لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 25 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
ساسانیای بزرگ دودمان ساسانی که نام این سلاله نیز از وی گرفته شده از مغان پرستشگاه آناهیتا در تخت جمشید بود.
احیا و تجدید ایران توسط سلسله ای جدید صورت گرفت که کانون آن ایالت فارس بود، یعنی همان سرزمین باستانی جنوب غربی ایران، که قریب به هزار سال پیش قبایل قوم پارس در آن مستقر شده بودند. تخت شاهنشاهی به دست سلسله ای از پادشاهان ملی افتاد که خود را وارث هخامنشیان معرفی می کردند. و با محروم کردن اشکانیان از این مزیت، سلطنت را تنها حق خود می دانستند. ساسانیان پس از آن که تاج و تخت را بر اثر منازعات طولانی بدست آوردند، حکومتی ملی تاسیس کردند که متکی به دین ملی و تمدنی بود که شاید از جنبه ایرانیت در سراسر تاریخ طویل ایرانیان نظیر نداشت. اردشیر بعد از مرگ پدرش که از شاهان بوده و فوت ناگهانی برادرش، در حالی که هنوز خراجگزار پادشاه اشکانی بود، خود را شاه پارس خواند و بعد از اندکی اصفهان و کرمان را به قلمرو خود اضافه کرد و با ساختن کاخ رام اردشیر در فیروزآباد که از ساخت آن انگیزه سیاسی داشت، از همین کاخ بر ضد اردوان پنجم (پادشاه اشکانی) شورش کرد و در شوش به سال 244 میلادی جنگی بین اردشیر و سپاه اشکانی در گرفت و اردوان پنجم به دست اردشیر کشته شد. راه تیسفون باز شد و دو سال بعد اردشیر به عنوان جانشین اشکانیان به تیسفون رفت و تاجگذاری کرد.
اردشیر بر فراز صخره ای که به سوی شهر فیروزآباد (فارس) گسترده می شود، نقش برجسته ای حجاری کــرده است که بزرگ ترین و احتمالاًً کهن ترین آثار صخره ای ساسانی است. این نقش باید یادبود جنگ قطعی و پیروزی بنیانگذار سلسله جدید بر آخرین پادشاه اشکانی باشد. سه جفت جنگاور همان طور که در یک مبارزه قرون وسطی اروپایی معمول بود، در برابر یکدیگر زورآزمایی می کنند. اردشیر با نیزه دراز خود اردوان پنجم را که اسبش سرنگون می شود از اسب به زیر افکنده. در پی اردشیر پسر بزرگ و جانشین او شاپور، وزیر بزرگ شاه اشکانی را به سختی سرنگون می سازد و سرانجام یک نجیب زاده ساسانی گردن یک نجیب زاده پارتی را به چنگ می فشارد.
به عقیده گیرشمن، در این صحنه تمام کوششی که اردشیر سالها برای بدست آوردن تاج و تخت متحمل شده است بیان می شود. معهذا هیچ چیز در این صحنه یادآور یک واقعه حقیقی نیست. هنر در اینجا به وسیله مظاهر تبیین می شود. هنرمند با طریق چهره سازی آشنا نیست و فقط به وسیله جزییات آرایش مو و لباس و سلاح اشخاص و زین و یراق اسب ها می توان هر یک از تصاویر این نقش برجسته را باز شناخت.
البته این نظریه در مورد نقش برجسته مذکور توسط گیرشمن بیان شده، در صـورتی که نپرداختن به چهره پردازی و اجرای یک تیپ واحد در نقش ها برای انسان ها از خصوصیات هنر ایران بوده است و قطعاًً هنرمندی که چنین توجهی را به جزییات دارد در هر حال می تواند به خصوصیات برجسته چهره ها نیز اشاره نماید تا تفاوتی مهم بین چهره ها به وجود آورد، اما در عمل هنرمند براساس یک سنت هنری چهره ای واحد برای افراد می سازد و تفاوت را در لباس و کلاه و گاه اندازه آن ها می توان تشخیص داد.
در آغاز روی کار آمدن سلسله ساسانی، هنر اشکانی که سنتهای هنر یونانی را در خود جذب کرده بود. همچنان به حیات خود ادامه داد. اما هنر ساسانی بتدریج به تدبیر اردشیر تکوین یافت و چهارچوب بنیادینش تعیین گردید. بسیاری از مضامین و نقوش ساسانی که از گنجینه هنر شرق کهن اخذ شده بود و متاثر از هنر و فرهنگی یونانی _ رومی بود، و حتی تاثیرات اندکی نیز از هنر شرق دور پذیرفت، طی چهار سده حکومت ساسانی با کنش و واکنش ادامه یافت. هنر ساسانی را باید اصالتاًً هنری شاهانه دانست که بیشتر در خدمت نمایش شکوه و عظمت پادشاه در اعمال و احوال مختلف آنها است. این هنر در برگیرنده طیف گسترده ای از نقوش گیاهی جانوری، و گاه با مضامین نمادین است که مشخصه هنر ساسانی محسوب می شود در بسیاری از آثار فلزکاری، معماری و بافته ها قابل تشخیص است. تاثیر هنر ساسانی تا مدتها پس از انقراض آن همچنان به جای ماند و هنر اسلامی پس از خود را بسیار تحت تاثیر قرار داد.
گویاترین و شناخته شده ترین کارهای هنری ساسانی نقوش برجسته صخره ای هستند که حدود سی نقش از آنها از دو قرن اولیه فرمانروایی ساسانیان شناسایی شده اند. بیشتر آن ها در فارس در دوره با عظمت و خاموش نقش رستم، در خلیج کوچکی از صخره ها در نقش رجب و در شیب های تند دره باریک در سطح شیب صخره ها کنده شده اند. اما تنها یکی از آن ها در فاصله بسیار دوری در بیرون از استان فارس کشف شده است. این نقش برجسته در آذربایجان است و گمان می رود که اردشیر اول و پسرش را به هنگام دریافت کرنش از جانب ارامنه نشان می دهد. از اکثر این نقوش چیزی باقی نمانده است. نقش برجسته ای که در فیروزآباد در قسمت تنگ آب که از سرعت آب در فضایی استخر مانند کاسته شده، در صخره کوه مراسم تاج بخشی اهورامزدا به اردشیر دیده می شود.
اهورامزدا تاجی کنگره دار دارد و شاه کلاهی که بر روی آن یک گوی قرار گرفته بر سر دارد. شاه با دست راست خود دیهیم را که نشانه و مظهر قدرت است از اهورامزدا می گیرد. عده

تحقیق در مورد BD80~1

