
کار تحقیقی بررسی مالکیت زمانی در حقوق ایران


لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:2
هودعلیه السلام و اتهام دیوانگی!
ناسپاسی قوم عاد
عذاب قوم هود
پدر: شالخ.
مادر: بکیه
تاریخ ولادت:۲۶۴۸سال بعد از هبوت آدم
مدت عمر:۴۶۰سال
بعثت: برای هدایت قوم عاد مبعوث شد.
محل دفن:نجف اشرف در عراق
بروایتی نسب آن حضرت:هود بن شالخ بن ارفشخد بن سام بن نوح(ع).
تعداد فرزندان: آن حضرت3 پسر داشت.
مختصری از زندگینامه:
خداوند حضرت هود را برای هدایت قوم عاد مبعوث گردانید آن حضرت قوم خود را موعظه میکرد و فرمود:
ای قوم،اکنون من پیغمبر خدا هستم وبه راستی آمده ام ،تاشمارا به پرستش خدای یگانه دعوت کنم. ای مردم،بت پرستی را رها کنید تا سعادتمند شوید.آن قوم چون این سخنان را شنیدند،برسر وی ریختند واو را سخت زدند،بطوری که بی هوش شد.بعد از این واقعه باز هم از سوی خدا ندا رسید،کهقوم خود را موعظه کن،به درستی که ما تورا فراموش نخواهیم کرد.حضرت هود دوباره مردم را به خدا پرستی دعوت کرد.
ولی آنها ایمان نیاوردند وسر انجام به خاطر بی ایمانی مورد خشم خداوند قرار گرفتند ودر اثر وزش بادهای مسموم همه بجز گروه مومنین هلاک شدند.
فهرست سورههایی که نام هود(ع)در آنها ذکر شده است:اعراف، هود، شعراء
ناسپاسی قوم عاد
قبیله عاد در سرزمین احقاف1بین یمن و عمان، روزگاری متمادی در زندگی سرشار از خوشی و نعمت بسر می بردند. خدا نعمتهای فراوان و برکات زیادی به آنان عطا کرده بود، این قوم در آنجا قناتها حفر کردند، زمین را زراعت و باغهایی ایجا کردند و کاخهایی محکم بنا نمودند. یکی از نعمتهایی که این قوم از آن برخوردار بودند؛ اندامهایی نیرومند و هیکل هایی تنومند و مقاوم بود. خدا به این ملت نعمتهای فراوانی عطا کرده بود که کمتر قومی از آن برخوردار بود، ولی این مردم به مبدا آفرینش و بخشنده این نعمتها فکر نکردند تا او را بشناسند و به جای سپاس و حق شناسی خدای یگانه، تنها به این نتیجه رسیدند که بتهایی را انتخاب و آنها را معبود خویش قرار دهند. آنها در پیشگاه این خدایان تواضع می کردند و صورتهای خود را به خاک می ساییدند. هر گاه به نعمتی دست می یافتند، برای شکرگزاری نزد همین بتها می شتافتند و به هنگام گرفتاری و بیماری از همین موجودات بی جان استمداد و کمک می طلبیدند.
دیری نپایید که سنگدلی و رذایل اخلاقی نیز بر تیرگی بت پرستی آنها افزوده گشت، نیرومند ، ضعیف را ذلیل خود ساخت و بزرگ بر کوچک غضب کرد. خدا برای راهنمایی نیرومندان و حمایت از ضعیفان و زدودن تیرگی جهالت از روح مردم و پاکسازی نفوس و آگاهی قوم از حقایق جهان، اراده کرد پیغمبری از میان آنان بر ایشان برانگیزد که با زبان آنان سخن بگوید، با روش آنان برایشان حرف بزند، آنان را به سوی خدای یگانه راهنمایی نماید و به آنان بفهماند که عبادت بتها سفیهانه است و این نیز نمونه ای از رحم و لطف الهی به بندگانش بود.
هود که از نظر شرافت خانوادگی و محاسن اخلاق و حلم و بردباری در میان قوم خود ممتاز بود، برای رسالت از میان این قوم بت پرست برگزیده شد، تا امین رسالت و صاحب دعوت خدا باشد، شاید افکار گمراه آنان را به راه راست هدایت کند و فساد اخلاقی ایشان را بر طرف سازد.
هودعلیه السلام به وظیفه خود قیام کرد و برای رسالت خویش مهیا گشت و همانند دیگر صاحبان دعوت و شریعت، خود را به سلاح بلاغت، حلم و سعه صدر و پشتکار مسلح کرد. هود با عزمی که کوهها را منهدم و حلمی که جاهلین نادان را شکست می داد، بپا خواست و قیام کرد و به مخالفت با بتهایشان پرداخت و عبادتشان را بی فایده و از روی جهل و نادانی دانست.
هود علیه السلام به قوم خویش گفت: مردم! این سنگ هایی که تراشیده اید و آنها را عبادت می کنید و به آن پناه می برید چیست؟ ضرر و نفع این کار کدام است؟ این بتها که برای شما نفعی ندارند و فسادی را از شما بر طرف نمی سازند، این کار شما علامت کوته فکری و ضعف شان و شخصیت و غفلت شما است. برای شما خدایی است یکتا و شایسته پرستش و پروردگاری است لایق بندگی و خضوع و او همان کسی است که شما را بوجود آورده و روزی داده است، اوست که شما را آفریده و روزی شما را از این جهان می برد. اوست که در روی زمین به شما قدرت داده، زراعت شما را می رویاند و به شما کالبدی نیرومند برای فعالیت روی زمین عطا کرده است و گوسفندان و حیوانات را به شما ارزانی داشته و از عزت و شوکت بر خوردارتان ساخته است. به این خدا ایمان آورید و هوشیار باشید که چشم از حق نپوشید و با خدای یکتا، عناد و دشمنی نورزید که در این صورت ممکن است همان عذاب نوح متوجه شما گردد، هنوز از سرگذشت قوم نوح و عذابی که متوجه آنان شد زمان زیادی نگذشته و شما آن را بخاطر دارید!

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:32
مخفى نماند که هرگاه حق خویشاوندى و فامیلى مورد تاءکید باشد پس نزدیکترین و مرتبطترین خویشاوندى از طریق ولادت است که این حق در آن مورد تاءکید بیشتر قرار گرفته و مضاعف مى شود. پیامبر (ص ) فرمود: (( هیچ فرزندى حق پدرش را نمى تواند ادا کند تا او را ببیند که برده است ، پس او را بخرد و آزاد کند.)) (۱۳۵۲)
رسول خدا (ص ) فرمود: (( احسان به پدر و مادر از نماز، حج ، عمره و جهاد در راه خدا بالاتر است .)) (۱۳۵۳)
آن حضرت فرمود: (( هرکه صبح کند در حالى که پدر و مادر از او راضى باشند دو دروازه اى را که به سوى بهشت گشوده است در اختیار دارد و اگر شب کند و پدر و مادر از او راضى باشند باز هم به همین صورت خواهد بود و اگر از پدر و مادر، یکى از او راضى باشد یک دروازه گشوده در اختیار اوست . و هر که صبح کند در حالى که پدر و مادرش از او ناراضى باشند، دو دروازه گشوده به سوى آتش دوزخ دارد و اگر شب کند بازهم به همین صورت خواهد بود و اگر از پدر و مادر یکى از او ناراضى باشد یک دروازه دارد، هر چند که آن دو ستمگر باشند، هر چند که ستمگر باشند، هر چند که ستمگر باشند.)) (۱۳۵۴)
آن حضرت فرمود: (( بوى بهشت از فاصله پانصد سال به مشام مى رسد؛ با این همه عاق والدّین و قاطع رحم آن را استشمام نمى کنند.))
(۱۳۵۵) از آن حضرت نقل شده است که فرمود: (( به مادر، پدر، خواهر، برادر، سپس به هر که نزدیکتر است نیکى کن .)) (۱۳۵۶)؛
و نیز نقل شده است که (( خداى تعالى به حضرت موسى فرمود: اى موسى ، همانا کسى به پدر و مادرش نیکى کند و عاق من باشد، او را نیکوکار قلمداد مى کنم و هر که به من نیکى کند و عاق پدر و مادرش باشد، او را عاق به حساب مى آورم .))
آن حضرت فرمود: (( هر کسى که صدقه اى از طرف پدر و مادرش بدهد، در صورتى که آنها مسلمان باشند، اجر آن صدقه اى از طرف پدر و مادرش بدهد، در صورتى که آنها مسلمان باشند، اجر آن صدقه براى پدر و مادرش خواهد بود و براى خودش نیز همان قدر اجر است ، بدون این که از اجر آنها چیزى کم شود.)) (۱۳۵۷)
مالک بن ربیعه مى گوید: (( در آن بین که ما خدمت رسول خدا (ص ) بودیم ناگاه مردى از قبیله بنى سلمه آمد، عرض کرد: یا رسول اللّه ، آیا چیزى از احسان به پدر و مادرم باقى مانده است که بعد از وفاتشان انجام دهم ؟ پیامبر (ص ) فرمود: آرى ، درود بر ایشان و طلب مغفرت براى آنها و اجراى عهدى که دارند و احترام به دوستانشان و صله رحم که انجام پذیر نیست ، مگر به وسیله آنها.)) (۱۳۵۸)
آن حضرت فرمود: (( از بالاترین خوبیها آن است که شخص با هر که دوست پدرش بود، مرتبط شود.)) (۱۳۵۹)
پیامبر (ص ) فرمود: (( احسان به مادر، دو برابر احسان به پدر است .)) (۱۳۶۰)
آن حضرت فرمود: (( دعاى مادر زودتر به اجابت مى رسد، گفتند: یا رسول اللّه ! چرا این طور است ؟ فرمود: او مهربان تر از پدر است و دعاى خویشاوندان بدون اجابت نمى ماند.)) (۱۳۶۱)
مردى از پیامبر (ص ) پرسید: (( یا رسول اللّه ، به چه کسى احسان کنم ؟ فرمود: به پدر و مادرت . عرض کرد: پدر و مادر ندارم ، فرمود: به فرزندانت زیرا همان طورى که پدر و مادرت بر تو حق دارند فرزندانت نیز بر تو حق دارند.)) (۱۳۶۲)
آن حضرت فرمود: (( خدا بیامرزد پدرى را که به فرزندش در کار خیر کمک کند.)) (۱۳۶۳) یعنى او را با بدرفتارى وادار به عاق شدن نکند، و گفته اند: (( فرزند تو گل خوشبوى تو است ، هفت سال او را مى بویى و هفت سال خدمتگزار تو است و پس از آن یا دشمن تو و یا شریک تو خواهد بود.))

تحقیق آماده در مورد ازدواج. سربحث های این تحقیق عبارتند از : ازدواج، رسیدن به حد رشد، چه راهکارهایی در تعدیل سن ازدواج می تواند موثر باشد. سن ازدواج از نگاه روایات، ازدواج در دیگر ادیان چگونه است، ازدواج در دین مسیحیت.
تعداد صفحه : 6 صفحه و یک پاراگراف ! {فونت 14 ، فاصله سطور 1/15}(بی نازنین)
آماده برای پرینت

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:26
فهرست مطالب
1- بیان یک اصل.......................................................................................................................1
2- جایگاه زن در دستگاه آفرینش..........................................................................................4
3- ارزشها و ضد ارزشهای زن.............................................................................................7
4- ارزشهای زن در فرهنگ قرآن..........................................................................................8
5- اسلام مرحله نوین در زندگی زنان..................................................................................9
6- در معنی تساوی زن و مرد نباید اشتباه کرد............................................................... 10
7- مساوات مرد و زن در پیشگاه خدا.................................................................................12
8- کوبیدن یک روش جاهلی.................................................................................................13
9- مقایسه حاکم اسلام و دنیای غرب................................................................................15
10- مهر یک پشتوانه اجتماعی برای زن.............................................................................16
11- خرافاتی که زن را بیچاره کرد.....................................................................................18
12- زن و حجاب...................................................................................................................21
13- فلسفه حجاب..................................................................................................................22
14- زن از دیدگاه امام خمینی.............................................................................................25
15- منابع و ماخذ.................................................................................................................28
« بیان یک اصل »
هر موجودی در جهان جایگاه خاصّی دارد که معلول مرتبة وجودی و ویژگی های خاص آن موجود می باشد . قوانین حاکم , ارزش وجودی , نحوة بهره دهی و بهره گیری , شیوة کار و حدود فعالیت یک موجود , وابسته به مرتبه وجودی و ویژگی های خاص او و تعیین کنندة جایگاه او در هستی می باشد . این مطلب را می توان به صورت قاعده ای کلی و سنّتی تغییرناپذیر تلقی نمود , به گونه ای که خروج از این سنت و قاعده , افراط و غلو یا تفریط و خروج از حدّ اعتدال است .
بت پرستی , طبیعت پرستی , هوا پرستی , گاو پرستی و ... از آن جهت محکوم و نپذیرفتنی است که آن ها را از جایگاه اصلی و ویژگی خاصّشان خارج کرده و در جایگاه بلند الوهیت و خدایی گذاشته اند , اعتقاد به جسمانی و مرکّب بودن خدا و ... از آن جهت باطل است که خدا را از مقام والایش به زیر کشانده و در مرتبة وجودی جسمی و ویژگی های جسمانی قرار داده اند .
جایگاه هر موجودی در جهان هستی , تابع اصل عدالت و حکمت الهی است . به همین جهت , در آفرینش موجودات هیچگونه افراط و تفریطی نبوده و نخواهد بود و هیچکس هم نمی تواند به آن اعتراض کند , زیرا هر چیزی به جای خود نیکو آفریده شده است .
بـ,ا توجـه به مطالب فوق به بیان جایگاه زن پرداخته و حقوق او را در دستگاه آفرینش مشخص می کنیم .
حقـوق و جایگاه زن موضوعی است که دشمنان اسلام تبلیغات کاذب فراوان در اطراف آن بپا کرده اند . مصونیت زن را با محدودیت وی اشتباه گرفتند و رفتار برخی از مسلمین را با قوانین اسلام یکی دانستند و سیمای مهربان اسلام و دست نوازش قرآن و بازوی حمایت مسلمانان راستین را در دفاع از نوامیس مسلمین ندیدند و تلاش کردند این قشر وسیع و مؤثر جامعه بشری را به مکتب حیات بخش اسلام بدبین سازند , رسانه های گروهی و ابزارهای تبلیغاتی غرب .
قرآن یک کتاب فلسفی نیست ولی در مورد جهان , انسان و اجتماع که سر موضوع اساسی فلسفه است به گونه ای روشن و قاطع نظر می دهد و با روش مخصوص خود , به کسانی که آشنایی کامل با قرآن دارند جهان بینی خاصی را می بخشد و با نیروی خلل ناپذیری که از منبع کمال مطلق و مبداء علم الهی سرچشمه گرفته است . افق فکری پیروانش را روشن تر نموده بینش عمیقی در ادراک حقایق جهان , به آنان می بخشد و پیروان واقعی قرآن , از این طریق مانند مادیّون در گرداب های هولناک زندگی , اسیر خیال بافی ها و کجروی ها نمی گردند .
قرآن , برخلاف همه آراء فلسفی و مذهبی و عادت های پیش از نزول قرآن و سنت های همزمان با نزول قرآن و برخلاف برخی از آراء و عادات زمان های اخیر , حقیقت وجودی زن را همانند مرد دانسته و مانند دیگران سرشت وی را جدا از مرد و طفیلی معرفی نکرده است .