اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله هسته سلول

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله هسته سلول دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

هسته محل ذخیره اطلاعات ژنتیکی و مرکز کنترل یوکاریوتی است. محتویات هسته در یوکاریوتها توسط غشای هسته احاطه شده است و اندامکی به نام هسته را بوجود آورده است. ولی چون سلولهای پروکاریوتی فاقد غشای هسته هستند بدون هسته محسوب می شوند.
اطلاعات اولیه
هسته در سال 1831 توسط Robert Brown در سلولهای اپیدرمی تعلبیان کشف شد و به عنوان بخشی متراکم، پایدار و موجود در همه سلولها در نظر گرفته شد. هسته یک ساختار فشرده با پیچ و تابهای زیادی را داراست و با پروتئین همراه می باشد. به چنین مجموعه فشرده ای همراه با پروتئین، کروماتین می گویند. هسته واجد غشای دو لایه ای موسوم به پوشش هسته ای است و در این پوشش حفره ها یا روزنه هایی موسوم به منفذ پیچیده هسته ای است که از طریق آنها عمل تبادل مواد بین هسته و سیتوپلاسم انجام می گیرد. برای بررسی ساختمان عمومی هسته می توان از میکروسکوپ الکترونی استفاده کرد.
شکل و محل و تعداد هسته در سلولها
هسته در بیشتر سلولها کروی با بیضوی است. در سلولهای پارانشیمی بالغ گیاهان عدسی شکل، در سلولهای عضلانی مخطط جانوران و سلولهای پروکامبیومی گیاهان استوانه ای شکل، در سلولهای آبکش بالغ و سلولهای انگل زده چند بخشی است. در عده ای از سلولهای هسته چند بخشی است. مثل گویچه های سفید خون چند هسته ای و یا سلولهای استئوکلاست (استخوان خوار). در بیشتر سلولها هسته در مرکز قرار دارد. در سلولهای گیاهی به علت رشد واکوئلها، هسته در کنار غشا قرار می گیرد و در سلولهای عضلانی مخطط هسته در بخشهای کناری قرار دارد.
در جلبک استابولاریا هسته در بخش ریزوئیدی (ریشه نما) با مجاور با آن قرار دارد. اغلب سلولها دارای یک هسته هستند. با وجود این برخی جانداران ابتدایی ویا سلولهای جانداران پیشرفته بیش از یک هسته دارند. برای مثال حدود 20 درصد از سلولهای کبدی و یا عده زیادی از سلولهای ریشه قارچها دو هسته ای هستند. سلولهای عضلانی مخطط ساختمان سنوسیتی دارند یعنی در یک سیتوپلاسم مشترک چندین هسته پراکنده است. این سلولها ابتدا یک هسته ای بوده اند که به دلیل تقسیمات مکرر هسته بودن آنکه سیتوپلاسم تقسیم شود به حالت سنوسیتی درامده اند.
نسبت حجم هسته به حجم سیتوپلاسم را نسبت نوکلئوپلاسمی می گویند. این نسبت برای سلولهایی که در یک مرحله رشد و در شرایط مشابه باشند ثابت است.
هسته شامل پوشش هسته ای، شیره هسته، اسکلت هسته ای، کروماتین و بالاخره هستک می باشد.
پوشش هسته ای
اطراف هسته سلولهای یوکاریوتی را پوشش هسته ای شامل غشای بیرونی، غشای درونی، فضای بین دو غشا و منافذ هسته ای پوشانیده است.
غشای بیرونی
از دو لایه فسفولیپیدی و پروتئینهای پراکنده در بین آنها تشکیل شده است که شباهت زیادی به غشای شبکه آندوپلاسمی دارد و در سطح آن ریبوزومها قرار گرفته اند.بخشهایی از غشای بیرونی با شبکه آندوپلاسمی دانه دار ، پیوستگی دارد و منشا غشای هسته نیز از شبکه آندوپلاسمی دانه دار است.
فضای بین دو غشا
فضای بین دو غشای یا فضای دور هسته ای فضایی به وسعت 60 تا 100 آنگستروم است که وسعت آن در همه جای پوشش هسته ای یکنواخت نیست. در برخی نواحی وسیع تر و در محل منافذ با سوراخهای هسته ای که دو غشا پوشش هسته ای بهم می رسند وسعت فضای دور هسته ای به صفر می رسد.
غشای داخلی
غشایی زیستی به ضخامت حدود 60 تا 70 آنگستروم، شبیه غشای شبکه آندوپلاسمی و فاقد ریبوزوم است. غشای داخلی با واسطه پروتئینهای لامینایی با کروماتین ارتباط دارد.
منافذ غشای هسته
در پوشش هسته ای ساختمانهای پروتئینی فعال و ویژه ای به اسم منافذ هسته ای وجود دارد. وجود این منافذ بوسیله هرتویگ در سال 1876 برای اولین بار پیش بینی شد. قطر منافذ به اندازه ای است که به مولکولهای پروتئین ، انواع RNA ها و حتی زیر واحدهای ریبوزومی اجازه عبور می دهد. پروتئینهای سیتوپلاسمی که وارد هسته می شوند از جمله پروتئینهای هستونی دارای یک بخش نشانه هستند که به کمک آن از بازگشت آنها به سیتوپلاسم جلوگیری می شود. منافذ هسته ای عبور یونهای منفی را تسهیل می کنند.
منافذ هسته ای ساختمانهای دائمی و پایدار نیستند و متناسب با نیاز سلول ایجاد یا ناپدید می شوند. در سلولهای با فعالیت متابولیکی بالا که مبادله مواد بین هسته و سیتوپلاسم زیاد است تعداد منافذ هسته نیز زیاد است و در سلولهایی که تبادلات هسته و سیتوپلاسم کم است تعداد منافذ کاهش می یابد. هر منفذ بوسیله مجموعه ای از ذرات متراکم احاطه شده است. این ساختمان های پروتئینی را بر روی هم مجموعه منفذی یا منفذ پیچیده هسته ای می نامند که شامل بخشهای زیر است.
یک حلقه یا آنولوس که از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح سیتوزولی قرار دارد.
یک حلقه یا آنولوس که این هم از 8 پروتئین گرانولی کناری تشکیل شده است و در سطح نوکلئوپلاسمی قرار دارد.
کانال مرکزی یا درپوش که این کانال محل عبور مواد می باشد و در مرکز منفذ قرار دارد.
منفذ از ترکیباتی به نام Annular Material پر شده و به سمت نوکلئوپلاسم (شیره هسته)و سیتوپلاسم بیرون زده است.
شیره هسته(نوکلئوپلاسم یا کاریولنف)
شیره هسته مایعی است که درون هسته را پرکرده است و از نظر کلی شبیه سیتوزول و کمی متراکم تر از آن با PH اسیدی است شیره هسته یا ماتریکس هسته حاوی آب 10 درصد از کل پروتئینهای هسته ای ، 30 درصد از کل RNA و 2 تا 5 درصد از کل فسفولیپیدهای هسته ای را شامل می شود. مقدار کمی لیپید و نیز مقداری گلوسیدهای (قندها) موثر در تشکیل نوکلئوتید مثل ریبوز و دزوکسی ریبوز در آن وجود دارند.
یونهای موجود در شیره هسته
در شیره هسته یونهای وجود دارد. یونهای موجود در هسته ده برابر بیشتر از یونهای موجود در سیتوپلاسم می باشد. و از این لحاظ مساوی محیط خارج سلول است. یون و اثری در جهت فعال کردن تنظیم بیان ژن و افزایش نسخه برداری دارد.
پروتئینهای شیره هسته
این پروتئینها به دو گروه ساختمانی شامل هیستونها و تنظیمی شامل انواع غیرهیستونی و آنزیمی تقسیم می شوند.
پروتامینها: از مهمترین پروتئینهای موجود در شیره هسته سلولهای جنسی و زایشی هستند که خاصیت قلیایی دارند.
پروتئینهای هیستونی: با دارا بودن خاصیت قلیایی به DNA متصل شده و نوکلئوزومها با واحدهای تکراری DNA را می سازند.
پروتئینهای غیرهیستونی: دارای خاصیت اسیدی هستند.
-پروتئینهای آنزیمی:-پروتئینهای آنزیمی شیره هسته شامل DNA پلیمرازها، RNA پلیمرازها، لیگازها، DNase و RNase و GTPase و ATPase و نوکلئوزید فسفرپلاز است.
ساختمان شیره هسته
شیره هسته یا نوکلئوپلاسم حاوی انواع گوناگونی از گرانولهای بین کروماتینی و گرانولهای اطراف کروماتینی است.
گرانولهای بین کروماتینی(ICG): ذراتی است به قطر 20 تا 35 نانومتر که توسط رشته هایی به یکدیگر متصل شده اند و به فرم دستجاتی در فضای بین کروماتین اکثر هسته ها دیده می شود.
گرانولهای اطراف کروماتینی(PCG): در اطراف هتروکروماتین متراکم قرار داشته و مانند گرانولهای منفرد به نظر می آیند. این گرانولها به قطر 30 تا 50 نانومتر بوده و توسط گرانولهایی به قطر 25 نانومتر احاطه شده اند. این گرانولها در بسیاری از هسته سلولها دیده شده و از تراکم فیبرهای بسته بندی شده به قطر 3 نانومتر تشکیل شده اند. این گرانولها از RNA دارای وزن مولکولی کم و ضریب رسوب V و 4 S و حداقل 2 پروتئین تشکیل شده است.
اسکلت هسته ای
مجموعه منفذی شبکه لامینایی به علاوه اسکلت هسته ای درونی را روی هم اسکلت هسته ای گویند.
شبکه لامینایی
شبکه لامینائی یا لامینا پروتئنیهای خاصی هستند که تریمرهایی تشکیل می دهند متشکل از سه مونومر که با C,B,A یا c,b,a معرفی می شوند. تریمرهای لامینایی که از سه مونومر C,B,A تشکیل یافته اند همانند شبکه تورینه ای بهم می پیوندند و اسکلت هسته ای را می سازند بخش محیطی (اطرافی) اسکلت هسته ای تراکم بیشتری دارد و بخش درونی آن کم تراکمتر و دارای حالت اسفنجی است. شبکه لامینایی را اغلب شبکه بسیار ظریفی می دانند که در مقابل سطح درونی پوشش هسته ای قرار گرفته اند و با مجموعه های منفذی اتصالهایی دارد. شبکه لامینایی ساختمانی ظریف اما چسبیده دارد که پس از حذف پوشش هسته ای و حل کردن پروتئین و DNA ی موجود در کروماتین بصورت پاکت نازکی باقی می ماند و اندازه و حالت هسته را حفظ می کند.
لامین نقش ساختمانی مهمی در تعیین شکل و وضعیت هسته بازی می کند. لامینها مولکولهای بسیار پایداری هستند. به حسب وضع لامینها در طول تقسیم سلولی دو نوع لامین در نظر می گیرند. لامینایی که همیشه چسبیده به پوشش هسته ای باقی می ماند (لامین B در پستانداران) و آنهایی که هنگام تقسیم در سیتوپلاسم حل می شوند (لامین C,A در پستانداران). لامینها به اندازه کافی بخشهای آبگریز برای نفوذ به دو لایه لیپیدی غشای داخل هسته را ندارند اما با واسطه یک نوع از پروتئینهای درون غشایی به آن متصلند.
اسکلت هسته ای درونی
هنگامی که هسته ها جدا شده از سلول بوسیله نوکلئازها از جمله RNase,DNase که به ترتیب RNA,DNA را هضم می کنند یا با محلولهای نمکی قوی که پروتئینهای کروی را حل می کنند. تیمار شوند یک شبکه سه بعدی درون هسته ای باقی می ماند که با میکروسکوپ الکترونی قابل مشاهده است و در مجموعه شیره هسته پراکنده است. این ساختمان را اسکلت درونی هسته ای می گویند. به نظر می رسد که این شبکه برای سازمان یابی کروماتین مهم است. اسکلت هسته ای درونی از دو شبکه روی هم تشکیل شده است که عبارتند از:
شبکه اول از پروتئینهای رشته ای ساخته شده و نقش پشتیبان را برای شبکه دوم دارد.
شبکه دوم از پروتئینهای گویچه ای یا کروی ساخته شده که بین آنها پروتئینهای آنزیمی دخالت کننده در رونویسی و همانند سازی نیز در بین آنها وجود دارد.

 

هستک
هستک در هسته انترفاز دیده می شود از مرحله پروفاز تا اوایل تلوفاز دیده نمی شود. هستک یک اندامک درون هسته ای و بدون غشا در شیره هسته می باشد. تعداد معمول آن یک یا دو عدد در هسته هر سلول، گاهی چند عدد و در هسته اووسیت دوزیستان تعداد زیادی هستک وجود دارد هستک ها اغلب کروی شکل و به صورت ذرات متراکم هستند.
بین درشتی هستک و فعالیت بیوسنتزی پروتئینی سلول وابستگی وجود دارد. هرچه سلولها دارای سنتزپروتئین بیشتر باشند هستکهای درشت تری دارند مثل اووسیتها، سلولهای ترشحی و نورونها. در مقابل در اسپرماتیدها و سلولهای عضلانی هستکها کوچکترند. هستک حاوی RNA فراوان است. و یک منطقه کروماتینی متراکم و کم و بیش حلقه دار اطراف هستک را احاطه می کند هستک جایگاه تشکیل ریبوزوم است.
کروماتین
ترکیب اصلی هسته، کروماتین است شبکه کروماتینی از درهم رفتن رشته های کروماتینی تشکیل شده و این رشته ها در حقیقت حالت بسیار کم تراکم شده ای از کروموزوم هاهستند. رشد کروماتین یا DNA ی آنترفازی، مجموعه مولکولی پیچیده ای است که در آن DNA، دارای اطلاعات ژنتیکی و پروتئینهای مختلف وابسته به آن نقش ساختمانی با عملی و نیز مقداری از RNA ها وجود دارد.
سیتوپلاسم
نگاه کلی
با همه مرزهای تفکیک شده ای که در سلول وجود دارد. یک قالب یا بسته سیتوپلاسمی تمام فضاهای موجود بین اندامک هایی را که بوسیله غشای سلولی احاطه شده اند، پر می کند. این سیتوپلاسم زمینه ای سیتوزول است. اگر با اولترا سانتریفوگاسیون مرحله ای تمام اندامک ها حتی میکروزوم ها و ریبوزوم ها را هم از سیتوپلاسم جدا کنیم، بخشی شناور باقی می ماند که همان سیتوزول است. سیتوزول بویژه در سلولهای در حال تمایز اهمیت خاصی دارد.
ارگاستوپلاسم
در گذشته سیتوزول به صورت ماده ای همگن در نظر گرفته می شد تا اینکه در اواخر قرن نوزدهم مشخص گردید که در برخی سلولها بویژه سلولهای ترشحی و سلولهایی که سنتز پروتئینی فعالی دارند، در بعضی قسمتهای سیتوزول باز دوست تر است و رنگهای بازی از جمله پیرونین را بهتر می پذیرد. به همین دلیل بخشهای باز دوست سیتوزول را سیتوپلاسم رنگ پذیر(کرومیدیال) می نامند. در سال 1887 گازنیر کلمه ارگاستوپلاسم را برای بخشهای بازوفیل سیتوپلاسم که به نظر او در بیوسنتز مواد نقش فعالی داشتند، بکار برد.
ارگاستوپلاسم، بخشهای باز دوستی نظیر ذرات نیسل موجود در جسم سلولی سلولهای عصبی، سیتوپلاسم فعال و باز دوست سلولهای مخاطی و سلولهای ترشحی لوزوالمعده، غدد بناگوشی، سلولهای اصلی غدد معده و بخشهای باز دوست سلولهای کبدی را نیز شامل می شود. کاسپرین، براشه و پژوهشگران دیگر نشان داده اند که باز دوستی زیاد ارگاستوپلاسم به دلیل وجود اسیدهای ریبونوکلئیک است و به همین دلیل با تاثیر ریبونوکلئازها این باز دوستی از بین می رود.
از آنجا که اسیدهای ریبونوکلوئیک سیتوپلاسمی بویژه در ریبوزوم ها متراکمند، می توان باز دوستی و فعال بودن سنتز پروتیئنها در ارگاستوپلاسم را نتیجه فراوانی ریبوزومها در این بخش از سیتوزول دانست. در گذشته به جای سیتوزول بیشتر از کلمه هیالوپلاسم استفاده می شد که خود نشانه ای از تصور همگن و شفاف بودن سیتوپلاسم زمینه ای بوده است، تصوری که امروزه دگرگون شده است.
ترکیب تشکیل دهنده سیتوزول
در سیتوزول 85 درصد آب و حدود 15 درصد مواد مختلف موجود است. از این مواد بخش عمده ای را پروتئینها بویژه پروتئینهای آنزیمی اسیدهای آمینه، گلوکز، یونها، mRNA ها و tRNA ها و بطور خلاصه تمام مولکولهای لازم برای ایجاد انرژی و مواد لازم برای اعمال مختلف سلولی را شامل می شوند. پروتئین های سازنده اسکلت سلولی از جمله تویولین ها ، آکتین ها، میوزین، ترویومیوزین و ترویونین نیز بخشی از پروتئینهای موجود در سیتوزول هستند.
برخی مواد موجود در سیتوزول می توانند به نحوی تجمع یابند که به ساختمان های قابل رویت با میکروسکوپ الکترونی تغییر شکل دهند. از جمله این ذرات، گلیکون، گویچه های لیپیدی و پروتئینهای اسکلت سلولی هستند که به صورت ریز لوله ها و ریز رشته ها سازمان می یابند. یادآوری این نکته جالب است که سانتریول ها، رشته های دوک تقسیم و حتی تاژک ها و مژکها زیر بنای ساختمانی ریز لوله ای دارند.
پروتیئن های موجود در سیتوزول
در سیتوزول پروتئینهای محلول، پروتئینهای آنزیمی، تمام آنزیمهای گلیکولیز، آنزیمهای فعال کننده اسیدهای آمینه برای ورود به سنتز پروتئینها ، تمام ماشین سنتز پروتئینها و دیگر بخشهای محلول سیتوپلاسم وجود دارد. بطور کلی حدود 30 تا 25 درصد از کل پروتئینهای سلولی از جمله پروتئینهای آنزیمی در سیتوزول موجودند.
آنزیمهای بسیاری از واکنشهای سلولی که به ATP نیاز دارند، TRNA ها بخشهای دیگری از سیتوزول هستند. تغییر حالت سل به (ژل و به تیغ آن تغییرات مختلفی از جمله تغییرات غلظت جنبش درون سلولی یا سیکلوز، حرکت آمینی، تشکیل دوک تقسیم، جابجایی کروموزوم ها، برخی از تغییر شکلهای سلولی، تسهیم یا شکافتگی سلول و مانند آن به سیتوزول وابسته است.
اندامکهای سیتوزولی
ریبوزوم
ریبوزوم ها دارای ترکیبات ریبونوکلئوپروتئین هستند و جایگاه کاتالیتیک برای سنتز پروتیئن محسوب می شوند. ریبوزومها به صورت آزاد در سیتوزول و یا متصل به شبکه آندوپلاسمی دیده می شوند. ریبوزومها در سلولهای یوکاریوتی و پروکایوتی دارای اندازه متفاوت هستند. ریبوزومها معمولا به صورت پلی زوم دیده می شوند که متشکل از تعداد زیادی ریبوزوم که توسط مولکولهای RNA پیک بهم متصل شده اند و آماده پروتئین سازی هستند.
شبکه آندوپلاسمی
شبکه آندوپلاسمی متشکل از لوله های درهم پیچیده ای است که ممکن است حاوی ریبوزوم بوده و به این علت شبکه آندوپلاسمی خشن یا دانه دار خوانده می شود و یا فاقد ریبوزوم باشد که در این صورت شبکه آندوپلاسمی صاف نامیده می شود. شبکه آندوپلاسمی محل اصلی سنتز پروتئین و چربی است و در تغییرات پس از سنتز این مولکولها نقش دارد. همچنین مولکولهای سمی را به مشتقات غیرسمی آنها که می توانند از سلول خارج شوند تبدیل می نماید.
دستگاه گلژی
دستگاه گلژی به صورت اندامکهای شبکه مانند در نزدیکی هسته سلول قرار دارند. دستگاه گلژی از یک طرف یا شبکه آندوپلاسمی و از طرف دیگر با وزیکولهای و لیزوزومها در ارتباط می باشد. عمل اصلی دستگاه گلژی پردازش و آماده سازی محصولات تازه سنتز شده سلولی و هدایت آنها به سوی سرنوشت نهایی شان می باشد.
لیزوزوم
ساده ترین ساختمان های لیزوزومی لیزوزومهای اولیه هستند که عبارتند از کیسه هایی با یک ماتریکس متراکم که اعتقاد بر این است که از گلژی مشتق شده اند و حاوی آنزیمهای هیدرولیتیک هستند که جهت از بین بردن و هیدرولیز موادی که در گوارش سلولی از بین نرفته اند بکار می روند.
میکروبادیها
این ارگانها که پراکسی زومها و گلی اکسی زومها هستند. حاوی آنزیمهای فلاوین اکسید از و کاتالارها هستند. ارگانلهایی که حاوی این مواد هستند به شکل کروی با بیضوی و محصور در یک غشا مشاهده می شوند. بیش از 40 آنزیم در پراکسی زوم یافت شده است که مسئول بسیاری از فعالیتهای کاتابولیک و آنابولیک هستند.
گلی اکسی زومها بیشتر در سلولهای گیاهی یافت می شوند که مسئول تبدیل چربیها به قندها برای استفاده گیاهکهای جوان می باشند.
هسته
هسته سلول مرکز فعالیتهای سلولی است. زیرا اکثر حوادث سلولها از هسته منشا گرفته و یا از طریق پیامهای هسته ای به شکل RNA انجام می گردند. هسته در سلولهای یوکاریوتی دارای محدوده مشخصی است که توسط یک غشای دو لایه احاطه شده است. بیشتر ژنوم سلول در هسته متمرکز شده است.
پلاستها
این ارگانلها مختص سلولهای گیاهی هستند که دارای انواع مختلف هستند. از مهمترین آنها می توان به کلروپلاستها و کروموپلاستها اشاره کرد. کلروپلاستها حاوی کلروفیل بوده و مسئول فتوسنتز و تولید کربوهیدراتها در سلولهای فتوسنتزی هستند.
میتوکندری
این ارگانلها به اشکال مختلف در سلولهای گیاهی و جانوری یافت می شوند. حاوی آنزیمهای تنفسی بوده و مسئول تولید انرژی مورد نیاز سلول هستند و تجمع آنها در جایی که نیاز به تولید زیاد انرژی وجود دارد بیشتر است.
غشای سلولی
محیط درونی سلول از بیرون آن متفاوت است. این اختلاف در تمام مدت زیست سلول بوسیله یک غشای نازک که سطح سلول را می پوشاند که آن را غشای سلولی یا غشای سیتوپلاسمی می گویند که ورود و خروج مولکولها و یونها از کنترل می کند.
نگاه اجمالی
غشای سلولی ساختمانی است به ضخامت 7-10nm که محدوده سلول را معین کرده و به عنوان سد انتخابی، مبادله مواد بین سلول و محیط اطرافش را کنترل می کند. غشا از دو لایه تقریبا ممتد لیپیدی ساخته شده که در آنها مجموعه های پروتئینی بطور پراکنده وارد شده اند علاوه براین پروتئینهای غشایی پروتئینهای دیگری که از نوع پروتئینهای حاشیه ای هستند، در غشای دو لایه و اغلب روی سطح داخلی قرار می گیرد. بنابراین غشا بسیار نامتفاوت است. بخشی از عدم تقارن غشا مربوط به زنجیره های الیگوساکاربدی می باشد که تنها به سطح خارجی غشا چسبیده اند.
لیپیدهای غشا
لیپیدهای غشایی شامل فسفولیپید (فسفوگلیسرید و اسفنگولیپید) و کلسترول می باشد. فسفولیپیدها مولکولهایی هستند که از یک قسمت سر مانند و یک دنباله متصل به آن تشکیل شده اند. قسمت سری که به سر قطبی Polar head نیز موسوم است. حاوی گروه فسفات بوده و آب دوست Hydropgilic می باشد قسمت دنباله از دو زنجیره اسید چرب تشکیل شده و آب گریز Hydrophobic می باشد. دنباله غیرقطبی Non polartail نیز نامیده می شود.
فسفولیپیدها در این ساختمان دو لایه به ترتیبی است که قطبهای هیدروفیل آنها در سطح داخلی و خارج سیتوپلاسم و دنباله های هیدروفوب آنها در مرکز قرار گرفته است و همین امر باعث سه لایه دیده شدن غشا با میکروسکوپ الکترونی می گردد. از دیگر لیپیدهای غشایی، کلسترول می باشد که در حد فاصل اسیدهای چرب قرار گرفته است. میزان سیالیت غشا بستگی به میزان کلسترول آن دارد. هر چه کلسترول بیشتر سیالیت غشا نیز بیشتر خواهد بود.
پروتئینهای غشا
پروتینها که در اکثر غشاها بیش از 50 درصد وزن آن را تشکیل می دهند، دارای وظایف ساختمانی مانند حفظ شکل سلول مانند گویچه های قرمز خون و عملکردی(مثل فعالیت آنزیمی) متعدد می باشند. این پروتئینها به دو صورت محیطی percpheral و سراسری یا داخلی Integral protein دیده می شوند و انواع آنها در ارگانها و سلولهای مختلف می تواند متفاوت باشد.
انواع پروتئینهای غشا
پروتئینهای محیطی: در سطح غشا قرار دارند و بسیاری از آنها دارای فعالیت آنزیمی می باشند.
پروتئینهای انتگرال: پروتئینهای درشت مولکولی هستند که مستقیما در داخل لیپید دو لایه قرار گرفته اند. اندازه این پروتئینها به حدی است که سراسر ضخامت لیپید دو لایه را طی می کنند و در هر دو سطح غشا نمایان هستند و یا اینکه تا حدی در ضخامت لیپید دو لایه فرو رفته اند و فقط در سطح داخلی یا خارجی غشا نمایان می باشند. از آنجا که مواد محلول در آب قادر به عبور از لیپید دو لایه نمی باشند.
عقیده بر این است که پروتئینهای سراسری به عنوان کانالهایی برای مبادله مواد محلول در آب از قبیل یونها عمل می کنند.
کربوهیدراتهای غشا
کربوهیدراتهای غشا از نوع الیگوساکاریدها می باشند. الیگوساکاریدها به کربوهیدراتهای متشکل از چند واحد قندی اطلاق می گردد. الیگوساکاریدها عمدتا در سطح خارجی غشا و متصل با پروتئینها و لیپیدها یعنی به صورت گلیکوپروتئین و گلیکولیپید دیده می شوند. ترکیبات فوق هم دارای خاصیت آنتی ژنیک می باشند و هم به عنوان رسپتور (گیرنده) در سطح سلول عمل می کنند. وجود رسپتور در سطح سلول باعث می شود که مواد معینی بتوانند وارد سلول شوند و یا سلول نسبت به هورمون معینی که رسپتور آن را دارد عکس العمل نشان دهد.
سیستمهای انتقال از غشا
انتشار
مبادله مواد محلول در چربی،آب،گاز اکسیژن و دی اکسید کربن بین سلول و محیط اطراف انتشار نامیده می شود.در صورتی که انتشار مواد با اتصال به مولکولهای دیگر تسریع گردد آن را انتشار تسهیل شده می نامند.چون انتشار تسهیل شده با دخالت پروتئینهای انتگرال صورت می گیرد.پروتئینهای دخیل در این امر را حاملporter یا انتقال دهنده گویند.
انتقال فعال Active transport
نقل و انتقال الکترولیتها بین سلول و محیط اطراف آن اگر بر خلاف شیب غلظت و با صرف انرژی انجام می گیرد.
آندوسیتوز Endocytosis
پینوسیتوز: در این روش که به آشامیدن سلول نیز موسوم است ابتدا مایعات و مواد محلول و بسیار ریز به رسپتورهای غیراختصاصی سطح سلول متصل می شوند سپس غشا در آن ناحیه فرو رفته شده و به تدریج با عمق رشد، فرورفتگی و بهم چسبیدن لبه های آن قسمت فرو رفته به صورت وزیکول درآمده و از غشای سلول جدا شده و در سیتوپلاسم رها می گردد. این وزیکول ممکن است به لیزوزوم پیوسته و تحت تاثیر آنزیمهای آن قرار گیرد و یا به عنوان حامل عمل کرده و پس از طی بخش داخلی سلول و پیوستن به غشای مقابل محتویات خود را از سلول عبور می دهند. عبور مواد از دیواره موبرگها نمونه ای از این روش می باشد.
آندوسیتوز با واسطه رسپتور: این روش انحصارا برای ورود موادی معین درون سلولهایی معین مورد استفاده قرار می گیرد، نیازمند اتصال ماده با رسپتور اختصاصی مربوطه اش در سطح سلول می باشد. برخی از هورمونها و برخی ویروسها به این طریق وارد سلول می شوند.
فاگوسیتوز: فاگوسیتوز در مقایسه با آندوسیتوز با واسطه رسپتور، روشی غیراختصاصی است.
سلولهای معینی مانند ماکروفاژها با استفاده از این روش، باکتریها و قارچهای وارد شده به بدن و یا حتی سلولهای آسیب دیده و فرسوده را فاگوسیتوز می کنند.
اگزوسیتوز
برعکس آندرسیتوز در عمل اگزوسیتوز مواد از محیط داخل سلول به خارج از سلول انتقال می یابند. این مواد که شامل ذرات ترشحی ساخته شده در سلول و یا مواد باقیمانده حاصل از تجزیه لیزوزوم می باشند به صورت وزیکول ترشحی یا دفعی دیده می شوند. پس از چسبیدن وزیکول ترشحی یا دفعی به غشای سلول، غشا در محل چسبیدگی از بین می رود و به این طریق محتویات وزیکول به خارج از سلول تخلیه می گردد.
وظایف غشای سلولی
1-حفظ شکل مشخص سلول و جلوگیری از خروج محتویات آن. این عمل برای پرده ای که فقط 75 آنگستروم ضخامت دارد بسیار عجیب و ناباورانه است. اگر غشای سلولی در محلی پاره شود، سیتوپلاسم از آن محل خارج می شود و سلول می میرد.
2-جلوگیری از خروج مواد لازم برای سلول و وارد کردن موادی که سلول لازم دارد. این غشا مانند یک نگهبان جلوی عبور مواد ممنوع الخروج یا ممنوع الورود را می گیرد و تنها آنهایی را که لازم است. وارد سلول می کند. موادی که وارد سلول می شوند دو گروه هستند: یک گروه بطور عادی وارد سلول می شوند، یعنی از آنها که مقدار آنها در خارج سلول بیشتر است، به داخل آن منتشر می شوند. گروه دیگر نحوه ورودشان بسیار جالب است.
زیرا ممکن است مقدار آنها در داخل سلول چندین برابر بیرون باشد و ظاهرا باید از آن خارج شوند، ولی در جدار غشای سلولی موادی وجود دارد که آنها را به داخل می برد. این مواد شیمیایی، مانند مورچه هایی که دانه های گندم و سایر مواد غذایی را می گیرند و به داخل لانه خود می برند، به موادی که باید به داخل سلول پرده شود می چسبند و سپس همراه آنها از غشای سلولی عبور می کنند. ولی قبل از رسیدن به سیتوپلاسم، ماده مزبور را رها کرده و آن را با فشار وارد سیتوپلاسم می کنند و خود فورا برای آوردن طعمه جدید به طرق خارج غشا می روند . مواد شیمیایی دیگری نیز وجود دارند که همین عمل را در مورد خارج کردن موادی که سلول لازم ندارند، انجام می دهند.
شبکه آندوپلاسمی
دید کلی
شبکه آندوپلاسمی بزرگترین اندامک داخل سلولی محسوب می شود. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی لومن نام دارد و در سال 1964 توسط آنشلیم نامگذاری شد. این فضا که اغلب همگن است از ماده زمینه ای سیتوپلاسمی ، تراکم کمتری دارد و می تواند وسیع شده و حفره هایی را بوجود آورد. فضای داخل شبکه آندوپلاسمی با لومن با فضای بین دو غشایی هسته نیز ارتباط دارد.
غشای خارجی هسته با شبکه آندوپلاسمی دانه دار ارتباط دارد. غشای شبکه آندوپلاسمی شباهت زیادی به غشای سیتوپلاسمی دارد. با این اختلاف که ضخامت کمتری دارد و مقدار پروتئین آن بیشتر از مقدار لیپید است.
استخراج لیپیدهای غشای پلاسمایی موجب در هر ریختن ساختمان پلاسمالم می گردد. ولی استخراج لیپیدهای غشای شبکه آندوپلاسمی موجب درهم ریختن آن نمی شود.
انواع شبکه آندوپلاسمی
شبکه آندوپلاسمی دانه دار یا خشن یا (Rough ER)
دانه های متصل به RER ریبوزومها هستند. این بخش در سنتز پروتئین به خصوص پروتئین های ترشحی و در پردازش بعدی آن شرکت دارند سلولهای ترشحی جانوران شبکه آندوپلاسمی دانه دار توسعه یافته ای دارند ولی در سلولهای گیاهی این شبکه گسترش کمتری دارد در مجاورت هسته و بخش های خارجی سیتو پلاسم یا مجاور غشای سیتوپلاسمی شبکه آندوپلاسمی دانه دار بیشتر وجود دارد
شبکه آندوپلاسمی صاف یا نرم (Smooth ER)
این شبکه فاقد ریبوزوم بوده،ادامه شبکه آندوپلاسمی دانه دار است در نواحی میانی سیتوپلاسم شبکه آندوپلاسمی صاف و حفره ای بیشتر است از وظایف شبکه آندوپلاسمی صاف می توان سنتز چربیها،هیدرولز گلوکز -6 فسفات و متابولیسم گزنوبیوتیکها یا مواد آلی خارجی مانند حشره کشها را نام برد در سلولهایی که متابولیسم چربیها در آن روی میدهد و سلولهای عضلانی SER گسترش بیشتری دارد SER واحد ناحیه ای موسوم به Transition است که از این ناحیه وزیکول های حاوی مواد از ER جدا و به دستگاه گلژی فرستاده می شود.
لاملای حلقوی
دارای تشکیلات ریبوزوم و سیسترنا است و بر اثر یکی شدن وزیکولهای مشتق از غشای هسته منافذی بین آنها باقی می ماند وجود ریبوزوم نشان دهنده شرکت در سنتز پروتئین است.
شبکه سارکوپلاسم
حالت تخصص یافته شبکه آندوپلاسمی در سلولهای عضلانی است و در تنظیم یون کلسیم درون سلولها شرکت می کند در حالت انبساط عضله یونهای کلسیم درون شبکه سارکوپلاسم ذخیره و در هنگام انقباض وارد سیتوپلاسم سلول عضلانی می گردد.
عوامل موثر در اتصال ریبوزومها به شبکه آندوپلاسمی
وجود گلیکوپروتئین خاصی به نام ریبوفورین II,I: این گلیکو پروتئین که به عنوان گیرنده ریبوزوم در غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد. ریبوفورین علاوه بر اتصال به زیر واحد بزرگ ریبوزوم نقش آنزیمی نیز دارد. ریبوفورین در عرض غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد که سمت سیتوزولی آن جایگاه اتصال زیر واحد بزرگ ریبوزوم است و سمت لومنی آن فعالیت آنزمی دارد.
وجود پیوندهای الکتروستاتیک بین زیر واحد بزرگ زیبوزوم با غشای RER: بارهای مثبت پروتئینهای موجود در غشا شبکه آندوپلاسمی با بارهای منفی گروههای فسفات موجود در tRAN های زیر واحد بزرگ ریبوزوم پیوند الکتروستاتیکی برقرار می کنند. محلولهای غلیظ نمکی آن نیروها را خنثی و موجب جدا شدن ریبوزومها از RER می شود.
زنجیره های پیتیدی در حال تشکیل بوسیله ریبوزومها: این مهمترین عامل اتصال ریبوزوم به شبکه آندوپلاسمی است. زنجیره پلی پیتید در حال تشکیل بوسیله ریبوزوم با واسطه پیتید نشان از جایگاه ویژه ای به فضای درونی یا لومن شبکه آندوپلاسمی نفوذ می کند و موجب برقراری اتصال ریبوزوم با غشای شبکه آندوپلاسمی می شود.
چگونگی سنتز پروتئینهای ترشحی
هم ریبوزومهای آزاد و هم انواع متصل به شبکه آندوپلاسمی در سنتز پروتئین فعال می باشند. ریبوزومهای آزاد عمدتا پروتئینهای سیتوزولی و پروتئینهای متعلق به اندامکها (به استثنای لیزوزوم) را می سازند. از طرفی بخش عمده بیوسنتز پروتئینهای انتیگرال غشایی، پروتئینهای ترشحی و پروتئینهای لیزوزومی بوسیله ریبوزومهای متصل به شبکه آندوپلاسمی صورت می گیرد. این پروتئینها در انتهای N زنجیره بلی پیتیدی خود واحد توالی هیدروفویی شامل 13 تا 36 آمینو اسید هستند که پپتید نشانه نامیده می شوند.
بطور کلی مراحل آغازی بیوسنتز پروتئینهای ترشحی، غشایی و لیزوزومی نیز بوسیله ریبوزومهای آزاد صورت می گیرد و زمانی که زنجیره پلی پپتیدی به طول 80 آمینواسید ساخته شد و به محض آن که پپتید نشانه از ریبوزوم بیرون زد کمپلکس SPR به ریبوزوم وصل می شود و فرآیند سنتز پروتئین را موقتا مهار می کند. بعد از مهار موقتی سنتز پروتئین SRP مجموعه mRNA –ریبوزوم-زنجیره پلی پپتیدی تازه ساخت را بر روی شبکه آندوپلاسمی هدایت می کند و خود با گیرنده اش یعنی پروتئین داکینگ در شبکه آندوپلاسمی وصل می شود.
زیر واحد بزرگ ریبوزوم نیز به پروتئین اینتگرال غشایی ریبوفورین وصل می شود. در این هنگام با استفاده از انرژی که از هیدرولیز GTP به GDP و P-i آزاد می شود SRP از گیرنده اش جدا می شود و در این مرحله پروتئین داکینگ به از سر گیری مجدد سنتز پروتئین و همینطور عبور انتهای N پلی پپتید در حال رشد از غشا به درون لومن ER کمک می کند.
پپتید نشانه اندکی بعد از ورود به لومن شبکه آندوپلاسمی بوسیله آنزیمی موسوم به سیگنال پپتیداز که در غشای شبکه آندوپلاسمی و در بخش لومنی مستقر است حذف می گردد. محصول ترجمه mRNA پروتئین های ترشحی به صورت پری پرو پروتئین مانند پری پرو انسولین است که دارای پپتید نشانه است. بعد از حذف پپتید نشانه بوسیله سیگنال پپتیداز به پرو پروتئین مانند پرو انسولین تبدیل می شود که پس از پردازش و برش نهایی به پروتئین بالغ مانند انسولین تبدیل می شود. حذف پپتید نشانه که با تبدیل پری پرو پروتئین به پرو پروتئین انجام می گیرد در لومن شبکه آندوپلاسمی و بوسیله آنزیم سیگنال پپتیداز انجام می شود.
میکروزوم
هنگام جداسازی اندامکهای مختلف سلولها که با استفاده از اولتراسانتربفوگاستون صورت می گیرد قطعاتی از سیستم غشایی درون سلولی خرد و جدا می شوند، به صورت حفره های غشایی کوچکی در می آیند که آنها را میکروزوم می نامند. میکروزومها قطعاتی از سیستم واکوئلی، قطعات شبکه آندوپلاسمی صاف و دانه دار و دستگاه گلژی است. میکروزومها در سلولهای زنده و سالم دیده نمی شوند، بلکه نتیجه قطعه قطعه شدن قسمتهایی از سیستم غشایی درون سلولی است.
سیستم انتقال الکترون شبکه آندوپلاسمی
این سیستم در شبکه آندوپلاسمی صاف بویژه در سلولهای کبدی و غدد فوق کلیوی وجود دارد. چندین نوع آنزیم که هر کدام برای یک سوبسترا یا یک گروه از سوبستراهای ویژه هستند در غشای شبکه آندوپلاسمی می باشند که با سیستم انتقال الکترون مربوط به سیتوکروم p-450 مرتبط هستند. در این سیستم انتقال الکترون NADPH و NADH به عنوان عوامل الکترون دهنده و سیتوکرومها و فلاوپروتئین به عنوان ناقلین الکترون عمل می کنند ولی این انتقال الکترون با سنتز ATP همراه نیست.
اعمال شبکه آندوپلاسمی
دخالت در متابولیسم قندها
آنزیم گلوکز6-فسفاتا تاز در سطح داخلی یا سطح لومنی غشای شبکه آندوپلاسمی قرار دارد و گروه فسفات را از کربن شماره6 گلوکز جدا می کنند.گلوکز را به فضای درونی شبکه و گروه فسفات را به سوی سیتوزول هدایت می کند.همچنین با وجود آنزیم گلیکوزیل ترانسفراز در شبکه آندوپلاسمی بخشی از گلیکوزیلاسیون پلی پپتیدها و لیپیدها در این محل صورت می گیرد.
دخالت در متابولیسم لیپیدها
عده ای از آنزیمهای سنتز کننده اسیدهای چرب در شبکه آندوپلاسمی بخصوص شبکه آندوپلاسمی صاف وجود دارد که تری گلیسریدها،گلیکولیپیدها و استروئیدها را می سازند.همچنین آنزیمهای تجزیه کننده چربیها نیز در ER وجود دارد.
دخالت در متابولیسم پروتئینها
در قسمت درونی شبکه آندوپلاسمی پپتیدازها وجود دارند. همچنین آنزیم اکسید کننده اسید آمینه مانند سرین اکسیدار شناخته شده است. مرحله اول گلیکوزیلاسیون یا انتقال الیگوساکاریدها به پروتئین در شبکه آندوپلاسمی صورت می گیرد. این شبکه با داشتن ریبوزوم در سنتز پروتئینها بخصوص پروتئینهای ترشحی نقش دارند. عمل افزودن سولفات به پروتئینها و یا لیپیدها در شبکه آندوپلاسمی و دستگاه گلژی صورت می گیرد.
دخالت در جابجایی مواد (ترکیبات قندی و پروتئینی)
عبور دادن زنجیره پلی پپتید در حال تشکیل به درون شبکه، پمپ کلسیم به درون شبکه، عبور دادن گلوکز به درون شبکه مربوط به انتقال عرضی می باشد. انتقال امواج الکتریکی درون سلولی با انتقال یار الکتریکی بخصوص در سلولهای عصبی و عضلانی.
عمل سم زدایی
با الحاق –UDB گلوکرونیک اسید به متابولیتهای سمی آنها را بی خطر می کند. سموم ابتدا بوسیله سیتوکوروم P-450 کبدی هیدروکسید می شود که به این ترتیب حلالیت آنها در فاز آبی بالا می رود. سپس به منظور دفع در کبد به اسید گلوکورونیک وصل می شود.
تجزیه هموگلوبین خون
شبکه آندوپلاسمی سلولهای کبدی در جداسازی گروه هم از گلوبین نقش دارد.
غیراشباع کردن اسیدهای چرب
تبدیل مولکولهای آبگریز به مولکول های آب دوست، تغییر در استروئیدها و فعال کردن کارسینوژن ها از واکنشهای اکسیداسیون شبکه آندوپلاسمی است. یکی دیگر از اعمال شبکه آندوپلاسمی ذخیره مواد در شبکه سارکوپلاسمیک می باشد.
نقش های اختصاصی شبکه آندوپلاسمی در سلولهای گیاهی
دخالت در تشکیل پلاسمووسمانا: در مرحله تلوفاز، سلولهای گیاهی بخشهایی از شبکه آندوپلاسمی بین تعداد زیادی فراگموزوم قرار می گیرد و محلهای ارتباطی سلولهای گیاهی را فراهم می کند.
دخالت در ساخت و ترشح کالوز.
تشکیل میکروبادی، تشکیل مواد ترشحی در سلولهای ترشحی، محل رسوب مواد در دیواره آوند چوبی در برگرفتن استاتولیتها در سلولهای کلاهک ریشه از وظایف شبکه آندوپلاسمی سلولهای گیاهی است.
ریبوزوم
ریبوزمها از اندامکهای بدون غشای سیتوپلاسمی در همه یاخته های پروکاریوتی هستند که در سال 1983 بوسیله پالاد کشف شده اند. این اندامکها را دانه های پالاد نیز می نامند. از آنجا که سنتز پروتئینها بوسیله ریبوزومها صورت می گیرد اهمیت زیادی دارند. ریبوزومها ذراتی بیش و کم کروی، متراکم (کدر) نسبت به الکترونها هستند که نظرشان از 40 تا حدود 300 آنگستروم می رسد.
تاریخچه شناخت ریبوزومها
شناخت اولیه ریبوزومها مربوط به کلود می شود که در سال 1941 با اولترا سانتریفوگاسیون افتراقی (مرحله ای) موفق به جداسازی ذراتی کوچکتر و سبکتر از میتوکندریها شد که ذراتی به قطر 500 تا 2000 میکرون و سرشار از RNA بودند که از خرد شدن قطعات شبکه آندوپلاسمی ضمن اولترا سانتریفوگاسیون ایجاد می شوند. می توانند حتی در شرایط آزمایشگاهی اسیدهای آمینه رادیواکتیو را به سرعت در ساختمان پروتئینها وارد کنند.
اشکال ریبوزومها
1-ریبوزومهای آزاد سیتوپلاسمی که در سیتوپلاسم یاخته های پروکاریوتی از نوع .sv در سیتوپلاسم یاخته های یوکاریوتی از نوع sv یعنی بزرگتر و سنگین تر هستند.
2-ریبوزومهای چسبیده به غشای شبکه آندوپلاسمی دانه دار که این حالت تنها در یاخته های یوکاریوتی که شبکه آندوپلاسمی دارند، دیده می شود. در این یاخته ها نسبت ریبوزومهای آزاد سیتوپلاسمی به ریبوزمهای چسبیده به غشای شبکه برحسب شرایط فیزیولوژیکی یاخته تغییر می کند و هر چه سنتز پروتئینهای ترشحی و پروتئینهای ساختمانی ویژه ای که در ساختمان غشای شبکه آندوپلاسمی، غشای کیسه های گلژی، لیزوزومها و پلاسمالم وجود دارند بیشتر باشد، نسبت ریبوزومهای چسبیده به غشای شبکه نیز بیشتر می شود.
در یاخته های ترشحی آسینیهای باز لوزوالمعده که آنزیمهای گوارشی مختلف را می سازند و یاخته های خونی که ایمنوگلوبین ها را می سازند تا 90% ریبوزومها به غشای شبکه آندوپلاسمی چسبیده اند. بر عکس در رتیکولوسیتها، بافتهای مریستمی گیاهان و یاخته های عصبی رویانی بیشتر ریبوزومها آزادند. در یاخته های هلا که نوعی یاخته سرطانی هستند تنها 15% ریبوزومها به غشای شبکه چسبیده اند.
3-ریبوزومهای موجود در اندامکهای مثل ریبوزومهای میتوکندری و ریبوزومهای کلروپلاستی: این ریبوزومها نیز تنها در یاخته های یوکاریوتی وجود دارند. ضریب ته نشینی انها بر حسب گونه یاخته ها متفاوت است و به هر حال سبکتر و کوچکتر از ریبوزومهای سیتوپلاسمی یاخته مربوط هستند. از نظر ساخت و کار، حساسیت به آنتی بیوتیکها و بیش از آن ابعادشان به ریبوزومهای پروکایوتی شبیه اند.
نحوه قرار گیری ریبوزومها
ریبوزومهای سیتوپلاسمی، اندامکی و ریبوزومها چسبیده به غشای آندوپلاسمی می توانند به حالت منفرد (مونوزوم) یا به حالت چند تایی (پلی زوم) باشند. مجموع حدود 5 تا 80 ریبوزوم را که به مولکولی از mRNA چسبیده اند، پلی زوم نامند. ریبوزومها تنها وقتی که به حالت پلی زوم باشند، سنتز پروتئین دارند. گاهی در سیتوپلاسم پلی زومها حالت مارپیچی یا حلزونی به خود می گیرند فراوانی این نوع زومها در یاخته را نشانه نوعی اختلال در فرآیند سنتز پروتئین می داند.
تعداد ریبوزومها در یک یاخته
تعداد ریبوزومهای یک یاخته تا حدود پانصد هزار می رسد. این تعداد در یاخته های مختلف و نیز در شرایط مختلف زیستی و فیزیولوژیکی در یک یاخته تغییرات زیادی دارد. در یک یاخته با سیل کولی حدود ده هزار تا پانزده هزار ریبوزوم موجود است. در اغلب در پروکاریوتها حدود 104 ، در یوکاریوتها حدود 105 تا 107 و در اووسیتها بطور معمول بیش از 1012ریبوزوم وجود دارد.
عمر متوسط ریبوزومها
عمر متوسط ریبوزومها در حدود 6 ساعت است. بنابراین بازسازی پیوسته آنها ضرورت دارد. سرعت بازسازی در یاخته های مختلف 10 تا 100 ریبوزوم در هر ثانیه است. بازسازی ریبوزومها در یاخته های پروکاریوتی در سیتوپلاسم و بی تردید ضمن رونویسی از ژنهای rRNA و در یاخته های یوکاریوتی در ارتباط با هستک صورت می گیرد ترکیبات بازدارنده رونویسی و همچنین سم آمانیتین که در قارچ آمانتیا وجود دارد این بازسازی را متوقف می کنند.
روشهای جداسازی و مشاهده ریبوزومها
به روشهای مختلف زیر می توان ریبوزومها را جداسازی و مشاهده کرد ساکارز و حضورMg 2+ جدا می کنند. اولترا سانتریفوگاسیون به مدت یک ساعت و 100000 gr انجام می شود. برای جداکردن غلظت مناسب و انجام اولترا سانتریفوگاسیون استفاده می شود.
تمام مراحل جداسازی باید با حضور غلظت مناسبی از یونهای Mg 2+صورت گیرد. این غلظت مناسب با استفاده از کلرور منیزیم 0.01 مولکول گرم در لیتر تامین می شود. در غلظتهای زیاد آن (بیش از 1/0 مولکول گرم در لیتر) ریبوزومها به هم می چسبند و به حالت دیمر در می آیند و در غلظت 001/0 مولکول گرم در لیتر کلرور منیزیم دو جزء ریبوزوم از هم جدا می شوند.
ریخت شناسی ریبوزومها
از دو بخش کوچک و بزرگ تشکیل یافته است. در باسیل کولی، بخش کوچک کشیده، خمیره و دارای قسمتی متراکم و پیچیده است. بخش کوچک در گودی سطح فوقانی بخش بزرگ قرار گرفته است. بخش کوچک در 3/1 طول خود دارای دندانه ای کوچک است و مقابل به دانه دارای قسمتی متراکم و پیچیده است. بخش کوچک در گودی سطح فوقانی بخش بزرگ قرار گرفته است و حدود 3/1 از حجم کل ریبوزوم را تشکیل می دهد. بخش بزرگ که 3/2 حجم کل ریبوزوم را شامل می شود دارای یک سطح گود (مقعه) و سه زایده است.
سطح مقعر جایگاه چسبیدن بخش کوچک ریبوزومی است. زواید بخش بزرگ انگشت مانند، کوتاه و در انتها مدورند. زایده میانی بزرگتر و زواید جانبی کوچکترند. بخش بزرگ ریبوزوم از نیم رخ حالتی شبیه صندلی را حتی با یک بخش پشتی و در جای دست دارد. در یوکاریوتها بخش بزرگ شبیه آن باسیل کولی است اما یک زایده طویل است که به سوی سمت راست بخش بزرگ کشیده شده است.
پروتئین سازی نقش اصلی ریبوزومها
پروتئین ها از ماکرومولکولهای اساسی یاخته های هستند که بیش از نیمی از وزن خشک آنها را می سازند. در ساختار اندامکها و اجزای فعال یاخته ها یافت می شوند و در ساخت و کار آنها نقش بنیادی دارند. ماکرومولکهای پروتئینی از ترکیب اسیدهای آمینه با اتصالهای کووالانسی پپتیدی ایجاد می شوند. در بیوسنتز آنها از جمله ریبوزومها، RNA های پیامبر، RNA های ناقل و .... شرکت دارند. وقتی که ریبوزومها در سنتز پروتئینها فعال نیستند اغلب به صورت ذخیره ای از اجزای آزاد در سیتوپلاسم پراکنده اند.
لیزوزوم
دید کلی
هر یاخته یوکاریوتی دارای گروهی از اندامکهای سیتوپلاسمی به نام لیزوزومهاست که عمل اصلی آنها گوارش درون یاخته ای و برون یاخته ای است. لیزوزومها کیسه های محتوی آنزیمهای هیدرولاز اسیدی یک غشایی هستند. غشای لیزوزوم شبیه غشای پلاسمایی است ولی مقدار لیستین آن زیادتر و ضخیم تر از غشای میتوکندری است و قابلیت تلفیق با غشاهای دیگر از جمله وزیکولهای آندوسیتوزی را دارد که علت آن زیاد بودن لیپیدهای غشایی است.
لیزوزومها در سلولهای گیاهی، جانوری و تک سلولیها وجود دارند. باکتریها لیزوزوم ندارند. لیزوزومها را در حکم کیسه های خودکشی و یا نارنجک درون سلولی می نامند که تخریب غشای آن می تواند موجب تجزیه مواد و اجزای درون سلول و در نتیجه لیزوزومها از غشا و ماده زمینه حاوی آنزیمهای مختلف تشکیل شده است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 52   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هسته سلول

دانلودمقاله تاثیر مغولان بر هنر

اختصاصی از اینو دیدی دانلودمقاله تاثیر مغولان بر هنر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


مقدمه
ذوق سلیم، سلیقة لطیف، احساس خلاق، ادراک فعال، روح حساس، و عاطفة بارور را اگر به همراه زیبایی و زیباشناسی ذاتی در یک جمله خلاصه کنیم، جامع و مانعی می‌شود از هنر غنی و مجرد ایرانی، این تعریف شاید در نزد برخی از کارشناسان راه خلاف واقع وغلو را پیموده باشد اما در حقیقت اگر به خوبی مشاهده کنیم هر یک از این عوامل و ابزارهای معنوی و مادی را می‌توان در جزء جزء نقش و نگارهای ریز و ظریف دکوراتیوی که به منظور آذین و آرایش آثار هنری ایرانی بکار رفته‌اند در کالبدی جامع و فراگیر مظاهر هنری، به خوبی و به وضوح نمایان است، مشاهده نمود. به واقع ادراک صحیح هنر خلاقة ایرانی مستلزم تبیین همین مفاهیم مستتر در جوهر آثار خواهد بود. ذوق و خلاقیت هنری جوامع مختلف از سنن و آداب و بینش‌های فرهنگی و سوابق تاریخی و محیط طبیعی آن اقوام ریشه و الهام می‌گیرد و غالباً اتفاق می‌افتد که یک قوم به جهت تبهر و مهارت جانانه‌ای که در زمینة یک یا چند رشتة خاص از هنرهای چندگانه (به ویژه هنرهای سنتی، دکوراتیووتزئینی) تبلور و نمود یافته است، رقابت و برابری دیگر اقوام در آن زمینه‌ها با ملت فوق الذکر کاری عبث و بیهوده خواهد بود. اگر نخواهیم تمامی هنرهای، هشتگانة معاصر و دیگر مظاهر ذوقی اقوام مختلف را مورد بررسی قرار دهیم و اگر تنها در یک مورد کار تحقیق و تفحص در جریان پیدایش، رشد و بالندگی هنری خاص را پی گیری کنیم و آن زمینه لزوماً موضوعی باشد که عمومیت بیشتری دارد یعنی تقریباً نزد تمامی انباء بشری از گذشته‌های دور تاکنون جلوه گر ذوق و سلیقه زیبایی دوستی باشد؛ می‌توان هنرهای صنعتی و صنایع دستی را ذکر نمود. هنرها و صفاعاتی که در سرزمین کهن ایران به مرور زمان و در طی سالیان طولانی که هم اکنون به یک چشم همزدنی می‌ماند، آنچنان راه کمال و ترقی را پیموده است که بی اغراق هم چنان بی رقیب بر پهنة این گونه از هنرهای ممالک گوناگون می‌درخشد و تجلی می‌کند. دلایل این شکوفایی و درخشش همیشگی را می‌توان علاوه بر بالا بودن میزان مهارت و استادی و همین طور ویژگی‌های ذاتی و حس زیبایی دوستی ایرانی، طبع لطیف و روحانی هنرمند ایرانی ذکر نمود زمانی که استاد کار بنا به هنگام کارکردن بر روی قسمتی از بنا یا استادکاری که در گوشة خلوتی از یک مکان متبرک با صبر و تأنی مثال زدنی سرگرم نقش اندازی دیوار بوسیة گچ‌بری، آینه کاری، کاشی و... می‌باشد و زمانی که بهترین و زیباترین تجلی گاه‌های هنری دستی و معماری ایرانی عجین و همراه با بهترین و زیباترین مظاهر ذهنی و عاطفی از همین دین و آئین و مذهب یکتاپرستی‌اش باشد مسلم است که هر چه دارد چون جان در طبق اخلاص می‌گذارد. تا نه تنها یک اثر زیبا و دل انگیز مادی بلکه اثری سرشار و مملو از روح و جان الهی را خلق و ابداع نماید و نسل به نسل به جای اینکه به دین و مرامش در خدمت تعالی و ترقی او باشد او نیز در پیشرفت و گسترش آن به نوبة خود سهم و نقش ایفا می‌کند. در این میان علاقه و پیوند عاطفی که عموم مردم ایران با هنرها و میراث‌های هنری و فرهنگی خود برقرار نموده‌اند به حدی بوده که علاوه بر کمک به جریان رشد و تعالی هنرها، سبب ماندگاری آنها نیز شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هنر پیش از تاریخ
هدف تاریخ هنر عبارت است از شناخت و ارزیابی هنر از هر زمان و مکانی که آمده باشد. هنر و تاریخ تنها در عرصة فرهنگ این چنین در کنار هم قرار می‌؛یرند. هر اثر هنری رویدادی است پایدار؛ این اثر متعلق به هر دوره‌ای که باشد، تا مدت‌های مدید پس از روزگار خویش باقی می‌ماند و به حیاتش ادامه می‌دهد. اثر هنری همزمان یک شیء و یک رویداد تاریخی به شمار می‌آید.
قدمت تمدن و فرهنگ در خطة فلات ایران به چند هزار سال قبل از ورود آریایی ها باز می گردد.
اقوام آریایی، احتمالاً از اوایل هزاره اول ق.م در فلات ایران ساکن شده و نام خود را بر آن نهادند
واژه ایران مشق از صورت قدیمی آریانا، یعنی سرزمین آریایی هاست. بنابراین تاریخ هنر ایران آثار مصنوعی را از دوران های ما قبل تاریخ تا سده های اخیر در محدوده این سرزمین وسیع در بر می گیرد. هنر ایرانی دارای ویژگیهای ماندگاری است که آن را از
سایر هنرهای جهان متمایز و مشخص می سازد.
این سرزمین وسیع در بر می‌گیرد. هنر ایرانی دارای ویژگیهای ماندگاری است که آن را از سایر هنرهای جهان متمایز و مشخص می‌سازد.

 

هنر در نخستین سالهای اسلام
آغاز دوران اسلامی را در تاریخ هجرت حضرت محمد (ص) به مدینه که در 622 میلادی اتفاق افتاد حساب می‌کنند. اندکی بیش از بیست سال پس از آن تاریخ مسلمانان سوریه و مصر را از امپراتوری بیزانس وارث سرزمین رومی‌ها و شکوه و افتخار مردم روم، با از دست دادن دو ایالت بزرگ خود را از پای در آمد، و نیروی عظیم ایران که طی چهارصد سال مانع پیشروی رومی‌ها به سوی سرزمین‌های شرقی بود یکسره مقهور سپاه اسلام گردید. گرچه ظهور اسلام آغاز مرحله‌ای تازه و بی‌نهایت مهم را در تاریخ جهان به ثبت رسانده است، ایالات فتح شده بیزانسی و شاهنشاهی فرسودة ساسانی، میراث فرهنگی عظیمی برجای گذاشت که تأثیر آن تا چندین سدة بعد در جهان اسلام دوام یافت. در واقع تاجایی که به هنر مربوط می‌شد این هر دو در ایران میراثی بنیادی بود و اهمیت آن در ابتدا فقط با اعمال نفوذ تفکر سامی و بعدها تا انداز‌ه‌ای که سبک شیوة غیرتصویری شرق ایفا می‌کرد، برابری داشت رواج این گرایشهای گوناگون و متفاوت، با پذیرفتن خط عربی که یکی از انواع آن پیش از هر چیز دیگر عامل سبکی ممتاز در هنر جهان اسلام شد با هیچ یک از عوامل ویژة نژادی یا سیاسی درون خود برخورد نکرد، مگر با وابستگی‌های عقیدتی، خلفای راشیدین در مدینه مستقر بودند، ولی خیلی زود معلوم شد که این شهر گرچه به عنوان مرکز ایمان مذهبی جایی مطلوب بود، ولی برای پایتخت اداری دولتی که ظرف دو دهه به امپراتوری عظیمی تبدیل شده بود چندان مناسب نیست. و آن گاه که گروهی از مردم به اقامت در یک محل عادت کرده، زندگی فرهنگی با شرایط شهری و شهرنشینی به وجود آورده بودند دیگر امکان نداشت که زندگانی کهنه اعرابی که بر اساس تنوع طلبی و تا حدود زیادی بر پایه سودجویی ناشی از غارتها و چپاولهای همسایگان ثروتمند و شادکام خود بنیاد شده بود ادامه یابد در نتیجه پایتختی نوین و روشی تازه برای گذراندن حیات امری ضروری شد.
کیمیاگران ایرانی و اکتشافات آنان پیرامون رنگ و رنگسازی
با مطالعه شرح حال دانشمندان علم شیمی در جهان غرب و جهان اسلامی (مشرق زمین) و با مطالعه اکتشافات و تحقیقات آنها در زمینه مواد معدنی برای رنگ سازی و ظروف و مواد آلی شیمیایی و دارویی معلوم گردید که صنعت رنگ سازی ایران نیز مرهون زحمات دانشمندان علم شیمی در دوران قبل از اسلام و بعد از اسلام بوده است و کیمیاگران که در حقیقت اساتید و علمای شیمی محسوب می‌گردیده‌اند سهم به سزایی در این مهم داشته‌اند. در بررسی اشیاء یافت شده مربوط به زمان تیموریان که با سبک و تکنیک مغولی همراه می‌باشد، ظروف بدون لعاب که دارای خمیر نخودی رنگ است و گروهی از آنها دارای نقوش کنده‌کاری شده می‌باشد مربوط به اواخر دوره ایلخانیان کشف و حفاری شده است. این ظروف اغلب خمیر قرمز و یا نخودی رنگ شوده و با رنگهای سبز، زرد، قهوه‌ای، فیروزه‌ای بر روی لعاب شفاف‌ تزئین شده و نقوش هندسی و گیاهی دارند که با رنگ سیاه بر بدنه ظرف نقاشی گردیده است. ارنست گروبه باستان‌شناس و مورخ مشهور عقیده دارد برای اولین بار در دوران خلفای عباسی به ظروف آبی و سفید مواجه می‌شویم که در قرن چهارم میلادی به اوج خود رسیده بوده است. ساخت این نوع ظروف در اواخر قرن هشتم هجری قمری دوباره در سوریه و ایران متداول گردیده است و عمدتاً رنگ آبی کبالت در چین در دوره سلسله مینک معمول بوده و در قرن چهاردهم میلادی به بعد از چین به اروپا و ایران صادر شده است وبعدها در ایران ساخته شده‌اند.
ارنست گروبه عقیده دارد که ظروف سبز رنگ باستانی‌تر از قرن 14 و 15 میلادی یعنی مربوط به قرن هفتم و هشتم هجری قمری می‌باشد و ظروف سفید و آبی مربوط به قرون هشتم و نهم هجری قمری می‌باشد. از دوره تیموریان نقوش به رنگ سیاه و آبی در زیر لعاب دیده می‌شود و مواد اولیه سفال گِل رس می‌باشد و در دوران صفویه مواد اولیه مخلوطی از سیلیس و شیشه است که دارای نقوش اژدها گل شقایق و ابرهای پراکنده بوده و تزیین شده‌اند و نیز ظروف آبی و سفید تا قرن 13 هجری در ایران ادامه داشته است. از بناهای تیموری کاشی شش ضلعی و مدور و لوزی شکل دارای لعاب فیروزی یا سفید در آن به جای مانده است. که با رنگ یا خطوط طلای به صورت گل و برگ تزیین یافته‌اند و کاشی‌های ملون معروف به قازمقازی در زمره آنها دیده می‌شود (توضیحاً قازمقازی نوعی تلألو است که با رنگ مخصوص صدف مانندی می‌درخشد). از تجزیه و تحلیل مواد به کار رفته در صنایع دستی ایرانی کاملاً درک و استنباط می‌شود که کیمیاگران که اساتید مسلم علم شیمی بوده‌اند در تهیه مواد رنگین سهم به سزایی داشته‌اند چنانکه: ابوبکر محمدبن ذکریای رازی، ابوریحان بیرونی، جابربن‌حیان بن عبدالکونی که دانشمند اخیر الذکر (جابر) افتخار نثاگردی حضرت امام صادق علیه السلام را داشته است و ابوعلی سینا از جمله شخصیت‌های علمی بوده‌اند که به بشریت خدمت کرده‌اند و آنها با اکتشافات خودشان استادان رنگ سازی و رنگسازی را قدرت بخشیده‌اند. دانش کیمیا در اسلام از یکسو به صورت فلزشناسی و داروسازی و از سوی دیگر به صورت عمل نیمه فیزیکی تجلی نمود و آنها موفق به کشف عده‌ای از عناصر و مواد شیمیایی جدید گردیدند. مسلمانان که در شیمی صنعتی و شیمی پزشکی و کانی شناسی صاحب تحقیقات و تجارت بودند کارشان در زمینة قندسازی، کاشی سازی، چینی سازی ساختن شیشه‌های رنگی و کاغذ سازی و بسیاری دیگر از رشته‌های صنعتی توسعه یافت. آنها انواع مرغوب‌ترین کاغذهای الوان در (رنگین) را ساختند. از تهیه خمیر کاغذ و سفید کردن خمیر کاغذ و باردادن به آن با چسب و رنگ کردن کاغذ اطلاع کافی داشتند. کاغذ سلیمانی، کاغذ طلحی، کاغذ لوحی، کاغذ فرعونی (که مرغوب‌تر از پاپیروس مصر بود) و کاغذ جعفری و منصوری و صالحی و اقسام دیگر را به بازارهای جهان عرضه نمودند.
کشف صمغ مودیا که مخلوطی از هیدروکربورها می‌باشد و کشف خواص فیزیکی و شیمیایی پارافین طبیعی و آسفالت طبیعی (که نوعی فیرمتراکم و براق و بی‌شکل و با رنگ قهوه‌ای و سیاه بوده است) توسط ابوریحان بیرونی شیمیست عالیقدر، و نیز عمل تقطیر نفت سیاه و تجزیه آن به نفت سفید و سیاه توسط ذکریای رازی از اهم مسایل دانش کیمیاگری بوده است.
شاردن سیاح فرانسوی که در سال 1631 میلادی برابر با 1050 هجری به ایران مسافرت نموده نوشته است: در ایران نفت سیاه و سفید را در پوشش رنگ به کار می‌برند و نوشته است سرانجام در ایران روغن یافت شده و برای ساختن رنگ همانگونه که ما می‌سازیم به کار می‌برند. ایرانیان از ترکیب برادة طلا و سولفوره نقره و فلز مس و براده الماس شیشه‌های مرغوب می‌ساخته‌اند که به عنوان جواهر کاربرد داشته‌اند در ساختن دلبربای بدلی که امروزه آون تورن نامیده می‌شود از مخلوط کردن شیشه با روغن تخم مرغ و سایر روغنها و یا مواد آلی و مس با عمل احیاء در محیط مناسب انواع شیشه‌های اوتتورین (دلربا) را درست می‌کردند که از تجربیات رازی شیمیست عالی مقام ایرانی بوده است. ایرانیان در دوره نهضت و تمدن اسلامی با افزودن اکسید قطع استاتیک اسید به لعاب چینی و کشیدن رنگهای آبی، ارغوانی، زرد، سبز بر روی لعاب نپخته که احتیاج به قدرت و اطمینان صنعتگر هنرمند دارد عملاً صنعت لعاب صنعت لعاب دادن را انجام می‌دادند و استعمال رنگهای فوق الذکر نشان می‌دهد که صنعتگران اسلامی ایران در این صنعت بخوبی از خواص اکسید فلزات برای رنگ کردن لعاب چینی اطلاع کافی داشته‌اند. جابرابن حیان شیمیست مشهور و مجریی بوده است. او برای اولین بار جوهر شوره (اسید نیتریک) را از تقطیر زاج سبز و شوره به دست آورد تهیه شنگرف یا شنجرف که به زبان لاتین سینا بر نام دارد و به فرمول می باشد از دانش این استاد بزرگوار است. تهیه سفید آب سرب (مخلوط هیدرات و کربنات سرب) به فرمول می باشد از شرح مطالب گوناگون فوق الذکر درباره تاریخ و تحول و پیشرفت دانش و صنعت رتگسازی و رنگرزی جهان و تاریخ رنگهای سنتی ایران نتیجه می شود که کیمیا گری اسلامی که از مدتی مخصوص به خود برخوردار بوده است با ظهور خود در هر دوره تاریخ و در هر زمانی خصوصیات سنتی خود را حفظ نموده است و توانسته طی چندین قرن برخی از بزرگترین شخصیت های علمی را به جهان مغرب و مشرق زمین صادقانه معرفی و عرضه نماید.
نمونه ای از خدمات ایرانیان در زمینه کاربرد هنر نقاشی و خوشنویسی به اسلام
درباره فن نقاشی و خط قطب الدین قصه خوان در دیبا چه کتاب ساخته سال 964 هجری قمری در مورد خط 6 قلم اصل و در مورد فن یا هنر نقاشی 7 قلم اصل را یاد آور شده است و در گزیده ای از دیباچه قطب قصه خوان در رساله سته ششگانه و خطاطین که نسخه ای از آن در دانشکده الهیات مشهد می باشد نوشته شده است که اولین خط یعنی بهترین خط و زیبا ترین خط کوفی بوده که در زمان حضرت رسول اکرم (ص) بوده است. بهترین اثری که در تاریخ هنر خط و خوشنویسی و نقاشی و فن رنگ آمیزی و رنگ سازی نوشته شده است کتاب گلستان هنر تالیف قاضی احمد قمی می باشد لازم به ذکر است که در هنر خوشنویسی و کتاب آرائی و نقاشی و مصور سازی، هنرمندیهایی شده است که از آن جمله: قدیمی ترین قرآن با خط کوفی متعلق به اواخر قرن سوم هجری می باشد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  35  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله تاثیر مغولان بر هنر

دانلود مقاله نگارگری عهد زند و قاجار ) دلایل افول )

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله نگارگری عهد زند و قاجار ) دلایل افول ) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

 

تعداد صفحات این مقاله صفحه

 

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

چکیده:

 

آغاز سبک نگارگری قاجار را باید در دوران افشار و زند پیگیر بود اما به دلیل کوتاه بودن این دوران و تسلط اشوب و بلوا بر اوضاع آثار چندانی بر جای نمانده است. از کتب تصویر شده این دوران می توان به «تاریخ جهانگشای جوینی » اشاره کرد . از استادان دوره افشاریه می توان به محمد علی بیگ ، داوود نقاش ، محمد رضا هندی و هادی نقلش اشاره کرد .

 

محققان ایرانی پیوستگی شیوه نگارگری اواخر دوره صفوی را به سبک قاجار محرز دانسته اند. نخست ، تاثیر پذیری از شیوه های اروپایی است که از اواخر سده یازدهم هجری قمری آغاز شده بود و توسط فرزندان و نوادگان همان هنرمندان استمرار یافت ، مانند تداوم شیوه نگارگری محمد زمان توسط پسرش محمد علی.

 

نگارگری سبک قاجار شامل شیوه دیوار نگاره های دوره صفویه و نقاشی کلاسیک اروپا است ، به ترتیبی که در آغاز مایه ایرانی آن بیشتر و در میانه به طور مساوی از نقاشی ایرانی و اروپایی میه می گیرد و در پایان دوره به تدریج به نفوذ سبک اروپایی در نگارگری ایرانی افزوده می شود تا جایی که به کپی برداری از آثاراستادان رنسانس می پردازند . از دوره آقا محمد خان قاجار آثار درخوری به جا نمانده اما در مقابل تعداد فراوانی تابلوی رنگ روغن از دوره سلطنت فتحعلیشاه و محمد شاه به جا مانده است.

 

بسیاری از این نگاره ها با موضوهایی نظیر رقاصه ها و مجالس بزم و رزم برای قهوه خانه ها و مجموعه های شخصی ساخته می شدند و چهره های شاهزادگان و موضوهای تاریخی برای کاخهای شخصی . نگارگر پرده شاهزاده قجری و خدمه تمام ویژگیهای نقاشیهای اوایل سده سیزدهم هجری را در خود جای داده است بیان ازاد کوها و حالت های برگ درختان در دور دست و فزای تعریف نشده دشت معرف عمق در تصویر است. سایه روشن کاری روی چهره و دست ها نشان از آگاهی هنرمند به هجم پردازی است. با وجود این نگاره مرکب از سطوحی است که از رنگهای درخشان ، نوارهای تزئینی الماس ، مروارید ، زمرد و کمربند یاقوت نشان ، ابزوبند و هاشیه های زینتی تشکی شده است . اگر چه این پرده جذابیت خاص خود را دارا هستند، حالت روبرو نمای اندامها چیزی را فراتر از صورت ظاهر آنها نمایان نمی سازد.

 

تاثیر عکاسی بر نگارگری دوره قاجار امری بلا منازع است. در نگاره هایی که خانزاد اسماعیل از ناصرالدین شاه ترسیم کرده است، شاه با همان کتی نشان داده است که در عکسی از همان دوره دیده می شود. در این نگاره نقو ش زینتی لباس به همان ظرافت نقوش قالی به تصویر در آمده اند . این گونه واقع نمایی با نگاه مستقیم خالی از فروتنی شاه که تا قبل از دوره قاجار ، در نگارگری امری غیر قابل تصور بود، همسو شده است اگر چه چهره شاه چیزی بیش از صورت ظاهر وی را آشکار نمی سازد ، اما چهره اش انسانی است نه یک چهره آرمانی .

 

شیوه نگارگری در این دوران در آغاز مشابهت زیادی به رنگ و روغن های دوران زند دارد. بیشترین اختلاف نقاشیهای قاجار و زند در رنگهای این تصاویر است . رنگهای قالب نقاشیهای رنگ و روغن دوران زندیه سبز و رنگهای هماهنگ با آن بود که در تصاویر رنگ و روغن قاجاری به سرخ های مختلف مبدل شد.

 

 

 

 

 

نگارگری قاجار:

 

نگارگری سبک قاجار شامل شیوهءدیوار نگاره های دورهء صفویه و نقاشی کلاسیک ارو پاست ودر پایان دوره بر نفوذ سبک ارو پایی افزوده می شود تاجایی که به کپیه برداری از آثار استادان رنسانس می پردازند.

 

چهرهء انسان در تصاویر این دوران نسبتا تخت است که با کمی سایه در زیرگردن وروی گونه ها دیده می شود . تمام چهره ها شبیه بهم با چشمان درشت خمار ابروهای کمانی چهره سه رخ بیضی موهای بلند چین چین و مواج با دستان ظریف حنا بسته با کمر باریک است.

 

در هنگام پادشاهی ناصرالدین شاه بسیاری از نقاشان به ارو پا فرستاده شدند که میرزا علی اکبر خان نقاش باشی ملقب به مزین الدوله به پاریس فرستاده شد و پس از بازگشت به ایران به تدریس نقاشی وموسیقی پرداخت که کمال الملک در مکتب او به شاگردی پرداخت.

 

محمود خان شریف ملک الشعرای در بار فتحعلی شاه بود که در فقه و تفسیر و عروض و تاریخ و ریاضیات و حکمت کاملترین دانشمند عصر خود بود. وی خط نسخ و تعلیق و شکسته را بسیار خوب می نوشت و از سوزن دوزی و مجسمه سازی سر رشتهء کاملی داشت اما بارزترین آثار هنریش نقاشیهای او است.

 

محمود خان در تنظیم و نقاشی مناظر و ابنیه نظیر نداشت و بنا هایی مثل شمس العماره را با چنان

 

دقتی مانند یک معماریا ریاضیدان هنرمند همه حجمها رادرست کرده است.

 

محمود خان شریف در نقاشی جدید و قدیم به ویژه دورنما سازی مهارت فراوان داشت . وی پایه گذارنقاشی رنگ روغن و آبرنگ به سبک رئالیسم آمیخته با ریزه کاریهابود وی سال 1311ه.ق در تهران در گذشت .

 

میرزا ابوالحسن خان (صنیع الملک) در 15 سالگی به فراگیری نقاشی نزد استاد محمد علی اصفهانی و در 30 سالگی 1261ه.ق به ایتالیا رفت مدتی در موزه ها و از روی کارهای هنرمندانی چون (رافائل )کپیه برداری کرد نقاشیهای او به کلاله خاور که به کتابخانه مجلس تعلق دارد .

 

محمد غفاری (کمال الملک) تحصیل نقاشی و فرانسه را در دا لفنون آموخت . از او 170 تابلو باقی مانده که با روی کار آمدن رضا خان در سال 1307 ه .ق به حسین آباد نیشابور تبعید می شود و مقبره این شاعردر جوار قبر خیام و عطار می باشد.

 

 

 

هنرمندان قاجار :

 

علی اشرف: از استادان برجسته قلمدان نگاری بود و به موضوع گل و مرغ می پرداخت او شاگرد محمد زمان بود. آثار او : قلمدان شیخ صنعان و دختر ترسا ، قلمدان گل و مرغ ، قاب آیینه گل و مرغ اشاره نمود.

 

لطفعلی شیرازی (صورتگر ) : نقاش و قلمدان ایرانی ، برجسته ترین نقاش گل به شمار می آید اکثر تصاویر شاهنامه داوری کار او می باشد.

 

ابولحسن غفاری (صنیع الملک ) : نقاش و چاپگر ایرانی ، هنرمند عهد ناصرالدین شاه و بنیان گذار نخستین هنرکده نقاشی و پیشگام هنر گرافیک در ایران بود. کارهای او سبب پیوند پیکر نگاری درباری به نقاشی کمال الملک شدند.

 

نقاشی مینیاتوری در مفهوم متعارفش از اندک رونقی در سلطنت فتحعلی شاه برخوردار شد.

 

در خلال آن ایام زمینه تازه ای برای هنرنمایی مینیاتور سازی ایرانی باز شد ، بدین ترتیب که ورود روز افزون فرستادگان خارجی و هیئت همراهشان و بازرگانان و جهانگردان دولتمند به دنبال برقراری روابط سیاسی تازه میان دربار ایران و دولتهای غربی مخصوصاً انگلستان موجب گردید ه نوعی ممتاز از هنر (هنر – جهانگردی ) به صورت مینیاتورهای اجرا شده روی برگهای کاغذ به وجود آید ، با موضوع های ملی ، یا هیئت افراد تنها بر پس زمینه ای خالی از نقش برای مجسم ساختن چهره های مختلف طبقات مردم در جامه ها و مشاغل و حالات و اطوار گوناگونشان .

 

همزمان با این نگارگری ها ، دو نوع دیگر نگارگری مورد بهره برداری قرار گرفت و مراحل تکامل خود را پیمود: یکی نقش مینایی روی طلا و نقره و مس و دیگری نقاشی پشت شیشه . نمونه های عالی از نوع اول در میان جواهرات سلطنتی ایران به وفور عرضه می شود. مقدم هنرمندان این گونه زینت گری در زمان فتحعلی شاه عبارت بودند از علی باقر و محمد جعفر.

 

در اوخر دوره فتحعلی شاه ، یا ربع سوم سده سیزدهم کامیابی باز هم بزرگتری در نگارگری ایران به حصول پیوست . نقاشی پشت شیشه (اگلومیزه ، واژه فرانسوی ) اسلوب کاری دشواری داشت بدین ترتیب که نقاشی می بایست به طور معکوس اجرا شود ، یعنی ابتدا روی بخش های تو گرفته اصلی و دیگر اجزا پیش زمینه کار شود و در اخر نوبت به پس زمینه برسد، و از آنجا که شیشه بکار رفته و در این کار معمولاً نازک انتخاب می شد، نمونه های دوام آورده به نسبت کمیاب اند ، مهرعلی چهرهای استادانهی اجرا شده بر پشت شیشه از فتحعلی شا و چندی از فرزندانش را بر جا گذارده است.

 

نتیجه :

 

هنر این دوره به سمت هنر غرب گرایش پیدا می کند . موضوعات نگارگری محدود می شود . عکاسی در این دوره وارد ایران شد و باعث ضعف و افول در هنر نگرگری دوران قاجار می شود. موضوعات به سمت روزمرگی می رود ، ابتکار و خلاقیت نقاشان و نگارگران کم کم رنگ می بازد . هنر نگارگری از اصالت خود دور شد . مضامین نقاشی های غربی حرف اول را در هنر نگارگری دوران زند و قاجار می زند . متأسفانه هنر نگارگری در دوره ی زند و قاجار نه تنها پیشرفتی نکرد بلکه به افول کامل گرائید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 12   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نگارگری عهد زند و قاجار ) دلایل افول )

دانلودمقاله سلسله قاجار

اختصاصی از اینو دیدی دانلودمقاله سلسله قاجار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
1- نظری کوتاه به آغاز کار این سلسله :
ایل قاجار ، از زمان تشکیل سلسله صفویه نام و نشانی داشتند و در کنار سپاه قزلباش ، در رکاب شاه اسماعیل شمشیر می زدند . در عهد شاه عباس کبیر ، اینان عده ای به گرجستان و تعدادی نیز به دو سوی رودخانه گرگان کوچانده شدند . از این طایفه ، آن گروه که در سمت راست گرگان فعلی یا استر آباد آن روز سکونت داشتند به نام یوخاری باش و آن عده که در ساحل چپ اقامت کردند به نام اشاقه باش معروف شدند .
ما با نام فتحعلی خان قاجار در بیان جریان بخشیدن کنیزی از جانب شاه سلطان حسین صفوی به او آشنا شدیم ، که چگونه کنیز اهدایی حامله از آب در آمد و پس از چندی محمد حسن حسن خان قاجار از این زن پا به عرصة وجود گذاشت . و در همان قسمت توضیح دادیم که در حقیقت محمد حسن خان فرزند فتحعلی خان قاجار نبوده بلکه پسر شاه سلطان حسین می شود .
فتحعلی خان قاجار از قبیله اشاقه باش یک بار به یاری شاه سلطان حسین شتافت و بار دیگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفویه حمایت کرد که بر اثر قدر ناشناسی این دو دیگر در زمان شاه تهماسب دوم از سلسله صفویه حمایت کرد که بر اثر قدر ناشناسی این دو شاه ، او به استر آباد بازگشت و در صفر 1139 هجری به دست یکی از افراد ایل قاجار ، به تحریک نادر کشته شد . پس از کشته شدن فتحعلی خان قاجار ، بخت از اشاقه باش برگشت و قبیله یوخاری باش مورد لطف نادر قرار گرفتند و چون محمد حسن خان ، جان خود را در خطر دید از بیم ، مدت ها متواری شد و پس از قتل نادر به استر آباد آمد و مناطقی را به تصرف خویش در آورد ، و در سال 1171 هجری در راه مخالفت با کریم خان زند کشته شد و کریم خان دختر وی را به زنی گرفت و از نه پسر محمد حسن خان ، دو تن یعنی آقا محمد خان و حسین قلی خان جهانسوز را به شیراز برد ، و چون مردی با صفا و نیک نفس بود . حسین قلی خان را به حکومت دامغان فرستاد ولی او راه عصیان پیش گرفت و به دست ترکمانان کشته شد و آقا محمد خان تا مرگ کریم خان ، یعنی تا سال 1193 هجری در شیراز ماند .
زمانی که مرگ کریم خان زند نزدیک شد و حال وی رو به وخامت گذاشت ، آقا محمد خان پیوسته در پی یافتن فرصت بود تا از شیراز بگریزد . به همین سبب آن هنگام که خواهرش یا به روایتی عمه اش زوجة کریم خان ، مرگ پادشاه زند را به اطلاع وی رسانید ، آقا محمد خان بی درنگ به مازندران رفت و با گرد آوردن افراد قبیلة خود تلاشی همه جانبه را جهت به دست گرفتن قدرت آغاز کرد .
با پایان گرفتن کار مخالفان به ویژه لطفعلی خان زند ، آقا محمد خان در صحنة ایران به عنوان نخستین پادشاه سلسلة قاجار شناخته شد و فعالیت را برای تحکیم موقعیت خود چه از نظر مسایل داخلی و چه از جهت مسایل خارجی دنبال کرد تاریخ نشان می دهد که آقا محمد خان مقتدرترین و با کفایت ترین پادشاه سلسله قاجاریه بوده است ، زیرا بعد از و جانشینانش چنانکه به موقع خواهیم آورد از تدبیر و سیاست قدرتی برخوردار نبودند که از جهات سیاسی روی نام آنان تکیه شود ، و جز در جهت سستی عقیده ، شهوترانی و عیاشی و آلت دست این و آن بودن شهرتی به هم نرساندند . به قول حاج سیاح : « . . . از نصف زمان فتحعلی شاه ، و تمام زمان محمد شاه و ناصرالدین شاه ، تاریخ ایران چیزی ندارد جز اینکه شاه به شکار رفت ، با کدام حاکم چه کرد ؟ یا کدام عالم بر سر مردم چه بلا آورد؟ یا درباریان کدام دسته به دیگری غلبه کرد ؟ یا چه قدر نسوان در دستگاه سلطنت جمع شده اند ؟ . . . »
در مورد نابسامانی و هرج و مرج و آشفتگی وضع به گفتة دکتر فووریه طبیب مخصوص ناصرالدین شاه باید توجه کرد که می گوید : « در این مملکت دائما اوضاع و احوال به سهولت و به سرعت تغییر و تبدیل می یابد و بین تخت مقام ، با تخته تابوت فاصله زیادی وجود نداد . و این نشانه خود رایی و عدم ثبات فکری پادشاهان و دولتمردان زمان قاجار است ، و چه خوب نظریة هولباک فیلسوف و متفکر مادی فرانسه در قرن هیجدهم در مورد بسیاری از سلاطین قاجار صدق می کند . هولباک می گوید : « ما در روی زمین فقط پادشاهان و فرمانروایان نالایق و ظالمی را می بینیم که خوشگذرانی و عیاشی و تجمل در آنها ایجاد یک نوع رخوت و سستی نموده ، تملق و چاپلوسی اطرافیان آنها را گرفتار فساد و تباهی ساخته و به قدرت از آزادی سوء استفاده نموده اند و کسی آنها را مورد عتاب و مجازات قرار نداده که جز تشدید تباهی و فساد ، نتیجه دیگری عاید آنان نشده است . به طور کلی ، این فرمانروایان و سلاطین دارای استعداد ، اخلاق و خصایص حسنه نمی باشند . »
نه سلسله قاجاریه ، بلکه هر سلسلة دیگر نیز دارای پادشاهانی بودند که به قول ابوالعلاء معری شاعر آزاد اندیش عرب بر گرسنگی مردم توجه نمی کردند ، تمام شب را به عیش و نوش می گذراندند ، و کارشان موسیقی و شراب و کار حکام آنها باج و خراج گرفتن و چپاول ثروت مردم و تجاوز به ناموس آنها بود .
ما در تاریخ نمونه های بسیاری داریم که سرسلسله در تحکیم قدرت ، شب و روز در تلاش بوده ، و اخلافش تمام موجودیت آن سلسله را به باد داده اند . حال که مطلب به اینجا رسید بد نیست اشاره کوتاهی نیز به آنها داشته باشیم تا به قاجاریه برسیم . چرا که این سلسله با عملکرد پادشاهانش بر کتاب حاضر نیز نقطه پایان می گذارد ، در مورد ساسانیان « روزی که اردشیر بابکان به طرف اصطخر می رفت خودش بود و زنش که او را بر ترک اسب خود نشانده بود ، اما روزی که یزدگرد سوم از برابر اعراب می گریخت آنچه گوهر و زرینه و سیمینه داشت بر گرفت و با زنان خود و هزار طباخ و هزار سگبان و هزار یوزبان و . . . به اصفهان و سپس به کرمان رفت .
و وقتی یعقوب لیث جواب خلیفه را می داد ، مشتی نان خشک و شمشیر در کنارش بود ، و خلف بن احمد از بازماندگانش آنچنان نا خلف از آب در آمد . . . و لشکریان طغرل بزرگ سلجوقی روزی که نیشابور را گشودند کافورهایی را که در خانه مردم دیدند نمک پنداشتند و می گفتند این نمک چه حد تلخ است ؟ اما طغرل سوم روزی که به میدان جنگ دشمن رفت چنان مست بود که از مستی ، گرزی را که می بایستی بر سر دشمن بکوبد بر پای اسب خود ، یعنی در واقع بر سر خود کوفت . . . و شاه اسماعیل صفوی روزی که در مرو بر شیبک خان ازبک دست یافت در کاسه سر او شراب نوشید و به فرمان او جسدش را صوفیان خوردند ، اما شاه سلطان حسین صفوی در همان روزی که افاغنه پشت سر هم شهرهای شرقی را گرفتند ، او به اطرافیان ، یعنی قزلباش های کاخ های بیستون ، نه صوفیان ازبک خوار می گفت ما را همین اصفهان کافی است . . . و بالاخره آقا محمد خان قاجار ، شبی که کریم خان در شیراز فوت کرد فاصلة صد فرسخی بین شیراز و اصفهان را با اسب سه روزه پیمود اما صدو پنجاه سال بعد احمد شاه آنقدر در اروپا ماند که قوم خودش شاهزاده جلال الممالک درباره اش گفت :
فکر شاه فطنی باید کرد . شاه ما گنده و گول و خرف است
تخت و تاج و همه را ول کرده در هتل های اروپ معتکف است
نشود منصرف از سیر فرنگ این همان احمد لاینصرف است .
2ـ وضع اجتماعی زنان :
در دورة قاجاریه ، زنان آهسته آهسته به راهی می رفتند که بتوانند تا حدی از آزادی های فردی و اجتماعی برخوردار شوند . سختگیری و تعصب در این دوران مانند زمان صفویه نبود و رفت و آمد اروپاییان و مسافرت ایرانیان به خارج از کشور موجب شد تا فکر آزادی زن در ذهن مردم ترقیخواه ایران راه یابد پیش بینی حاجی پیرزاده در سفرنامه خودش قابل توجه است که گفته بود مدتی نخواهد گذشت که زیر این درختان نارون ، زنان با مردان می نشینند و چای می نوشند و دیگر حجاب و پرده ای در کار نخواهد بود . با این حال و با وجود کاسته شدن از تعصبات و حدود و قیود کهن ، زنان راه درازی در پیش داشتند تا بتوانند موجودیت خود را به عنوان یک انسان به جامعه ثابت کنند ، زیرا آنچه که از مطالعه تاریخ دورة قاجر دستگیر ما می شود این است که در زمان حکومت این سلسله نیز ، بهترین مکان زن را گوشة خانه و حرمسرا می دانستند ، محدودیت های رفت و آمد زنان در کوچه و بازار و رعایت شدید حجاب برای این طبقه ، همچنان پابرجا بود و رعایت نکردن آن گناهی بزرگ به شمار می آمد .
« در دوره فتحعلی شاه و پس از آن ، چادر خارج از منزل به رنگ سیاه یا بنفش بود که آن را روی چاقچور به سر می کردند و صورت را با روبنده می پوشاندند . در دورة ناصرالدین شاه نیز چادر و چاقچور باقی ماند و بعدها روبنده جای خود را به پیچه داد . »
در روستاها و در میان ایلات زنان وضع بهتری داشتند و به خاطر زحمتی که زن برای اداره کار ها می کشید در چشم مردان عزت و احترام بیشتری داشت و طلاق نیز بین آنان کمتر اتفاق می افتاد در جشن ها و عروسی ها نیز زنان همراه با مردان دست در دست هم به رقص و پایکوبی می پرداختند و ممنوعیتی از نظر ظاهر شدن در انظار برای زنان نبود « افراد ایل به ی زن قناعت می کردند و کمتر دیده می شد که کسی دو زن بگیرد صیغه کردن زن را نیز عملی زشت و مکره می شمردند . . . » اما به نظر کنت گوبینو در عهد ناصرالدین شاه ، حجاب زنان چندان جدی نبود و در گردشگاه های عمومی و باغ ها و مجالس روضه و تعزیه ، زن و مرد تقریباً خوب یکدیگر را می دیدند .
میرزا حسین خان در کتاب جغرافیای اصفهان تحت عنوان صفت اناثیه ، وضع زنان اصفهان را در دروة ناصرالدین شاه بیان کرده و می نویسد : « . . . اناث هر جماعتی در این شهر تابع خیال و احوال مردان و مطیع و منقاد شوهران و معتاد به عسرت گذران ، الاقلیلی از آنها که بی صاحب و سالارند ، همگی بعد از فراغت خانه داری ، مشغول خیاطی و چرخ ریسی و سایر هنرها و کسب های یدی و اخذ مسایل شرعیه و مواظب نماز روزه و معتقد به ختم و ادعیه ، و تکامل و تعیش و بطالت میان اینها ننگ است و عرصه از همه جهت برایشان تنگ . چندین سبب دارد که غالب زن های این شهر خود سر به هوا نیستند ، یکی اوامر و نواهی و مواعظ علما و فضلا ، یکی کثرت عیالواری و زحمت خانه داری ، یکی قلت بضاعت و مکنت و عدم وجاهت ، یکی پرهیز از فساد و ولنگاری که زن های این شهر دباره هم حسودند و عیب جو ، نمی شود گفت که این شهر بزرگ هیچ زن ضایع روزگار ندارد ، شهوت در همه جا موجود است و جاهل در همه جمعیت ، اما با این حالت نمی تواند کسی بیست زن متجاهر و مشهور بر این شهر بشمارد . . . »
آنچنان که از مطالعه زندگی زنان در عهد قاجار بر می آید ، وضع بانوان هر شهر و دیاری با هم متفاوت بود و حتی از نظر لباس و پوشاک و بر خورد بین زنان و مردان اختلاف هایی وجود داشته است . برای مثال در کاشان ، زنان کاملا تابع شوهران خود بوده اند و بی رخصت و اجازه آنان حق انجام هیچ کاری را نداشتند ، و از روزی که وارد خانه شوهر می شدند جز بریدن و دوختن و پختن و روفتن ، کار دیگری نمی توانستند داشته باشند . حتی زنان ثروتمندان و بزرگان نیز که کاری برای انجام دادن در منزل نداشتند و امور خانه به دست کنیزان و نوکران بود ، آنان نیز بی رضای مردان ، قدمی نمی توانستند بردارند . در جای دیگر و در توصیف زنان گیلان و زنان عرب خوزستان می بینیم که آنان در رفت و آمد های خود در انظار عمومی آزادی بیشتر داشتند و کمتر به مسأله و موضوع حجاب توجه می کردند

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   53 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله سلسله قاجار

دانلود مقاله فرسایش و راههای مقابله با آن

اختصاصی از اینو دیدی دانلود مقاله فرسایش و راههای مقابله با آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

- مقدمه

 

فرسایش که به آلمانی Abtrag وبه فرانسه وانگلیسی Erosion گفته می‌‌شود، از کلمه لاتین Erodere گرفته شده وعبارت است از فرسودگی و از بین رفتگی مداوم خاک سطح زمین (انتقال یا حرکت آن از نقطه ای به نقطه دیگر در سطح زمین) توسط آب یا باد[1].
خاک یکی از مهمترین منابع طبیعی هر کشور است. امروزه فرسایش خاک به عنوان خطری برای رفاه انسان و حتی برای حیات او به شمار می‌رود. در مناطقی که فرسایش کنترل نمی‌شود، خاک ها به تدریج فرسایش یافته، حاصلخیزی خود را از دست می دهند.
فرسایش نه تنها سبب فقیر شدن خاک و متروک شدن مزارع می گردد و از این راه خسارات زیاد و جبران ناپذیری را به جا می گذارد، بلکه با رسوب مواد در آبراهه ها، مخازن سدها، بنادر و کاهش ظرفیت آبگیری آنها نیز زیانهای فراوانی را سبب می‌گردد. بنابر این نباید مساله حفاظت و حراست خاک را کوچک و کم اهمیت شمرد.
اگر استفاده خاک بر اساس شناسایی استعداد و قدرت تولیدی آن ومبتنی بر رعایت اصول صحیح و علمی باشد، خاک از بین نمی رود[2]. فقط در سایه حمایت پوشش نباتی(درختان یا سایر گیاهان) بوده که فرسایش خاک بسیار کند شده و تعادلی در تشکیل و فرسایش خاک ایجاد گردیده است.
این تعادل مساعد که تحت تاثیرشرایط طبیعی حکمروا شده بود،از زمانی که بشر زمین را به منظور تهیه محصول وبدست آوردن غذا و دیگر مایحتاج خود ،موردکشت و زرع قرار داد تا از آن به عنوان مرتع استفاده کرد، بر هم خورد و زمین ها در معرض فرسایش شدید و وسیع قرار گرفت .
بنابراین فرسایش قبل از آنکه مورد بهره برداری انسان قرارگیرد نیز اتفاق می‌افتاده(فرسایش طبیعی) ولی از وقتی‌که انسان در آن به کشت و زرع پرداخت باعث فرسایش بیش از حد(فرسایش سریع وشدید) خاک شده است.

 

2- اهمیت فرسایش

 

درست است که از خاک هایی که در نتیجه‌ فرسایش آبی شدید ازنقاط مرتفع‌تربه نقاط پست‌تر یا چاله‌ها وپشت سد‌ها منتقل می‌شود، باز زمین به وجود می¬آید واین گونه زمین‌ها اغلب امکان دارد زمین‌های رسوبی یا آبرفتی حاصلخیزی باشد(کما‌‌‌ اینکه زمین‌های حاصلخیز را در اکثر موارد همین زمین‌های رسوبی یا آبرفتی تشکیل می‌دهد) ولی از آنجا که مقدار زمینی‌که بر اثر رسوب و تجمع مواد بوجود می‌آید در مقابل سطح‌هایی‌که خاک آن فرسایش یافته است، ویران می‌شود، تا این رسوبات را بوجود آورد،آنقدر ناچیز و بی‌ارزش است،که به منظور جلوگیری از تخریب و زیان‌های بیشتر و همچنین حفظ تعادل طبیعت باید با اقدامات سریع وجدی تا آنجا که ممکن است مانع از فرسایش خاک شد.
طبق محاسباتی که صورت گرفته است، بطورکلی برای تشکیل یک سانتی‌متر‌خاک 500 تا 800 سال زمان لازم است، و‌ اگر حساب کنیم که خاک زراعتی 25 سانتی‌متر عمق داشته باشد پس این ضخامت خاک، طی 20 هزار سال‌کارمداوم طبیعت بوجود آمده است.

3- انواع فرسایش

 

3-1- بر اساس انواع عوامل فرسایشی

 

در طبیعت دو نیرو، یا دو عامل وجود دارد که باعث جابجایی خاک یا به عبارت دیگر فرسایش خاک می‌شود: آب و باد[1].
یکی از مهمترین فرایندهای طبیعی در مناطق خشک و نیمه‌خشک و فرا خشک فرسایش بادی است.این فرایند در شرایطی رخ می‌دهد که علاوه بر وجود خاک حساس، باد دارای حاکمیت و سرعت قابل توجه باشد. انتقال ذرات خاک به صورت‌های مختلف معلق، جهشی و خزشی انجام می‌گیرد وباعث خسارت‌های جدی به محیط زیست می‌شود[3]. فرسایش آبی در بند 8 مفصلا شرح داده خواهد شد.

 


3-2- بر اساس تاثیر طبیعت و دخالت انسان

 

فرسایش طبیعی یا بطئی که فرسایش عادی هم نامیده می‌شود پیوسته در طبیعت بوسیله آب یا باد صورت گرفته و می‌گیرد و نتیجه قوه ثقل، سرازیری دامنه ها، جریان آب سطحی روی زمین،وجود نهرها و رودها و یخچال‌ها وغیره است.
عمل این نوع فرسایش کند و هماهنگ با تولید خاک است بدین معنی که از یک طرف خاک تشکیل می‌شود و از طرف دیگر امکان دارد فرسایش یابد.عوامل طبیعی مؤثر در فرسایش سبب فرسایش یافتن قلل مرتفع وکاهش ارتفاع آنها و همچنین پر کردن دره‌ها و چاله‌ها می‌شود که نتیجه آن صاف و هموار شدن سطح زمین است.
در این نقل وانتقال خاک، در صورتی که عمل خاکسازی بیش از فرسایش باشد، موجب افزوده شدن وگسترش خاکها می‌شود، اگر متعادل باشد،یک هماهنگی بین فرسایش و خاکسازی بوجود می‌آید ولی چنانچه تخریب سریع و شدید وعمل خاکسازی ضعیف باشد، تعادل طبیعی بر هم می‌خورد.
در چنین وضعی که زمین بشدت فرسایش می‌یابد سنگهای مادر ظاهر می‌گردد وچهره زمین به صورت لخت و بایر درمی‌آید. مبارزه بااین فرسایش بسیار مشکل و در بسیاری از موارد غیر ممکن است. فرسایش سریع یا مخرب همانطور که ذکر شد نتیجه تاثیر اعمال بشر است.

 

4- مراحل مختلف فرسایش

 

فرسایش چه توسط باد صورت گیرد چه توسط آب، خواه عادی باشد خواه سریع، دارای سه مرحله است: مرحله کنده شدن خاک، مرحله انتقال خاک و مرحله انباشته شدن و تجمع خاک.

 

4-1- مرحله کنده شدن خاک از جای خود

 

در این مرحله، ابتدا خاکدانه¬ها بر اثر از بین رفتن هوموس و کلوئیدهای خاک، چسبندگی خود را از دست می¬دهند و از هم می¬پاشند. در نتیجه خاک آماده فرسایش می¬شود. در چنین وضعی، خاک سطح¬الارض که حاصلخیزترین قسمت خاک است، به طور ناگهانی یا بتدریج بوسیله آب یا باد از جای خود کنده می¬شود.

 

4-2- مرحله حمل یا انتقال خاک بوسیله آب یا باد

 

چون ذرات خاک چسبندگی خود را از دست داده¬اند، نمی¬توانند در مقابل جریانهای شدید آبها یا بادهای تند مقاومت کنند، در نتیجه از جای خود کنده می¬شوند و به نقطه دیگر منتقل می¬گردند.
در مورد فرسایش آبی معمولا مواد از منطقه مرتفع¬تر به محل پست¬تر منتقل می¬گردند. مسافتی را که آب یا باد مواد را با خود می¬برد به عوامل مختلفی بستگی دارد، از آن جمله می-توان در مورد آب، شدت آب، شیب زمین، ریز و درشتی آبرفت¬ها( شن، رس و غیره)، و در مورد فرسایش بادی شدت باد، قطر بادرفتها و همچنین مسطح و وسیع بودن جلگه¬ها و دشتها را نام برد.

 

4-3- مرحله تجمع و انباشته شدن مواد

 

بادرفتها (موادی که توسط باد حمل می¬گردند) هر جا به مانعی (گیاه، دیوار، سنگ و غیره) برخورد کند فورا بر روی زمین می¬افتد و درآنجا رویهم انباشته می¬شوند. این مواد در شرایط فوق¬العاده تشکیل تپه¬های بزرگ و حتی توده¬های عظیم شنی یا ماسه¬ای شبیه کوه را میدهد.
آبرفتها بتدریج که از شدت جریان آب و شیب زمین کاسته می¬شود از حرکت بازمی¬ماند و در سطح زمین رسوب می¬کند (ابتدا ذرات درشت¬تر و بعد ذرات ریزتر). در بعضی موارد تجمع مواد آبرفتی بقدری زیاد است که یک طبقه رسوبی قابل توجهی را تشکیل می¬دهد.

 


5- اشکال مختلف فرسایش

 

شکل ظاهری فرسایش آبی با شکل ظاهری فرسایش بادی فرق دارد. بعلاوه فرسایش آبی یا بادی خود بر اثر شدت و ضعف عوامل فرسایشی و مساعد بودن یا نامساعد بودن شرایط محیطی برای فرسایش به اشکال مختلف در می¬آید. روی همین اصول است که در نقاط مختلف و در شرایط مختلف، زمین به درجات مختلف و به اشکال مختلف فرسایش یافته است.

 

5-1- فرسایش سطحی یا سفره¬ای

 

عمل عامل فرسایشی در این فرسایش، در تمام سطح زمین است. این شکل فرسایش بیشتر منشا بادی دارد، ولی طبیعی است که فرسایش آبی نیز ابتدا به طور سطحی اتفاق می¬افتدکه به علت فرسایش یکنواخت در تمام سطح کمتر محسوس می¬گردد.
این نوع تخریب با ظهور لکه¬های سفید و روشن در سطح نمودار می¬شود و نشان دهنده تخریب و از بین رفتن سطحی¬ترین قسمت زمین، آن هم به صورت لکه¬لکه است. اختلاف رنگ بین قسمتهای فرسایش یافته و فرسایش نیافته علامت این تخریب است، زیرا قسمت رویی به علت دارا بودن مواد آلی، غالبا تیره رنگ می¬باشد. علامت دیگر این فرسایش وجود ریگ و سنگریزه¬های آزاد در سطح زمین است. در این نقاط باد ذرات ریز را با خود برده و ریگ و سنگریزه در سطح زمین باقی مانده است.
5-2- فرسایش شیاری یا آبراهه¬ای

 

منشا این تخریب اغلب باران است و در پیدایش آن عامل، شیب بسیار موثر می¬باشد. فرسایش شیاری یا آبراهه¬ای، در دامنه کوهها و حتی در سطح زمینهای کم شیب نیز به سهولت دیده می¬شود. این شکل فرسایش، پیشرفته¬تر از فرسایش سفره¬ای بوده و ممکن است به صورت خطوط موازی نیز ظاهر شود که ابتدا کم عمق است ولی به سرعت عمیق¬تر می¬شود. این شکل فرسایش، تا زمانی که سنگ مادر ظاهر نشده است، بنام فرسایش شیاری خوانده می¬شود.

 

5-3- فرسایش چاله¬ای

 

این شکل فرسایش بیشتر منشا بادی دارد. چاله¬ها در نتیجه توسعه فرسایش سطحی و بزرگتر شدن چاله¬های کوچک نخستین، بوجود می¬آید. در بسیاری از نقاط دشت لوط و حواشی دشت کویر سطح¬های وسیعی از زمین دیده می¬شود که بر اثر باد بصورت چاله چاله در آمده است. این چاله¬ها نشانه فرسایش بادی شدید در این نواحی است. بادهای شدید موادی را که از کندن این چاله¬ها بدست می¬آورد، کیلومترها با خود می¬برد.

 

5-4- فرسایش خندقی یا نهری

 

منشا این فرسایش، آب است. در این فرسایش عمق و عرض زمینهای فرسایش یافته بیشتر از فرسایش شیاری است.
این شکل فرسایش، بر اثر پیشرفت فرسایش شیاری بوجود می¬ید، به این نحو که شیارها به هم می¬پیوندند، در نتیجه زمین بیشتر شسته می¬شود و نهرها یا خندقهایی در سطح زمین تشکیل می¬گردد. در این تخریب، سنگ مادر ظاهر می¬شود و آنقدر عمیق و عریض است که گاوآهن قادر به عبور از آنها نیست. این خندقها یا نهرها تدریجا عمیق¬تر می¬شوند. عمق خندقها به یک متر یا بیشتر می¬رسد و بتدریج شکل آنها تغییر می¬کند. این عمل در صخره¬های سست، خاکهای رسی و رسی آهکی بیشتر دیده می¬شود. این فرسایش اغلب در محدوده آب و هوای خشک و در نواحی که تغییرات درجه حرارت در فصول مختلف در آنجا شدید است ظاهر می¬گردد. البته این شکل تخریب در زمینهای جنگل¬کاری شده نیز دیده می¬شود و ساختمان زمین¬شناسی خاک هم در این فرسایش بی¬تاثیر نیست.
با توسعه خندقها و عریض¬تر شدن آنها، آب علاوه بر خاک سطح¬الارضی، خاک زیری و خاک تحت¬الارضی را نیز از جا می¬کند و با خود می¬برد. فرسایش خندقی علاوه بر ویرانی خاک زراعتی، سبب وارد آمدن خسارات زیادی به راهها،‌ جاده¬ها، خطوط ارتباطی و مجاری آبها و همچنین موجب افزایش هزینه نگهداری تاسیسات مزبور نیز می¬شود. شخم زدن شیبهای تند و چرای بیش از حد و لگدکوب شدن خاک مراتع طبیعی توسط احشام، باعث از بین رفتن پوشش نباتی و کنده شدن خاک و در نتیجه پیدایش آبراها¬ها و خندقها می¬گردد(شکل1).

 

 

 

 

 


شکل1- فرسایش خندقی در پایین دست اراضی کشاورزی

 

5-5- فرسایش سیلابی

 

فرسایش سیلابی یک تخریب ساده نیست. در مناطق کوهستانی و حتی در زمینهای سست جلگه¬ای فرسایش شیاری و خندقی ممکن است به فرسایش سیلابی تبدیل گردد. در این فرسایش جریان آب بویژه آبهای گل¬آلود، حامل ریگ و شن و غیره، موجب شسته شدن اطراف آن و حمل مواد بیشتر با خود می¬گردد. با این عمل، زمینهای دیواره بستر، استحکام و قدرت خود را از دست می¬دهد و بتدریج و در مواقع جاری شدن سیلابهای شدید حتی به طور ناگهانی ریزش می-کند و امکان دارد که موجب تخریب و ویرانی مزارع و دهاتی که در جوار این مسیل¬ها واقع شده¬اند، بشود. با افزایش مواد خاکی در آب، وزن مخصوص آن بیشتر و قدرت و نیروی درهم کوبنده آن زیادتر می¬گردد.

 

5-6- فرسایش توده¬ای

 

این نوع فرسایش در روی زمین اغلب به شکل عوارض زمین که معرف حرکات خاک در گذشته است ظاهر می¬گردد. این حرکات عبارتست از تورم و بالا آمدن خاک، سرخوردگی، خزیدن زمین و ریزش خاک (حرکت یخچالها).
در فرسایش توده¬ای قسمتی از خاک دامنه کوهها به حرکت در می¬آید که یا ممکن است بر اثر اشباع شدن خاک طبقه رویی از آب و نفوذپذیری خاک طبقه زیری، خاک رویی به حرکت در آید، یا ممکن است بر اثر لغزش این عمل اتفاق افتد، به این معنی که توده¬ای از کوه از محل اولیه خود جدا می¬شود و در محل دیگری قرار می¬گیرد، یا ممکن است در نتیجه ریزش باشد که در این حالت قسمتی از کوه ریزش می¬کند و در سطح¬های پایین¬تر روی هم انباشته می-شود[1].

 

5-7- فرسایش تونلی

 

یکی از جالبترین و نادرترین ای فرسایشها، فرسایش تونلی می باشد. این فرسایش در این ناهمواری اشکالی را شبیه به لانه روباه بوجود آورده است که به نام اشکال فرسایش تونلی معروف هستند. اشکال فرسایش تونلی مطالعه شده در منطقه ساختاری ساده داشته و شامل تعدادی حفره یا گودالهای قیفی شکل با ابعاد گوناگون و یک شبکه زهکشی زیرزمینی بوده که این شبکه توسط خروجی هایی به شکبه زهکشی سطحی متصل است. علیرغم ساختمان فیزیکی ساده این اشکال، مکانیسم تشکیل آنها بسیار پیچیده می باشد[4].

 

6- اثر و نتیجه فرسایش

 

فرسایش دارای اثرات نامطلوب و عواقب شومی است که در زمینه¬های مختلف باعث خسارات و ناراحتیهای فراوان می¬گردد.

 

6-1- اثر فرسایش در کاهش حاصلخیزی خاک

 

بر اثر فرسایش، خاک رو که از نظر کشاورزی فعالترین و بارخیزترین قسمت پوسته جامد زمین است، فرسوده می¬شود و از بین می¬رود و در نتیجه حاصلخیزی آن کاهش می¬یابد. فرسایش چنانچه شدید باشد، بکلی بارخیزی خاک را از بین می¬برد.
چنانچه قابلیت نفوذ آب یا هوا در خاک، بر اثر کم شدن یا از بین رفتن ماده آلی و تاثیر سایر عوامل کاهش یابد، خاکدانه¬ها متلاشی و از هم جدا می¬شود، در نتیجه، ساختمان خاک متراکم می¬گردد. در چنین حالتی در فصل مرطوب، محیط نامساعد و خفه¬کننده¬ای در خاک بوجود می¬آید. چون در این صورت هوا و آب نمی¬تواند در خاک نفوذ کند و همچنین خاک قادر نیست آّب را برای فصل خشکی در خود ذخیره نماید، از نظر شیمیایی و بیولوژیکی شرایط در خاک بسیار نامساعد می¬گردد. در چنین محیطی بتدریج موجودات کوچک خاک¬زی (میکروارگانیزم¬ها) از بین می¬روند و هوموس خاک تلف می¬شود. بر اثر از بین رفتن مواد آلی (هوموس)، کمبود مواد ازتی خاک نیز ظاهر می¬گردد. با از بین رفتن هوموس و موجودات زنده، خاک حاصلخیزی خود را بکلی از دست می¬دهد.
چنانچه فرسایش بسیار شدید و عمیق باشد، ترمیم خرابی¬ها مستلزم صرف وقت و هزینه زیاد است و در شرایط فوق¬العاده حتی بعید به نظر می¬رسد.
حاصلخیزی خاک نه تنها بر اثر فرسایش کاهش می¬یابد،بلکه بر اثر تجمع آبرفتهای نامرغوب و بادرفتهای شور در سطح زمینهای دایر نیز در معرض خطر قرار می¬گیرد. اغلب مشاهده شده است که زمین بسیار حاصلخیز بوده ولی بر اثر جاری شدن سیلاب یا سیلابهای شور یا بادرفتهای شور در سطح آن، حاصلخیزی خود را از دست داده است.

 

6-2- اثر فرسایش بر روی کاهش آبهای زیرزمینی

 

پوشش گیاهی نه تنها خاک را حفظ می¬کند و مانع از فرسایش آن می¬شود، بلکه در حفظ آب نیز بسیار موثر است. در نقاطی که زمین پوشش گیاهی دارد (که این پوشش مانع از فرسایش آن می¬شود)، به هنگام بارندگی قطرات آب به هنگام فرود آمدن ابتدا به اندام گیاه برخورد می-کند و بصورت ذرات ریز در می¬آید که بهتر جذب زمین می¬گردد. از طرف دیگر ریشه¬های گیاه و هوموس موجود در خاک، آبی را که به زمین می¬رسد جذب می¬کند و به این طریق مانع از جاری شدن آن در سطح زمین می¬گردد. آبی که به طریق مذکور در خاک حفظ می¬شود بعدها بصورت آب چشمه¬سار از کف دره¬ها بیرون می¬آید و آبهای دائمی را تشکیل می¬دهد یا به عنوان آب زیرزمینی در آن محل یا نقاط دورتر از آنها بهره¬برداری می¬شود.
بعکس، کوهها یا زمینهای شیبداری که پوشش گیاهی ندارد و فرسایش یافته است، قادر نیست آبهای برف و باران را در خود نگه دارد. چون به همین علت منابع آبهای زیرزمینی تغذیه کافی نمی¬شود، در فصول خشکی قناتها دچار کم آبی و در شرایط فوق¬العاده حتی خشک می-گردد.

 

6-3- اثر فرسایش در پر شدن سریع سدها

 

در حفظ خاکهای حوزه آبریز رودهایی که بر روی آنها سد بسته شده است، نسبت به رودهایی که بر روی آنها سد بسته نشده است باید بیشتر دقت بشود و عملیات حفاظتی به منظور جلوگیری از فرسایش خاک سریع¬تر و جدی¬تر و موثرتر باشد، زیرا وجود سد خود در واقع در حکم یک صافی است که مانع عبور مواد محموله آب می¬شود. هرچه خاکهای حوزه آبریز رود مربوط بیشتر فرسایش یابد، به همان نسبت مواد بیشتری در پشت سدها جمع و روی هم انباشته می¬شود و در نتیجه عمر سد یعنی مدت بهره¬برداری از آن کوتاهتر می¬گردد.

 

 

 

6-4- اثر فرسایش در ایجاد سیلابهای خطرناک

 

در مناطقی که زمین پوشش گیاهی کم دارد یا بکلی فاقد آن است، در موقع بارندگی¬های شدید یا ذوب شدن برفها، آب زیادی در دامنه کوهها جاری می¬شود که اغلب تشکیل سیلهای خطرناکی را می¬دهد. با فرسایش خاک و گل¬آلود شدن آب و وجود مواد دیگری از قبیل ریگ و قلوه¬سنگ و سنگ در سیلابها، قدرت خراب کننده آب فرسایش می¬یابد و با نیروی زیادتری باعث کنده شدن بستر رودخانه¬ها و کناره¬های مسیل می¬گردد و حتی خانه¬های مجاور رودخانه¬ها و مسیلها را نیز ویران می¬کند و از این راه خسارات زیادی وارد می¬سازد[5].

 

7- مبارزه با فرسایش خاک

 

همانطور که قبلا شرح داده شد، خاک توسط آب و باد فرسایش می¬یابد. پوشش گیاهی و هوموس در جلوگیری از هر دو نوع فرسایش (آبی و بادی) بسیار موثر است.
برای جلوگیری از فرسایش خاک در درجه اول باید هدف ایجاد پوشش گیاهی باشد. اما بدیهی است که در بعضی نقاط، شرایط طبیعی طوری است که امکان روییدن گیاه نیست ولی در هر حال باید اقداماتی در زمینه جلوگیری از فرسایش خاک صورت گیرد. در این شرایط بایستی از فکر ایجاد پوشش گیاهی در آن منطقه منصرف شد و روشهای دیگری را برای نفوذ دادن آب در زمین (در فرسایش آبی) و تثبیت خاک در فرسایش آبی و بادی در پیش گرفت. به عنوان مثال حفر جویها یا بانکت¬ها در دامنه کوهها در جلوگیری از فرسایش آبی و استعمال مالچ نفتی در تثبیت ماسه¬های روان و دیگر اقدامات که ذیلا به شرح آنها خواهیم پرداخت.
لازم به ذکر است که اقدامات لازم درباره جلوگیری از فرسایش خاک و انتخاب روش و بکار بردن وسیله صحیح برای مبارزه با آن باید با مطالعات و بررسیهای دقیق و توجه به وضع اقلیمی و جغرافیایی و حتی اجتماعی منطقه مربوطه صورت گیرد نه آنکه یک فرمول و یک دستورالعمل برای مبارزه با فرسایش بادی برای کلیه نقاط بکار برده شود.

 

8- مبارزه با فرسایش آبی

 

8-1- مبارزه با فرسایش خاک در آبخیزها (آبخیزداری)

 

معمولا برای حفظ خاک و مبارزه با فرسایش دو راه وجود دارد: مبارزه مستقیم و مبارزه غیر مستقیم. این دو روش مبارزه نمی¬توانند جایگزین یکدیگر شوند، بلکه بصورت مکمل می¬باشند. استفاده از فعالیتهای مدیریتی (Best Management Practices)، در قالب مدیریت جامع حوزه¬های آبخیز، روشی مناسب در کنترل و کاهش میزان فرسایش و رسوب است[2].

 

 

 

1- مبارزه غیر مستقیم:

 

در مبارزه غیر مستقیم هدف ایجاد پوشش گیاهی یا بیشتر کردن آن است. برای نتیجه گیری بهتر، بایستی روش بهره¬برداری از زمین با حفظ خاک متناسب باشد و به جهت ایجاد تعادل بین خاک و گیاه و زمینهای مرتعی و جنگلی و زراعتی مشخص گردد تا نقاطی که استعداد جنگل را دارد، جنگل¬کاری، و قسمتهایی که برای مرتع¬داری مناسب است، در آنجا پوشش مرتعی ایجاد یا توسعه داده شود و خلاصه سطح¬هایی که برای کشاورزی مستعد است، گیاهان زراعتی مناسب با آن محل بویژه از خانواده لگومینوز کاشته بشود. هر چند گیاهان زراعتی خاک را به خوبی مرتع و جنگل در برابر عوامل فرسایشی حفظ نمی¬کنند، اما چون خاک استعداد کشاورزی دارد، چنانچه از روی اصول صحیح کشت و زرع گردد، هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است و هم خاک حفظ خواهد شد.
در بهره¬برداری صحیح از خاک در نقاط کوهستانی معمولا باید نکات ذیل مراعات بشود:
زمینهایی که شیب آنها زیاد و صخره¬ای است و همچنین سطحهایی که خاکش کم است، مانند قله کوهها را باید به احداث جنگل اختصاص داد تا حساسیت خاک در مقابل فرسایش کم شود و زمینهایی که دارای خاک نرم و مرطوب و کوهپایه¬ای است و نسبت به زمینهای جنگلی شیب کمتری دارد در آنها مرتع بوجود آورد و خلاصه اراضی که خاکش خوب و شیب آن کم است و دسترسی به آب آبیاری لازم هم هست، با احتیاط و از روی اسلوب صحیح کشاورزی بشود.
در اینجا قابل ذکر است که بسیاری از کارشناسان که برنامه آبخیزداری را اجرا می¬کنند معتقدند در نقاطی که منظور حفظ خاک است،‌ به هیچ وجه نباید زراعت بشود، کمااینکه در ایران در کلیه حوزه¬های آبخیزداری بکلی مانع بهره¬برداری از زمین بصورت کشاورزی و برای دامداری می¬شوند، زیرا شخم زدن زمین و همچنین بدون پوشش گیاهی ماندن آن برای مدتی از سال به فرسایش خاک کمک می¬کند.

 

2- مبارزه مستقیم:

 

مبارزه غیر مستقیم یعنی ایجاد پوشش گیاهی یا تقویت پوشش زنده خاک بیشتر به منظور پیشگیری صورت می¬گیرد، در صورتیکه مبارزه مستقیم هنگامی شروع می¬شود که خاک فرسایش یافته باشد و باید اقداماتی انجام داد که خاک بیش از این فرسایش نیابد و امکاناتی فراهم کرد تا سطوح فرسایش یافته ترمیم گردد. بنابراین در مبارزه مستقیم وضع خاک از نظر فرسایش از مرحله پیشگیری به مرحله استعلاجی می¬رسد که انجام این امر مستلزم صرف هزینه زیاد است و اصل اقتصادی آن بایستی مراعات گردد.
فرسایش آبی موقعی اتفاق می¬افتد که سرعت آبهای جاری از سرعت آستانه فرسایش تجاوز کند. سرعت آستانه فرسایش، حداقل سرعتی است که آب بتواند ذرات خاک را با خود حمل کند. در مبارزه مستقیم با فرسایش آبی، هدف نفوذ دادن آب بیشتر در زمین، یا هدایت آبهای اضافی به طرف مجاری خروجی و خلاصه جلوگیری از سرعت آبهای جاری در سطح زمین است تا به سرعت آستانه فرسایش نرسد که موجب فرسایش خاک گردد.
مبارزه مستقیم با فرسایش را معمولا از طریق ایجاد بانکت¬های افقی در امتداد خطوط تراز و ایجاد سکوهای محافظ و حایل و دیگر اقداماتی که ذیلا به آنها اشاره خواهد شد، انجام می¬دهند[6].

 

الف) شخم حفاظتی

 

شخم مناسب، زبری سطح زمین را افزایش داده، سبب نفوذپذیری و کاهش میزان رواناب می¬شود. اثر شخم به میزان رطوبت موجود نیز بستگی دارد. شخم حفاظتی بستر کشتی است که حداقل 30 درصد سطح خاک با بقایای گیاهی برای کاهش فرسایش آبی، بعد از کشت پوشیده شود.
شخم حفاظتی دارای انواع گوناگونی می¬باشد: شخم مالچی، شخم نواری، شخم مرزی و شخم شکافی.
شخم¬های مرزی و نواری و شکافی از انواع روشهای شخم در مزرعه در امتداد ردیف¬هاست که درهم ریختگی بقایای کشت بین ردیف¬ها را به حداقل می¬رساند. مزیت اصلی شخم حفاظتی، حفاظت خاک با استفاده از بقایای کشت است.
در طی تحقیقات مشخص شده که با 9 تا 16 درصد افزایش در پوشش بقایای گیاهی، فرسایش به میزان 50 درصد کاهش یافته است . منافع دیگر شخم حفاظتی عبارتست از: افزایش نفوذپذیری، حفاظت از فرسایش بادی، کاهش تبخیر، افزایش مواد آلی خاک و ... .

 

ب) کشت روی خطوط تراز

 

کشت روی خطوط تراز یک روش موثر جهت کنترل فرسایش در زمینهایی با شیب کم تا متوسط می¬باشد و به مبنای کشت روی زمین شیب¬دار است، که آماده¬سازی زمین، کشت و برداشت گیاه بر روی خطوط تراز انجام می¬گیرد.
این کشت سبب حفاظت در برابر فرسایش ورقه¬ای و شیاری می¬شود و در مواقعی دارای بهترین عمل حفاظتی است که رگبارهایی با شدت کم تا متوسط بر روی شیبهای ملایم پدید آیند.
این روش، روشی مدیریتی است. کشت کنتوری سبب افزایش نفوذ و کاهش رواناب سطحی می¬شود و سبب نگهداری آبهای دریافت شده با حفظ منابع خاک می-شود که در تولید محصول ضروری است. در مواقع وقوع رگبارهایی با شدت بالا و بر شیبهای تند، این روش دارای کمترین حفاظت است. موقعی که شدت رگبار بیشتر از میزان نفوذ شود، تجمع آب در پشت فاروها، سبب سرریز شدن می¬شود و آب از یک فارو به فاروی دیگر می¬رود و سبب تخریب زمین می¬گردد. این تخریب ممکن است سبب فرسایش موضعی شدید به شکل گالی¬ها شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   37 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله فرسایش و راههای مقابله با آن