اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

اینو دیدی

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود تحقیق کامل درمورد شاعران زن ایرانی

اختصاصی از اینو دیدی دانلود تحقیق کامل درمورد شاعران زن ایرانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق کامل درمورد شاعران زن ایرانی


دانلود تحقیق کامل درمورد شاعران زن ایرانی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 35

 

پری نگهبانی

پری نگهبانی به سال 1318 خورشیدی در تهران متولد شد. شعرهای او گاه در نامة هفتگی اطلاعات بانوان چاپ می شد.

این شعر از اوست:

شبهای انتظار!

خواهی که از درازی شب با خبر شوی            بنگر دمی به دیدة شب زنده دار من

خواهی خبر ز سوز دل مرغ حق شوی             بشنو تو ناله های دل بی قرار من

پروین برفت و زهرة شب زنده دار رفت             یارب بسر نمی رسد این انتظار من

شبهای انتظار گذشت از حساب و نیست          دیگر امید آن که بیاید نگار من

نورالهدی

بانو نورالهدی منگنه به سال 1282 خورشیدی در تهران قدم به عرصة هستی نهاد. این بانوی دانشگند از خانوادة محترمی است. پدرش شادروان میرزا علی ملقب به مشیردفتر ، مستوفی اول دیوان اعلی و محاسب کل خزانه در زمان مظفرالدین شاه و از معلومات عربیه و ادبیه و خطوط متنوعه و ریاضیات و حسابداری بهره مند بود. پدر بزرگ او هم شادروان میرزا محمد حسین منگنه سر رشته دار کل عهد ناصرالدین شاه و مورد اعتماد و احترام شاده بود. مادرش نیز رخساره ملقب به مهرالدوله ، بانویی هنرمند و معلومات قدیمیه و هنرهای دستی بهره ها داشت.

نورالهدی منگنه بانویی ست که با داشتن تحصیلات قدیمه ، و اطلاعاتی در رشته روانشناسی کودک از دانشگاه بیروت ، معلوماتی در حدود لیسانس دکارد و به زبانهای فرانسه و انگلیسی و تازی آشناست. گذشته از سیر و سیاحت در داخلة ایران از بغداد و بیروت و بیشتر شهرهای اروپا هم دیدن کرده است.

بانو منگنه ... در طول زندگانی خود محرومیت ها و شکست های ناگوار دیده که مرگ سه برادر جوان و عهده دار شدن و سرپرستی فرزندان یکی از آنان ... و به شوهر رفتن او در سیزده سالگی با پیرمردی توانگر و مستبد و متکبر است که با زحمت توانسته پس از زمان کوتاهی متارکه کند و همچنان دوشیزه و مجرد بماند. پس از جدایی ، هرگز شوهر نکرد و به بیروت رفت در آنجا به تحصیل پرداخت و پس از بازگشت به ایران ، خانه داری و کارهای هنری ، نویسندگی و خدمت به جامعه را پیشة خود ساخت.

این بانوی آزادی خواه و پرکار از پایه گذاران جمعیت نسوان و طنخواه است ، والحق در راه تنویر افکار و هدایت و ارشاد زنان و بسط فرهنگ کوششها و فداکاری ها نموده است. او با کانون بانوان همکاری داشت و موفق به انجام کارهای هنری چشمگیری شد و از این حیث به راستی حق بزرگی بر گردن جامعه به ویژه طبقة نسوان دارد.

خود در مقدمه کتاب ‹‹بنفشه›› نوشته است : ‹‹وجه تسمیة ‹‹نورالهدی›› از آنجاست که شب پانزدهم شعبان چشم به جهان گشودم . وجه تسمة ‹‹منگنه›› برای نام خانوادگی آن است که پدر بزرگم مرحوم آقا میرزا محمد حسین مستوفی و سر رشته دار کل ، معروف به آقا میرزا محمد حسین منگنه بود چون مهر منگنه دفتر کل زیر نظر ایشان بوده است به این کلمه معروف بوده اند ... چون هشت ساله شدم مادرم ‹‹مرحومه رخساره مهرالدوله›› یکی از بهترین پیانوها را برایم خریده و معلمة فرانسوی برای مشق دادن پیانو و تدریس زبان فرانسهبریام آماده کردند. از این رو به زبان فرانسه ونت آشنا شدم و پیانوی ایرانی و فرنگی را به خوبی می نواختم ... پدرم علاوه بر آنکه مردی دانشمند بود از فنونی مانند عکاسی و غیره هم اطلاع داشت ، عکسهای ما را خودشان برمی داشتند.

... از زمان کودکی عشق و شوق بسیار به خدمات اجتماعی و ترقیات عالم زنان داشتم و خدمات با ارزشی در آن خصوص نموده ام که شرح آن در حوصلة این مختصر نمیگنجد و در خاطرات خود نوشته ام.

چون یک رشته از تحصیلاتم روانشناسی کودک بود ، گاه و بیگاه این بحث (لزوم تربیت کودکان) را به وسیلة مقالات در مجلات و روزنامه های وقت نوشته ام. و بعد شروع کردم به نوشتن کتابهایی چند ... به نثر و نظم ... تا آنکه با تأییدات خداوند بزرگ موفق شدم ده جلد کتاب (به نظم و نثر) به نامهای : دوست شما در سه جلد ، (با مقدمة دکتر رضازادة شفق ، استاد دانشگاه) ره آموز خانواده (با مقدمة استاد حبیت یغمایی) ، صحنه های زندگی ، پند آموز ، ناقوس (مجموعه شعر) ، فانوس ، (دیوان اشعار) ، تگرگ (مجموعه شعر)، گلگشت و آداب معاشرت و تدبیر منزل ، یک مجله هم به نام ‹‹بی بی›› منتشر مینمودم.

و بالاخره می نویسد: اینجانب شاعر نیستم و خود را هم شاعر نمی دانم و در حدود هشت هزار بیت شعری که سروده ام نیز به منظور پند و اندرز و تزکیه جوانان بوده است.

این چند شعر از اوست :

دو بیتی

به گیتی جز خیال باطلت کو ؟                                     ز کشت زندگانی حاصلت کو؟

به دنیا دادی آخر دین و دین را                                  و گرنه جان من دین و دلت کو؟

هما گرامی

هما گرامی ، در تهران به سال 1322 خورشیدی چشم به جهان گشود. پدرش عباس گرامی موسیقیدان وهنر دوست و از کارکنان عالیرتبه وزارت دارایی بود.

هما ، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان فردوسی و دبیرستانهای انوشیروان دادگر و همایون به پایان برد ، آنگاه به دانشگاه تهران راه یافت ، پس از سه سال با نگارش رساله ای تحققی دربارة ‹‹زن در داستانهای منظوم نظامی›› به دریافت درجة لیسانس زبان و ادبیات فارسی نایل آمد و مشغول به کار در آموزش و پرورش شد و با شغل شریف معلمی سالها در دبیرستانهای خسرو و فرصت و دیگر مدارس مشغول به تعلیم دادن دانش آموزان شد تا اینکه در سال 1372 خورشیدی بازنشسته گردید. وی همسر دکتر بهرام فره وشی بود.

هما ، در شعر همچون زندگیش صادق است و برای شهرت شاعری شعر نمی گوید. او شاعری پراحساس است و سروده هایش از دردی گنگ سرچشمه می گیرد ، با اینکه در بیشتر قالبها طبع آزمایی کرده به غزل و مثنوی بیشتر گرایش دارد . از او دو مجموعة شعر به نامهای ‹‹پیله›› در سال 1353 و ‹‹پنجره ها›› در سال 1371 به چاپ رسیده که هر دو کتاب با مقدمة دکتر فره وشی است.

این اشعار از اوست:

گریز!

گفتی : شتاب رفتن من از برای توست                 آهسته تر برو که دلم زیر پای توست

با قهر می گریزی و گویی که غافلی                    سرگشته سایه ای همه جا در قفای توست

سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم            در این سری که از کف ما شد، هوای توست

چشمت نداد ره به گذرگاه عافیت                  بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست

خوش می روی به خشم و به ما رو نمیکنی        این دیده از قفا به امید وفای توست

ایدل نگفتمت مرو از راه عاشقی؟                     رفتی ، بسوز کاینهمه آتش سزای توست

ما را مگو حکایت شادی که تا به حشر               ماییم و سینه ای که در آن ماجرای توست

بیگانه ام ز عالم و بیگانه ای ز ما                        بیچاره آن کسی که دلش آشنای توست

بگذشت و گفت : این به قفس او فتاده کیست؟

گفتم که : این پرندة محزون ‹‹هما››ی توست

نور جهان بیگم تهرانی

طبق تحقیقی که آقای احمد گلچین معانی در کاروان هند (ج 2 ص 1461-1466) دربارة این بانو به عمل آورده اند و با استفاده از تذکره ها می نویسند : ‹‹نام اصلی او مهرالنساء و دختر خواجه غیاث الدین محمد اعتمادالدولة جهانگیری است ، وی نخست زوجة علی قلی بیگ استاجلو ، مخاطب به شیرافگن خان بود ، پس از کشته شدن او در هزارة و شانزده (1016ه) به حرمسرای شاهی فرستاده شد و در هزار و بیست (1020ه) جهانگیر پادشاه او را به همسری برگزید ، اولاً نور محل و ثانیاً نور جهان بیگم خطاب یافت.

میر عبدالرزاق خوافی می نویسد: ... نور جهان بیگم با حسن صوری ، خوبی های معنوی بسیار داشت ، به رسایی طبع و درستی سلیقه و شعور تند و فکر بجا یگانة روزگار بوده... اکثر زیور و لباس و اسباب تزیین و تقطیع که معمول اهل هند است اختراعی اوست ... به مرتبه ای پادشاه را شیفته و مطیع خود ساخته بود که جز نامی از پادشاهی به جهانگیر نمانده ، مکرر می گفت که من سلطنت را به نور جهان پیشکش کردم ... و فی الواقع به غیر از خطبه ، آنچه لوازم فرمانرویی بود ، بیگم به عمل می آورد ، ... و سکه به نام او زدند.

بیت!

به حکم شاه جهانگیر یافت صد زیور                         به نام نور جهان ، پادشاه بیگم زر

 

و طغرای مناشیر به این عبارت رقم می یافت : ‹‹حکم علیه عالی مهد علیا نور جهان بیگم پادشاه›› ... بیگم در انعام و بخشش نیز افراط داشت ، ... در هزار و پنجاه و پنج (1055ه) درسن هفتاد و دو سالگی در لاهور ودیعت حیات سپرد و در مقبره ای که در حوالی روضة جنت مکانی (جهانگیر پادشاه) خود بنا نموده بود مدفون گردید ، بیگم طبع موزون نیز داشته ‹‹مخفی›› تخلص می کرد1 از اوست:

قطعه!

دل به صورت ندهم ناشده سیرت معلوم                بندة عشقم و هفتاد و دو ملت معلوم

زاهدا هول قیامت مفگن در دل ما                       هول هجران گذراندیم و قیامت معلوم

رک : مآثرالامرا (1:130-134)

پدر نور جهان بیگم خواجه غیاث الدین محمد فرزند خواجه محمد شریف متخلص به ‹‹هجری›› وزیر یزد و اصفهان در زمان شاه طهماسب صفوی و از خاندان مولانا امیدی تهرانی است ، وی بعد از فوت پدر (=984ه) با همسر و دو پسر و یک دختر ، روانة هند شد، و در راه اسباب او را در غارت بردند و تنها دو استر برایش ماند که به نوبت سوار میشدند ، و در قندهار دختر دیگر (مهرانسا) ولادت یافت: ملک مسعود بازرگان که کاروانسالار بود و با جلال الدین اکبرشاه آشنایی داشت ، از حال ایشان مطلع شد و به سلوک پسندیده پیش آمد ، و چون به فتوحپور رسید او را به شاه معرفی کرد و داخل ملازمان گردانید ، خواجه به حسن خدمت و وفور رشادت به منصب سیصدی رسیدی و در سال هزار و چهار (1004ه) به دیوانی کابل نامزد شد و پس از آن به تدریج به منصب هزاری و دیوانی بیوتات اختصاص یافت.

در سر آغاز جلوس جهانگیر پادشاه (1014ه) خطاب اعتمادالدوله یافت و با میرزاجان بیگ شریک وزارت سر کار والا گردید ، و از سال هزار و بیست (1020ه) که دخترش به همسری شاه در آمد به وکالت کل رسید.

جهانگیر پاشاه دربارة وی می نویسد: میرزا غیاث بیگ کهدیوان بیوتات پدر من بود و هزاری منصب داشت ، او را به  جای وزیر خان به منصب دیوانی و به خطاب اعتمادالدوله و منصب هفت هزاری و نقاره وعلم سربلند نمود، در علم جساب بی بدل روزگار است ، و در انشاء و املا یگانة عصر خود ، و در شعر فهمی و تتبع قدما در هیچ بلاد ثانی ندارد و کم دیوانی استکه به نظر او نرسیده باشد و آنچه خلاصة آن است بیرون ننوشته باشد ، و در صحبت داشتن بهتر از هزار مفرح یاقوتی است ، همیشه خندان و شکفته است و در تاریخ دانی هیچ حکحایتی نیست که در ذکر او در نیامده باشد ، در امور ملکی و رای تدبیر ، هر فکری که بی مشورت او باشد ، قلم بطلان از قضا بر سر او کشیده باشد.

شعر!

به زیر این خمیده طاق مینا                                                    دو چشم آفرینش زوست بینا

فلک صد چشم دارد در ره او                                                که چشم خود کند منزلگه او

بقای او فنای تیرگی هاست                                                   نیاید تیرگی با روشنی راست

ز عدل او به وقت خواب شبگیر                                         کند نطع که پلنگ خفته نخجیر

جهان را تا بلندی هست و پستی

مباد این نام ، پاک از لوح هستی

و او پدر نور جهان بیگم است ، و پسرش آصف خان است که وکیل مطلق منست و آصف خان1 را به منصب پنجهاری سربلند گردانیدم ، و نور جهان بیگم به منصب سی هزاری سرافراز است ، و سر کردة چهار صد حرم منست ، و در هیج شهر نیست که او باغی به طرح و عمارت رفیع نفرموده باشد ، و اثر بسیار ازو در روزگار مانده ، تا او به خانة من نیامد ، من نسبت کدخدایی و معنی او را نفهمیده بودم ، و در زمان پدرم او را به شهر لاهور به شیرافگن نامزد کرده بودند ، چون او کشته شد قاضی طلبیده او را به عقد خود درآوردم و هشتاد لک (هر لک صدهزار) اشرفی پنج مثقالی مهر او قرار دادم ، و این زر را از من طلبیده که به واسطة خرید جواهر مرا در کار است ، بی مضایقه آن واصل او ساختم ، و تسبیح مرواریدی از چهل دانه که هر دانه به چهل هزار روپیه خریده شده بود به او بخشیدم ، و حالا تمام خانة من از زر و جواهر به دست اوست، و افیون معتاد من بهمهر او به من می رسانند ، و اعتماد تمام به او دارم و دولت و پادشاهی من حالا در دست این سلسله است ، پدر دیوان کل ، پسر وکیل مطلق ، دختر همراز و مصاحب.

روزنامة جهانگیری (جهانگیرنامه،توزک جهانگیر) نسخة شمارة (51) آستانه قدس ، مورخ 1046هجری.

... لازم به ذدکر است که تذکره نویسان متأخر و معاصر داستانهایی دربارة بدیهه سراییهای نورجهان بیگم و مشاعرات او با جهانگیر پادشکاه نقل کرده اند که همگی ساختگی است ، و در این دروغ پردازی ها ابیاتی از سروده های دیگر ان را به وی نسبت داده اند ، از جمله مطلع ذیل را که از بنایی هروی (م:918ه) است و تمام غزل آن در دیوان وی (چاپ 1337 هرات ، ص43) مسطور است ، به نورجهان بیگم نسبت داده و داستانی برای آ‹ جعل کرده اند :

تو را تکمة لعل است بر لباس حریر                         شدست قطرة خون منت گریبانگیر

و این مطلع که نوشته اند از اوست بر لوح مزارش منقور است:

بر مزار ما غریبان نی چراغی نی گلی                     نی پر پروانه سوزد، نی صدای بلبلی

اصل آن چنین است و از تجلی کاشی است ...

بر مزار ما شهیدان نه چراغی نه گلی               هر طرف پروانه ای در طوف و هر سو بلبلی

و مطلع ذیل که مصراع اول آن را به جهانگیر در وقت رؤیت هلال شوال نسبت داده اند و مصراع دوم را به نور جهان ، که از شاعر دیگری مقدم بر ایشان است که در حال تحریر نام وی را به خاطر ندارم.

عباسه عضدی

خانم عباسه عضدی ، فرزند ، عباس عضدی متخلص به ‹‹سیف›› سال 1335 خورشیدی در تهران قدم به عرصة هستی نهاد.

او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران و انگلستان ادامه داد و تا درجة فوق لیسانس زبان انگلیسی پیش رفت و پس از چند سال تحصیل و سکونت در لندن سرانجام با یک جوان ایرانی پیوند زناشویی بست و به اتفاق شوهرش به سوئد عزیمت کرد و در این کشور رحل اقامت افکند.

این شاعره از کودکی به ادبیات دلبستگی داشت و از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و چون دارای حافظه ای قوت و نیرومند و استعداد و ذوقی سرشار بود ، پدرش به پرورش و راهنمایی او همت گماشت و به سرعت قدم در راه تکامل نهاد و با مطالعه دو اوین شعر اساتید بزرگ ادب فارسی ، شعرش به پختگی و شکوفایی رسید.

عباسه با اینکه سالهاست در خارج از کشور بهسر می برد ، از پرداختن به شعر و ادب فارسی غفلت نکرده است و با همة اشتغالاتی که در سوئد دارد و کمتر مجالی برای جدی گرفتن شعر می یابد ، از هر موقع و مناسبتی که بتواند از طبع لطیف خود استفاده می کند و به سرودن شعر می پردازد.

از اوست :

اوج کامرانی ها!

دلت اگر چه ز من غرق بدگمانی هاست

                                                   مرا به راه تو ، سودای جانفشانی هاست

به راه عشق تو کمتر ز خاک راه شدن

                                                  کمال منزلت و اوج کامرانی هاست

گذشت عمر چو آب از سر و هزار افسوس

                                                    هنوز چشم تو سرگرم سرگرانی هاست

طلوع اختر تابان آفرینش تو

                                                   چو اشک رشک به چشمان کهکشانی هاست

نگاه من که به صدها زبان سخن گوید

                                                    به پیش روی تو دربد بی زبانی هاست

خوشم که از من بیدل نشان نمی گیری

                                                    همین نشان نگرفتن ز من نشانی هاست

بلای عشق تو را می خرم به جان ، زیرا

شکنجه های تو آغاز مهربانی هاست

ژاله علو

خانم ژاله علو (شوکت) – از گویندگان رادیو و هنرپیشگان قدیمی سینما و تئاتر ایران است که در چندین رشتة هنری تبحر دارد.

وی در سال 1306 خورشیدی در خانواده ای اهل علم و هنر در تهران دیده به جهان گشود. پدر بزرگش از خوشنویسان مشهور زمان قاجاریه ملقب به علوالسلطنه بود. ژاله تحصیلاتش را از دانشسرای مقدماتی (هنرستان هنرپیشگی) شروع کرد و جزو شاگردان ممتاز دورة اول این هنرستان معرفی گردید.

این هنرمند – اولین کار هنریش را از گویندگی رادیو در سال 1327 آغاز نمود و پس از مدت کوتاهی در فیلم سینمایی ‹‹طوفان زندگی›› که اولین فیلم میترا فیلم به کارگردانی دکتر کوشان بود نقشی را اجرا کرد و پس از آن در تأتر به فعالیت پرداخت و در چندین پیس تئاتری اجرای نقش نمود و در اولین روزهای که صنعت دوبله در ایران شروع به کار کرده بود ، در فیلمی (مادر) به جای خوانندة معروف (دلکش) گویندگی کرد و با صدای خوشش دوبله را نیز ادامه داد.

ژاله سالهاست که در نمایش های رادیویی ، دوبله و بازی در فیلم ها فعالیت خستگی ناپذیری دارد و امروز می بینیم به عنوان کارگردان برنامه های نمایشی رادیو و بازیگری در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی و سرپرستی دوبلاژ سینما و تلویزیون را نیز عهده دار است و به خوبی انجام وظیفه می کند.

وی از شاعره هایی است که در عرصة شعر آوازه و ادعایی نداشته و از سال 1351 خورشیدی تحت تأثیر تحولی معنوی شروع به سرودن شعر کرده و کلاً اشعارش در قالب کلاسیک است. طی نامه ای که برای نگارنده نوشته می گوید: ‹‹برای دل خود شعر گفته ام››. غزلهایش چاشنی عشق و شور و حال عرفانی دارد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درمورد شاعران زن ایرانی

فایل فلش GFIVE L3 پردازشگر MT6580

اختصاصی از اینو دیدی فایل فلش GFIVE L3 پردازشگر MT6580 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

فایل فلش GFIVE L3 پردازشگر MT6580


فایل فلش GFIVE L3  پردازشگر MT6580

فایل فلش GFIVE L3

پردازشگر MT6580

مخصوص فلش تول

بدون خاموشی

اندروید 5.1.1

رام کامل جهت هرنوع ویروس


دانلود با لینک مستقیم


فایل فلش GFIVE L3 پردازشگر MT6580

دانلود تحقیق نگرش هنرمندان قرون هفتم تا دهم هجری وتاثیر اندیشه های آنان درتصویر انسان و طبیعت در نقاشیهای مینیاتور

اختصاصی از اینو دیدی دانلود تحقیق نگرش هنرمندان قرون هفتم تا دهم هجری وتاثیر اندیشه های آنان درتصویر انسان و طبیعت در نقاشیهای مینیاتور دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق نگرش هنرمندان قرون هفتم تا دهم هجری وتاثیر اندیشه های آنان درتصویر انسان و طبیعت در نقاشیهای مینیاتور


دانلود تحقیق نگرش هنرمندان قرون هفتم تا دهم هجری وتاثیر اندیشه های آنان درتصویر انسان و طبیعت در نقاشیهای مینیاتور

چکیده:

شروع نقاشی ایران را می توان در نقاشیهای دیواری ادوار پیش ازتاریخ بویژه دوران پارتیان و ساسانیان جستجو کرد. هنر پارتیان و ساسانیان در ادامه با نقوش کتابهای مانویان پیوند می خورد و این نقاشیها در دوران بعدی, مینیاتور ایران را تشکیل می دهند.

تفکر و اندیشه عرفانی واسلامی ازطریق نفوذ در ادبیات به نقاشی نیز وارد می شود, این اندیشه ها ازدیرباز در ایران باستان ریشه داشته است. استفاده از نمادها و سمبل ها و پرهیز از هر نوع طبیعت گرایی تلاشی بوده است برای ساختن دنیای خیالی و مثالی و نمایشی از اندیشه های الهی.

رساله حاضر پژوهشی است درباره نگرش هنرمندان قرون هفتم تا دهم هجری وتاثیر اندیشه های آنان درتصویر انسان و طبیعت در نقاشیهای مینیاتور.

البته عوامل دیگری از جمله نظام حاکم و عوامل محیطی نیز تاثیری در نحوه ترسیم این نقاشیها داشته است.

در این پژوهش سعی شده است ارتباط بین عرفان و مذهب وتاثیر آن بر روی هنر, ایجادهنر دینی و نگرش عارفانه هنرمندان نگارگر وتاثیر این نگرش بر روی انسان و طبیعت و نحوه ارتباطی که بین این دو درتصاویر برقرار شده است مورد بررسی قرار بگیرد.

 

 

مقدمه:

   نقاشی ایران از جمله هنرهای طراز اول آسیاست. این هنردارای معیارها و ضوابط سنتی مشترک با نقاشی هندی، چینی و ژاپنی است ولی در حدود حجم خود خصوصیاتی خاص و بی همتا دارد.

مرزبندی ها و محدودیتهای آن روشن و بارز است، لیکن درست به موجب همین مرزبندیها و محدودیتها، اهداف و مقاصد خویش را با انسجامی‌ویژه ، پی جویی کرده است. اصولاَ هنر تصویری را در ایران محدود به نگارگری می‌دانند مخصوصاَ نگاره هایی که برای نسخ خطی تدارک دیده شده اند. از آنجا که بخش اعظم دیوارنگاره ها محو شده اند اما هنوز هم این نگاره ها میزانی برای سنجش و ارزیابی است.

نقاشی دیواری از همان ادوار پیشین، برای تزئین کاخها به کار رفته است، این مطلب از منابع ادبی و ازقطعات بازمانده و مکشوفه ازروزگاران قبل از تاریخ و قبل از اسلام معلوم می‌شود. نقاشی های دیواری که خارج از مرزهای واقعی سیاسی ایران، ولی در حوزه فرهنگی آن قرار دارد، هنر تصویری دوران قبل از اسلام را تشکیل می‌دهد. قبل از سده دوم وسوم هجری نمونه ای از آثار نگارگری ایران به دست نیامده است. و فقط قطعاتی از کتابهای مانویان مکشوفه در تورفان موجود است از این رو وقفه ای حدود سه قرن در تاریخ نگارگری ایران به وجود آمده که اطلاعاتی در خصوص آن در دست نیست. بنابر، این پی جویی تاریخ هنر نگارگری ایران است که در قرن دهم پس از نفوذ غرب نقاشی ایرانی به آرامی‌از سنت گذشته فاصله می‌گیرد و در قرون بعدی بی توجه به هنراصیل نگارگری حرکتی نورا آغاز می‌کند.

نگارگری ایرانی مانند هر هنر دیگر ایرانی، از تفکر و اندیشه اسلامی‌و عرفانی بی بهره نیست، اندیشه های عرفانی در تار و پود هنر نگارگری نیز ریشه یافته اند و این مرهون نفوذ عرفان در ادبیات داستانی و حماسی می‌باشد. هنگامی‌که هنرمند نگارگر به تصویر داستان های حماسی و گاه عاشقانه می‌پردازد از این اندیشه ها غافل نبوده و با جهان بینی خیالی و ماورایی خویش را به تصویر می‌کشد.

بررسی وآشنایی با جهان بینی و نوع نگرش هنرمندان نگارگر و تفکر آنان که موجب ایجاد آثاری جاودانه شده است از اهداف این پژوهش می‌باشد که در این راستا ارتباطی که نگارگر بین انسان و طبیعت در طی قرن چهارم برقرار کرده است و انسانی که در این نگاره ها ازقرنی به قرن دیگر، دچار تحول و تکامل شده است، علاوه بر خصوصیات ظاهری، از لحاظ معنایی نیز رشد قابل توجهی یافته که در این پژوهش مورد توجه بوده است.

البته نمی‌توان در این میان از نقش حکام و افراد متنفذی که با حمایت یا عدم حمایت از هنرمندان، موجبات رشد و شکوفایی را برای این قشر از جامعه ایجاد می‌کردند یا مانع از ادامه پیشرفتشان می‌شده اند نادیده گرفت. پیش زمینه‌های تحقیقی در این مورد محدود و انگشت شمار بوده است و بیشتر به تحول و خصوصیات ظاهری انسان یا طبیعت بطور مجزا پرداخته است از جمله رنگ آمیزی های طبیعت و یا نقوشی که از ممالک دیگر به هنر طبیعت پردازی ایران وارد شده است و یا نوع پوشش و جامه ها و یا مسائلی از این قبیل.

پژوهش حاضر براساس فرضیات زیر انجام شده است:

  • اول اینکه، در بسیاری از موارد در یک نگاره اهمیت انسان و طبیعت و نحوه نگاه به این دو ازاهمیت یکسانی برخوردار بوده که البته گاهی نگارگر یکی را بر دیگری ترجیح می‌داده است.
  • براساس تحول فکری و اعتقادات هنرمند جایگاه طبیعت یا انسان تعیین ومشخص می‌شود، گاهی طبیعت در پس زمینه تصویر، بی توجه باقی مانده، گاهی پویا و شکوفا ترسیم می‌شود گویی نقشی خیالی است ازبهشت.
  • گاهی انسان برتر از طبیعت است و تمام توجه به اوست و گاهی مانند نقشی از گل و گیاه در میان طبیعت جای می‌گیرد و به همان اندازه که درختی پرشکوفه جلب نظر می‌کند او هم خود نمایی می‌کند.
  • پژوهش حاضر شامل پنج فصل می‌باشد.

فصل اول

اشاره بر جهان شناسی و درک ارتباط میان جهان و مبدا داشته و اینکه هنرمند نگارگر چگونه از صورت خیالی تعالی پیدا کرده و می‌تواند به ساحت متعالی عالم قدس قدم گذاشته و با خلق اثر خود، بیننده را از این افق حیات و وجود مادی به مرتبه ای متعالی، یعنی جهانی مافوق این جهان جسمانی برساند.

فصل دوم

مروری است بر پیدایش و آغاز نگارگری در ادوار مختلف و بررسی آثار و عوامل محیطی و اجتماعی بر این هنر و نفوذ و تاثیر پذیری از ملل دیگر.

فصل سوم

از تجلی مذهب وعرفان در ذات انسان وپیدایش هنر مقدس و نیز سیر تصوف در هنر و هم زیستی عرفان و تصوف در نگارگری و سخنوری فرازهایی دارد.

فصل چهارم

به بررسی تاثیر عوامل طبیعی در نگارگری دوره ساسانی و بیان این مطلب که به علت عدم دسترسی به آثار نگارگری قرون اولیه اسلام در ایران، امکان تحقیق و بررسی دقیق آثار این دوران میسر نمی‌باشد، می‌پردازد. از دیگر نکات این فصل بررسی آثار مکتوب قرون پنجم تا هشتم هجری از جمله پژوهش بر مینیاتور های سلجوقی یامکتب بغداد و نیز مینیاتورهای ایلخانیان وافزایش اهمیت نقش انسان نسبت به طبیعت، تاثیر هنرخاور دور بر نقاشی های این دوران، بیان پیشرفت فن تصویر سازی در قرون هشتم توسط جلایریان. معرفی برخی آثار این دوران و توضیحات مربوط به آثار مذکور و درنهایت نگاه انتزاعی هنرمندان این دوران به انسان و طبیعت.

فصل پنجم

نگارگری سده های نهم و دهم هجری را تحلیل نموده و به بررسی اجمالی سه مکتب سده نهم یعنی مکاتب شیراز، هرات و تیموری و مشخصات این سبکها می‌پردازد. هم چنین به بیان تغییر موضوعات نقاشی این دوران و ابداعات پدید آمده در نیمه دوم سده نهم هجری ازجمله صحنه هایی نظیر چوپانی و کارهای ساختمانی و غیره می‌پردازد.

از دیگر مطالب نگاهی گذرا به شاهنامه طهماسبی و موضوعات آن و تغییر نگرش هنرمند و علاقه به تصویر کردن جنبه های ناخوشایند زندگی و همینطور معرفی برخی آثار این دوران وبیان توضیحات مربوطه و درنهایت ذکر تعبیر سهراب از نگارگری ایران.

در بخش آخر و نتیجه گیری نهایی نوع نگرش هنرمند نگارگر، به فضای اطراف و رابطه آن با انسان، بررسی شده است. که این نگرش بر مبنای اندیشه های عرفانی است که در ایران متداول بوده است و درشعر و ادبیات و در نتیجه در نقاشی ایرانی نمایان می‌گردد. این عقاید که از دیرباز در اندیشه های مزدیسنایی، زرتشت، مانی و … و در نهایت در اندیشه مسلمانان تجلی یافته، زمینه مناسبی را برای گسترش در ایران زمین بعد از اسلام پیدا می‌کند و هنر دینی که از زمان مانی شروع شده، در هنراسلامی‌شکل جدیدی می‌یابد.

در نگارگری ایران تلاش برای کشف و کاوش بعد سوم، صورت نمی‌گیرد و تاثیرات جو و نور و سایه به فراموشی سپرده می‌شود. منظره طبیعت هیچگاه آئینه حالت انسان نمی‌شود، برخلاف هنر چینی که منظره، توضیح ارتباط انسان با جهان می‌باشد.

انسان مینیاتور مورد توجه نگارگر قرار می‌گیرد و طبیعت تنها بعنوان یک زمینه پذیرفته میشود و هرگز به خاطر خودش مورد مطالعه قرار نمی‌گیرد. با این حال منظره سازی درعهد تیموری گسترش می‌یابد و علیرغم اینکه درسده هشتم هنرمند نگارگر، ظرایف بیشتری را در مورد انسان و طبیعت ترسیم می‌کند و تجملات ظاهر می‌گردد. لیکن باز هم انسان موضوع اصلی است و بر طبیعت اطراف خویش سیطره دارد و نگارگر شیفته انسان مینیاتور خویش است، به گونه‌ای که در سده یازدهم، هنرمند به فضای اطراف بی توجه شده و دنیای پیرامون مانند درخت،بوته و غیره به راستی در تصاویر کمرنگ می‌گردد.

جهان آگاهی:

انسان در عمق فطرت خویش، همواره در آرزوی مطلق، بی نهایت، ابدیت، ازلیت، جاودانگی و خلود، بی زمانی، بی مکانی، بی مرزی، بی رنگی، تجرد مطلق، تقدس، آزادی و رهایی مطلق، نخستین آغاز، آخرین انجام، غایت مطلق، سعادت راستین، حقیقت پاک و… بوده است و آن من راستین و اهورایی خویش را با این معانی ماورایی، خویشاوند می‌یافته و بدانها سخت نیازمند، و این عالم که نسبی است و محدود و عرضی و متوسط و مقید و زشت و رنج زا وآلوده وسرد وتیره دل وبرده ذلیل مکان و زمان و محکوم نقض و مرگ، با این آرمانهای شورانگیز، روح بلند پرواز انسان، ناشناس وناسازگار است.

...

 

 

143 ص فایل Word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق نگرش هنرمندان قرون هفتم تا دهم هجری وتاثیر اندیشه های آنان درتصویر انسان و طبیعت در نقاشیهای مینیاتور

پاورپوینت جامع و کامل درباره نشانه شناسی

اختصاصی از اینو دیدی پاورپوینت جامع و کامل درباره نشانه شناسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت جامع و کامل درباره نشانه شناسی


پاورپوینت جامع و کامل درباره نشانه شناسی

فرمت فایل : power point  (لینک دانلود پایین صفحه) تعداد اسلایدها 137 اسلاید

 

 

 

 

 

 

 

درک :

•تعبیر و تفسیر از محیط پیرامون
•در سایه تجربه
•درک محرکها پیرو تجربه های قبلی فرد
•پدیده ای انتخابی
•آگاهی از کیفیت، کمیت، شباهتها و تفاوتهای اجزای محیط بوسیله اعضای حسی
 
 
فریفتار :
•خطای تعبیر و سوء تعبیر محرکها
•درک اشتباه از محرکهای خارجی موجود
•الزامی بر وجود بیماری نیست
•با توجه از بین می رود
 
 
انواع توهم :
•بینایی Visual
•شنوایی Auditory
•چشایی Gustatory
•بویایی Olfactory
•لامسه ای Tactile
•کارکردی Functional
•Synesthesia
 
 
توهم آمرانه
 
•Teleologic H.
•صداها به فرد دستور می دهند تا کاری انجام دهد یا از انجام کاری خودداری کند
•تهدیدی برای سلامت و جان دیگران و خود
•در صورتی که دستور منجر به آسیب به خود شود به آن نشانگان ونگوگ (Van Goge Syndrome) گویند
 
 

دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت جامع و کامل درباره نشانه شناسی