اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

بهداشت روان محیط کار

اختصاصی از اینو دیدی بهداشت روان محیط کار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 21

 

بهداشت روان محیط کار

در عمق مرکز

جان مکسنیون مامور و مدیر توسعه و نماینده بهداشت روان است . او نکات برجسته و متداول استرس کارمندان را در NHS بیان و برنامه ریزی می کند و مشکلات آن را بعهده می گیرد. این تشکیل شده در Jnue 2001

اعضای مهم کارکران روزانه هر سال براثر استرس تولید شده در محدوده برنامه هعای محل کار در قسمتهای مهمی از دست رفته اند. استاندارد یکی از چارچوب های HNSP (سرویس ملی بهداشت روان ) کاهش اهداف و تفاوت بصورت استثنا درجامعه از مشکلات همیشگی بهداشت روان است .

همچنین میتوان اشاره کرد که این کلاله (ننگ ) ممکن باعث شود کارمندان به کارگردن بی میل شودند. و با تجربه مشکلات بتوانند پیش گیری و پیش بینی کنند و این موسسه می تواند به آنها کمک کند. بعضی اوقات مدیران قادر نیستند مشکلات بهداشت روان محیط کار را بشناسند و شاید به این مسائل بی میل باشند و مشکلات را نادیده گرفته ونتوانند این مشکلات را برطرف کنند. از این گذشته کارکنان با تجربه بهداشت روان مشکلات را به طور مجزا بررسی کرده و زمانی که کارمندان احساس کند که مدیران و همکاران نفوذ پذیر هستند درمورد موضوعهای مختلف درنتیجه شخص دوری می کند و نسبت به کار بی میل می شود و علاقه ای به ارتباط با آنها ندارد و بخاطر چنین مشکلاتی کار را تعطیل می کند.

مشکلات :

مشکلات بهداشت روان شامل یک رشته از بی نظمی و همچنین خشونت و سختی شامل استرس و دلواپسگی ، افسردگی ، وچند نوع مریض های روانی همچنین بیماریهای دیوانگی و بهت زدگی و جنونی جوانی .

برنامه NHS این است که زندگی کاری را در مناطق مختلف بهبود بخشد و به بهتر شدن کارمندان درمورد بیماری های گرفته شده و استخدام و نگهداری آنان کمک می کند.

بار سنگین مصائب و سختیها و بیش از اندازه استرسها را در محل کار جستجو کرده بخصوص محل هایی که درمحیط کار فعالیت با فشار زیاد است یا طولانی شدن زمان کار می تواند در دراز مدت مشکلات اجتماعی و ناتندرسی فیزیکی بوجود آورد. برای مثال کلیکی قلب ( انسداد شرائین ) یا حتی بیماریهای بزرگتری که در افراد ایجاد می شود. مشاغلی که برای این موارد مشاهده هدف و مشاوره دارند و کنترل می کنند استرسها را شاید بتوان تا اندازه ای از طریق سازمانهای بهداشت روان کنترل کرد.

در بعضی افراد در کوتاه مدت سعی می کنند اثرات استرس را مخفی نگه دارند و اغلب این دسته مایل به گرفتن مرخصی هستند . در بسیاری موارد دیگر افراد سعی می کنند با نگرانی از پلیس افزایش دهنده استفاده از تنباکو الکل و یا حشیش که بسیار برای آنها مضر وبی مصرف است .

بعنوان یک نتیجه می توان گفت : استرس کار اجرایی و ارتباطات تمرکز و قضاوت را خراب کرده و به خطر تصادفات و اشتباهات می افزاید. این احتمال همچنین منتهی می شود به نرخ های بالاتر از بسیاری غیبت و برگشت کارکنان که هرکدام ممکن است در استخدام ایجاد شده تفاوت داشته باشد.

هزینه از استرس :

سرجان بکنهام ، رئیس عمومی CBI ارزیابی کرد که هزینه نهایی و مشکلات بهداشت روان در محیط کار همه جا در فضای ملی از 80 میلیون کار روزانه هزینه بالغ بر 2 میلیون فرانک سرشماری دولتی گرفته شده است و همچنین از یادداشتها و ضبط و تصدویق و شهادت بیمارانی که از کار روزانه پشتیبانی کردند نرخی بالاتر از 7/3 بیلیون F برآورده شده و از گواهی کردن یا گواهی نکردن حسابهای مختلفی برآورد شده و همچنین بچه ها و دوشیزگان که برآوردهای مختلفی د ارند.

برآورد هزینه دولتی داخل حساب انجام نمی شود زیرا شغلها از دست داده می شود و استخدام یا هزینه های اضافه شده پشت سرهم از دست می رود.

این همچنین است برآورد 1 در 10 افراد که از بیماریهای روحی بسیار در این دوره سال درد می کشند هزینه حسابداری بهداشت روان برای ناهنجاریها یک پنجاهم از کل هزینه ها یا مخارج NHS زمانی است که اضافه شده به هزینه صنعت و جمع صورت حساب تحقیاقت خیلی محافظه کارانه 8/6 بیلوین فرانک ، یک نسبت شهادت و گواهی از هزینه پرداخت شده مورد عمل قرار گرفته و مشکلات عمومی حل شده به وسیله تشدید کردن محل کار.

این برنامه بصورت کامل روش و واضح است که همه سازمانها تلاش می کنند که استخدام کنند کارمندان خوب ونگهداری کنند آنها را و پیشرفت برای دوره ها . سرمایه گذاری پس اندازها و افزایش و بالا بردن و فراهم کردن سود برای سازمان نمی تواند به تنهایی موثر باشد بلکه یک مکان کار سالم میتواند پیشرفتهای روانی مثبت هم داشته باشد.


دانلود با لینک مستقیم


بهداشت روان محیط کار

تحقیق درباره کارآفرینی

اختصاصی از اینو دیدی تحقیق درباره کارآفرینی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

کارآفرینی

مقدمه:رویکرد اکثر کشورهای جهان در دهه‌های اخیر به موضوع کارآفرینی و توسعه آن، موجب گردیده‌ موجی از سیاستهای توسعه کارآفرینی در دنیا ایجاد شود. کشورهای مختلف راه حلی راکه در سه دهه گذشته برای فائق آمدن بر مشکلات مختلف اقتصادی و اجتماعی به آن روی آورده‌اند، توسعه فرهنگ کارآفرینی، انجام حمایت‌های لازم از کارآفرینان، ارائه آموزشهای مورد نیاز به آنان و انجام تحقیقات و پژوهشهای لازم در این زمینه بوده است. تأمل در وضعیت اقتصادی و روند مراحل پیشرفت و توسعه در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه که به موضوع کارآفرینی توجه نموده‌اند، نشانگر آن است که این کشورها توانسته‌اند به پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی دست یابند و یا حداقل بحرانهای پیش‌آمده را به سلامت پشت سر گذاشته و بحرانهایی که وقوع آنها را در آینده پیش‌بینی می‌کردند را مهار نمایند. از جمله این کشورها می‌توان به ایالات متحده، کشورهای اتحادیه اروپایی، کشورهای جنوب شرق آسیا، چین، برخی از کشورهای آمریکای لاتین و آفریقایی و اقیانوسیه را نام برد.از آنجا که مفاهیم مطرح در علوم انسانی همانند مفاهیم مطرح در علوم تجربی قطعی نیستند، لذا ارائه تعریف قطعی و مشخصی برای آنها دشوار یا غیر ممکن است. کارآفرینی هم که از واژه ‌های مطرح در علوم انسانی است، از این قاعده مستثنی نیست. دانشمندان و محققین علوم مختلف اقتصادی، اجتماعی، روانشناسی و مدیریت که در مورد کارآفرینی مطالعه و نظراتی ارائه کرده‌اند، تعاریف مختلفی از کارآفرینی مطرح نموده‌اند که تفاوت‌های گاه مغایر و متناقضی دارند. تعریفی از کارآفرینی که تقریبا شامل همه تعریفهای ارائه شده از آنان باشد، عبارت است از:

«کارآفرینی فرایندی است که فرد کارآفرین با ایده‌های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و با بسیح منابع ،‌مبادرت به ایجاد کسب و کار و شرکت‌های نو، سازمانهای جدید و نوآور و رشد یابنده نموده که توأم با پذیرش مخاطره و ریسک است و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه می‌گردد.»

در دایره‌‌المعارف بریتانیکا ، کارآفرین اینگونه تعریف شده است:

« شخصی که کسب و کار و یا موسسه اقتصادی را سازماندهی و مدیریت کرده و خطرات ناشی از آنرا می‌پذیرد»

واژه کارآفرینی از قرنها پیش و قبل از آنکه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گردید. این واژه معادل کلمه فرانسوی Enterprendre به معنای « متعهد شدن» (معادل under Take در زبان انگلیسی) می‌باشد که در سال 1848 توسط جان استوارت میل به کارآفرینی ( Enterpreneur ) در زبان انگلیسی ترجمه شد.

مفهوم‌ کارآفرینی‌:

با تحولات‌ سریع‌ و شتابان‌ محیط‌ بین‌المللی‌ و گذر از جامعه‌ صنعتی‌ به‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ و مواجة ‌اقتصادهای‌ ملی‌ با اقتصاد جهانی‌ و مطرح‌ شدن‌ پدیده‌هایی‌ همانند «جهانی‌ شدن‌ اقتصاد» و «فن‌آوری‌اطلاعات‌» ، مباحث‌ اساسی‌ درخصوص‌ راهکارهای‌ مختلف‌ برای‌ تسریع‌ فرآیند رشد و توسعة‌ پایدار و رفاه ‌اقتصادی‌ مطرح‌ می‌گردد. یکی‌ از این‌ مباحث‌ جدید، نقش‌ کارآفرینان‌ در این‌ فرآیند می‌باشد. کارآفرینی‌ ازمفاهیم‌ جدیدی‌ است‌ که‌ حداقل‌ در محدوده علم‌ اقتصاد ، مدیریت‌، جامعه‌شناسی‌ و روان‌شناسی‌ و سایرمقوله‌های‌ مرتبط‌ با این‌ موضوع‌ قدمتی‌ بسیار کوتاه‌ داشته‌ و از مفاهیم‌ رو به‌ گسترش‌ می‌باشد. به‌ دلیل‌ آنکه ‌معنای‌ تحت‌الفظی‌ «کارآفرینی‌» نمی‌تواند عمق‌ محتوی‌ و مفهوم‌ این‌ واژه‌ را مشخص‌ نماید و برای‌ جلوگیری‌ ازفهم‌ نادرست‌ این‌ موضوع‌ یا واژه‌ با سایر واژه‌ها و برای‌ رسیدن‌ به‌ فهم‌ و فرهنگ‌ مشترک‌ از آن‌، معرفی‌ و شناساندن‌ این‌ واژه‌ بسیار مهم‌ می‌نماید . این‌ که‌ کارآفرینی‌ چیست‌؟ کارآفرین‌ کیست‌؟ فرآیند کارآفرینی‌ چگونه‌است‌؟ نقش‌ و تاثیر کارآفرینی‌ و کارآفرینان‌ در ابعاد توسعه‌ و رشد اقتصادی‌ و متغیرهای‌ کلان‌ اقتصادی‌ همانند اشتغال‌ چیست‌؟ نقش‌ آموزش‌ و تجربه‌ در رشد کارآفرینی‌ چه‌ میزان‌ است‌؟ سوالهایی‌ هستند که‌ باید برای‌ رسیدن به‌ این‌ فرهنگ‌ مشترک‌ به‌ وضوح‌ و مبسوط‌ پاسخ‌ داده‌ شود.

به‌طور کلی‌ «کارآفرینی‌» از ابتدای‌ خلقت‌ بشر و همراه‌ با او در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ حضور داشته‌ و مبنای‌تحولات‌ و پیشرفتهای‌ بشری‌ بوده‌ است‌. لیکن‌ تعاریف‌ زیاد و متنوعی‌ از آن‌ در سیر تاریخی‌ و روند تکامل‌موضوع‌ بیان‌ شده‌ است‌، که‌ برخی‌ از این‌ تعاریف‌ ارائه‌ می‌گردد:

ـ کارآفرین‌ کسی‌ است‌ که‌ متعهد می‌شود مخاطره‌های‌ یک‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ را سازماندهی‌، اداره‌ و تقبل‌کند ( Webster's New Collegiate Dictionary )

ـ خریداری‌ نیروی‌ کار و مواد اولیه‌ به‌ بهائی‌ نامعین‌ و به‌ فروش‌ رساندن‌ محصولات‌ به‌ بهائی‌ طبق‌ قرارداد(برنارد دو بلیدور ). Bernard F. De Belidar ) اقتصاددان‌ فرانسوی‌ در اوایل‌ قرن‌ هیجدهم‌).

ـ کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ ابزار تولید را به‌ منظور ادغام‌ آنها برای‌ تولید محصولات‌ قابل‌ عرضه‌ به‌ بازار، ارائه‌می‌کند (ریچارد کانتیلون‌ R. Cantillon در حدود سال‌ 1730).

ـ کارآفرین‌ عاملی‌ است‌ که‌ تمامی‌ ابزار تولید را ترکیب‌ می‌کند و مسوولیت‌ ارزش‌ تولیدات‌، بازیافت‌ کل‌سرمایه‌ای‌ را که‌ بکار می‌گیرد، ارزش‌ دستمزدها، بهره‌ و اجاره‌ای‌ که‌ می‌پردازد و همچنین‌ سود حاصل‌ را برعهده‌ می‌گیرد (جان‌ باتیست‌ سی‌ ( Jean Baptiste Say ) ، اقتصاددان‌ فرانسوی‌ در سال‌ 1803 میلادی‌).

ـ کارآفرینی‌ پلی‌ است‌ بین‌ جامعه‌ به‌ عنوان‌ یک‌ کل‌، بویژه‌ جنبه‌های‌ غیراقتصادی‌ جامعه‌ و موسسات ‌انتفاعی‌ تاسیس‌ شده‌ برای‌ تمتع‌ از مزیت‌های‌ اقتصادی‌ و ارضاء آرزوهای‌ اقتصادی‌ (آرتور کول‌ ( A. Cole )،1946).

ـ کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ تخصص‌ وی‌ تصمیم‌گیری‌ عقلانی‌ و منطقی‌ درخصوص‌ ایجاد هماهنگی‌ در منابع‌ کمیاب‌ می‌باشد (کاسون‌، 1982).

ـ کارآفرینی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ تسریع‌کننده‌، جرقة‌ رشد و توسعة‌ اقتصادی‌ را فراهم‌ می‌آورد (ویلکن‌( Wilken )، 1980) ـ کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ شرکتهای‌ جدیدی‌ را که‌ سبب‌ ایجاد و رونق‌ شغل‌های‌ جدید می‌شوند، شکل‌می‌دهند (که‌ چموف‌ ( B - Kirchhoff )، 1994).

ـ رابرات‌ لمب‌ ( R.K .Lamb ) (1902) معتقد بود که‌ «کارآفرینی‌ یک‌ نوع‌ تصمیم‌گیری‌ اجتماعی‌ است‌ که‌توسط‌ نوآوران‌ اقتصادی‌ انجام‌ می‌شود و نقش‌ عمده کارآفرینان‌ را اجرای‌ فرآیند گسترده ایجاد جوامع‌ محلی‌، ملی‌ و بین‌المللی‌ و یا دگرگون‌ ساختن‌ نمادهای‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ می‌دانست‌.

ـ هربرتون‌ ایوانز ( Herberton G.Evans ) (1957) معتقد بود که‌ کارآفرین‌ وظیفه‌ تعیین‌ نوع‌ کسب‌ و کار مورد نظر را بر عهده‌ داشته‌ و یا آن‌ را می‌پذیرد.

ـ ردلیچ‌ ( F.Redlich ) (1958) معتقد است‌ که‌ کارآفرین‌ در حالی‌ که‌ مدیر، سرپرست‌ و هماهنگ‌کننده‌فعالیت‌های‌ تولید است‌، برنامه‌ریز، نوآور و تصمیم‌گیرنده‌ نهایی‌ در یک‌ شرکت‌ تولیدی‌ نیز می‌باشد.

ـ مک‌ کله‌لند ( D.M,clelland ) (1961) معتقد بود که‌ کارآفرین‌ کسی‌ است‌ که‌ «یک‌ شرکت‌ (یا واحداقتصادی‌) را سازماندهی‌ می‌کند و ظرفیت‌ تولیدی‌ آن‌ را افزایش‌ می‌دهد.»

ـ پنروز ( E.Penrose ) (1968) جنبة‌ اصلی‌ کارآفرینی‌ را همانا شناسایی‌ و بهره‌برداری‌ از کرهای فرصت‌ طلبانه‌ برای‌ گسترش‌ شرکتهای‌ کوچکتر می‌داند.

ـ کارلند ( J.c.carland ) (1984) معتقد است‌ که‌ کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ جهت‌ دستیابی‌ به‌ سود و رشد،شغلی‌ را به‌ وجود می‌آورد و مدیریت‌ می‌کند.

ـ چل‌ ( E.chell ) و هاروث‌ ( J.Haworth ) (1988) در تحقیقات‌ خود به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند که‌کارآفرینان‌ افرادی‌ هستند که‌ قابلیت‌ مشاهده‌ و ارزیابی‌ فرصتهای‌ تجاری‌، گردآوری‌ منابع‌ مورد نیاز و دستیابی‌به‌ ارزیابی‌ حاصل‌ از آن‌ را داشته‌ و می‌توانند اقدامات‌ صحیحی‌ را برای‌ رسیدن‌ به‌ موفقیت‌ انجام‌ دهند.

ـ پیتردراکر ( P.draker ) (1985) معتقد است‌، کارآفرین‌ کسی‌ است‌ که‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ کوچک‌ و جدیدی‌ را با سرمایه‌ خود شروع‌ می‌نماید.

ـ ادی‌ ( G.Eddy ) و الم‌ ( k.olm ) (1985) معتقدند که‌ کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ مایل‌ و قادر به ‌مخاطره ‌پذیری‌ است‌ و در عین‌ حال‌ ابزار تولیدی‌ و اعتباری‌ را در هم‌ می‌آمیزد تا به‌ سود یا اهداف‌ دیگری‌ همچون‌ قدرت‌ و احترام‌ اجتماعی‌ دست‌ یابد. ـ تراپ‌مان‌ ( J. Torpman ) و مورنینگ‌ استار ( G.Morningstar ) (1989) در کتاب‌ «نظام های ‌کارآفرینانه‌» در دهة‌ 1990 می‌نویسند: کارآفرین‌ یعنی‌ ترکیب‌ متفکر با مجری‌، کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ فرصت ‌ارائه‌ یک‌ محصول‌، خدمات‌، روش‌ و سیاست‌ جدید یا راه‌ تفکری‌ جدید برای‌ یک‌ مشکل‌ قدیمی‌ را می‌یابد.کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ می‌خواهد تاثیر اندیشه‌ محصول‌ یا خدمات‌ خود را بر نظام‌ مشاهده‌ کند.

ـ جفری‌ تیمونز ( Jeffry Timmons ) (1990) درخصوص‌ کارآفرینی‌ می‌نویسد: «کارآفرینی‌ خلق‌ و ایجاد بینشی‌ ارزشمند از هیچ‌ است‌. کارآفرینی‌ فرآیند ایجاد و دستیابی‌ به‌ فرصتها و دنبال‌ کردن‌ آنها بدون‌ توجه‌ به‌منابعی‌ است‌ که‌ در حال‌ حاضر موجود است‌. کارآفرینی‌ شامل‌، خلق‌ و توزیع‌ ارزش‌ و منافع‌ بین‌ افراد، گروهها، سازمانها و جامعه‌ می‌باشد.ـ دیوید مک‌ کران‌ ( D. Mckeran ) و اریک‌ فلانیگان‌ ( E.Flannigan ) (1996) کارآفرینان‌ را افرادی‌نوآور، بافکری‌ متمرکز، و به‌ دنبال‌ کسب‌ توفیق‌ و مایل‌ به‌ استفاده‌ از میانبرها می‌دانند که‌ کمتر مطابق‌ کتاب‌ کار می‌کنند و در نظام‌ اقتصادی‌، شرکتهایی‌ نوآور، سودآور و با رشدی‌ سریع‌ را ایجاد می‌نمایند.

در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ کامل‌، جامع‌، مانع‌ و مورد پذیرش‌ همة‌ صاحبنظران‌ ارائه‌ نشده‌ است‌، لیکن‌ دراین‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ «جوزف‌ شومپیتر ( Joseph schumpeter ) ازکارآفرینی‌ و نقش‌ کارآفرینان‌ در فرآیند توسعه‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اکثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌:


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره کارآفرینی

مقاله معادله

اختصاصی از اینو دیدی مقاله معادله دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله معادله


مقاله معادله

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 تعداد صفحات:13

معادله

معادله (واژه فارسی: هَمچَند[۱]) در ریاضیات بیان برابری دو چیز با استفاده از نماد‌هاست. در تمام معادله‌ها علامت تساوی (=) دیده می‌شود. هر معادله دو طرف دارد که در دو طرف علامت تساوی ظاهر می‌شوند.

در ریاضی معادله معمولاً بیان برابری دو عبارت است که در یکی یا هردوی آن‌ها متغیر یا متغیرهائی وجود دارند.

معادله‌هائی که فارغ از ارزش (یا مقدار) متغیرها همواره درست باشند، اتحاد نامیده‌ می‌شوند. مثلاً معادله

x − x = 0

اتحاد است چون x هر چه باشد این برابری همواره درست است. ولی معادله

x + 1 = 2

اتحاد نیست چون فقط اگر مقدار x عدد ۱ باشد این برابری برقرار است. مقادیری از متغیرها را که باعث برقراری رابطه برابری در معادله می‌شود، "جواب معادله" می‌نامند. مثلاً در مثال قبل عدد ۱ جواب معادله است. پیدا کردن جواب معادله را "حل معادله" می‌نامند.

برای حل معادله باید از خوش تعریفی توابع استفاده کرد مثلاً تابع f(x) = x − 1 را بر دو طرف تساوی اثر داده و معادله جدیدی بدست می آوریم مثلاً در مثال قبل بدست می آوریم:

x + 1 − 1 = 2 − 1

x = 1

برای اینکه به جواب برسیم باید توابعی را اثر دهیم که x تنها در یک طرف معادله باشد.نکته مهم اینجاست که وقتی تابع یک به یک باشد جواب دو معادله باهم برابر است.

در ریاضیات، یک معادله از یک یا چندین متغیر تشکیل شده است که میتواند یک یا چندین جواب داشته باشد.در یک معادله دو عبارت در دو سوی یک = قرار دارند.و مقادیری که به ازای آنها دو عبارت موجود،مقداری مساوی دارند را جواب معادله گویند. به عنوان مثال عبارت زیر یک معادله با یک جواب است.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله معادله

تحقیق درباره آزادی اقتصادی

اختصاصی از اینو دیدی تحقیق درباره آزادی اقتصادی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 7

 

آزادی اقتصادی، زیربنای جامعه صنعتی

نویسنده : موسی غنی نژاد 25 آبان 1385

صنعتی شدن مفهوم جدیدی است که ایرانیان آن را در فرهنگ گذشته خود نداشتند. در گذشته معمولا صنعت(Industry) و هنر(Art) مترادف هم به کار می‌رفت. البته در اروپا هم میان دو واژه صنعت و هنر نزدیکی وجود داشت. صنعت به معنای چیزی است که ساخته انسان و محصول اندیشه انسان است و ناشی از طبیعت نیست. صنعت در واقع مفهومی از ثروت اقتصادی است که ناشی از کار انسان است. صنعت به مفهوم کلی و عام به معنای اعمال خلاقیت انسان بر منابع طبیعی و آماده کردن آنها برای استفاده انسان‌ها است اما به معنای خاص در مقابل کشاورزی و خدمات، بخشی از اقتصاد کل جامعه تلقی می‌شود. در عین حال باید توجه کرد هنگامی که از صنعتی شدن صحبت می‌شود در درجه اول منظور صنعت به معنای تصرف انسان در طبیعت برای ایجاد ثروت است و نه به معنای صنعت در مقابل کشاورزی و خدمات. در گذشته معمولا ثروت را امری داده شده در طبیعت می‌دانستند و انسان را دارای این استعداد که ثروت را خلق کند نمی‌دانستند اما در دوران مدرن درست برخلاف آنچه در گذشته عنوان می‌شد، بخش عمده ثروت جامعه محصول کار و صنعت انسان است به طوری که طبیعت بخش ناچیزی از ثروت کل جوامع را فراهم می‌کند. بنابراین اهمیت صنعت به دوران جدید و اندیشه مدرن باز می‌گردد. پس صنعت به معنای استفاده از خلاقیت انسان برای ایجاد کالاها و تغییر شکل دادن منابع طبیعی برای رفع نیازهای انسان‌ها است. بنابراین منظور از فرهنگ صنعتی، فرهنگی است که زمینه را برای تولید و خلاقیت انسان و افزایش ثروت فراهم می‌کند. منظور از صنعتی شدن غالب شدن فرهنگی است که در آن به ‌کارگیری خلاقیت در تمامی زمینه‌‌های کشاورزی، خدمات و تولید لازم است. به این ترتیب سوء تفاهم صنعت به معنای خاص و صنعت به معنای عام باید برطرف شود. انقلاب صنعتی نیز نتیجه یک فرآیند فکری و فرهنگی است که سال‌ها قبل از اختراع ماشین بخار آغاز شده است. در واقع 300 سال قبل از انقلاب صنعتی، فرایند صنعتی شدن در اروپا آغاز شد به سخن دیگر نقطه آغاز آن، پایان قرون وسطی است. انقلاب صنعتی نتیجه دوران بعد از قرون وسطی و آغاز رنسانس و شکل گیری اندیشه مدرن است. انقلاب صنعتی اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 شکل گرفت. اما این انقلاب نیازمند مقدماتی بود که در اروپا 300 سال طول کشید و آن عبارت بود از غلبه فرهنگ صنعتی شدن به معنای دقیق کلمه. جان لاک 200 سال قبل از انقلاب صنعتی می‌گوید که ثروتی که در جامعه وجود دارد عمدتا محصول ابتکار و تلاش و صنعت انسان است. این اندیشه زمینه را برای عقلانیت علمی و صنعتی آماده کرده است. اما اشتباه ما این است که تصور کردیم صنعتی شدن به معنای استفاده از فناوری است. ما به جای اینکه اندیشه‌ای که منجر به صنعتی شدن می‌شود را حمایت کنیم، سعی کردیم ماشین بخار را وارد کشور کنیم. در واقع ما به نتیجه انقلاب صنعتی بسنده کردیم و به همین دلیل است که هنوز صنعتی نشده‌ایم. مشکلات ما بیشتر نرم افزاری است نه سخت افزاری. ما سخت افزارها را وارد کرده‌ایم اما فرهنگ و اندیشه صنعتی شدن را نداریم. تفاوت صنعتی شدن ژاپنی با صنعتی شدن ما هم در همین است. ژاپنی‌های زمان میجی می‌گفتند ما نباید اشتباه کنیم و تاکید می‌کردند که فناوری غرب نتایج پیشرفت‌های فکری است که داشته‌اند. یکی از نظریه پردازان دوران میجی ژاپن می‌گوید ما می‌توانیم تکنیک ساختن پل‌های فلزی را به ژاپن وارد کنیم اما این کار کمکی به ما نمی‌کند بلکه ما باید چیزی را به ژاپن بیاوریم که باعث دست یافتن به تکنیک ساختن پل‌های فلزی شده است (نقل به مضمون از فوکوتساو ایوکیشی، نظریه تمدن، ترجمه چنگیز پهلوان، نشر آبی، 1363). در واقع صنعتی شدن نیازمند تغییر بینش و جهان بینی ما است. باید اندیشه‌ای را تروج کنیم که در آن ابتکار جایگزین بی‌تفاوتی می‌شود. تلاش جایگزین تنبلی می‌شود و رقابت تبدیل به ارزش غالب می‌شود. بخش‌هایی از فرهنگ مدرن البته در جامعه ما وارد شده اما متاسفانه با ارزش‌های سنتی ما پیوند نخورده است. در نتیجه ما همواره با دنیای متناقضی رو به رو هستیم. فرهنگ صنعتی شدن، چند مولفه اصلی و فرعی دارد. ارزش‌ها، اصلی ترین مولفه‌های هر فرهنگی است که نهادهای جامعه بر پایه آنها ساخته می‌شود و این نهادها عملکرد انسان‌ها و روابط انسان‌ها را در جامعه تنظیم می‌کنند و نتیجه عملکرد جامعه از این مسیر عبور و بروز می‌کند. شناسایی ارزش‌های اصلی صنعتی شدن بسیار مهم است. مهمترین ارزش صنعتی شدن تلاش و کار است. اما تلاش و کار چه موقع می‌تواند به ارزش تبدیل شود؟ اولا زمانی که آزادی و مختار بودن انسان در درجه اول اهمیت قرار گیرد. یعنی زمانی که انسان مالک و صاحب سرنوشت خودش باشد تا انگیزه تلاش بیشتر را داشته باشد. انسانی که برده یا مستخدم دیگری است انگیزه‌ای برای کار ندارد. اما زمانی که انسان آزاد است می‌داند که حاصل تلاشش نصیب خود می‌شود؛ لذا وی رغبت بیشتری برای تلاش و تکاپو و تولید پیدا می‌کند. حق مالکیت ارتباط بسیار نزدیک با آزادی دارد یعنی اینکه هر کس بداند که نتیجه تلاشش به کجا می‌رود. ممکن است انسان‌ها آزاد باشند که تلاش بکنند و ثروتمند هم بشوند اما اگر ناگهان این ثروت را از آنها بگیرند که اینجا دیگر انگیزه‌ای برای تولید ثروت باقی نمی‌ماند. بنابراین آزادی انسانها باید توام با رعایت حق مالکیت باشد. ارزش آزادی فردی سنگ بنای صنعت فرهنگی را در اروپا تشکیل می‌دهد. در آغاز هم این ارزش‌ها بیشتر در فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست و بحث عدالت مطرح شده است و ضرورتاً به حق مالکیت گره خورده است. بنابراین می‌توان گفت که از همان ابتدا آزادی و مالکیت دو روی یک سکه هستند. به همین دلیل است که در فرهنگ مدرن آزادی به سرعت شکل اقتصادی به خود گرفته است. یعنی زیربنای اندیشه سیاسی و فلسفی مدرن غربی آزادی مالکیت و آزادی اقتصادی است. از این ارزش‌های اولیه صنعتی شدن برخی ارزش‌های ثانویه هم مشتق شده است. به عنوان مثال رقابت به عنوان یک ارزش در جامعه مدرن تلقی می‌شود چون رقابت به معنای آزادی انسان‌ها برای اول شدن و برتر شدن است. در حالی که در فرهنگ‌های ماقبل مدرن رقابت کردن امری پسندیده نیست بلکه همکاری کردن مورد پسند است. مفهوم مهم دیگری که در اندیشه اقتصادی وجود دارد، همسویی میان منافع فردی و منافع جمعی است. به این معنا که انسان‌ها یاد می‌گیرند که اگر آزادانه در جهت اهداف خود حرکت کنند به منافع کل جامعه هم خدمت کرده‌اند یا به عبارت دیگر خدمت به منافع دیگران ابزاری است برای دستیابی به اهداف خود. به عنوان مثال کسی که می‌خواهد ثروتمند بشود دیگران را راضی می‌کند که کالای او را بخرند. یعنی سعی


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره آزادی اقتصادی

بینایی سنجی 7ص

اختصاصی از اینو دیدی بینایی سنجی 7ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 7

 

بینایی سنجی

هدف :

علم بینایی‌سنجی با دو شاخه اصلی چشم پزشکی و بینایی سنجی (اپتومتری) وظیفه حفظ و نگهداری سلامت و بهداشت این حس ظریف و مهم را بر عهده دارد. ما در اینجا شاخه ناشناخته‌تر این علم یعنی علم بینایی سنجی را که در رشته دانشگاهی بینایی‌سنجی تدریس می‌شود، معرفی می‌کنیم.

بینایی سنجی ، علم مراقبت‌های بینایی است و کارشناسان این رشته به عنوان مراقبین اولیه بهداشت چشم ، مسؤولیت حفظ و سلامت بینایی را بر عهده دارند.

آقای دوستدار مدیر گروه و عضو هیات علمی بینایی سنجی دانشگاه علوم پزشکی ایران در معرفی این رشته می‌گوید:

«سازمان بهداشت جهانی علم بینایی‌سنجی را مراقبت اولیه از بینایی می‌داند . به این معنا که یک بیمار چشم در آغاز باید توسط یک بینایی‌سنج (اپتومتریست) معاینه شود تا اگر دچار عیوب انکساری، اختلالات دید و دو چشمی، انحرافات عضلانی آشکار و غیر آشکار ، تنبلی چشم، فیکساسیون‌های غیر مرکزی و مواردی از این قبیل بود توسط متخصص بینایی‌سنجی معاینه گردد و در غیر این صورت به پزشک متخصص ارجاع داده شود.»

وی در توضیح هر یک از وظایف بینایی‌سنج می‌گوید:

«تشخیص و تصحیح عیوب انکساری (نزدیک‌بینی، دوربینی و آستیگماتیسم) با تجویز عدسی‌های مناسب مانند عدسی‌های عینک یا لنزهای تماسی، تشخیص و تصحیح اختلالات دید دو چشمی و تنبلی چشم، تعیین بهداشت عمومی چشم و بهداشت بینایی در محیطهای کار و تحصیل و دادن آموزش لازم در این زمینه بر عهده بینایی‌سنج است، یعنی یک بینایی سنج باید بر روی محیطهای کار از نظر مقدار روشنایی و حفاظت بینایی، کار کارشناسی کند. همچنین تهیه و تجویز وسایل کمک بینایی مانند اکولرهای ساده، مرکب، سیستم‌های تلسکوپیک و تلویزیون‌های مداربسته برای نیمه‌بینایان و اندازه‌گیری میدان بینایی در تخصص فارغ‌التحصیلان این رشته می‌باشد.

از سوی دیگر وقتی یک بیمار به بینایی‌سنج مراجعه می‌کند متخصص این رشته پس از گرفتن تاریخچه سلامت چشم و معاینه دقیق برای تعیین اشکالهای اصلی، در صورت نیاز بیمار را به متخصص مربوط اعم از چشم‌پزشک ، متخصص گوش و حلق و بینی ، متخصص داخلی یا متخصص مغز و اعصاب ارجاع می‌دهد.

برای مثال اگر بیماری پس از مطالعه در ناحیه پیشانی احساس خستگی می‌کند و دچار سردرد می‌شود اما از نظر بینایی سلامت کامل دارد، بینایی‌سنج در مرحله اول او را نزد متخصص گوش و حلق و بینی می‌فرستد و در صورتی که در این زمینه مشکل نداشته باشد نزد متخصص داخلی و سپس متخصص مغز و اعصاب خواهد فرستاد . یا اگر بیماری از تاری دید شکایت داشت و پس از معاینه مشخص شد که در ته چشم مشکل دارد، این بیمار به متخصص چشم در زمینه شبکیه ارجاع داده شده و اگر دچار افتادگی پلک بود نزد متخصص چشم در زمینه پلک فرستاده می‌شود.»

آقای دوستدار همچنین در مورد تفاوت کار بینایی‌سنج با چشم‌پزشک می‌گوید:

«علم بینایی درختی تنومند و بزرگ است که دارای دو شاخه اصلی چشم‌پزشکی و بینایی‌سنجی می‌باشد و البته هر یک از این دو شاخه به شاخه‌های فرعی‌تری تقسیم می‌شوند. مثلا رشته چشم پزشکی در دوره فوق‌تخصص دارای شاخه‌های تخصصی‌تر از قبیل تخصص در زمینه جراحی پلک، فشار چشم و شبکیه می‌باشد. بینایی‌سنجی نیز در دوره فوق لیسانس و دکترا دارای گرایشهای تخصصی مانند ناهنجاریهای دید دو چشمی و تمرینات اپتومتریک، وسایل کمک‌بینایی (کمک به بیماران کم‌بینا) و تجویز لنزهای نامرئی است. یعنی یک متخصص بینایی‌سنج در این زمینه‌ها، اطلاعات تخصصی‌تر و بیشتری نسبت به یک چشم‌پزشک دارد.

برای مثال مهمترین تخصص یک بینایی‌سنج در مقطع کارشناسی، تشخیص عیوب انکساری و تصحیح آن با عینک یا لنزهای نامرئی است. چون حدود 100 واحد از دروس دانشگاهی یک دانشجوی کارشناسی بینایی‌سنجی در این زمینه است و طی این 100واحد تجربه و دانش لازم را به دست می‌آورد.»

یکی دیگر از اعضای هیات علمی بینایی‌سنجی دانشگاه علوم پزشکی ایران نیز در مورد حیطه کاری چشم‌پزشک و بینایی‌سنج می‌گوید: «دو رشته چشم‌پزشکی و بینایی‌سنجی در کنار هم قرار دارند. این دو رشته در بعضی از مواقع با یکدیگر مرتبط و در بعضی از مواقع از هم مجزا هستند. مثلا تعیین نمره عینک یا تصحیح اختلالات دید در تخصص اپتومتریست است و چشم‌پزشکان در زمینه درمان بیمارهای چشم بخصوص جراحی متبحر هستند.

آینده‌شغلی ، بازار کار ، درآمد :

آیا می‌دانید که در انگلیس تعداد بینایی‌سنج‌ها 5 برابر چشم‌پزشکان است؟

چرا؟ آیا انگلیس نمی‌تواند چشم پزشک تربیت کند یا اینکه جامعه به بینایی‌سنج بیش از چشم‌پزشک نیاز دارد؟

داریوش آزاد فارغ‌التحصیل بینایی‌سنجی در پاسخ به این سوال می‌گوید:

«مردم اگر قابلیت‌های یک بینایی‌سنج را بدانند، متوجه می‌شوند که در بسیاری از مواقع به جای مراجعه به چشم‌پزشک باید به بینایی‌سنج مراجعه کنند. چون بیشتر مردم برای عیوب انکساری، تنبلی یا انحرافات چشم به چشم‌پزشک مراجعه می‌کنند و تمامی این موارد در حیطه کار یک بینایی‌سنج است مثلا برای درمان انحرافات چشم 5 روش وجود دارد که 4 روش در حیطه کار اپتومتریست و یک روش در حیطه کار چشم‌پزشک است و یا چشم‌پزشکان تنها 2 یا 3 واحد درسی در زمینه تعیین نمره عینک می‌خوانند در حالی که یک اپتومتریست حدود 100 واحد در این زمینه مطالعه می‌کند.»

آقای دوستدار نیز در مورد فرصت‌های شغلی فارغ‌التحصیل این رشته می گوید:

«در حال حاضر یک بینایی‌سنج موقعیت کاری خوبی دارد و حدود 80% فارغ‌التحصیلان جذب بازار کار می‌شوند، چون علاوه بر این که می‌توانند به طور مستقل مطب باز کنند و در زمینه ارائه عینک‌های مربوط به عیوب انکساری به طور علمی و دانشگاهی تخصص دیده‌اند. در ضمن یک بینایی‌سنج می‌تواند به عنوان مشاور در مورد بهداشت چشم و مشکلات بینایی در محیط‌های آموزشی، خدماتی و صنایع با سازمانهای دولتی و صنایع همکاری کند یا مسؤول


دانلود با لینک مستقیم


بینایی سنجی 7ص