی-نزدیک می شود.تا آنجا که می توان گفت، کتاب دیواز از نظر تضمن توامان احساس و اندیشه فروغ، مجموعی از خط حسی و فکری «اسیر»و«عصیان» است.
بر روی ما نگاه خدا خنده می زند
در چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چوز اهدان سید کار خرقه پوش
پنهان زدیدگان خدا می نخورده ایم
دردیوار جز تب عشق وگناه که البته به تندی وشدت «اسیر» نیست شاعر رفته رفته به وجود الهام خون آشام شعر نیز که سعی دارد. قربانی به قربانیان خود بیفزاید پی می برد:
امشب بر استان جلال تو
آشفته ام ز وسوسه الهام
جانم از این تلاش به تنگ آمد
ای شعر ای الهه خون آشام ودر حقیقت طلب آرامش از خداش از همین روست و هم این آگاهی تدریجی در مرز مطالت وخستگی است که آن روی سکه عشق (مرگ) را نیز به او نشان می دهد. و البته با همان «من» عاصی که همچنان در درون او شعله می کشد. و باز با همان پرسشهای زن شاعر «اسیر» که گذشته از چند شعر کوتاه و بلند، اغلب در قالب چارپاره اند و با همان زبان رمانتیک وهمان ترکیبهای معمول که درواقع از مختصات این زبان و فضاست. عطر غم برگهای آرزو- گل اندوه شعله بوسه- جام بوسه و.. ترکیبهایی که با توجه به ملاکهای تعریفی شعر در آن سالها گاه قطعات او را از بیان سطحی و مستقیمی از این دست نجات می دهند:
شاید این را شنیده ای که زنان
در دل آری و نه به لب دارند
ضعف خود خودرا عیان نمی سازد
راز دار وخموش و مکارند
شعرهایی که گذشته از نوع چاره پاره بالا که سخن منظومی ابتدایی بیش نیست همچنان همه در یک سطح اند وهیچکدام را بر دیگری مزیتی نیست. چون همه از شعرهای «حرفی اند» وفاقد زبان پیشرفته و تشکل و«ساخت» در شعر یک شاعر پیشرو.
این مجموعه شامل 25 قطعه است.
«عصیان »سومین مجموعه شعر«فروغ فرخزاد» است که آثار سالهای 36و37 شاعر را در بر می گیرد. شاعر در این مجموعه با توجه به متون کتب مقدس و خاصه به آن بخش ها که به مسئله خلقت انسان وعصیان شیطان ارتباط دارد،و پیش از او نیز شاعران بسیاری از شرق وغرب بدان متوجه بوده اند و نیز با عنایت به خط اندیشگی خیامی از بیان حالات و احساسات غریزی زنانه خود دور شده است:
ساختی دنیای خاکی را و می دانی
پای تا سر جز سرابی جز فریبی نیست
ماعروسکها ودستان تودربازی
کز ما عصیان ما چیز غریبی نیست
و این خط از همان چند پاره منتخب شاعر، که به عنوان مقدمه های کوتاه در فاتحه کتاب به چشم می خورد ، به وضوح پیداست.
تفکراتی در مورد عصیان شیطان و به تبع اغوای او عصیان انسان هم، که اغلب به طریق سوال در دفاع از بیگناهی مخلوق مجبور مطرح می شود:
گر تو با ما بودی و لطف تو با ما بود
هیچ شیطان را به ما مهری ورایی بود
هیچ در این روح طغیان کرده عاصی
زونشانی بود یا آوای پایی بود
و سرانجام،چون همه سوالهای بی پاسخ می ماند، شاعر به تسلیم خدا رضا میدهد و از او طلب بخشایش معصیت وبخشش عصمت می کند.
و از همین روست که از جمله «بسامد »هایی غالب این کتاب واژه «خدا»هست. در حرکت در همین حیطه است که بتدریج تفکر مرگ جای توجه به عشق را می گیرد و رفته رفته و مرگ به روح شاعر سایه می افکند.
شعرهای این کتاب نیز همچون آثار «اسیر» و «عصیان» بیشتر با زبانی صریح ومنطقی نشری و اغلب درهمان قالب معمول چاره پاره اند. با این تفاوت که در این مجموعه نیست به دو کتاب پیشین شاعر،خاصه در نیمه اول کتاب که حاوی شعرهای عصیانی اوست هب نوع ترکیبهای رمانتیک و احساساتی کمتر میتوان برخورد ودر حقیقت جای آنها را ترکیبهای امثال شط اندیشه دانه اندیشه- قصر آسمان – دالان دیدگان و.. فراگرفته است.
این مجموعه از 18 قطعه تشکیل شده که با قطعه شعر «زندگی» که گویی دری است برای ورود به نخستین شعرها «تولدی دیگر» می یابد.
«تولدی دیگر » چهارمین مجموعه شعر «فروغ فرخزاد»است که اشعار سالهای 38 تا 142 را در بر می گیرد. شعرهایی حاصل دومین میلاد زنی که سال 1331،نخستین سال تولد شاعری او بوده.
این کتاب از نظر محتوا با سه مجموعه پیشین شاعر به کلی متفاوت است.
«فروغ فرخزاد» در سه مجموعه اول در قالب معمول چارپاره سرایان آن سالها و گاه با شعرهای کوته وبلند بی اینکه از زبان و فضای شعر «نیما» کمتر تاثر را داشته باشد، از سال 32 تا 39 جز به بیان حرفهای زنانه وسوالهای عصیانگرانه خودنپرداخت. تا نوروز سال 42 که ناگهان درخشش چهره «فروغ» ی دیگر در شعر «اوهام بهاری» (وهم سبز) چشمها را خیره کرد. و در همین سال بود که چاپ «تولدی دیگر» مهمترین حادثه شعر امروز به شمار رفت.
در این کتاب بود که فروغ دریچه هایی به دنیاهای دیگر گشود و از ورای آنها حسهایی را دریافت کرد که هرگز دراطاقهای دربسته خانگی توان دیدنش را نداشت. دریافتهایی سرشار از وحشت ندال و جوشش اضطراب وعصیان عمیق انسان شاعری که در عین اعتماد به خویش، از جامعه انسانی وجهانی زمان خود سلب اعتماد کرده است.
اغلب اشعار این کتاب با زبان جاری در خط محاوره ای و با وزنی نزدیک به طبیعت کلام بود و با جوهر شعری دیگر وبا تصویرهایی که تا آنروز در زبان هیچ شاعری سابقه نداشت.
از 35 شعر این کتاب گذشته از چند قطعه نظیر«گذران» آفتا می شود «روی خاک» و «سفر» که جملگی در همان فضای اشعار پیشین او جریان داشتند، و در شعر ناموفق «به علی گفت مادرش روزی» و «ای مرز پرگهر» که آن محصول تقلیدی اشکار واین حاصل طنزی رواست و دو مثنوی «عاشقانه» و «مرداب» که در نوع خود قابل توجه بودند و نیز تنها غزل کتاب که فقط یک بیت درخشان داشت،نخست می توان از شعر «آنروزها »نام برده که اگر چه همه بندهای آن در یک سطح نیست،اما دری ست برای ورود به دنیای زبان و حس و فکر وشیوه ویژه فروغ.
مختصاتی که نشان های درخشان آنرا در اشعار«با دما با خد خواهد برد» «دریافت » «وصل»«عروسک کوکی» «درخیابانهای سردشب» «درغروبی ابدی» «معشوق من» «جمعه» «آیه های زمینی» «هدیه»«دیدار در شب» «وهم سبز» «فتح باغ» واز همه مهمتر «تولدی دیگر» بسیار بیشتر می توان دید. تا آنجا که می توان گفت برخی از این اشعار در خط خاص خود از بهترین ووالاترین شعرهای امروز ما بشمار می روند.
«ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» پنجمین و آخرین کتاب شعر فروغ فرخزاد است که آثار سه سال آخر عمر او را از سالهای 42 تا 45 دربردارد.
این کتاب، چه از نظر شکل و چه از نظر پختگی زبان وبیان و اندیشه ، بر پله ای والاتر و بالاتر از «تولدی دیگر» قرار می گیرد. کتابی تنها با هفت شعر ، که هر کدام اوج تخیل وتفکر شاعر را نشان می دهد.
تا آنجا که نمی توان از خود نپرسید که اگر «فروغ»زنده می ماند، آیا میتوانست از این حد فراتر رود یا نمی توانستن در این مجموعه شاعر موقعیت خودرا همان چند سطر اول کتاب ترسیم میکند:
و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده زمین
ویاس ساده وغمناک آسمان
وناتوانی این دستهای سیمانی
که در حقیقت تمام شعرهای این مجموعه جز بسط مفاهیم همین سطرها نیست. بیان موقعیت انسانی تماشاگر ،وضربه پذیر، در کنار پنجره ای بلند و بزرگ که به همه جهان اشراف دارد. شاعری آگاه که در هر شعر بخشی از دیده ها و شنیده ها وخوانده هایش را در طول سالهای آگاهی شاعری، که در وجود او ته نشست شده اند، با انفجارهای متداوم درونی بالا می ریزد. و از این میان شعر ایمان بیاوریم سهم ترین این انفجارهاست. شعری آگاهانه با ساعتی جادویی که هر دم مرگ شاعر را اعلام می دارد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  41  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله فروغ فرخزاد

دانلودمقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ

اختصاصی از اینو دیدی دانلودمقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


شناخت :
1-1 ) مشخصات تاریخی و عمومی شهر و علل رشد و انحطاط آن
شهری که توصیف آن در این رساله آمده سیزاغ نام دارد این شهر در عرض جغرافیائی 3 و27 و35 عرض شمالی در یک منطقه نیمه کوهستانی زاگرس محصور است . هسته اولیه این شهر در دره ای با شیب کم از ناحیه شرق و جنوب و محصور به دو کوه شمالی و جنوب غربی است .
این شهر از کوچ اقوام آریایی در 2000 سال قبل از میلاد مسیح بصورت یک قوم کوچک که با کشاورزی بسیار ابتدایی امرار معاش مینمودند شکل گرفت و بصورت یک روستا شهر رونق پیدا کرد و تا 3000 سال دستخوش عواملی مختلف چون بیماری و قحطی قرار گرفت ولی برجای ماند و در 2500 سال قبل شهری نسبتاً آباد شد تا اینکه در زمان یورش قوم سود ( 500 سال بعد ) مردم زیادی در آن کشته ، و بنای های بسیاری ویران شد و شهر بصورت نیمه مخروبه درآمد و ساکنین کمی داشت تا اینکه 600 سال بعد از میلاد به دلیل عوامل امنیتی و امرار معاش بهتر ، شهر حدود 5 کیلومتر به سمت شهر تغییر مکان داد و در قسمت جنوبی کره شمالی آن ( سوران ) بصورت یک قلعه نظامی ساخته شد . که علّت آن شکل گیری یک دولت قوی مرکزی و سقط بر شهرهای آن دوره بود .
مرداویج که یکی از سرداران آنوش دوم بود ، مردم را به مکان جدید سوق داد و قلعه شمالی آن را ساخت و نام خود را بر شهر نهاد که بعدها به سیزاغ تغییر نام یافت . از نام قبلی آن اطلاعی در دست نیست ، با ظهور اسلام شهر چند بار تغییر و تحول یافت و بناهایی به آن اضافه یا کم شد ، به جا مانده در آن تقریباً همگی مربوط به دوره اسلامی است و مربوط به حدود 500 سال پیش به بعد

 

1-2 ) مشخصات جغرافیائی ، طبیعی و اقلیمی شهر :
آنطور که ذکر شد سیزاغ کنونی در دامنه جنوبی سلسله جبال زاگرس قرار دارد و در دامنه جنوبی کوه سوران ، دارای آب و هوایی مطلوب کوهپایه ایست بهار بسیار دل انگیز و مفرح و تابستانهای نسبتاً گرم دارد و زمستانها بسیار سرد و برفگیر است ، رودخانه ای نیز به همان نام ( سیزاغ ) از جنوب آن عبور میکند باد غالب آن در سمت دره و از شمال غرب میوزد ( سیاه باد ) . جنوب شهر دارای زمینهای آبرفتی و مستعد برای کشاورزی است که متاسفانه از رونق افتاده است ( حاشیه رودخانه ) اگر چه زمانی در این نواحی کشاورزی بسیار پر رونق بوده است ( نقشه تاریخی ) .
در غرب و شمال غرب درختان طبیعی و کشت مصنوعی از نفوذ باد به داخل آن جلوگیری میکند و در شمال شرق آن یک معدن دولومیت با ظرفیت سال نه حدود 2700 تن وجود دارد که به اشتغال آن کمک زیادی نموده است شهر تاکنون چند بار طغیان رودخانه را به یاد دارد و در سابقه آن ریزش برف از کوه شمالی آن نیز میتوان سراغ گرفت این شهر از نظر جغرافیای سیاسی ، مرکز استان زاگرس است .

 

1-3 ) خصوصیات اجتماعی و اقتصادی سیزاغ :
مردم این ناحیه فارسی زبان هستند اگر چه اقوام کرد نیز در آن زندگی میکنند ، آنچنانکه در سابقه تاریخی ذکر شد ساکنین شهر با پرداختن به کشاورزی و دامپروری امرار معاش داشته اند ولی هنگامیکه شهر امنیت بیشتری یافت هنر وصنعت نیز رونق یافت تا جایی که گلیم وفرش وبرخی صنایع دستی و همچنین ساختن بناهایی با اهمیت بیشتر در آن آغاز شد و خدمات تازه تجاری و اداری نیز در آن رشد یافت و جنبه شهر نشینی آن اهمیت بیشتر یافت .
با ظهور عصر صنعت بخاطر وجود آب فراوان و کشف معدن دولومیت این شهر اهمیّت صنعتی نیز یافت و بر رونق آن افزوده شد در شهر سیزاغ کنونی طبق آخرین آمارگیری 000/400 نفر زندگی میکنند و شهر به یک قطب نیمه صنعتی ، آموزشی ، توریستی و همچنین کشاورزی و دامپروری ( در حومه آن ) تبدیل شده است همانطور که ذکر شد معدن دولومیت شمال شرقی شهر نیز در اوج گیری شهر نقش موثری داشته است با وجود تمام عوامل مثبت یاد شده رشد جمعیتی شهر و توسعه سریع شهر نشینی و اقتصاد بیمار کشور باعث شده که درصد نرخ بیکاری در آن به n% برسد که اهمیت ایجاد مشاغل جدید را در آن نمایانگر میسازد

1-4 ) مالکیت اراضی :
آنچه در مالکیت اراضی بیشتر مطرح است توسعه و گسترش شهر در زمینهای شهری و حومه آن است . در قسمت مرکزی سیزاغ که بناهای قدیمی فراوان با بافتی ارگانیک دارد امکان ساخت وساز ابنیه بسیار محدود است در منطقه غربی آن نیز و در فاصله 2 کیلومتری یک منطقه باستانی حفاظت شده قرار گرفته است ( شهر قدیم ) که سابقه تاریخی آن ذکر شد منطقه ذکر شده دارای بناهای باقیمانده از قبل از اسلام است .
از ناحیه شمال نیز شهر به خاطر وجود کوه سوران با شیب زیاد محدود و بسته است و شمالی ترین بنا و مرتفع ترین آن قلعه نظامی است که در دوران های تاریخی مختلف ساخته شده است در قسمت جنوبی شهر نیز زمینهای کشاورزی محدودی وجود دارند همچنین برخی خدمات فراشهری چون پایانه های مختلف مسافربری در آن ایجاد شده است در شمال شرق نیز معدن دولومیت و ناحیه حفاظتی آن قرار گرفته است و تقریباً تنها منطقه باز و بدون مالکیت شرق شهر است که توسعه فعلی شهر نیز بدان سمت بیشتر بوده است .

 

1-5 ) تاسیسات و تجهیزات شهری :
در سیزاغ یک فرودگاه تازه تاسیس ، ایستگاه راه آهن ، ترمینال مسافربری وجود دارد که اغلب در ناحیه جنوبی شهر قرار گرفته اند همچنین شهر دارای یک تصفیه خانه فاضلاب و سیستم شبکه ای فاضلاب است که در سالهای اخیر به بهره برداری رسید . در حومه شرقی آن نیز یک نیروگاه سوختی و یک سیلوی بزرگ گندم و همچنین چند کارخانه بزرگ و کوچک وجود دارد که باعث آلودگی آب شهر شده است تجهیز
تجهیزات به کار رفته در شهر نیز عبارتند از چند پل بر روی رودخانه که یکی از آنها بسیار قدیمی و زیباست و بعضاً عناصر شهری بصورت تجهیزات پارکها و علائم و نمادها و یا دواره ها و عناصر دیگری که جنبه هشداری تبلیغی و ... دارند

 

1-6 ) شبکه عبور و مرور شهری :
بحث درسترسی در سیزاغ از اهمیت ویژه ای برخوردار است این اهمیت بخاطر وجود چند نکته است . اولاً وجود بافت ارگانیک در مرکز و شمال آن که به رواج تمامی شهرهای قدیمی مشکلات خاصی را به علت عدم تطابق زندگی ماشینی با فضای سنتی دارد . ثانیاً وجود رودخانه ای بین مرکز و جنوب که در طول شرقی و غربی شهر ، آن را به قسمت تقسیم نموده است که دسترسی ها را محدود و غیر منطقی و طبعاً بافت شهر را دچار ناهمگونی نموده است ، ثالثاً عدم وجود برنامه ریزی مطلوب در شبکه های دسترسی به علت وجود بافت قدیم و عوارض مختلف جغرافیایی . این مشکلات خود عوارض زیادی ایجاد نموده است که در جای خود بیشتر بررسی میشود
به طور کلی شبکه دسترسی شهر دارای چند خیابان اصلی و طولانی شرقی و غربی است که در نقاط زیادی توسط شبکه های عمودی شمالی جنوبی قطع شده اند و در بعضی نقاط تقاطع ها تبدیل به میدان شده اند یک کمربند جنوبی شرقی غربی نیز در شهر به ترافیک درون شهری کمک میکند .

 

1-7 ) ساختار شهر :
شهر سیزاغ در قسمت مرکزی دارای بافت متراکم نظیر دیگر شهرهای قدیمی است یک منطقه تجاری ، اداری و مذهبی در مرکز شهر وجود دارد که رفتارهای شهری را تا حدی متمرکز خود نموده است ( بازار - ارگ و مسجد جامع ) در حواشی آن بافت مرحله دوم شهر است که از حدود 80 سال پیش به آرامی شکل گرفته و تا حدود 25 سال پیش پیشرفتی نه چندان منضبط ( تقریباً نیمه ارگانیک ) به شهر داده است دارای عملکردهای تازه اداری ، تجاری و آموزشی و بعضاً پارک های محلی کوچک است اما خدمات به علت توسعه اندک شهری و عدم برنامه ریزی چندان پاسخگو نیستند و نبوده اند .
در مرحله سوم که از حدود 25 سال پیش آغاز شده است توسعه اصلی شهر با توجه به بعضی اصول طراحی و برنامه ریزی شهری و کنترل سرانه های خدماتی و طرحهای و تفصیلی دارای شکل منطم و عملکردهای شهری شده است و بعضاً مسائل شهری در آن حل شده است .

 

1-8 ) سیمای شهر :
در بافت ارگانیک و مرکزی شهر سیزاغ فضاها و نماهای خاص سنتی هنوز به طور وسیع دیده میشود اگر چه با توسعه شهرنشینی مدرن بر سیما و ظاهر کلاسیک آن لطمه وارد شده است . لیکن تعاریف فضا و توده در آن مخصوصاً در نواحی پنهان بافت ( کوچه ها و خانه ها و تکیه ها و ... ) هنوز ساختار خود حفظ نموده است و سالانه این بافت گردشگران داخلی و گاهاً خارجی بسیاری را پذیر است . بافت میانی شهر ، گرفتار یک ناهمگونی شدید در فضاها و نماها و ناخوانایی در لبه های شهری گشته است در بسیاری از محلاًت بافت میانی تنها به حرکت طولانی شبکه ها به صورت دو بعدی توجه شده است و به توده های
1- یک فضا در بافت قدیم سیزاغ ( دارای اصالت و هویت خاص خود )
2- بدنه خیابان در بافت میانی سیزاغ ( ناخوانایی و عدم انسجام در بدنه شهری )
3- عملکردهای جدید هویت بافت قدیم را مخدوش نموده است ( بافت قدیم )
شکل دهنده آن توجه زیادی نشده است توده ها نسبت به هم بی اعتنا بوده و هر کدام به تنهایی معنی دارند و فضاها نیز بی هویت شده اند . در بافت جدید که در بعضی مناطق با اصول تازه شهر سازی و رعایت تراکم ها و اصول شبکه بندی و تقسیمات شهری همراه بوده است تا حدی بافت شهری هویت نمایی و عملکردی یافته است .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   34 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله مشخصات تاریخی و معماری سیزاغ

آلاچیق 3 بعدی .......... شماره 100 ........... شامل (تنها) فایل 3 بعدی اسکچاپی

اختصاصی از اینو دیدی آلاچیق 3 بعدی .......... شماره 100 ........... شامل (تنها) فایل 3 بعدی اسکچاپی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

آلاچیق 3 بعدی .......... شماره 100 ........... شامل (تنها) فایل 3 بعدی اسکچاپی


آلاچیق 3 بعدی  .......... شماره 100 ........... شامل (تنها) فایل 3 بعدی اسکچاپی

پسوند فایل:  (اسکچاپ) : skp 

........................................

اگر از این مدل نقشه های اتوکد و عکس می خواهید سفارش دهید : (تلگرام یا پیامک) 09309839778

.................................

دسته بندی : آلاچیق 3 بعدی

.................................

برای دیدن عکس در اندازه اصلی روی عکس زیر کلیک کنید

.........................................

برای خرید این محصول به پایین مراجعه کنید.

 آموزش خرید اینترنتی 1 ............. آموزش خرید اینترنتی 2 ............. آموزش خرید فایل های بالای 50 هزار تومان سایت SKP

..................................

برای استفاده از این مدل 3 بعدی باید نرم افزار اسکچاپ (یکی از ورژن های 8 یا 2013 یا 2014 یا 2015 یا 2016) را در سیستم خود نصب کنید.

دانلود رایگان نرم افزار SKETCH UP 2015

آموزش نصب اسکچاپ ۲۰۱۵ ........کلیپ رایگان

آموزش نصب اسکچاپ 2016 (sketchup 2016) به همراه patch

تک کلیپ های آموزش اسکچاپ

.................................

اگر از این طرح کلیپ و یا عکس های بیشتر برای اطمینان در خرید می خواهید درخواست خود را می توانید از طریق پیامک یا تلگرام یا واتساپ به شماره  09309839778  به ما اعلام کنید.

نمونه ارسال درخواست : کلیپ (و یا عکس) از فایل  (نام محصول که در بالا مشاهده می نمایید) .

...........................

برای ثبت سفارش :

اگر از این طرح موارد زیر را می خواهید درخواست خود را می توانید از طریق  پیامک یا تلگرام یا واتساپ به شماره  09309839778  به ما اعلام کنید.

فایل 3 بعدی 3d max . فایل 3 بعدی 3d cad . رندر حرفه ای

انیمیشن در 2 نوع اسکچاپی و حرفه ای............................ نمونه اسکچاپی .... نمونه حرفه ای

نقشه های اتوکد شامل پلان . سایت پلان (بدون اندازه گذاری) . نما ها ( بدون اندازه گذاری) . برش ها (بدون مبلمان و اندازه گذاری)

................................


دانلود با لینک مستقیم


آلاچیق 3 بعدی .......... شماره 100 ........... شامل (تنها) فایل 3 بعدی اسکچاپی

دانلود مطالعات نقش معماری آب در مرکز باز‌پروری معتادان 298 ص فایل ورد

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مطالعات نقش معماری آب در مرکز باز‌پروری معتادان 298 ص فایل ورد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مطالعات نقش معماری آب در مرکز باز‌پروری معتادان 298 ص فایل ورد


دانلود مطالعات نقش معماری آب در مرکز باز‌پروری معتادان 298 ص فایل ورد

فهرست مطالب

 

چکیده. 1

فصل اول: کلیات طرح.. 2

1-1 مقدمه. 2

1-2 بیان مسئله. 2

1-3 ضرورت و اهمیت موضوع.. 2

1-4 اهداف... 2

1-5  روش انجام پژوهش.... 3

1-6  جنبه های نو آوری پروژه:. 3

فصل دوم:. 4

مبانی‌نظری و ادبیات موثر در پروژه. 4

2-1روانشناسی(psychology) 4

2-1-1 روان شناسی چیست؟. 4

2-1-2 شاخه های مختلف روان شناسی.. 5

2-1-1-1  روان شناسی رشد و کودک.. 5

2-1-1-2 روان شناسی شخصیت.. 5

2-1-1-3 روان شناسی اجتماعی.. 6

2-1-1-4 روان شناسی بالینی.. 6

2-1-1-5 روان شناسی مرضی.. 6

2-1-1-6 روان شناسی کودکان استثنایی.. 6

2-1-1-7  روان شناسی تربیتی.. 6

1-  روان شناسی تربیتی و قلمرو آن.. 7

2- ارکان اصلی روان شناسی تربیتی.. 7

2-1-3 روانشناس کیست ؟. 7

2-1-3-1راهنمایی :. 8

2-1-3-2مشاوره :. 8

2-1-3-3رواندرمانی :. 8

2-1-4 راههای رسیدن به آرامش روانی.. 10

2-2 آرامش روانی:. 21

2-2-1 تأثیر محیط بر روح و روان انسان.. 21

2-2-2-5 خلوت.. 25

2-3-1 رابطه طبیعت و ارامش روانی:. 25

2-3-2محیط و طبیعت:. 26

2-3-2-1 آثار روانی آب و هوا بر انسان از دیدگاه قرآن و روایات.. 27

2-3-3 تأثیر محیط زیست بر انسان از دیدگاه اندیشمندان اسلامی و غیر اسلامی.. 28

2-3-3-1 تأثیر گیاهان در انسان از نظر اسلام. 31

2-3-4 انسان و طبیعت:. 33

2-3-4-1 تأثیر هوا بر روح و روان : 35

2-3-4-3 ارزش مناظر طبیعی برای انسان ها 35

2-3-4-5 رفتار متقابل انسان ها با طبیعت.. 36

2-3-4-6 فواید حاصل از حضور یافتن در طبیعت.. 37

2-3-5 رابطه انسان با محیط.. 37

2-3-5-1 انسان و جهان مادی.. 37

2-3-6  معماری و طبیعت:. 38

2-3-6-1 فراخوانِ طبیعت به معماری:. 38

2-3-6-2 رابطه بین فضای درون و فضای بیرون در معماری ار گانیک.... 39

2-3-6-3  الگوهای معماری و طبیعت.. 39

2-3-7 رابطه محیط طبیعی و جامعه:. 41

2-4 عناصر معماری مرتبط با آرامش:. 42

2-4-1-4 نقش اب  در ایران باستان.. 45

2-4-1-5 جنبه نمادین آب.. 45

2-4-1-6 جلوه های آب در معماری و باغسازی ایرانی.. 46

2-4-1-7 نقش روان درمان آب : 47

2-4-1-8 آب داخل فضای معماری.. 48

2-4-2 معماری و خاک... 48

2-4-3-2 نورچیست: 53

2-4-3-3 اهمیت نور در معماری.. 54

2-4-3-4 نور و بشر. 55

2-4-3-5 نور احساس و معماری.. 55

2-4-3-7 عناصر نورگیری در معماری سنتی.. 60

2-4-3-8 کنترل کننده های نور. 60

2-4-3-9 نور پردازی طبیعی فضای داخلی.. 61

2-4-3-10 نحوه دستیابی به نور (منافذ نور یا روزنها). 65

2-4-3-11 نور و فضا 66

2-4-3-12 اهمیت نور به منزله بخشی ازطرح.. 67

2-4-4- رنگ و معماری.. 68

2-4-6-2  حیاط و معماری پایدار. 74

2-4-7 فضای داخلی( معماری داخلی). 74

2-4-8 باغ.. 75

2-5 روانشناسی محیط:. 89

2-5-1 رابطه هنر و روان آدمی:. 90

2-5-3  موسیقی درمانی:. 94

2-5-4 رنگ درمانی.. 104

2-5-5 ورزش درمانی.. 118

2-5-6 نقش آب بر روان آدمی:. 120

2-5-6-12 آب درمانی ، فواید و مضرات آن.. 128

2-6 اعتیاد. 130

2-6-3 اعتیاد از نظر اجتماعی چیست؟. 131

2-6-5 اثر اعتیاد بر خانواده. 134

فصل سوم: روش تحقیق.. 139

3-1 مقدمه:. 139

3-2 روش تحقیق:. 139

3-3  روش تجزیه و تحلیل اطلاعات:. 140

1-تسهیلات مطالعه انفرادی... 162

2-مشخصات فضاهای قرائت... 163

3-سایر ویژگیهای کتابخانه.. 163

4-مختصری درباره کتابخانه های مرجع.. 164

5 -فضاهای عملکردی کتابخانه ها. 164

6-عناصر اصلی کتابخانه.. 165

7-استانداردهای سرمایش ، گرمایش، ... 165

3-4-4 موقعیت اقلیمی محدوده طرح:. 208

3-4-4-3بررسی نمودار بیوکلیماتیک انسانی شهر تهران: 216

3-4-5-1 رشد جمعیت تهران:. 221

3-4-5-4توزیع نسبی جمعیت در گروه های سنی:. 225

3-4-5-5مهاجرت:. 227

3-4-5-7نسب جنسی:. 230

3-4-5-8تراکم جمعیت:. 231

3-4-6- موقعیت اقتصادی محدوده طرح:. 232

3-4-6-1 جغرافیای اقتصادی استان تهران.. 232

1- کشاورزی: 232

دامداری: 233

3-صنایع: 233

3-5-2-1 دلایل انتخاب سایت... 250

- احاطه شدن با بافت مسکونی ناهمگن.. 254

فصل چهارم:. 260

جمع بندی اطلاعات و معرفی ایده حاکم بر طرح.. 260

4-1 مقدمه. 260

4-2  ادبیات پروژه. 260

4-2-3 -3 شرایط روانی فرد در حال ترک اعتیاد. 267

4-3  ایده‌های کلی حاکم بر فرایند طراحی:. 268

4-4  جمع بندی نهایی ایده  طراحی و برآیند آن.. 269

4-5  بررسی نحوه کارکرد مجموعه:. 275

فصل پنجم: معرفی پروژه. 277

5-1 برنامه فیزیکی.. 277

5-2 توجیه طرح.. 278

اسکیس های اقلیمی.. 281

منابع و ماخذ:. 288


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مطالعات نقش معماری آب در مرکز باز‌پروری معتادان 298 ص فایل ورد