اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله در مورد قراردادهای انتقال فناوری

اختصاصی از اینو دیدی مقاله در مورد قراردادهای انتقال فناوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

قراردادهای انتقال فناوریمهدی هداوندMehdihada2064@yahoo.com

چکیده

در این مقاله ابتدا نقش فناوری در توسعه و فرایند انعقاد قراردادهای انتقال فناوری به اختصار بیان شده است. آنگاه دو مفهوم کلیدی در قراردادهای انتقال فناوری که توجه به آنها می تواند موفقیت چنین قراردادهایی را در پی داشته باشد یعنی «‌عمق فناوری» مورد معامله و همچنین ‌‌«دامنه فناوری» که قرارداد مورد توافق به آن پوشش داده است، مورد بررسی قرار گرفته است. سپس انواع روشها و قراردادهای انتقال فناوری براساس رویکردهای مختلف دسته بندی شده و هشت مدل از آنها توضیح داده شده اند. در انتها مقایسه کوتاهی میان انواع این قراردادها با ذکر مزایا و معایب هریک از آنها، به عمل آمده است.

اول – فناوری عنصر کلیدی توسعهامروزه فناوری عنصر کلیدی توسعه اقتصادی و اجتماعی محسوب می شود. سرمایه گذاری در ایجاد و گسترش فناوریهای جدید سالهاست که به عنوان موتور توسعه به رسمیت شناخته شده است. فناوری می تواند کارایی و اثربخشی را افزایش دهد، زمان تولید وعرضه محصولات به بازار را کوتاه کند و نیازهای انسانی را تامین کند. باایجاد محصولات جدید و عرضه خدمات متنوع به بازار، از طریق نوآوریهای تکنولوژیک، بنگاههای اقتصادی می‌توانند فرصتهای جدیدی را برای دستیابی به رقابت پذیری و رشد به دست آورند. ظهور اقتصاد دانش محور و جهانی سازی اقتصاد به شدت این باور را تقویت کرده است که رقابت پایدار مستلزم آن است که شرکتها، عملکرد خود را در بازار بین المللی از طریق ارتقای کارآیی، کیفیت و قابلیت اعتماد محصولات تولیدی شان افزایش دهند و این امر خود مستلزم به کارگیری فناوریهای نوین است.

دوم – فرایند انعقاد قراردادهای انتقال فناوریتعریف واحدی از فناوری ارائه نشده است. فناوری را می توان مجموعه ای از آگاهیها، دانشها، فنون، مهارتها، تجربیات و سازماندهی دانست که برای تولید، تجاری سازی و بهره مندی از کالاها و خدماتی که نیازهای اقتصادی واجتماعی را تامین می کنند، مورد استفاده قرار می‌گیرند. لازم به ذکر است که میان فناوری محصول و فناوری فرایند می توان تفکیک قائل شد. همچنین معمولاً میان انتقال افقی و انتقال عمودی فناوری تفاوت قائل می شوند. انتقال افقی فناوری فرایندی است که به انتقال فناوری از فعالیتهای تحقیق و توسعه (R&D) به موسسات بهره بردار از نوآوری منجر می گردد. انتقال عمودی فناوری، فرایند حرکت فناوری از یک هدف یا محل به هدف یا محلی دیگر است. انتقال بین المللی فناوری در قالب قراردادهای انتقال فناوری و سایر شیوه‌ها از این نوع است. در این مفهوم، انتقال فناوری فرایندی است که به وسیله آن دانش مربوط به تغییر ورودیها به خروجیهای رقابتی، به وسیله یک موسسه از منبعی در کشوری دیگر به دست می آید. انتقال فناوری بین المللی از کانالها و مکانیسم های متفاوتی، اعم از رسمی و غیررسمی، امکان پذیر است.فرایند انتخاب و مذاکره برای انتقال فناوری را می توان به طور خلاصه شامل مراحل زیر دانست:1 – تعیین راهبرد تکنولوژیک در بنگاه؛2 – کسب اطلاعات از فناوری و بازار فناوری؛3 – توجه به معیارهای انتخاب مناسب‌ترین فناوری؛4 – ملاحظه شرایط حقوقی و قراردادی که فرایند مذاکره را شکل می دهد؛5 – انعقاد نهایی قراردادهای انتقال فناوری و اجرای آن.

سوم – عمق فناوری و دامنه انتقالانتقال فناوری که به دقت انتخاب شده، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، می تواند سطح تکنولوژیک این کشورها را ارتقا دهد. در این باره باید میان گام کوتاه تر(SHORTER RUN) و گام بلندتر (LONGER RUN) تمایز قائل شویم. در حرکت کوتاه تر، انتقال فناوری، بنگاه دریافت کننده را قادر می سازد که ظرفیت تولید خود را نوسازی کند. در صورت تحقق نوآوریهای تولیدی، محصولات جدیدی ممکن است ساخته شوند یا کیفیت محصولات فعلی ارتقا یابد. این روش می تواند باعث به روزشدن محصولات تولیدی شود که آثار مثبتی برای مصرف کنندگان نهایی در داخل کشور یا مصرف کنندگان صنعتی خواهد داشت و حتی شاید ظرفیت رقابتی شرکت را در بازارهای بین المللی بالا ببرد. در زمینه نوآوریهای فرایندی، بنگاه دریافت کننده فناوری به فناوریهای جدیدی دست می یابد که او را قادر می سازد تا کارایی محصولات جدید را بهبود ببخشد و عملکرد انها را به روز کند و یا حتی در صورت ادغام با نوآوریهای محصولی، ممکن است به ساخت نسلهای جدیدی از محصولات منجر شود.اما برای دستیابی به تاثیرگذاری شدید انتقال فناوری در توسعه فناوری داخلی، اتخاذ راهبرد «گام بلندتر» ضروری است، زیرا که افزایش ظرفیت تولید الزاماً به ارتقای تکنولوژیک کشورها و موسسات صنعتی منجر نمی شود. این رویکرد به مسئله ایجاد قابلیت در شرکتهای داخلی برای دست و پنجه نرم کردن و رقابت با تغییرات و نفوذ تکنولوژیک در بافت صنعت ملی، می پردازد.گستره و دامنه انتقال فناوری نیز در قراردادهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. در برخی از قراردادها انتقال فناوری صرفاً در حد دانش فنی ساخت یک محصول مشخص یا بازسازی یک خط تولید قدیمی است در حالی که برخی از قراردادها از جامعیت بیشتری برخوردار هستند. در شکل شماره 1 اجزا و عناصر یک قرارداد انتقال فناروی جامع نمایش داده می شود.از نظر عمق فناوری دریافتی جریان انتقال فناوری را می توان به سه مسیر تقسیم کرد. این سه مسیر در شکل شماره2 ترسیم شده اند.مسیر الف شامل خرید کالاهای سرمایه‌ای و خدمات فنی است که توان یک شرکت محلی را برای ساخت برخی محصولات توسعه می دهد. استفاده از این روش مستلزم تاسیس یک کارخانه جدید یا نوسازی یک کارخانه موجود است. طبعاً این مسیر نمی تواند دریافت کننده فناوری را برای بهره برداری کارآمد از تجهیزات یا تغییر در فناوری توانمند کند.مسیر ب واگذاری و عرضه مهارتها و دانش فنی لازم برای بهره برداری (راه‌اندازی) و تعمیر و نگهداری می‌شود. انواع مختلفی از دانشهای فنی برای بهره‌برداری و نگهداری یک فرایند تولیدی جدید یا تغییر یافته ضروری است. مسیر ب از دو طریق تحقق می‌یابد:اول : اطلاعات مدون شده در دستورالعملها، جداول، فرمولها و غیره.دوم : از طریق آموزش و هدایت عملی که می تواند به ارتقای سرمایه های انسانی دریافت کننده فناوری منجر گردد.مسیر ب نیز نمی تواند دریافت کننده را در جایگاهی قرار دهد که قادر به تحول و تغییر در فناوری شود.مسیر پ دربرگیرنده دانش، آگاهی و تخصصهایی است که برای اجرای تغییر و تحولات تکنولوژیک ضرورت دارد. این مسیر عمیق ترین سطح دانش فناوری را شامل می گردد که فراتر از دانش بهره برداری و نگهداری است. مسیر پ شامل دو جریان اصلی است. جریان اول متضمن دانش لازم برای درک اصول اساسی فرایندهای تولید، طراحی محصول و مواد مصرفی است که معمولاً به آن «دانش چرایی» (KNOW- WHY) می گویند. این نوع از دانش، دریافت کننده را برای بهبود و ارتقای سیستم تولید توانمند می کند. جریان دوم شامل انواع خاصی از تخصصهای لازم برای اعمال اصول و قواعد ضروری طراحی و اجرای تغییرات تکنولوژیک است. مسیر پ دریافت کننده را در طولانی مدت قادر بر همراهی با تحولات تکنولوژیک خواهد کرد.

/

 

چهارم – انواع روشها و قراردادهای انتقال فناوریابزارها، شیوه ها و روشهای مختلفی برای دریافت و کسب فناوری از خارج وجود دارد. این روشها را می توان از یک منظر به روشهای تجاری، قراردادی و رسمی از یک طرف و روشهای غیرتجاری، غیرقراردادی و غیررسمی از طرف دیگر تقسیم کرد (جدول 1). همچنین ابزارهای انتقال فناوری از نظر جامعیت و تاکید بر جنبه های ملموس و غیرملموس فناوری نیز قابل تقسیم هستند.جامع ترین روش دریـــافت فناوری، سرمایه گذاری مستقیم خارجی(FDI) است. سرمایه گذاری مستقیم خارجی نه تنها فناوری، بلکه مهارتهای مدیریتی، ارتباط با بازار و همین طور سرمایه را با خود به همراه می آورد. ابزار جامع دیگری نیز وجود دارد که همانا قراردادهای «ساخت، بهره برداری و انتقال»، (BOT) نام دارند. درBOT طرفهای خارجی کارخانه ها یا دیگر پروژه های بزرگ و زیربنایی را می‌سازند، مدیریت می کنند و مورد بهره‌برداری قرار می دهند تا زمانی که سرمایه گذاری آنها را جبران کند. روشهایی همچون قرارداد سازنده تجهیزات اصلی (OEM) ، قرارداد سازنده طراحی اصلی (ODM) و پیمانکاریهای فرعی برای ساخت قطعات نیز شیوه هایی برای انتقال فناوری محسوب می گردند. در پیمانکاری فرعی دست کم مشخصات فنی واگذار می‌شود. گاهی اوقات متدهای تولید، دانش فنی و کمکهای فنی نیز عرضه شده و انواع خاصی از تجهیزات تولیدی و اجزا و مواد ورودی نیز طراحی می‌شوند./

/

 

 

انواع روشهای انتقال فناوری

الف – روشهای غیرتجاری، غیرقراردادی و غیررسمی1 – تقلید، کپی سازی و مهندسی معکوس؛2 – آموزش؛3 – مطالعه اسناد اختراع؛4 – مطالعه کتب و مقالات؛5 – استخدام متخصصان کلیدی خارجی؛6 – جاسوسی صنعتی؛7 – تحصیل در دانشگاههای خارجی؛8 – بازدید از نمایشگاهها و کارخانجات.ب – روشهای تجاری، قراردادی و رسمی1 – قرارداد لیسانس اختراع؛2 – قرارداد لیسانس دانش فنی؛3 – قرارداد لیسانس علامت تجاری؛4 – قرارداد لیسانس کپی رایت؛5 – قرارداد فرانشیز و توزیع؛6 – قرارداد سرمایه گذاری مشترک؛7 – قرارداد پروژه آماده بهره برداری؛8 – قرارداد تحقیق و توسعه؛9 – قرارداد طراحی و خدمات مهندسی؛10 – قرارداد خدمات مدیریت؛11 – قرارداد همکاری فنی؛12 – قرارداد خدمات فنی؛13 – قرارداد مشاوره؛


دانلود با لینک مستقیم


مقاله در مورد قراردادهای انتقال فناوری

دستگاه گردش خون انسان

اختصاصی از اینو دیدی دستگاه گردش خون انسان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 18

 

دستگاه گردش خون انسان

دستگاه گردش خون و لنف شامل ، خون ، قلب و رگهاست. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن می‌باشد، توسط سرخرگها در بدن توزیع می‌گردند. شریانها پس از انشعاب به شاخه‌های باریک ، شریانچه‌ها را بوجود می‌آورند و شریانچه‌ها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم می‌شوند. مبادله مواد بین خون و سلولهای اندامهای مختلف در سطح مویرگها انجام می‌گیرد. پس از مبادله مواد ، خون مویرگی به وریدچه‌ها منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب برمی‌گردد.

خون

خون بافت همبند تخصص یافته‌ای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینه‌ای مایعی به نام پلاسمای خون شناورند.

خون 7 الی 8 درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط 5 لیتر می‌باشد. خون به واسطه گردش در داخل رگهای خونی عامل اصلی توزیع مواد غذایی ، اکسیژن و حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است. خون همچنین هورمونهای مترشحه از غدد داخلی را به ارگانهای مورد نظر حمل می‌کند.خون در خارج از بدن منعقد شده و سلولها و مواد غیر محلول آن به صورت توده‌ای نسبتا سفت به نام لخته خون درمی‌آید. و قسمت محلول آن به صورت مایعی زرد و روشن به نام سرم از آن جدا می‌گردد. برای جلوگیری از انعقاد خون ، به منظور مطالعات خونی ، مقداری هپارین (یک ماده ضد انعقاد) یا سیترات به آن افزوده می‌شود. در این حالت اگر اجازه داده شود سلولهای خونی ته نشین شوند ، ملاحظه خواهد شد از نظر حجمی حدود 55 درصد خون از پلاسما و 45 درصد آن از سلولهای خونی تشکیل شده است. سلولهای خونی شامل گویچه های قرمز ، گویچه های سفید و پلاکتها هستند

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

الف)گلبول‌های قرمز (Erthrocytes)

به سلولهای قرمز خون مشهورند و بیشترین سلولهای خونی را تشکیل می‌دهند. سلولهایی بدون هسته و مقعر‌الطرفین هستند. در شرایط طبیعی قطر آنها بطور متوسط 7.5 میکرون می‌باشد. اگر اندازه سلول کوچکتر از 6 میکرون باشد میکروسیت و اگر بزرگتر از 9 میکرون باشد، ماکروسیت نامیده می‌شوند. حضور گویچه‌های قرمز با اندازه‌های مختلف در خون را آنیزوسیتوزیس و حضور گویچه‌های قرمز با اشکال متفاوت در خون را پویکیلوسیتوزیس می‌نامند. که در حالات مرضی دیده می‌شوند . تعداد گویچه‌های قرمز در حالت طبیعی در خون زنان 3.6 تا 5.5 میلیون در هر میکرولیتر و در خون مردان 4.1 تا 6 میلیون در هر میکرولیتر می‌باشد. نسبت حجم سلولهای خون به کل خون برحسب درصد را هماتوکریت می‌نامیم. هماتوکریت در زنان سالم و بالغ 45 - 35 درصد و در مردان سالم و بالغ 50 - 40 درصد می‌باشد.

ساختمان و کار گلبولهای قرمز

گلبولهای قرمز سلولهایی مقعرالطرفین و قابل انعطاف هستند که ضمن عبور از مویرگها بهم چسبیده و به صورت میله‌ای استوانه‌ای درمی‌آیند که رولکس نامیده می‌شود. شکل ویژه و انعطاف پذیری زیاد گویچه‌های قرمز را به پروتئینهای محیطی ویژه‌ای نسبت می‌دهند که به سطح داخلی غشای اریترویسیتها چسبیده‌اند. برخی از بیماریهای ارثی خون مانند کروی یا بیضی شکل بودن گویچه‌های قرمز از نقص پروتئینهای فوق ناشی می‌گردد.غشای این سلولها همچنین حاوی رسپتورهای مربوط به گروههای خونی می‌باشد. گویچه‌های قرمز خون حاوی مولکول پیچیده‌ای به نام هموگلوبین می‌باشد. عمر گلبولهای قرمز 120 روز می‌باشد. و پس از پایان این مدت بوسیله ماکروفاژهای طحال ، کبد و مغز استخوان فاگوسیته می‌شوند. کاهش تعداد گویچه‌های قرمز در خون را کم خونی Anemia و افزایش گویچه‌های قرمز در خون را پلی سیتمی Polycytemia می‌نامند

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

الف)گلبول‌های قرمز (Erthrocytes)

به سلولهای قرمز خون مشهورند و بیشترین سلولهای خونی را تشکیل می‌دهند. سلولهایی بدون هسته و مقعر‌الطرفین هستند. در شرایط طبیعی قطر آنها بطور متوسط 7.5 میکرون می‌باشد. اگر اندازه سلول کوچکتر از 6 میکرون باشد میکروسیت و اگر بزرگتر از 9 میکرون باشد، ماکروسیت نامیده می‌شوند. حضور گویچه‌های قرمز با اندازه‌های مختلف در خون را آنیزوسیتوزیس و حضور گویچه‌های قرمز با اشکال متفاوت در خون را پویکیلوسیتوزیس می‌نامند. که در حالات مرضی دیده می‌شوند . تعداد گویچه‌های قرمز در حالت طبیعی در خون زنان 3.6 تا 5.5 میلیون در هر میکرولیتر و در خون مردان 4.1 تا 6 میلیون در هر میکرولیتر می‌باشد. نسبت حجم سلولهای خون به کل خون برحسب درصد را هماتوکریت می‌نامیم. هماتوکریت در زنان سالم و بالغ 45 - 35 درصد و در مردان سالم و بالغ 50 - 40 درصد می‌باشد.

ساختمان و کار گلبولهای قرمز

گلبولهای قرمز سلولهایی مقعرالطرفین و قابل انعطاف هستند که ضمن عبور از مویرگها بهم چسبیده و به صورت میله‌ای استوانه‌ای درمی‌آیند که رولکس نامیده می‌شود. شکل ویژه و انعطاف پذیری زیاد گویچه‌های قرمز را به پروتئینهای محیطی ویژه‌ای نسبت می‌دهند که به سطح داخلی غشای اریترویسیتها چسبیده‌اند. برخی از بیماریهای ارثی خون مانند کروی یا بیضی شکل بودن گویچه‌های قرمز از نقص پروتئینهای فوق ناشی می‌گردد.غشای این سلولها همچنین حاوی رسپتورهای مربوط به گروههای خونی می‌باشد. گویچه‌های قرمز خون حاوی مولکول پیچیده‌ای به نام هموگلوبین می‌باشد. عمر گلبولهای قرمز 120 روز می‌باشد. و پس از پایان این مدت بوسیله ماکروفاژهای طحال ، کبد و مغز استخوان فاگوسیته می‌شوند. کاهش تعداد گویچه‌های قرمز در خون را کم خونی Anemia و افزایش گویچه‌های قرمز در خون را پلی سیتمی Polycytemia می‌نامند

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××


دانلود با لینک مستقیم


دستگاه گردش خون انسان

مقاله در مورد رهبری کاریزماتیک

اختصاصی از اینو دیدی مقاله در مورد رهبری کاریزماتیک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 24

 

کاریزماتیک (به انگلیسی: Charismatic) یا (رهبری کاریزماتیک) در اصطلاح سیاست به حکومت مبتنی بر فرمان‌برداری غیرعادی و استثنایی از یک فرد به خاطر تقدس دینی و الگو بودن وی می‌باشد.

تاریخچه

گرچه، ماکس وبر به عنوان مبدع و نشردهنده نظریه رهبری کاریزماتیک شناخته شده است، اما تقریباً تمام کسانی که پس از رنسانس صاحب‌نظر در مسائل فلسفی و انسانی بوده‌اند، به نوعی به این مطلب اشاره کرده‌اند. در دوران پس از رنسانس نظریات مختلفی در شناخت طبیعت و سرشت انسان ارائه شده است. گروهی از صاحب‌نظران معتقد بودند که انسان دارای بعد منطقی، عقلایی و استدلالی است. در مقابل آنها، گروهی اعتقاد داشتند که انسان‌ها از مجموعه‌ای از احساسات، عواطف و هیجانات برخوردارند که موجب بروز رفتار می‌شود. تا زمان ماکس وبر نظر دقیقی وجود نداشت که کدام بعد از وجود انسان باعث ایجاد رفتار شده و یا آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. کار مهم ماکس وبر این بود که در بعد عقلایی، مفهوم دیوان‌سالاری و در بعد عاطفی، مفهوم کاریزماتیک را ارائه کرد و تمایز بین این دو مفهوم را کاملاً مشخص ساخت. امروزه، مفهوم دیوان‌سالاری به عنوان زیر بنای نظریه‌های مدیریت شناخته می‌شود، اما مفهوم کاریزماتیک در ابتدا با برخوردهایی تخطئه‌آمیز روبه‌رو شد. با گذشت زمان، این مفهوم سرانجام توانست در فرهنگ نظری رسوخ کند. البته شرح و بسط‌های فراوانی نیز بر نظریات ماکس وبر شده است که از بیان آنها خودداری می‌شود. کاریزما، در لغت یعنی فرهمند یا فرمندی و یا به عبارتی دیگر جاذبه استثنایی. کاریزماتیک کلمه‌ای یونانی به معنای موهبت است. کلمه کاریزما در کتاب مقدس مسیحیان به کار رفته است تا روح مقدس را توصیف کند. وحی، حکم، تعلیم، کشیش، عقل و شفا دادن، نمونه‌ای از موهبت‌های پرجذبه‌اند که در کتاب مقدس مسیحیان توصیف شده‌اند.

کاریزما چیست

کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته می‌شود که بشخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوق‌العاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی به کار برده می‌شود تا زیرمجموعه‌ای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود می‌توانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کنند. وبر، کاریزما را چنین توصیف می‌کند:

ویژگی خاصی از یک شخصیت پدیده

رهبری کاریزماتیک یا رهبری مبتنی‌بر جاذبه استثنایی، به‌گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که دارای قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‌ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش‌های مالی و اعمال زور برقرار می‌شود.

عوامل ظهور رهبری کاریزماتیک

به طور کلی، دو دیدگاه در مورد عوامل ظهور رهبری کاریزماتیک وجود دارد:

شرایط اجتماعی و تاریخی: بعضی محققان علم مدیریت گفته‌اند شرایط اجتماعی و تاریخی عوامل اصلی بحرانی در ظهور رهبران کاریزماتیک هستند (کانگر و کانانگو، 1987: 2). وبر، رهبری کاریزماتیک را پدیده‌ای می‌داند که اغلب در شرایط و وضعیت‌های منحصر بفرد و نادر ظهور می‌کند (حداقل از نظر آماری این چنین است). آقای آبربچ براساس تحلیل‌هایی که در زمینه بسیاری از رهبران کاریزماتیک صورت گرفته است، می‌گوید:

رهبران کاریزماتیک، پیش از بحران‌هایی که آنها را به قدرت می‌رساند، اغلب نالایق، معمولی و کم‌جاذبه به نظر می‌رسند

وی معتقد است پیوند عمیق احساسی پیروان با رهبران کاریزماتیک، احتمالاً از موقعیت‌ها و وضعیت‌هایی خاص در سازمان سرچشمه می‌گیرد. روچ معتقد است زمان اوج شکوفایی رهبران کاریزماتیک اغلب در خلال زمان‌هایی است که ناآرامی و نارضایتی اجتماعی، بویژه داخل شرکت وجود دارد. در چنین مواقعی، بی‌تجربگی و ارزش‌های ضدانسانی سازمان‌ها باعث می‌شود تا پیروان، از رهبران اطاعت کنند و واکنش‌های روانی تازه‌ای از خود نشان دهند. از نظر آنها، وجود بحران، عامل اصلی رفتارهایی است که به شخصیت رهبر کاریزما (به عنوان هسته مرکزی) پیوند می‌خورد.

پویایی‌های بین رهبر و پیرو: سه نوع رابطه عاطفی و احساسی بین رهبران و پیروان وجود دارد. این روابط در نهایت منجر به شکل‌گیری رهبران کاریزماتیک در سازمان‌ها و حتی جوامع می‌شوند. این سه نوع رابطه عبارتند از:

انعکاسی

نمادین (سمبلیک)

توسعه‌ای

1. روابط انعکاسی: این نوع روابط ریشه در مکانیسم روان‌شناسی فرافکنانه دارد. خصیصه اصلی فرافکنی، در این حقیقت خلاصه می‌شود که فرایندهای ناخودآگاه رخ داده در روابط متعدد را نشان می‌دهد. لیند هولم (۱۹۸۸) روابط رهبری را همانند افتادن در دام عشق می‌داند. در چارچوب این نظریه، طرح‌هایی مشابه انسان عاشق برای پیروان وجود دارد، نظیر رفتارهای عاشقانه،


دانلود با لینک مستقیم


مقاله در مورد رهبری کاریزماتیک

مقاله در مورد فناوری اطلاعات و ارتباطات

اختصاصی از اینو دیدی مقاله در مورد فناوری اطلاعات و ارتباطات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

(فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا:زیربنای تحول سازمانی (بخش نخست)

شرکت کنندگان در میزگرد

کامران اعتمادمقدم: دکترای مهندسی صنایع، عضو هیأت علمی و مدیر علمی رشته مدیریت فناوری اطلاعات سازمان مدیریت صنعتی، مشاور و مدرس دانشگاهها به مدت 17 سال

مجتبی سلیمانیها: کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی سیستم‌های اقتصادی – اجتماعی، عضو هیأت علمی سازمان مدیریت صنعتی

محمدتقی عیسایی: دکترای کامپیوتر از انگلستان، عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف

مهرداد کازرونی: دکترای طراحی سیستم‌های تولید به کمک کامپیوتر از استرالیا، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، سرپرست کار گروه سیستم‌های کاربردی و مدیریت منابع تکفا

مرتضی مهدوی: دانشجوی دکترای مخابرات، کارشناسی ارشد مخابرات، مجری طرح برنامه تکفا

محمدمیرزا عبداللهی: کارشناسی ارشد الکترونیک از دانشگاه شیراز، کارشناسی ارشد کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف، تخصص در طراحی، مشاوره و اجرای سیستم‌های نرم‌افزاری

محمود نظاری: دانش آموخته مدیریت امور اداری، مؤسس و مدیرعامل شرکت همکاران سیستم، رئیس هیأت مدیره گروه همکاران سیستم.

محمد نقوی:کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات، مدیرکل توسعه فناوری اطلاعات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

اشاره

در جهان پرشتاب و پیچیده امروز، در هر تحول و حرکت جدیدی نیازها و مسایل جدید و بعضاً پیچیده ای به چشم می خورد که پاسخگویی و پیدا کردن راه حل آنها بدون بهره‌گیری از رویکردهای جدید و تکنولوژی و ابزارهای نو امکان پذیر نیست.یکی از فناوری های جدید که هر روز بر اهمیت جایگاه آن در جوامع بویژه سازمانها و بنگاهها افزوده شده و جنبه استراتژیک و راهبردی پیدا کرده، فناوری اطلاعات و ارتباطات است که به اختصار «فاوا» نامیده می شود. در سالهای اخیر، فاوا نه تنها عامل عمده توانمندسازی سازمانهاست، بلکه میزان توسعه یافتگی سازمانها در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات را می توان به عنوان یکی از شاخصهای اصلی توسعه یافتگی سازمانها قلمداد کرد.در عرصه بقای سازمانها آنچه که از اهمیت خاصی برخوردار است، بحث «رقابت» است؛ زیرا تنها شرایط رقابتی در بازار و احترام به مشتری و سنجیدن نیازهای مشتری است که موجب شده است کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمانها و بنگاههای کشورهای پیشرفته افزایش یافته و به عنوان عامل قدرت و سازندگی در استراتژی مدیران گنجانده شود.از آنجا که فناوری اطلاعات و ارتباطات نه تنها در حوزه فعالیت خود، بلکه در کلیه فعالیتها اعم از اقتصادی، صنعتی، تولیدی، بازرگانی و اجتماعی تاثیرگذار است و درواقع زیربنای تحول سازمانی محسوب می شود، این بار تدبیر درصدد برآمده است که این بحث را به عنوان یک موضوع راهبردی و ابزار کسب برتری و مزیت رقابتی بنگاهها در چارچوب میزگرد موردبررسی و کنکاش قرار دهد.در میزگرد حاضر چندتن از صاحبنظران، استادان دانشگاهها و مدیران ارشد سازمانها حضور دارند و تلاش کرده اند که متناسب با وقت جلسه ضمن پاسخگویی به محورهای بحث، به بیان دیدگاههای خود بپردازند.متن مطالب میزگرد باتوجه به حجم بالای آن، در دو بخش تقدیم علاقه‌مندان می شود. بخش نخست در این شماره و بخش پایانی در شماره بعدی چاپ و منتشر خواهدشد.با تبریک نوروز 85 و آغاز سال جدید و سپاس از میهمانان شرکت کننده، شما را به مطالعه نخستین بخش میزگرد دعوت می کنیم.

اعتماد مقدم: با نام خدا. در میزگرد امروز بنا داریم به مسایل کلان فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در سازمانها و مدیریت آنها بپردازیم. همه مستحضر هستید که سالیان درازی است که این فناوری به عنوان ابزاری در خدمت انجام فعالیتهای متداول سازمانها مطرح بوده است. در شرایطی که میزان اهمیت و تاثیرات سازمانی آن در طی سالهای مختلف دچار تغییرات گسترده ای شده، معمولا شتاب دگرگونیها، اجازه نداده که مدیران و تصمیم گیرندگان، موفق شوند با فرصت کافی و در زمان مناسب، این تحولات را به درستی لمس کرده و برای برخورد با آنها به موقع برنامه‌ریزی نمایند. اگر به تاریخچه رشد اهمیت این فناوری در جهان نگاه شود، چند مرحله مشخص را می توان یافت. تا دهه 60 میلادی، فناوری اطلاعات خلاصه می شد در مفهوم ابزاری کارامد برای انجام محاسبات و پردازشهای اولیه و سازمانها صرفا در جهت داده پردازی از آن بهره می بردند. برای نخستین بار در دهه 70، ارزش اطلاعات و سامانه‌های رایانه ای برای پردازش آن موردتوجه قرار گرفت. مفهوم سیستم های اطلاعات مدیریت هم از همان زمان پیدا شد. سازمانها و مدیران آنها به نقش کلیدی اطلاعات در امر مدیریت و کنترل امور سازمانها توجه نشان دادند. ولی تا قبل از دهه 80 میلادی اهمیت سامانه ها یا همان سیستم های اطلاعاتی درحد پشتیبانی فعالیتهای اصلی سازمانی محدود می‌شد. پس از این تاریخ، این سیستم ها در فعالیتهای اصلی و محوری سازمانها حضور پیدا کردند، تولید به کمک تجهیزات رایانه ای متحول شد و رایانه ها در انواع فعالیتهای خدماتی سازمانها نقش محوری پیدا کردند. پس از دهه 90، که به تدریج سیستم های یکپارچه اطلاعاتی سرتاسر سازمان و بنگاه اقتصادی را به یکدیگر پیوند دادند و شبکه‌های ارتباطی دوربرد، امکان انجام فعالیتهای کسب و کار را از هر نقطه ای فراهم آوردند، به تدریج مفهوم فناوری اطلاعات، به شکل جدی تر در جامعه مطرح شد و این بار به عنوان ابزار کسب برتری و مزیت رقابتی بنگاههای اقتصادی نسبت به یکدیگر.

/

 

راهبردی بودن فاوافناوری اطلاعات که پایه های اصلی آن را فناوری رایانه ها و فناوری ارتباطات تشکیل می دهد، از ترویج آنها شکل گرفت و برای نخستین بار در این دهه، نقش آن در مدیریت راهبردی سازمانها پدیدار شد. راهبردی بودن به این معناست که وجود این فناوری در رسیدن سازمان به اهدافش نقش اساسی داشته باشد. امروزه یک بنگاه اقتصادی برمبنای نقش راهبردی فناوری اطلاعات در مسیر کسب مزیتهای رقابتی جدید تلاش می کند. این رویکردی است که برای کشور ما بسیار بدیع بوده و تجربه های قابل توجهی را مبتنی بر این رویکرد نداشته‌ایم. از سویی میزان توجه به توسعه فاوا در کشور در سالهای اخیر سیر صعودی داشته است. از خرداد 81 ، با مطرح شدن طرح توسعه کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور (طرح تکفا)، این قضیه به شکلی جدی تر مطرح شد، به طوری که دولت برنامه ویژه ای را اعلام کرد و بودجه خاصی را به این مسأله تخصیص داد.حتی در دنیا هم توسعه کاربردهای فناوری اطلاعات به عنوان یک عامل تحول سازمانی و موثر در کسب و کار از نیمه دوم دهه 90 متحول شده و یک بحث متفاوت و نو را شکل داده است.اما باتوجه به اینکه ما زیرساخت ها و بسترهای اولیه را همانند جهان پیشرفته نداشته ایم، شکاف دیجیتالی ایجاد شده و با کاربردهای روز فاوا فاصله گرفته ایم. همین امر موجب شده است بسیاری از ابعاد استراتژیک این مسأله برای سازمانهای ما هنوز ناشناخته و گنگ باقی بماند.

محورهای بحثدر محورهای بحث امروز چند نکته پیش بینی شده است. ازجمله اینکه آیا فناوری اطلاعات و ارتباطات امروزه برای ما نقش استراتژیک دارد؟ یا اینکه خیر، این مسأله متعلق به کشورهای دیگر است؟ محور دیگر اینکه درمورد فاوا کدام رویکردهای جدید مطرح شده است؟محور دیگر این است که اگر از مدیریت سازمانها صحبت می کنیم، جایگاه هریک از بخشهای دولتی و خصوصی در زمینه فاوا چیست و چه نگرشهای جدیدی را باید موردتوجه قراردهند. یا آموزشهایی که در سازمانها داده می شود چگونه اند؟ آیا متناسب با حرکتهایی است که در کشور اتفاق می افتد؟ تفاوت میان آموزش کامپیوتر و IT با رویکردهای جدید چیست؟این محورها ازجمله مسایلی است که صاحبنظران و اساتید و کارشناسان حاضر در جلسه درصدد هستند که با همفکری یکدیگر به آنها پاسخ گویند. آغاز سال نو را همراه با این بحث به فال نیک می گیریم و امیدواریم در فرصتهای دیگر در طول سال جدید بتوانیم شاخه‌های پنهان بحث را بیشتر بازکنیم. در مقدمه بحث بی مناسبت نیست به این نکته هم اشاره کنم که گاه در مستندات مختلف روی دو واژه IT وICT و تفاوتهای آنها تاکید می شود. واقعیت این است که هیچکدام از این دو اختصار، بدون «ارتباطات» معنایی ندارند. پس اگر گاهی از «فناوری اطلاعات» (IT) یا «فناوری اطلاعات و ارتباطات» (ICT) صحبت می کنیم، منظور یکی است.درمورد استفاده از عبارت اختصاری «فاوا» هم باید عرض کنم که حدود 4 سال پیش بود که با نظر اساتید و صاحبنظران درهمین سازمان این عبارت اختصاری انتخاب شد و بعدا عمومیت پیدا کرد. اخیرا هم فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی رسما این مسأله را اعلام کرده که به جای اصطلاح ICT و فناوری اطلاعات و ارتباطات می توان از عبارت اختصاری «فاوا» استفاده کرد.در ابتدا از آقای مهندس سلیمانیها تقاضا می کنم بحث را با محورهای اول و دوم شروع کنند که آیا اصولا آنچه که در گذشته از فاوا در سازمانها یاد می شد با امروز تفاوت خاصی دارد یا خیر و کشور ما از این تفاوت چه تاثیری را می‌گیرد؟ علاوه بر این چه ضرورتی برای پرداختن به بحث فاوا در کشور ما وجود دارد؟ و اصولا آیا می توان فاوا را زیربنای تحولات سازمانی قلمداد کرد؟

سلیمانیها: اصولا وجه غالب نگرش به تکنولوژی و منابع انسانی در گذشته، نگرش پشتیبان بوده است. یعنی مدیران، تکنولوژی و نیروی انسانی را به عنوان پشتیبان سیاستها و استراتژی های خودشان تلقی می‌کردند. لذا این مقولات در ساختار سازمانی مرتبه پایینی داشتند و بعداز اینکه استراتژی ها طرحریزی می شد، مدیران موظف بودند نیروی انسانی و تکنولوژی را در پشتیبانی آنها تجهیز کنند. بنابراین نه تنها درباره تکنولوژی اطلاعات بلکه کلا نگرش به تکنولوژی، نگرش پشتیبانی بود. این درحالی است که این نگرش در سازمانهای پیشرو روز به روز جای خود را به نگرش مترقی تر می دهد که جایگاه بالاتری برای تکنولوژی و نیروی انسانی قائل است. براین اساس امروزه هم نیروی انسانی و هم تکنولوژی بخصوص تکنولوژی اطلاعات یکی از مؤلفه های اساسی پیکربندی سازمانهای نوین محسوب می شوند و این دو مؤلفه نه تنها از اهمیت بالایی برخوردارند، بلکه در رابطه با بقیه عناصر نقش مسلط و تعیین کننده دارند و آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. امروزه در سازمانهای پیشرو، به تکنولوژی اطلاعات به عنوان یک عنصر توانمندساز نگاه می کنند که می‌تواند سازمان را آن چنان متحول کند که قادر باشد قابلیت های شگرفی را از دیدگاه بهره وری و کارایی ارائه دهد. البته نگرش سنتی هم کماکان در بسیاری از سازمانها پابرجاست و قاعدتا چنین سازمانهایی نمی توانند نقش پیشتاز در صنعت خودشان ارائه دهند و عمدتا در سطح پایینی از ارزش افزوده و به صورت دنباله رو حرکت می کنند. همین مسأله درمورد دولتها هم دیده می شود. یعنی دولتهایی که درصدد برآمدند که نظام اداریشان را بهره ور کنند و به تکنولوژی بویژه تکنولوژی اطلاعات، نگرش پشتیبان داشتند، در این راه موفق نبوده اند. کمااینکه سالهاست در جامعه ما همه ساله، همایش ملی بهره وری با صدور قطعنامه‌های مفصل هم برگزار می شود ولی درعملکرد نظام اقتصادی و اداری تاثیر چندانی نداشته است.حتی تحولات نظام اداری هم عمدتا در سطح بهبود رویه و روالها متوقف مانده و در تنوع و ارتقای خدمات، سطح عملیات و بخصوص مدیریت نفوذ چندانی نداشته است. لذا چنانچه دولت بخواهد در تحول نظام اداری جدی باشد و سازمانهای دولتی را اساسا دگرگون کند، این امر منوط به افزایش سطح دانش و مهارتهای فناوری اطلاعات خواهدبود که اگر این امر توسعه نیابد، نمی شود امید چندانی داشت.در ارتباط با بنگاهها هم آنهایی که پی برده اند، به هرتقدیر باید در دنیای تجارت آزاد فعالیت کنند و حضور در چنین دنیایی با پیکربندی موجود امکان ندارد، به استقبال فناوری اطلاعات شتافته و در این مورد احساس مسئولیت دارند. اما به دلیل اینکه بسیاری از این تحرکات منوط به زیرساخت های حقوقی و فنی و ملی است، اگر چنانچه دولت در این مورد جدی نباشد، بخش خصوصی هم توفیق چندانی به دست نخواهد آورد مگراینکه به فعالیتهای برون مرزی خودش توسعه دهد.

میرزا عبداللهی: من فکر می کنم در شروع بحث لازم است تفکیک اساسی درمورد نقش فاوا در سازمانهای دولتی و نیمه دولتی و خصوصی قائل شویم.نهایتا این نقشهای متفاوت می تواند نتیجه های تاحدودی ضدو نقیض داشته باشد. براین اساس یک سری سازمانهایی داریم که من همه آنها را در قالب دولتی می بینم، سازمانهایی که اهداف و استراتژی هاشان به نوعی به مسائل دولتی و سیاسی بازمی گردد و مشابه بخش خصوصی مسائل اقتصادی برای آنها حرف اول را نمی زند. درنتیجه در سازمانهای دولتی استفاده از فاوا شکل خاصی پیدا می کند، به طوری که یا بیشتر جنبه ظاهری پیدا می کند که استفاده از فناوری را به نوعی در توجیه خودشان نشان دهد و یا به طورکلی به دلیل نقص ها و کمبودهایی که مخصوصا در مدیریت دارند، به نوعی بهادادن به فاوا عاملی برای توجیه این کمبودها باشد.بنابراین با تأسف باید گفت ما در سازمانهای دولتی به فناوری اطلاعات به عنوان زیرساخت و عامل قدرت و سازنده نگاه نمی کنیم.بخش خصوصی هم همیشه باید اهداف و مسائل و نگرشهایش را در این جهت پیش ببرد که در مقابل رقبا و وجود خودش از این تکنولوژی استفاده کند.بنابراین بخش خصوصی یا برای اینکه جلوتر از بقیه باشد و یا برای پرداختن به مسایلی نظیر بازاریابی سعی می کند که از فناوری اطلاعات بهره بگیرد. لذا فناوری اطلاعات چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی آن جایگاه لازم را ندارد. نهایتا اگر با این نگرش نگاه کنیم، باید ببینیم که چه کار باید کرد تا از پایه در این دو بخش نقش اساسی فاوا شکل بگیرد و به کار گرفته شود.

نظاری: دوستان تفکیک دو روند رشد را در زمینه کاربرد IT در سازمانهای دولتی و بخش خصوصی مطرح کردند. این تفکیک به ادامه بحث و باز کردن موضوع کمک می‌کند.

استقبال بخش خصوصی از ITخوشبختانه چند ضرورت باعث شده است که بخش خصوصی در زمینه توسعه IT خوب عمل کند. یکی از انگیزه‌های اصلی در این باره، پایین آوردن هزینه‌ها در سطح بنگاه است. پس از بحث هزینه‌ها، به ‌دست آوردن اطلاعات لحظه‌ای در هر زمان مورد نیاز است. اگرچه بنگاههای ما در شرایط رقابتی فعالیت نمی‌کنند، ولی در شرایطی قرار داریم که از نظر مدل‌های بخش خصوصی خوشبختانه حرکت رو به جلو و پیشرفت وجود دارد. در نهایت، جالب‌ترین عنصری که در این حرکت به تازگی خودش را نشان می‌دهد، نیروی انسانی خلاق است که حاضر نیست با سیستم‌های قدیمی کار کند. به عنوان مثال، مدیر منابع انسانی، مدیر مالی و یا مدیر فروش یک موسسه امکان ندارد که فکر کند در یک محیط و حوزه محدود و بسته می‌تواند کار کند و می خواهد پیشرو باشد. بر این اساس، بنگاههای ما به دلیل اضطرار و ضرورت در جهت پیشرفت دادن سیستم‌ها خوب عمل می‌کنند.اما نکته قابل یادآوری این ‌که تعداد بنگاههای خصوصی با حجم بیش از 200 نفر نیروی انسانی، قابل توجه نیستند، به همین دلیل، بنگاههای خصوصی ما نمی‌توانند اساسا" سیستم های IT گسترده‌ای داشته باشند. محدودیت‌های این پروژه‌ها خود یک عامل محدود کننده است که به خاطر وجود آن، نمی‌توانیم به توسعه‌های اساسی دست یابیم. عامل دیگر این است که وقتی بنگاههای خصوصی ما در تعامل با یکدیگر قرار می‌گیرند، به دلیل عدم وجود یک زیر ساختIT ملی نمی‌توانند با هم ارتباط مناسب برقرار نمایند. به بیان دیگر، اگرچه برقراری ارتباطات، به دلیل ضعف فعالیتIT بخش خصوصی نیست، اما استاندارد نبودن سیستم‌های کاربردی و نبود بلوغ عرضه در زمینه فاوا باعث شده است که واحدها نتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. هنگامی هم که شرکتهای بخش خصوصی بزرگتر می‌شوند و به سیستم‌ها عمیق‌تر نگاه می‌کنند، محیط تعاملی برای آنها محدود کننده است. یعنی به محض این ‌که یک بنگاه خصوصی چابک برای دریافت خدمت با یک ارگان دولتی ارتباط برقرار می‌کند، به یک‌ باره احساس مشکل می‌کند، زیرا سازمانهای دولتی با سرعت مناسب و یا حداقل مورد انتظار به او پاسخ نمی‌دهند و دچار مشکل می‌شود. در چنین محیط تعاملی قطعاً بحث دولت یک عامل مهم است. در ایران چون نفت متعلق به دولت است و مردم نقش بسیار ضعیفی در اقتصاد ملی دارند و موسسات خصوصی کوچک هستند، بنابراین، سفارش دهنده عمده در حوزه‌های مختلف اقتصادی، دولت است. در جهان پیشرفته هم کارفرمای پروژه‌های بزرگ IT دولتها هستند. برای مثال، اتحادیه اروپا و یا وزارت دفاع آمریکا بزرگ‌ترین سفارش‌دهندگان پروژه‌های بزرگ IT هستند و یا استانداردهایی که در دنیای نرم افزار به کار گرفته می‌شود، عموما" در مسیر اجرای پروژه‌های بزرگ وزارت دفاع


دانلود با لینک مستقیم


مقاله در مورد فناوری اطلاعات و ارتباطات

فایل تجربیات مدون راهبرد های تقویت مجتمع در جهت ایجاد مدرسه زندگی و آموزش کیفیت مدار.

اختصاصی از اینو دیدی فایل تجربیات مدون راهبرد های تقویت مجتمع در جهت ایجاد مدرسه زندگی و آموزش کیفیت مدار. دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

فایل تجربیات مدون راهبرد های تقویت مجتمع در جهت ایجاد مدرسه زندگی و آموزش کیفیت مدار.


فایل  تجربیات مدون راهبرد های تقویت مجتمع در جهت ایجاد مدرسه زندگی و آموزش کیفیت مدار.

 تجربیات مدون :  راهبرد های تقویت مجتمع در جهت ایجاد مدرسه زندگی و آموزش کیفیت مدار

فرمت فایل: ورد

تعداد صفحات: 154

 

 

 

 

مقدمه

      مدیریت، شغلی سخت و طاقت فرسا است برای اینکه مدیران بایستی با منابع محدود و امکانات کم به انتظارات مشتریان پاسخ دهند. ماهیت قرن ۲۱ ایجاب می کند که مشتریان انتظارات رو به تزاید داشته باشند چون قرن ۲۱ به قرن انفجار دانش و اطلاعات مشهور است اطلاعات اینترنت در هر ۶ ساعت ۲ برابر می شود. بیش از ۳۰۰۰ شبکه تلویزیونی ماهواره ای به امر اطلاع رسانی مشغول هستند. دانش اجتماعی و اطلاعات عمومی مردم بسیار بالاست. در این شرایط وظیفه مدیران سنگین و مضاعف است برای اینکه مدیران در این شرایط می بایست با قدرت رهبری و هماهنگی شان برای جلب رضایت مشتریان تلاش نمایند. اگر سیستم مدیریتی کشورمان را با سیستم مدیریتی سایر کشورها مقایسه کنیم، می بینیم در کشور ما متاسفانه مدیریت آسان ترین شغل است. (به جز در یک سازمان) برای اینکه مدیران ما بر خلاف مدیران کشورهای پیشرفته منابع مالی و انسانی خوبی در اختیار دارند و پاسخگو نیز نیستند. اصولا نظام پاسخگویی در دستگاههای اجرایی ایران تعریف نشده است. اما در یک سازمان ایران سیستم مدیریتی با بقیه سازمانها متفاوت است آن هم سازمان آموزش و پرورش است که مدیران اجرایی آن در مدارس با شرایط ویژه ای مدیریت می کنند. این شرایط عبارتست از کمبود شدید منابع مالی به طوری که سرانه هر دانش آموز در مدارس دولتی بسیار پایین و حتی اسف بار است. سرانه هر دانش آموز در ایران حدود ۵۰ دلار و در کشورهای توسعه یافته حدود ۱۰۰۰ دلار است. مدیران مدارس بر خلاف سایر مدیران سازمانهای همتراز فاقد اتاقهای مجلل و منشی های متعدد هستند. در نتیجه دائم در تماس با مراجعین و اولیاء دانش آموزان هستند و باید در مقابل آنان پاسخ گو باشند و هرگونهکوتاهی، سهلانگاریو اشتباهدر زمینه‌‌آموزشو پرورشانسانها تأثیراتنامطلوبو زیانباریدر رشد افراد و کلجامعهدارد. مدیران مدارس دولتی ایران از حقوق و حق سرپرستی ناچیزی برخوردارند و برخلاف مدیران همتراز سایر سازمانها از امکانات جانبی مثل اماکن مسکونی، خودرو و ... برخوردار نیستند و تنها به خاطر عشق و علاقه به مدیریت کار می کنند. مدیران مدارس دولتی ایران باید در مقابل مسئولان مافوق، اولیاء دانش آموزان و نمایندگی محترم مجلس پاسخگو باشند از طرف دیگر با امکانات ناچیز، کیفیت آموزشی را بالا ببرند و درصد قبولی بیشتر داشته باشند و با دست خالی به فضاهای فیزیکی و اماکن آموزشی نیز برسند. در اینجا می توان گفت با دست خالی کار خارق العاده انجام دهند. و در این میان مدیر آموزگاران، علاوه بر مدیریت که فرصت های ویژه ای را می طلبد، مسوولیت سنگین معلمی، پرورشی، کارهای خدماتی، کارهای دفتری، مدیریت و رهبری انسانها و... را به عهده دارند و این در حالی است که بسیاری از امکانات از جمله کتابخانه، آزمایشگاه و زمین ورزشی و... در مدارس چندپایه وجود ندارد.

مفهوم مدیرآموزگار: مدیر آموزگار، آموزگاری است که علاوه بر تدریس در یک کلاس یک پایه، دو پایه یا چند پایه، مسئولیت مدیریت دبستان محل خدمت خویش را نیز بر عهده دارد (مرتضوی زاده، 1388، ص38).

مفهوم کلاس درس چند پایه: کلاس چند پایه یک موقعیت خاص آموزشی است که در آن حداقل دو پایه تحصیلی تا حداکثر 5 پایه دانش آموزان حضور دارند که توسط یک معلم اداره می شود. دلیل تشکیل چنین کلاسهایی تعداد دانش آموزان در یک مدرسه است. که نسبت به کلاسهای تک پایه از تراکم کمتری برخوردار است (میر شفیعی لنگری، 1385، ص8). این کلاسها با عنوانهای دیگر چون آموزش و پرورش جایگزین وکلاسهای چند سنی، ترکیبی و گروهی نام گذاری شده اند. (مرتضوی زاده، 1388، ص38). کلاس های چند پایه برای فراهم کردن دوره کامل آموزش ابتدایی با افزایش میزان دستیابی به هدفهای آموزشی در مناطق دور افتاده و کم جمعیت و روستاههایی که تعداد دانش آموزان کمتری دارند و همچنین استفاده از منابع محدود تشکیل می شوند (متین ، 1378).

وظایف و اختیارات مدیران مجتمع های آموزشی

  شاغل این پست تحت نظارت رییس آموزش وپرورش  شهرستان/منطقه / ناحیه مربوط با رعایت شرایط احراز مدیریت مدارس، مصوبه شورای عالی آموزش وپرورش ) انتخاب و عهده دار وظایف ذیل می باشد.

- نظارت بر امور آموزشی و پرورشی، اداری و مالی واحدهای تحت پوشش


دانلود با لینک مستقیم


فایل تجربیات مدون راهبرد های تقویت مجتمع در جهت ایجاد مدرسه زندگی و آموزش کیفیت مدار.