آشنایی با مفهوم سیستم و انواع آن (سیستم های باز و بسته و کارکردهای آنها)
نظریه نوین مدیریت : تئوری سیستم
چنانکه ملاحظه شد ، نظریه های سازمانی و شیوه های مختلف مدیریت در طول زمان مورد تحول و تکامل قرار گرفته است . در طی ده سال گذشته ، رویه خاصی زیر عنوان «تئوری سیستم» برای بررسی های سازمانی متداول گردیده است که ممکن است به عنوان پایه و مبنائی برای بهم پیوستن و ارتباط نظریه های مختلف سازمانی و شیوه های متعدد مدیریت بکار رود .
ـ تعریف سیستم
اصلاح سیستم به « مجموعه از اجزاء وابسته » اطلاق می شود . به عبارت دیگر ، سیستم به معنای یک «کل» بکار می رود که از ترکیب اجزاء متعددی تشکیل یافته است . حدود سیستم اصلی و سیستم های فرعی همیشه تابع قواعد و ضوابط یعنی نیست به عنوان ، اگر بدن انسان را یک سیستم اصلی فرض کنیم ، هر یک از اجزاء آن (مانند دستگاه گوارش) سیستم فرعی بشمار می رود ، ولی چنانچه خود دستگاه گوارش را سیستم اصلی تلقی نمائیم ، اجزاء وابسته (مانند معده ، روده ، کبد و ...) سیستم های فرعی سیستم اصلی (دستگاه گوارش) را تشکیل می دهند . بهمین ترتیب در داخل یک سازمان (به عنوان سیستم اصلی) سازمان غیررسمی یک سیستم فرعی محسوب می شود ، ولی اگر سازمان غیررسمی خود سیستم اصلی تلقی شود ، در این صورت سیستم های فرعی رفتار عبارتند از شبکه روابط اجتماعی ، شبکه روابط تخصصی ، شبکه قدرت و غیره که قبلاً مورد بحث واقع شد . (اقتداری ، علی محمد (1310) ؛ ص 640)
ـ سیستم (نظام) عبارت است از منظومه ای از عناصر و اجزایی که با هم ارتباط و کنش و واکنش متقابل داشته ، کل واحدی را به وجود می آوردند . هر سیستم درای حد و مرزی است که آن را از محیط یا پیرامونش متمایز و با آن مرتبط می سازد . حد و مرز بعضی سیستم ها ، نفوذ پذیر و بعضی دیگر نفوذ ناپذیر است بر مبنای این خاصیت آنها را به سیستم های باز و بسته تقسیم می کنند . (علاقه مند ، علی (1321) ص 176)
انواع سیستم
سیستم معمولاً به دو نوع تقسیم می شود : سیستم باز (open system) و سیستم بسته (dosed system)
ـ سیستم بسته :
بیشتر به سیستم های مکانیکی در فیزیک و علوم اجتماعی اطلاق می شود . سیستم بسته صرفاً با استفاده از نیروهای داخلی و بدون ارتباط با محیط خارج می تواند به کار خود ادامه دهد . در نظریه های کلاسیک ، سازمان به عنوان یک «سیستم بسته» تلقی می شود که فقط متکی بر عوامل و نیروهای داخلی است و بدون ارتباط با محیط خارج می تواند مسائل خود را از طریق سلسله مراتب و تقسیم کار و روابط رسمی در داخل دستگاه حل و فصل کند . یکی از مشخصات سیستم بسته ، گرایش ذاتی در جهت تعادل ایستا و رکورد و توقف است . به عبارت دیگر در سیستم بسته بازده دستگاه تناسبی با منابع مصروفه ندارد و اتلاق منابع تا بی نظمی و اختلال و اقدامات بدون هدف برای حفظ وضع موجود رواج پیدا می کند . (kast and Rosenzweiy, op.cit, p.119.)
ـ سیستم باز :
برخلاف سیستم بسته ، در سیستم بازگشایی در جهت تعادل پویا و رشد و تکامل از طریق ارتباط دائم با محیط خارج ملاحظه می شود . در این حالت ، سیستم با دریافت منابع مادی و انسانی و تغییر و تبدیل آنها و سعی در ازدیاد و بهبود بازده ، بیش از آنچه نیرو می گیرد ، نیرو تولید می کند ، و بدین ترتیب خود را در مقابل سکون و نابودی حفظ می کند . در سیستم باز ، دستگاه نه تنها بایستی خود را با عوامل محیط خارج سازگار سازد ، بلکه دائماً خود را با عوامل متغیر داخلی نیز منطبق می سازد . (اقتداری ، علی محمد (1310) ص 65)
مفهوم سازمان و انواع آن و کارکردهای سازمان های رسمی و غیررسمی
سازمان
جامعه امروز ، جامعه سازمانی است . کودکان در سازمان هایی به نام زایشگاه بدنیا می آیند ، بیشتر سالهای رشد و پرورش خود را در سازمان هایی به نام مدرسه می گذرانند ، و پس از فراغت از مدرسه ، اغلب آنان به نحوی در سازمانهای دولتی ، صنعتی ، تجاری یا آموزشی مشغول کار می شوند . امروزه ، بخش عمده زندگی ما ، در سازمان ها یا در ارتباط با سازمان ها سپری می شود . در یکی کار می کنیم و از خدمات و تولیدات سازمانهای دیگر بهره مند می شویم . بعضی از آنها بزرگ و پیچیده اند نظیر سازمان های دولتی ، صنعتی ، دانشگاه ها و بعضی دیگر کوچک و ساده اند نظیر شرکت های خصوصی و انجمن های دانشجویی .
از این رو ، گردش امور زندگی ، وابسته به سازمان ها و پیشرفت و بقای جامعه ، تابع کار و عملکرد موثر آنهاست .
ـ تعریف سازمان
«سازمان عبارت از یک رشته روابط منظم و عقلانی است که بین افرادی که وظائف پیچیده و متعددی را انجما می دهند و کثرت تعداد آنان به قدری است که نمی توانند با هم در تماس نزدیک باشند به منظور تامین هدفهای مشترک خاصی برقرار می گردد» برای روشن شدن این تعریف نخست به شرح اموری بپردازیم که انجام آن برای تشکیل هر نوع سازمان ضرورت دارد .
1- تقسیم کار : برای همکاری موثر دسته جمعی و لازمه تشکیل سازمان در درجه اول تقسیم کار و طبقه بندی وظایف است .
2- اخیار و مسئولیت : حدود اختیارات و مسئولیت های شاغل در هر شغل باید معلوم و مشخص شود .
3- روابط : همکاری افراد در یک گروه متشکل به منظور تامین مقاصد یعنی مستلزم این است که روابط آنها با یکدیگر معلوم باشد .
برحسب عناصر مذکور در بالا سازمان را می توان عمل طبقه بندی وظائف ، تفویض اختیار و تثبیت مسئولیت برای اجرای وظائف ، و تعیین روابط به منظور همکاری موثر در انجام هدفهای سازمان تعریف نمود . (اقتداری ، علی محمد (1310) ص 119)
در اینجا به کمک عناصر و ویژگی های مشترکی که سازمان ها دارند ، مفهوم سازمان را تعریف خواهیم کرد عناصر و ویژگی های مشترک سازمان ها به شرح زیرند :
1- سازمان ها هدف دارند ، یعنی برای دستیابی به هدفها و مقاصد یعنی به وجود می آیند .
2- سازمان ها از ترکیب اجتماعی افرادی که به طور گروهی کار می کنند ، تشکیل می شوند .
3- فعالیت سازمانها استمرار زمانی دارد .
4- سامزان ها ، فعالیت خود را از طریق تفکیک وظایف ، از روی برنامه ، و با استفاده از دانش و فن و ابزار انجام می دهند .
5- سازمان ها ، واحدهای یکپارچه و یگانه ای از فعالیت های منظم هستند و کار فعالیت خود را به طور عقلانی و منطقی ، هماهنگ و هدایت می کنند .
بنابراین سازمان عبارتند از : هماهنگی معقول تعدادی از افراد که از طریق تقسیم وظایف و برقراری روابط منظم و منطقی ، برای تحقق هدف یا منظور مشترکی ، به طور مستمر ، فعالیت می کنند .
انواع سازمان ها
1- سازمان رسمی : سازمان های رسمی به منزله تدابیر و وسایلی هستند که برای رفع نیازهای اساسی جامعه بوجود می آیند و با سیر تحولات اجتماعی روز به روز گسترده تر و پیچیده تر می شوند . آنها هدفهای گوناگون و متفاوتی دارند و برای رسیدن به هدفهای خود ، طبق برنامه فعالیت می کنند . فعالیت آنها مستلزم استفاده از منابع انسانی ، مادی و مالی است . سازمان های رسمی ، تحت نظم و ترتیب و قواعد و مقررات معینی فعالیت می کنند و رفتار و مناسبات افراد در آنها ، تحت الگو و موازین ویژه ای شکل می گیرد . چون ویژگی برجسته این سازمان ها آن است که رسماً و با قصد صریح نیل به هدفهای معین برپا می شوند ، اصطلاح سازمان رسمی بدانها اطلاق می شود . (علاقه مند ، علی (1321) ص 5)
2- سازمان غیررسمی : سازمان غیر رسمی الگوی روابطی پدید می آید که در هیچ نموداری منعکس نیست . در سازمان غیر رسمی بر روباط گروهی افراد سازمان استوار است و نیازهای فردی و گروهی آنها در شکل پذیری آن موثر است . روابط غیررسمی ، الگوی روابط رسمی سازمانی را تحت تاثیر قرار داده ، در نتیجه ، فراگرد تصمیم گیری و مدیریت را متاثر می سازد . سازماندهی ، نظام رسمی همکاری و اشتراک مساعی را پدید می آورد . با استخدام افراد و انتصاب افراد در پستها و مناصب سازمان رسمی ، میان آنها کنش های متقابلی شکل می گیرد و روابط متقابلی پدید می آید که غالباً در ساختار رسمی سازمان پیش بینی نشده اند . از این رو آنها ، برای ارضای نیازهای امنیت ، روابط اجتماعی ، احساس تعلق ، گروههای غیررسمی را بوجود می آورند . می توان گفت به محض تشکیل سازمان رسمی ، موجبات تشکیل گروههای غیررسمی ، و در نتیجه سازمان غیررسمی ، فراهم می شود . (علاقه مند ، علی (1321) ص 113)
3- سازمان ماتریس : امروزه به منظور تحقق موثر هدفها و پیشبرد و بهبود عملکردهای سازمانی ، جریان سازماندهی و طراحی ساختار سازمانی ، دستخوش تغییر شده است یکی از شیوه های جدیدی که در سازماندهی کار رایج شده ، طرح ماتریس است . از این طرح غالباً برای اجرای پروژه ها و طرحهای موقت استفاده می شود . با وجود این ، در طراحی ساختار دایمی نیز می توان آن را به کار برد . به زبان ساده ، سازمان ماتریس ترکیبی از گروه بندی واحدها برحسب وظایف تخصصی و خدماتی (تولید) است . (علاقه مند ، علی (1321) ص 111)
« سازمان های اداری معمولاً از سه سطح مدیریتی و یک سطح عملیات تشکیل می گردد » :
1- سطح مدیریت عالی : که در حقیقت طراحان خط مشی و روش های کلی سازمان هستند در این سطح مدیرعامل ، هیئت مدیر ، مشاورین مدیریت عالی و معاونین قرار دارند .
2- سطح مدیریت اجرایی : که مسئولیت اجرای خط مشی سازمان را بعهده دارند که این سطح از مدیریت اولین سطح اجرایی روش های طراحی شده برای تحقق اهداف سازمان می باشد.
3- سطح سرپرستان : سطوحی از مدیریت هستند که در سازمانهای دولتی با کارکنان مامور اجرای عملیات دائماً در تماس هستند و فعالیت های مورد نظر سازمان را به انجام می رسانند .
4- سطح اجرای عملیات : که وظیفه عملیاتی و انجام فعالیت های تعریف شده سازمانی توسط این گروه انجام می گیرد . این سطح از سازمان مسئولیت سرپرستی ندارند لکن نسبت به عملیات انجام شده و فعالیت های مدنظر پاسخگو هستند .
لازم به تذکر است که کلیه سطوح مدیریتی ، اجرایی ، سرپرستی و عملیاتی علاوه بر داشتن مسئولیت و پاسخگویی باید از تعهد کاری برخوردار باشند فعالیت ها و اجرای امور با دقت نظر و صحت و در نهایت سلامتی انجام پذیرد . تعهد کاری میزان اهمیتی است که افراد نسبت به انجام فعالیت از خود بروز می دهند و از ویژگی های درونی شخصیت می باشند .
شناسایی سبک های مدیریتی
سبک های مدیریتی
در سبک های مدیریتی می توان وظیفه مداری ، رابطه مداری ، وظیفه مدری و رابطه مداری قوی و رابطه مدرای و وظیفه مداری ضعیف را از انواع مدل ها دانست .
- سبک وظیفه مداری : رفتاری است که با گرایش زیاد مدیر به تعیین نقش های کارمندان مشخص می شود براساس الگوی سه بعدی اثربخشی مدیر ، در صورتی که این سبک رفتاری مدیر در شرایط نامناسب به کار برده شود رفتار مدیر غیر اثربخش خواهد بود و مدیر «خودکامه» نام می گیرد . زمانی که این سبک رفتاری در شرایط مناسب به کار برده شود مدیر اثربخش بوده و به نام «مدیر مستبد خیراندیش» خوانده می شود .
- سبک رابطه مداری : مدیر حداقل گرایش به وظیفه و یا کار و حداکثر گرایش به رابطه یا فرد را داراست این سبک رفتاری در صورتی که در شرایط مناسب به کار رود اثربخش و مدیر فردی رشد دهنده تلقی می شود ولی اگر این سبک رفتاری در شرایط نامناسب به کار رود و در نتیجه غیر اثربخش باشد ، مدیر فردی مطیع و موعظه گر نامیده می شود .
- مدیریت به سبک وظیفه مداری و رابطه مداری قوی : فرد با گرایش زیاد مدیر به وظیفه مداری و نیز گرایش زیاد به رابطه مداری به طور هم زمان یعنی مدیریت تیمی توصیف می شود . مدیری که این سبک را در شرایط مناسب به کار گیرد مدیر «مجری» نام می گیرد و در صورتی که در شرایط نامناسب استفاده شود مدیر «سازشکار» نامیده می شود .
- در مدیریت به سبک مداری و رابطه مداری ضعیف : فرد با حداقل گرایش به وظیفه مداری و نیز حداقل گرایش به رابطه مداری توصیف می شود .
مدیریت عبارت از :
- هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران (فالت . 1924)
- فراگرد تبدیل اطلاعات به عمل – این فراگرد تغییر و تبدیل را تصمیم گیری می نامیم (فوستر ، 1962 ، به نقل از آلبانیز ، 1975)
- فراگرد هماهنگ سازی فعالیت فردی و گروهی در جهت هدفهای گروهی (دانلی و همکاران ، 1971)
- ایجاد محیطی موثر برای افرادی که در گروههای رسمی سازمانی فعالیت می کنند (کونتز و اودانل ، 1972)
- هماهنگ سازی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق هدفها (کاست و رزنزویگ ، 1974)
ویژگی ها یا ملاک های مدیریت
1- فعالیت های منظم و سازمان یافته
2- هدفها
3- روابط میان منابع
4- انجام دادن کار به وسیله دیگران
5- تصمیم گیری
اصول مدیریت وکاربرد آنها
1- اصل هماهنگی و وحدت هدف : یکی از مهمترین اصولی است که رعایت آن به منظور ایجاد وحدت عمل در تحقق هدف مشترک سازمان ضرورت دارد . این اصل با اصل وحدت هدف ارتباط دارد .
2- اصل سلسله مراتب : وجود سلسله مراتب اداری برای تسهیل عمل هماهنگی لازم است . این اصل با طبقه بندی وظائف و توزیع عمودی اختیار و صلاحیت ارتباط دارد .
3- اصل تخصص : لازمه طبقه بندی وظایف و تقسیم کار می باشد . این اصل با نوع و ماهیت وظایف ارتباط دارد .
4- اصل وحدت فرماندهی : یکی از اصول تابعه سلسله مراتب محسوب می شود و برای ایجاد هماهنگی و جلوگیری از اختلاط مسئولیت بکار می رود .
5- اصل حیطه نظارت : این اصل مربوط به تعداد کارمندانی است که سرپرستی آنان بخوبی و سهولت از عهده یک سرپرست برمی آید . این اصل با سلسله مراتب ارتباط نزدیک است .
6- اصول اختیارات و مسئولیت : وظایف ، اختیارات و مسئولیت های مشاغل و همچنین روابط واحدهای مختلف سازمان باید در این اصل با صراحت کامل تعریف گردد .
7- اصل تعادل : طبق این اصل ، در اجرای اصول و روشهای مختلف سازمانی باید به نحوی تعادل برقرار گردد که تحقق مقاصد و هدفهای عمومی سازمان حداکثر آسان شود .
8- اصل انعطاف پذیری و مداومت : چون اوضاع و شرایط سازمان دائماً در حال تغییر است بدین لحاظ مداومت فعالیت های سازمان ایجاد می کند که مقررات ، تدابیر و روشهای قابل انعطاف برای مقابله با شرایط متغیر وضع گردد .
9- اصل کارآیی : تحقق هدفهای سازمان با حداقل هزینه و جلوگیری از عواقب نامطلوب است .
کارکردهای مدیریت
1- تنظیم برنامه : شامل پیش بینی عملیات اساسی و تعیین طرق اجرای آن به منظور تامین هدف سازمان است .
2- تشکیل سازمان : شامل تعیین صریح حدود اختیارات می گردد که طبق آن وظائف از هم تفکیک می شوند و در عین حال بین آنها ارتباط و هماهنگی برقرار می کنند .
3- کارگزینی : شامل استخدام و کارآموزی و همچنین تامین شرایط مساعد کار می گردد .
4- فرماندهی : شامل عمل مداوم اخذ تصمیم های خاص یا کلی و صدور دستور به منظور تحقق یافتن هدف مطلوب می گردد .
5- هم آهنگ کردن : شامل عمل مهم تطبیق وظایف مشاغل مختلف سازمان به منظور تحقق یافتن هدف مطلوب می گردد .
6- ارتباطات : به معنای آنکه مجری کسانی را که در برابر آنها مسئول است از جریان پیشرفت امور آگاه سازد .
7- بودجه بندی : شامل تنظیم طرح مالی عواید و مخارج سازمان و نظارت بر اجرای آن می شود .
نقش های مدیریت
اصطلاح نقش های مدیریت به مقولات خاصی از رفتارهای مدیریتی یا « مجموعه های سازمان یافته از رفتارها » که حول سه محور روابط میان شخصی ، انتقال اطلاعات و تصمیم گیری گروه بندی می شوند .
• نقش های میان شخصی (نقش های کلی) : هدف این نقش ها ، شکل دادن به روابط بین مدیر و اشخاص دیگر است .
1- مقام تشریفاتی
نقش های ویژه 2- رهبر
3- رابط
• نقش های اطلاعاتی (نقش های کلی) : هدف این نقش ها ایجاد شبکه ای از ارتباطات است که آنان را به مبادله اطلاعات مورد نیاز قادر می سازد .
1- خبرگیر
نقش های ویژه 2- پخشگر
3- سخنگو
• نقش های تصمیمی (نقش های کلی) : سازمان را به نحوی به کار و عمل متعهد می سازد .
1- کارآفرین
نقش های ویژه 2- مهارگر آشفتگی
3- تخصیصگر منابع
مفهوم آموزش
آموزش و بهسازی منابع انسانی در عصر کنونی ، به لحاظ شرایط خاص زمانی یکی از وظایف اجتناب ناپذیر سازمانها و موسسات محسوب می شود . این مهم اصولاً در غالب «برنامه های آموزشی» مدون ، کوتاه مدت یا درازمدت به اجرا در می آید . در این راستا هر برنامه آموزشی از نظر علمی ، سه مرحله مستقل و در عین حال مرتبط به هم را داراست : الف) برنامه ریزی ب) اجرا ج) ارزشیابی
- آموزش رسمی : مجموع آموزشهایی که از کودکستان آغاز شده و تا آموزش عالی ادامه می یابد . این نوع آموزش سازمان یافته و دارای ساختاری مشخص است و از سلسله مراتب منظمی پیروی می کند .
- آموزش غیررسمی : هر نوع فعالیت آموزشی را گویندکه سازمان یافته و برنامه ریزی شده باشد ولی در خارج از نظام آموزش رسمی تحقق می پذیرد . (لطفعلی جباری : کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی)
تفاوت آموزشهای رسمی با آموزشهای غیررسمی
• آموزشهای رسمی ، آموزشهایی هستند که دارای ساختار ، هدف ، برنامه ریزی ، روشهای تدریس و ضوابط پذیرش می باشد و فرق آموزش غیررسمی با آموزش رسمی ، در این است که آموزش رسمی در داخل نظام آموزش و پرورش رسمی کشور صورت می پذیرد .
• آموزشهای غیررسمی ، مانند آموزش فنی و حرفه ای ، آموزش بزرگسالان و آموزش ضمن خدمت ، خارج از نظام آموزش رسمی هستند .
• در آموزش رسمی ، معلمان باید دارای مدریک تحصیلی باشند ، یعنی ضوابط خاص و از پیش تعیین شده ای برای معلمان این دوره ها مشخص شده ، در حالی که در آموزش غیررسمی ، لزوماً معلمان دارای مدرک ثابت و مشخصی نیستند .
ویژگی های آموزش های فنی وحرفه ای و شناسایی نقش سازمان آموزش فنی و حرفه ای در نظام آموزشی کشور
- آموزش فنی و حرفه ای عبارت از آموزش های رسمی یا غیررسمی که منجر به ایجاد یا افزایش مهارت شغلی می گردد و شامل آموزش های متوسطه فنی و حرفه ای و کاردانش ، کاردانی فنی و حرفه ای و علمی و کاربردی ، ضمن خدمت و مدیریت حرفه ای تخصصی و سایر آموزشهای فنی و حرفه ای کوتاه مدت می باشد . (ماده 2 : از آئیین نامه اجرایی ، ماده 151 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/08/1379 هیات وزیران)
- آموزش های فنی وحرفه ای ، آموزشهای علمی کاربردی و عملی است که به منظور ایجاد مهارت و تخصیص برای توانایی در احراز شغل ارائه می شود و منجر به دریافت گواهینامه مهارت می گردد .
- سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور وابسته به وزارت کار و امور اجتماعی براساس ماده 151 قانون برنامه سوم متولی آموزش های فنی و حرفه ای کوتاه مدت بود که فعالیت های آموزشی خود را در دو بخش دولتی و غیردولتی سازماندهی نموده است . این سازمان علاوه بر ستاد مرکزی دارای بیست و نه اداره کل و مدیریت در سطح کشور و یک مرکز در کرج می باشد و به منظور دستیابی به تازه های علوم و فناوری روز و همگانی با استانداردهای بین المللی از جمله سازمان نموده است (ILO) المللی کار در این راستا سازمان صرفنظر از تغییر کلیات ساختار تشکیلاتی صرفاً در قسمت آموزش فعالیت های خود را در چارچوب محورهای ذیل مطابق با استانداردهای بین المللی انجام می دهد .
اهداف آموزش فنی وحرفه ای در نظام آموزش کشور
1- برقراری ارتباط مستحکم میان سیستم آموزشی و بازار کار
2- دستیابی دانش آموزان به درک صحیح از رشته تحصیلی خود متناسب با ارائه صحیح آن در حوزه های کاری
3- دستیابی دانش آموزان به مکانیزم های موجود در بازار کار
4- دستیابی دانش آموزان به نوعی اعتماد حرفه ای در کار تخصصی خود
توسعه آموزش فنی و حرفه ای به نوبه ی خود به بهبود و تجدید مفاهیم آموزش حرفه ای منجر گردیده است . از این رو ، وزارت آموزش و LOGSE اجرای برنامه فرهنگ و جوامع مستقل به همکاری با متخصصین حوزه کار در جهت تقویت زمینه فرآیند آموزشی و استخدام فارغ التحصیلان مراکز آموزش حرفه ای مبادرت می نماید . امروزه نقش اساسی آموزش و فنی و حرفه ای ایجاد خود اشتغالی با آموختن حرفه ها و مهارت های مختلف در آموزشگاه های آزاد و خود سازمان می باشد .
مفهوم مدیریت آموزشی
مدیریت آموزشی یعنی مهارت در رهبری : چنین روشی ، نتیجه و حاصل بسیار مهم را در بردارد و آن اینکه قدرت و ابتکار و خلاقیت معلمان می افزاید ، ابتکار و خلاقیت در کار معلمان موقعی ظاهر می گردد که احساس نمایند که اجازه دارند تصمیمهای مهمی درباره کار آموزشگاه اتخاد کنند و برای طرح های تنظیم شده از طرف ایشان ، ارزش و قدر قابل می شوند و هیئت اداری آموزشگاه در اجرای تصمیمها و تدبیرهای گرفته شده ، آماده یاری و همکاری با آنان هستند . (وایلز ، کیمبل ، (1384) ص 17)
مدیریت آموزش یعنی مهارت در استفاده از روابط انسانی :
یکی از وظایف های مدیریت ایجاد محیطی سالم و مطلوب در آموزشگاه است . اساسی ترین راه برای ایجاد محیط مناسب این است که مدیر یا رهبر آموزشی نسبت به افرادی که با او در تماس هستند احترام لازم به عمل آورد .
مدیریت آموزشی یعنی مهارت در برقراری روابط گروهی : مدیر یا رهبر آموزشی باید قادر به ایجاد اوضاعی باشد که در آن افراد با همکاری یکدیگر امور محول را انجام دهند . هرگاه فرصت های فراوان برای اندیشیدن و طرح ریزی برای کار و کوشش گروهی وجود داشته باشد وسایل اعتلا و رشد هیئت مدرسان آموزشگاه هم مزاحم می گردد .
مدیریت آموزشی یعنی مهارت در امور استخدامی : مدیر آموزشگاه وظیفه دارد که در انتخاب کارکنان جدید آموزشی برای آموزشگاه ، نقش رهبری را ایفا نماید . اجرای صحیح این نقش مستلزم این است که مدیر آموزشگاه به تجزیه و تحلیل و تعیین و تشخیص خصوصیات مشاغل قادر باشد .
مدیریت آموزش یعنی مهارت در ارزشیابی : مهارت در استفاده کردن از روش های ارزشیابی ، مدیر آموزشگاه را قادر خواهد ساخت که به معلمان در گرفتن تصمیمهای لازم یاری کند . سنجش و ارزشیابی در امور آموزش شامل مواردی بدین شرح است : هدفها و مقاصد آموزشی روشن شود و موازین و ضابطه هائی برای تعیین میزان پیشرفت کار مشخص گردد ، شواهدی که دال بر ایجاد تغییر باشد جمع آوری گردد .
مفهوم مدیریت آموزشی (میرکمالی ، سید محمد (1373) ص 21)
اگرچه موضوع مدیریت همزاد زندگی انسان است و از اولین روزهای پیدایش با او بوده است ، اما در یک قرن اخیر ، به علت پیدایش سازمان های جدید و پیچیده متراکم از تکنولوژی و برخوردار از انسان های پرنیاز ، مورد توجه خاص قرار گرفته است . سرعت ، قدرت عمل و انبوه بودن فرآورده های انسانی و صنعتی نیاز به نیوری هماهنگ کننده متفکر و فرزانه ای به نام مدیر دارد تا بتواند با برنامه ریزی درست بین همه اجزاء ، امکانات و نیروهای سامزان ، هماهنگی و همسوئی بوجود آورد .
با آن که همه مدیریت ها به نوبه و در جای خود مهم و پرارزش هستند ، اگر مدیریت آموزشی را با دیگر انواع مدیریت مورد مقایسه قرار دهیم متوجه می شویم که هیچ یک از آنها به اندازه مدیریت آموزشی حائز اهمیت نیست .
اگر مدیریت آموزشی می توانست انگیزه ها و جذابیت های لازم را در محیط کار آموزشی بوجود آورد ، شاید بسیاری از مربیان بی رغبت و بی تفاوت به سرشوق آمده و کار پرثمری را ارائه می دادند .
تعاریف مدیریت آموزشی
از آنجا که مدیریت آموزشی نیز در بردارنده مفهوم کلی مدیریت در سازمان است . قبل از تعریف مدیریت آموزشی ، به تعریف مفهوم کلی مدیریت می پردازیم . مدیریت در مفهوم کلی و عام آن به شکل ها و با دیدگاه های متفاوت تعریف شده است . همه اندیشمندان مدیریت در یک نکته اتفاق نظر دارند و آن ایت است که مدیریت عامل رسیدن به اهداف سازمان می باشد . استونر (Stoner) می گوید ، مدیریت فرآیند برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و کنترل کوشش های اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین سازمانی است . (میرکمالی ، سیدمحمد (1373) ص 21)
اصول مدیریت (برهانی ، بهاءالدین (1386) ص 24)
1- برنامه ریزی :
برنامه ریزی عبارت از مجموعه اقداماتی مشتمل بر پیش بینی هدف ها ، تعیین خط مشی ها ، رویه ها و روشهای انجام کار که بیانگر مقررات و آیین نامه های اجرای کار هستند . (محاسن برنامه ریزی) ، برنامه ریزی این امکان را برای مدیر فراهم می سازد . 1- وضع موجود موسسه خود را بشناسد . 2- هدفهای اصلی و فرعی موسسه را بشناسد و در راه رسیدن به آن ها اقدام کند . 3- منابع انسانی و امکانات مادی در دسترس را بشناسد و آنها را در جهت هدف های موسسه خود هماهنگ و همسو سازد . 4- با روش ها و فنون پیش بینی و آینده نگری آشنا شود . 5- بتواند سایر فعالیت های خود مانند هدایت ، کنترل و تصمیم گیری را در جهت مشخص اجرا نماید .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 103 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
دانلودمقاله ارزشیابی مهارت شغلی