
دانلود کتاب ریاضی مهندسی شیدفر
ریاضی مهندسی

دانلود کتاب ریاضی مهندسی شیدفر

Tracking and Predicting Moving Targets in
Hierarchical Sensor Networks
قابل ویرایش
ردیابی و پیشگویی اهداف متحرک در شبکه های حسگر سلسله مراتبی
5 صفحه متن اصلی
12 صفحه متن ترجمه

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:11
فهرست
سیستم توزیع دیتا(DSC)
(1-1-2)مزایای یک سیستم کابل کشی ساختار یافته عبارتند از :
ثبات :
پشتیبانی از انواع تجهیزات با نامهای مختلف :
آسان کردن حذف/ اضافه/ تغییر :
آسان کردن عیب یابی :
حمایت از کاربردهای آتی :
(2-2)سیستم کنترل گرما و شرایط دمایی (HVAC) (BMS)
(3-2)سیستم کنترل روشنا یی:
Lighting Control)) (4-2)سیستم کنترل تصاویر (CCTV)
(5-2) کنترل دسترس (SACS)
(1-5-2) سیستم کنترل دربها (Key Less)
(2-5-2) سیستم کنترل تردد
(6-2) سیستم اعلام حریق آدرس پذیر(FAS)
(7-2)سیستم اطفاء حریق (FFS)
(8-2)سیستم توزیع تلفنی(TEL)
(9-2)سیستم آنتن مرکزی و توزیع سیگنال (SMATV)
IF,RF (10-2) سیستم مدیریت یکپارچه اطلاعات(MIS)
(11-2)سیستم شبکه گسترده اطلاعات(WAN)
(12-2)سیستم توزیع برق اضطراری(UPS,GPS)
(13-2)سیستم های اخباری خطرات احتمالی (سیستم لرزه)
(14-2)یکپارچه سازی زیرسیستمهای کنترلی(IBS)
مقدمه
سیستم توزیع دیتا(DSC) در تمامی ساختمانها اعم از ادارات، سازمانها و حتی منازل مسکونی می بایست امکان دسترسی به یک سیستم دیتای یکپارچه فراهم شود . از طرف دیگر نیز با توجه به رشد روزافزون شبکه اینترنت و استفاده عمومی از این شبکه، باعث شده که در منازل روزانه علاوه بر اشغال شدن بلند مدت خطوط تلفن داخلی، هزینه های گزافی نیز به عنوان هزینه استفاده ساعتی یا روزانه و همچنین خرید کارت اینترنت پرداخت شود. ولی با پیاده سازی یک شبکه دیتای داخلی ساختمان این امکان بوجود می آید که بدون ایجاد مشکلات تعریف شده بالا با هزینه اندکی استفاده نامحدود و پر سرعتی را برای ساختمان ایجاد کرد. در این سیستم که در این مرحله اصطلاحاً آنرا کابل کشی ساختاریافته (Structure Cabling) می نامیم، با پیاده سازی یک مدل ستاره ای (Star Topology) دیتا را از تمامی واحدها جمع آوری کرده و به مرکز دیتای ساختمان هدایت می نماید. در این سیستم جهت توزیع دیتای داخلی از کابلهای مسی و برای توزیع ارتباطات موثر و اصلی از فیبر نوری استفاده میشود. لازم است که در این ارتباط مزایای این سیستم کاملا توضیح داده شود.
مقدمه:
فرهگ مادی و معنوی ایران که ریشه در تمدن شکوفان هزار و چند ساله ی اسلامی دارد میراثی گرانقدر است که از گذشته این مرز و بوم بر جای مانده و شناخت وجوه مختلف این فرهنگ غنی و پربار وظیفه ای است که همت فرزندان خلف این سرزمین را طلب می نماید.
هنر معماری اسلامی بواسطه تلفیق با هنر معماری ایرانی به اوج تکامل خود رسید و شاهکارهای معماری بسیاری در جای جای کشور هنر پرور ایران پدید آورد. برج گنبد قابوسس که شکوه و ابهت هنر ایرانی – اسلامی را به نمایش گذاشته یکی از اولین بناهای ماندگار معماری ایرانی – اسلامی و بلندترین بنای آجری جهان بشمار می رود.
و حال می توان تغییر و تحول برج ها را در ایران به آخرین برج بلند چند منظوره ی میلاد تهران با هدف ساختن سازه ای به یادماندنی به عنوان نمادی که با معماری ایرانی و اسلامی هم خوانی بیشتری داشته باشد و بتواند پیروزی میان سنت های دیرین و فناوری نوین معماری ایجاد کرده و تمدن اصیل ایرانی- اسلامی را به جهانیان عرضه دارد.
مکان مجموعه یادمان با ویژگی خاص و منحصر به فرد ، پس از بررسی و مطالعه 17 نقطه مختلف شهر تهران، در تپههای کوی نصر برگزیده شد . محل این مجموعه موقعیتی بسیار استثنایی از حیث ارتفاع ، موقعیت و راه های دسترسی دارد . این مجموعه از چهار طرف به چهار بزرگراه اصلی تهران یعنی بزرگراه های رسالت ، شیخ فضل الله نوری ، شهید همت و بزرگراه شهید چمران متصل است . همچنین پیش بینی یک خط اختصاصی از یکی از ایستگاههای مترو و تدارک امکانات حمل ونقل هوایی برای ارتباط سریع با فرودگاه پیش بینی شده است . در ادامه به معرفی تک تک اجزای این مجموعه و بررسی نقش هرکدام میپردازیم و زیرساختهای پیش بینی شده برای این مجموعه را اجمالاً بررسی میکنیم.
جرجان:
سرزمین قدیم "جرجان" مابین کوههای البرز و بیابانهای وسیع ترکستان واقع شدهاست، سفرنامه نویسان قدیمی آن را سرزمینی پرآب و حاصلخیز که پوشیده از جنگل و بوتهزار است ، توصیف کرده اند. لیکن در طول قرون متمادی جنگل های این خطّۀ سرسبز به سوی کوه های البرز واپس نشسته اند.
سرزمین جرجان همواره یکی از مهمترین ایالات کشور پهناور ایران بوده و شهر جرجان مرکز آن محسوب میشده است. جرجان معرب گرگان است. در این باره تذکر این نکته لازم است که جرجان قدیم در سه کیلومتری جانب غربی شهر گنبد کاووس فعلی واقع بوده، اما شهر گرگان فعلی همان است که در قدیم استر آباد خوانده می شده است.
نام های (هیرکانیا) و (وهرکانیا) و ... تلفظ های گوناگون نام جرجان در ادوار مختلف پیش از اسلام بوده است. در مورد وجه تسمیه جرجان نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی فراوانی گرگ در جنگل های پیرامون آن را علت این نامگذاری دانسته و گرگان را به معنای جایگاه گرگ ها گرفته اند. برخی نیز بنای شهر را توسط گرگین پسر میلاد می دانند و عقیده دارند که گرگان از نام گرگین گرفته شده است. این وجه تسمیه چندان سندیت تاریخی ندارد. به نظر می رسد که مورد اول صحیح تر باشد. شهر جرجان دارای آنچنان قدمتی است که بطور حتم و یقین بنای آن را نمی توان به کسی نسبت داد.
سفرنامه نویسان و جغرافی دانان جملگی جرجان را در آبادی و وفور نعمت ستوده اند؛ ذکر یکایک گفته های آنان سخن را به درازا می کشاند. چنانکه از اقوال جغرافی دانان و سیاحان قدیم بر می آید، شهر جرجان به هنگام رونق و آبادانی خویش از بزرگترین شهرهای اسلامی محسوب می شده و رود گرگان آن را سیراب می کرده است. رود گرگان شهر را به دو بخش مجزا تقسیم می کرده که قسمت شرقی (شهرستان) و قسمت غربی (بکر آباد) نام داشته و پلی این دو قسمت را به هم مرتبط می ساخته است که بقایای آن را در چهار کیلومتری غرب گنبد کاووس می توان یافت. شهرستان مرکز اقلیم جرجان به شمار می رفته است.
آل زیار و قابوس:
در قرن سوم و چهارم هجری اوضاع سیاسی ایران بسیار آشفته بود. امرای آزمند ایالت های مختلف با استفاده از ضعف خلفای عباسی و دوری از مرکز خلافت در پی تشکیل حکومت های مستقل برآمده و بر سر تصرف سرزمین ها و شهرهای بیشتر با یکدیگر نزاع می کردند.
سرسلسلۀ آل زیار ابوالحجّاج مرد آویج (=مرد آویز) پسر زیار ابن وردانشاه (سلطه 323-319 هـ) از سرداران معروف دیلم بود که بر ولینعمت خود اسفار (اسوار= سوار) پسر شیرویه فرمانروای جرجان شورید و حکومت را از آن خود کرد.
پس از مردآویج برادرش ابوطالب وشمگیر (سلطه 57 یا 356-329 هـ) به سلطنت رسید. تقریباً تمامی دوران حکومت او در جنگ با آل بویه سپری شد.
پس از مرگ وشمگیر میان پسر بزرگترش ظهیرالدین ابومنصور بیستون (سلطه 67 یا 366-357 هـ) و ابوالحسن قابوس (سلطه 371-367 و 403-388 هـ) بر سر جانشینی پدر اختلاف افتاد. بیستون با پشتیبانی آل بویه و خلیفه عباسی تخت پدری را از آن خود کرد، تا اینکه در سال 366 (یا 367 هـ) درگذشت و قابوس ملقب به لقب پرطنطنة (شمس المعالی) صاحب تاج و تخت زیاری شد. اما در طی وقایع و حوادثی که ذکر آن موجب اطالۀ کلام است، به سال 1371 هـ از جرجان و طبرستان به خراسان گریخت، دورۀ دوم حکومت وی با تصرف دوبارۀ جرجان و طبرستان (388 هـ) آغاز شد. وی بنیاد حکومت خود را استوار کرد و جرجان را پایتخت خود قرار داد. قابوس چهارمین پادشاه سلسلۀ آل زیار و پرآوازه ترین آنان به شمار می رفت.
کیکاووس ابن اسکندر ابن قابوس ملقب به عنصرالمعالی (سلطه 462-441 هـ) مؤلف کتاب گرانمایۀ (قابوسنامه) است که آ ن را ب منظور ارشاد فرزندش گیلانشاه تألیف کرده است.
عنصرالمعالی با تصنیف این کتاب نام خود را در ادبیات فارسی تا ابد بر جای گذاشت. لیکن پیش از او شمس المعالی طریقی دیگر جسته و نام خود را بر کتیبه های برج قابوس مخلّد کرده بود.
طبق تصریح نوشته های کتیبۀ برج قابوس شمس المعالی به سال 397 هـ ق (برابر 7-996 م) امر به بنای این (قصر عالی) نموده است. برج در مدت پنج سال ساخته شده است. (اتمام 402 هـ).
یک سال پس از تکمیل برج نیز قابوس به دست سرداران خود که از بازگشت او به قدرت بیمناک بودند کشته شد و به احتمال قریب به یقین در داخل برج مذکور دفن شده است.
شیوۀ معماری:
گنبد قابوس از قدیمی ترین آثار دورۀ معماری اسلامی و از لحاظ شیوۀ معماری یکی از نخستین ساختمان های مربوط به دورۀ رازی و به بیانی دقیق تر مرز میان شیوه های معماری خراسانی و رازی به شمار می رود.
در اوایل دورۀ اسلامی پرهیز از شکوه و جلال و عدم به کارگیری تزئینات الحاقی از اصول معماری ایران محسوب می شد. این شیوۀ ساده تا زمان ابومسلم خراسانی که دستور بنای مساجد شبستانی بزرگ و زیبا و مجلل را در نقاط مختلف ایران صادر کرد، تداوم یافت.
معماری ناحیۀ شمال ایران به سبب دوری از مرکز خلافت و دشوارگذر بودن راه های ارتباطی بسیار دیرتر از جاهای دیگر تحت نفوذ فرهنگ اسلامی درآمد. غالباً فرهنگ و به تبع آن معماری این مناطق تحت نفوذ افراد ایران دوستی چون مرداویج ابن زیار که رؤیای پادشاهی پرشکوه ساسانیان را در سر می پرورانیده و خاندان بویه که روح ایرانی خود را حفظ کرده بودند قرار داشت.
از ویژگی های مهم شیوۀ معماری رازی بکارگیری مصالح محکم تر و مرغوب تر، رعایت اصول نیارش، رگچین نمودن بناها، گره بندی نمای بناها با آجر و مقرنس کاری می باشد. مهمترین خصوصیت این شیوۀ معماری استفاده از آجر با بهترین کیفیت ممکن است. تقریباً تمامی ساختمان های این دوره با آجر ساخته شده اند و از این حیث دورۀ مذکور و به ویژه دوران حکومت سلجوقیان بسیار مشهور است. دربارۀ اهمیت این ویژگی شیوۀ رازی همین قدر بس که بدانیم گنبد قابوس با ارتفاعی قریب 70 متر، بلندترین بنای آجری در جهان شناخته شده و به همین سبب از طرف سازمان بین المللی فرهنگی یونسکو جزو مواریث فرهنگی جهان به ثبت رسیده است.
این شیوۀ معماری که از قرن 4 هـ آغاز شده و تا هجوم مغول به ایران تداوم پیدا کرده است، دوره ای بود که پس از گذشت دوران سستی و فترت اولیۀ دورۀ اسلامی، ذوق و سلیقه در هنر معماری ایرانی به ظهور رسید و رو به پیشرفت نهاد.
هدف اولیۀ ساخت بنا:
دربارۀ این مسأله که هدف اولیۀ ساخت بنا چه بوده است، نظریات گوناگونی وجود دارد:
الف- محتمل ترین انگیزۀ ساخت چنین بنایی می توانسته تخصیص آن به منظور آرامگاه بانی آن قابوس ابن وشمگیر باشد. رابینو در سفرنامۀ خود می نویسد:
«.... در وسط کف برج یک سوراخ مستطیل شکل بوده که فعلاً پر از خاک است. در آنجا بدون شک کالبد قابوس ابن وشمگیر پادشاه جرجان قرار داشته که سنگ قبر آن مفقود شده است.»
« در سنۀ 1899 میلادی برابر 17-1316 قمری، یک هیأت روسی تا عمق 75/10 متری وسط گنبد را حفر کردند. نتایج حاصله از حفاری این بود که اولاً این تپه مصنوعی است و تا عمق مورد حفاری صاحب زیر سازی از آجر و احتمال می رود که تپۀ اطراف گنبد را بعدها به وسیلۀ خاکریزی مصنوعاً ساخته باشند. ثالثاً مسلم شد که نعش قابوس در کف یا زیرزمین این بنا مدفون نشده است. یحتمل جسد وی همانگونه که در زمان خودش شایع بود، در تابوتی شیشه ای با زنجیر از سقف آویخته بوده است. معهذا نه تابوت و نه مقبره پیدا نشده اند.»
آندره گدار نیز با استناد به حفریات روسها در وسط برج به این نتیجه می رسد که: «پس می شود گفت که قابوس در زمین دفن نشده است.» همچنین آندره گدار با تأکید بر اینکه «در هیچ جای بنا پله ای نیست که به بالا راه داشته باشد»، به این نتیجه می رسد که: «پس ناگزیریم که گفتۀ افسانه ای جنابی را باور کنیم که: کالبد قابوس در تابوتی بلورین قرار دارد و این تابوت به وسیلۀ زنجیرهایی در داخل گنبد مقبره اش معلق است.»
در دوران های پیش از اسلام استودان های بزرگان را در ایران به نحوی می ساختند که دشمن به استخوان های آنان دسترسی نداشته باشد؛ و این مطلب را دربارۀ استودان انوشیروان به تفصیل گفته اند. لیکن نظر به اینکه قابوس مسلمانی متعصب و مؤمن بوده، نمی توان پذیرفت که پیکر وی به صورت همیشگی با تابوت آویخته شده باشد.
در آغاز اسلام پیکر بزرگان ایرانی را به مدت چندین روز پس از مرگ به سقف می آویختند تا مردم با ایشان بدرود گویند و سپس آنان را در آرامگاه ابدیشان به خاک می سپردند. چنانکه در مورد صاحب ابن عباد نقل است که پیش از حمل جسد وی به اصفهان به منظور تدفین، چند روز تابوت وی را در سرای خویش به سقف آویخته بودند تا کسان وی و بزرگان با او وداع نمایند. مطمئناً در روزهای نخست تابوت قابوس نیز مطابق گفتۀ جنابی آویزان بوده و سپس وی را در مقبره اش دفن کرده اند. در هر حال با اطلاعات موجود نمی توان قضاوت صحیحی کرده، به نتیجه ای واحد دست یافت.
ب- همچنین بعید نیست که تنها هدف از ساخت چنان بنای با شکوه و معظمی نمایش قدرت و هنر و ایجاد بنای یادبودی باشد که یادآور شکوه و جلال دورۀ سلطنت بانی آن باشد، چه همواره پادشاهان بزرگ در پی باقی گذاشتن نامی جاودانه از خود بوده اند.
ج- با توجه به ارتفاع زیاد بنا این توجیه که ساختمان مذکور به منظور نشانه و نمود شهر جرجان و راهنمای مسافران در دشت گرگان بنا شده باشد، در ذهن قوت می یابد. در معماری ایرانی به بناهای کشیده و معظم (میل) همچون گنبد قابوس که به منظور تعیین مسیر مسافران در طول راه ها احداث می شده بسیار بر می خوریم. حتی اگر این گنبد در ابتدا با چنین هدفی ساخته نشده باشد، بلا شکچنین وظیفه ای را ایفا می نموده است. گنبد قابوس با احتساب تپۀ خاکی آن قریب 70 متر ارتفاع دارد و با چنین بلندایی نشانه و علامتی نمایان برای مسافران از مسافاتی بعید بوده است.
برج قابوس بر فراز تپه ای مصنوعی به ارتفاع تقریبی 15 متر قرار گرفته و پی بنا تا سطح امتداد یافته است. شکل نمایان برج عبارت از قسمت های ذیل می باشد:
«صفۀ زیرین که از سطح زمین 42/1 متر ارتفاع دارد، طرۀ مخروطی که 10 ترک بنا بر آن نشسته است. بدنۀ بنا که از طرفی شکل دهندۀ فضای داخل برج است و از طرف دیگر در خارج به وسیلۀ 10 ترک به طور مساوی تقسیم شده است. ترک ها یا پشتبندها طرۀ زیرین را به طره ای همانند در بالا می بندند و سرانجام بر فراز این همه کشیدگی به طرف بالا گنبد مخروطی وزین و پرمعنی و شکوهمند جای گرفته است.»
پس از شرح مبسوط مصالح ساختمانی این برج، به توضیح هر یک از اجزا و قسمت های فوق الذکر خواهیم پرداخت.
مصالح ساختمانی:
الف- آجر
سرتاسر این بنای عظیم از آجر پختۀ قرمز معمولی (بدون روکش) ساخته شده است. این برج را می توان نمونه ای ارزنده در فن آجرکاری و کاربرد صحیح این ماده ساختمانی به بهترین وجه ممکنه دانست.
رنگ آجرها به مرور زمان و تحت تأثیر آفتاب سوزان و باران به رنگ طلایی خاکی (برنزی) زیبایی درآمده است که جلوه ای خاص به آن می بخشد. آجرها به علت سختی، توپری و یکپارچگی دارای استحکام بسیار می باشند و همین تاب و توان بالای مقاومت آجرهاست که ساختمان برج را در طی 1000 سال افراشته نگه داشته است.
طبق نوشته نصرت الله مشکوتی: «این آجرها بیشتر به شکل مربع 25×25 و قطر 6 سانتی مترند و گاهی اضلاع آن ها از 23 تا 25 و قطر آن ها از 5 الی 6 سانتی متر متفاوت و زیاد و کم می شود و از نظر همواری و صافی و رنگ تماماً یکسان بوده و مهارت متصدیان امر را می رساند»
به غیر از آجرهای مورد استفاده در گنبد مخروطی شکل، همگی آجرهای به کار رفته دارای شکل معمولی و یکسان است و تنها اندک تفاوتی از لحاظ اندازه در برخی مشاهده می شود. لیکن برای پوشش مخروط از آجرهای ویژه ای استفاده شده است. مشکوتی درباره آجرهای به کار رفته در بدنه ی مخروط می نویسد:
«آجرهای بدنه مخروط دارای قالب و شکل مخصوص می باشد که به اصطلاح محلی آجر بازودار و یا ریشه دار نامیده می شود. این آجرها به تفاوت دارای ریشه های مختلف و بدنه های متفاوت است و هر قدر از پایین رو به بالا می رود به نسبت خاصی از زیادی ریشه و پهنا و درازای بدنه ی آن کسر می شود، تا اینکه به فراز مخروط می رسد.
ریشه ی آجرهای بالای طرّه و شروع قاعده ی مخروط 50 الی 48 سانتی متر می باشد. بدنه آجر آنها که روی مخروط را پوشانیده به درازای 35 و پهنای 25 سانتی متر است. به همین ترتیب در اواسط بدنه ی مخروط ریشه آجرها به 40 و 36 و 29 سانتی متر تخفیف پیدا نموده است. بدنه ی آن ها هم که قسمت وسطی مخروط را پوشانیده به صورت مربع درآمده و هر کدام به اضلاع 35×25 سانتی متر می رسد. سپس از ارتفاع 3 الی 5/ 2 متر مانده به فراز مخروط از ریشه و اندازه ی بدنه های آجری مخروط کسر شده، به طوری که طول ریشه ی آجرهای رأس مخروط به 28 الی 20 سانتی متر رسیده، درازا و پهنای آجرهای روی مخروط به 19 الی 10 سانتی متر منتهی می شود تا آن که در فراز گنبد به یک آجر نوک تیز پایان یابد. بدین ترتیب چون نوع پوشش مخروط سقف با آجرهای مخصوص ریشه دار می باشد، در طرز ساختمان زیر بدنه ی مخروط و آجرچینی آن دقت مخصوص به کار رفته است که در زیر گلویی هر کدام از ریشه آجر بازودار 5 الی 6 عدد آجر که پهنا و درازا و قطر آن 25×25×6 سانتی متر است قرار داده شده، این نوع آجرها بر روی هم بواسطه ی ملاط گچ به هم متصل گردیده است.
ب- ملاط
ملاطی که در آجر چینی و بندکشی و بنای گنبد به کار رفته ساروج است. ساروج که سارو، چار و چاروک نیز گفته شده یکی از ملاطهای قدیمی در معماری ایران می باشد که در ساختمان ها، خصوصاً در حوضها و آب انبارها و گرمابه ها به کار می رفته است. احمد حامی می نویسد:
«ملاط ساروچ کندگیر است، آن را ورز دادن و کوبیدن مخلوط کامل و همگن 10 پیمانه گرد آهک شکفته به اضافه 1 پیمانه خاک رس، 1 پیمانه ماسه بادی و 30 تا 50 کیلوگرم لویی و آب می سازند. مخلوط کردن لویی برای آن است که ملاط ساروچ پس تز به مصرف رسیدن هنگام گرفتن جمع نشود و نترکد».
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
آنچه در این نوشتار بطور اجمالی مورد بررسی قرار میگیرد، واکاری مسائلی است که شاید تاکنون آنگونه که ایجاب میکرده، بدانهاپرداخته نشده است. تحلیل و آنالیز مسائل اجتماعی و فرهنگی در طراحیهای شهری پیش از اجرائیاتی که مهندس عمران، معماری و شهرسازی را درگیر مینماید، اهمیت دارند، چرا که اساساً ضرورت و فلسفه طرح هر پروژهای از همین ناحیه یعنی مطالعات اینچنینی نمود مییابد.
حرکت و رفت و آمد بعد از پیکره شهر، اولین منظرهای است که جلب توجه مینماید و طبیعتاً در رشتههای عمران، شهرسازی و دیگر رشتههای مرتبط با طراحی شهری، بحث حمل و نقل و رفت و آمد عمومی زمینهای است که سهم عمدهای از مطالعات این رشتهها را دربر میگیرد، اما همانگونه که یادکردیم، بررسیهای غیرفیزیکی نیز که از منظری دیگر این پدیده عمومی، یعنی رفت و آمد را نظارهگر میشود، از ضرورتی بالا برخوردار است.
اگر فرض مبنی بر وجود موجودی متحرک در حرکتهای شهر بر مدار انسان جزء فرهنگ و یا جزء اجتماع باشد، شاید موفق شدهایم تا حد بالایی منظر موردنظر را بیابیم.
مهندسی ترابری از شاخههای مهندسی عمران است که بررسی فیزیکی این مساله را به دوش میکشد، اما آنگاه منظر فیزیکی، به منظری اجتماعی تبدیل گردد، باید نام دیگری را برای این مطالعات برگزید و آن جامعهشناسی ترابری است. دراین پژوهش که اهمیت آن از دید نگارنده، طرح ضرورت توجه به این منظر مطالعاتی است، همچنین به بررسی دو مقوله شهری پرداخته شده است؛ بررسی جوانب میزان دسترسی در سکونتگاهها و محلات شهری و مطالعه امنیت تردد در معابر شهری و غیرشهری که هر دو مقوله از منظری غیرفیزیکی مورد بررسی قرار گرفتهاند. بدون شک این بخش از مطالعات و جایگیری در خورشان در مسیر ساخت و ساز شهری از مطالعه، طراحی، اجرا و سپس مدیریت شهری میتواند به شکل مطلوبی کارگشای بسیاری از مشکلات فعلی باشد.
شهر
شهر، مجموعهای از ترکیب عوامل طبیعی، اجتماعی و محیطهای ساخته شده توسط انسان است که در آن جمعیت ساکن متمرکز شده است. تعریف شهر چندان ساده نیست، چرا که از یک سو از شکلها، روحیهها، افراد، فضاهای سبز، طبیعتها و مواد طبیعی تشکیل شده و دارای ساختهایی جهانی، ریختشناسی اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی متفاوتی است و از سوی دیگر کسانی که تعاریفی از شهر ارائه دادهاند، نیز دارای تخصصها و نگرشهای مختلفی بودهاند و هر کدام متناسب با آن دیدگاه خود را بیان نموده، اما بطور کلی شهر یک پدیده طبیعی (مجموعهای از مواد، ساختمانها، خیابانها و ...) و انسانی (شامل ظرفیت تفکر افراد، فرهنگها، الگوهای زندگی افراد و ...) است.
فرهنگ و فرهنگ شهری
جامعهشناسان، فرهنگ را مجموعهای از باورها، نمادها، ارزشها و هنجارها تعریف کردهاند که تمامی کنشهای انسانی در حیطه آن صورت میگیرد، اما فرهنگ و شهر دو پدیده مکمل هستند. میتوان گفت که شهر، صورت است و فرهنگ، محتوای آن. یعنی شهر جسم و روح، محتوای آن است. یکی جنبه خارجی و دیگری جنبه داخلی آن است.
با توجه به تعریف که در بالا ذکر شد، شهر پدیدهای فرهنگی، روانشناختی، اجتماعی و زیستی است. در این راستا «پارک» نیز اظهار میدارد که شهر محل تجمع روانها و فرهنگهاست. شهر نه تنها با فرهنگ و نیازهای مربوط به اسکان، هویت مییابد، بلکه فرهنگ نیز ویژگیهای بخشهای مادی (تمدن)و غیرمادی (روانی، اخلاقی، فکری و ....) خود را از شهر میگیرد. از این رو شهرها، فرهنگی و فرهنگها، شهری هستند. در نهایت میتوان اشاره نمود که فرهنگ عدالت اجتماعی به شیوههای نمادی شفاف و عینی بوده و درصدد ارائه بهترین شیوههای زندگی و جنبههای سکونت است.
جامعهشناسی شهری
همانگونه که اشاره گردید، شهر محل وقوع همه پدیدههای اجتماعی است و بنابراین شهر را میتوان آزمایشگاه جامعهشناسی دانست. در این راستا رشته جامعهشناسی شهری، به مطالعه و بررسی این دسته از پدیدهها مشغول است. جامعهشناسان و نظریهپردازان از مکتب شیکاگو تا دورکیم، تونیس، پارک، برگس، ویرث و دیگران از منظرهای مختلف به تحلیل و بررسی اجزایی از اجتماع شهر پرداختهاند. اما مسائلی که عموماً در این رشته مورد بررسی قرار میگیرند، مسائلی همچون سیاست شهری، فرهنگ شهری، برنامهریزی شهری، آسیبشناسی شهری، نوگرایی و فرانوگرایی شهری، نابرابری و سازمان اجتماعی، توسعه اقتصادی و مسائل دیگری که امروز در جامعهشناسی شهری نو مطرح است، همچون نوگرایی، جامعه زیستی، فعالیت سیاسی و جریانات مربوط به جامعه اطلاعاتی و ارتباطات دیجیتالی، اما در این نوشتار به طور مختصر به مسائلی از جامعهشناسی شهری اشاره میگردد که مرتبط با موضوعات موردنظر باشد.
برنامهریزی شهری
برنامهریزی، کوششهای اندیشمندانه آدمی است برای یافتن راههایی که به اتخاذ بهترین تصمیمات برای تامین رفاه و ایجاد ترقی او منجر میشود.
برنامهریزی از دیدگاه مسائل اجتماعی و اقتصادی به منظور ارتقاء سطوح مختلف زندگی جامعه به انواع زیر تقسیم میشود:
الف) برنامهریزی کلی (کلان) Marco planning
ب) برنامهریزی بخشی Sectorial planning
ج) برنامهریزی خرد Micro planning
د) برنامهریزی ملی National planning
ه( برنامهریزی منطقهای Regional planning
و) برنامهریزی شهری Urban planning
ز) برنامهریزی روستایی Vural planning
اما برنامهریزی با مراحل زیر صورت میگیرد:
• جمعآوری آمار و اطلاعات؛
• تجزیه و تحلیل؛
• ارزشیابی؛
• تعیین اولویتها؛
• اجرا؛
اکنون پس از طرح مقدمات و تعاریف فرهنگ شهری، جامعهشناسی شهری و برنامهریزی شهری، نوبت به تحلیل موضوع موردنظر از این منظرها میرسد.
مهندسی ترابری
یکی از مسائل مهم شهری، حرکت است که از زوایای بسیاری میتواند مورد توجه قرار گیرد. در رشته مهندسی ترابری این موضوع به دو مولفه جداگانه حمل و نقل و دسترسی تقسیم میگردد که طبعاً حول هر یک از این مولفهها، مسائل متعدد دیگری جهت بررسیهای عمیقتر نمود مییابد.
دسترسی (Acces)
در آغاز لازم است برخی کلید واژههای جامعهشناسی شهری مرتبط با موضوع دسترسی تعریف گردد.
نظم نمایشی (Expressive order): نظمی که در آن مردم با یکدیگر و نیز با محیط فیزیکی کنش متقابل برقرار میسازند و تجربههای خود را به منصه ظهور میرسانند.
نظم زیستی (Biotic order): دلالت دارد بر طیف وسیعی از کنشهای غریزی که مردم دارا هستند.
مکان محلی (Locale): یک منطقه فیزیکی موردنظر به عنوان صحنه کنش متقابل که دارای مرزهای وسیعی است، بطوری که امکان تمرکز کنش متقابل را به هر شیوه یا شیوه دیگر میسر میسازد.
اجتماع ملی (Locality): دلالت دارد بر نظام اجتماعی محلی.
همانگونه که از تعاریف برمیآید، شهر مجموعهای از مکان محلها و اجتماع محلهاست که انسانها به مثابه شهروندان بر اساس ترکیبی از نظم زیستی و نمایشی به کنش و واکنش مشغولند. اینکه انسان به عنوان موجودی اجتماعی در ارتباط دائم با دیگران است، شکی نیست، اما شکل این ارتباط آنقدر گسترده است که جامعهشناسان بخشی از آن را به عنوان ارتباط غیرشفاهی نامیدهاند. همچنین شیوههای پوشش، سبک خانهها و کالاهایی که در پیرامون خود دارند. همچنین با استناد به آرایش رفتار شهروندان میتوان ماهیت آنها را به جنبههای عملی فعالیت (مادی و زینتی) و جنبههای نمایشی فعالیت (احترام) تقسیمبندی نمود.
از سوی دیگر بر اساس تئوریهای «گافمن» مکان و محل ارتباط میتواند به دو منطقه پشت صحنه جلوی صحنه تقسیمبندی نمود که منطقه جلوی صحنه اکثراً شامل بخش پررنگتر جنبههای نمایشی فعالیت میباشند. همه اینها گویای پیچیدگیهای روابط انسانی و تاثیرگذاری و تاثیرپذیریهای ناشی از آنها به اقتضاء منظر و موقعیت هر ارتباط است.
نگارنده با تشبیه جریان ارتباطات انسانی نسبت به مکان به جریان سیال، برای تحلیل جریان ارتباطات. به تعبیر علم سیالات از شیوه تحلیل اویلری استفاده نموده که در آن یک محل به مثابه یک حجم کنترل (Control vilume) درنظرگرفته میشود و بر پایه قواعد عمومی جریان (ارتباطات)، تحول و تاثیر آن نسبت به حجم کنترل (محل) بررسی میگردد.
در اینچنین بررسی نقش متقابل جریان ارتباطات و مکان یا به تعبیری بهتر، تاثیرات دوسویه مکان محل و اجتماع محل نسبت به یکدیگر بیشتر موردنظر است تا تحلیل صرف ارتباطات. در توصیف قواعد عمومی جریان ارتباطات میتوان به نظریه تونس اشاره نمود. وی روابط اجتماعی را به دو کیفیت تقسیمبندی مینماید:
أ. گزلشافت که شامل همبستگی ابزاری و غیرتخصصی و غیرصمیمی است.
ب. گماینشافت که شامل روابط صمیمی و خصوصی میباشد.
بر همین اساس بحث آنالیز و تقسیمبندی مکانها به نسبت کیفیت روابط میآید. اولین تقسیمبندی بارز، تفکیک شهر و روستا از یکدیگر است. ویرث روابط صمیمی را به روستا و همبستگی ابزاری را به شهر نسبت میدهد. اما «یانگ و ویلموت» به عنوان منتقدان «ویرث» با به پیش کشاندن اصطلاح روستاییان شهری توضیح میدهند که بجای قومیت خاص، موقعیت طبقاتی و گردهمایی همسن و سال و خویشاوندان میتوانند عامل پدیدآورنده روابط اجتماعی سازمان یافته و گرم و صمیم در شهرها باشند.
از دیگر ویژگیهای روابط در فضای عمومی شهر بایدبه دو اصل اساسی اشاره نمود:
1. طبقهبندیهای توسعه اجتماعی و قومی؛
2. پیوند شبکههای خانوادگی.
با این وصف میتوان به روشنی دریافت که در شهر فعالیتها بیشتر توسط انسان صورت گرفته و دارای نظمی انسانی است، در حالی که در روستاها فعالیتها دارای نظمی زیستی میباشند. اما در روابط بین فضاهای شهری و مسائل اجتماعی و فرهنگی میتوان به نظریات مختلفی اشاره نمود. «پلگرینو» با بیان روابط بین ارزشها، بخشها و فضاهای شهری، به همبستگی ارزشهای فرهنگی و بازآفرینی خرده فرهنگها در فضای شهر اعتقاد دارد. در زمانها و مکانهای خاص، فرهنگها و نمادها در نهاد جامعه بوجود آمده و هویتی را پدید میآورند و متناسب با زمان نظمی فرهنگی از کنشها، نمادها و ارزشها ایجاد میشود.
دقیقاً از همین جاست که محل وقوع کنشهای اجتماعی باید مورد بررسی قرار گیرد. در این نگارش محل سکونت یا همان محله به عنوان مکان محل، سوژه میباشد. از ویژگیهای محلهها میتوان اشاره نمود که در این اماکن از لحاظ احداث خیابانها و فضاهای فعال، باورها و آداب و رسوم، شباهتهایی را شاهدیم. سازمان خانوادگی و قرابت همسایگی امتیاز مهمی در بسترهای محلی به شمار میروند. محله نقشپذیری گروهی و قومی با کارکرد انسجام در حیات شهری دارد و در عین حال تحت تاثیر جنبه کالبدی و اجتماعی محلههای دیگر است. محله دارای ابعاد کالبدی وجودی، اجتماعی و نمادی است و به نسبت این ابعاد میتواند محل توسعه و یا آسیب باشد که برای بررسی آنها سلسلهای از مطالعات اجتماعی، اقتصادی همچون بررسی وضع خانوار، علت سکونت در محله، نواقص محله از نظر خانوار، وظایف و عملکردهای محله، شغل و طبقه اجتماعی مردم محله، ساخت اقتصادی منطقه، جمعیت و ... را ایجاب مینماید.
اهمیت عوامل اجتماعی را باید در تاثیر متقابل آن در طرحهای شهرسازی، فرمگیری مجموعههای فیزیکی، ساختمانها و بافتهای شهری، بوجود آمدن محلات شهری، ارتباطات عناصر مختلف محلات ساختمانها و معابر با یکدیگر و مرکز محلات شهری، ارتباط و بسط روابط بین محلات مختلف شهری با یکدیگر جستجو کرد.
آنچه به این بحث مربوط میگردد، تاثیر مطالعات شبکه ارتباطی است که در نهایت روشن گردد که تا چه اندازه عوامل اجتماعی میتوانند خود را به عنوان یک ضرورت اساسی در مطالعات مهندسی ترابری و شبکه حمل و نقل شهری مطرح نمایند.
در مطالعات DSQ که توسعه اجتماعی محله موضوع آن میباشد، مسائل اجتماعی محلات به جدیت مورد بررسی قرار میگیرد. یکی از مسائل مهم که متوجه محلات است، حاشیهای شدن محلات است. «میلبرت» معتقد بود که شهر همیشه به عنوان یک کل همگن نیست، ساکنین همه بخشها همان احساس ساکنین مرکز شهر را ندارند. شهر به عنوان نماد مرکز میباشد. تعارض بین مرکز و حومه ساده نیست و گاه میتواند از لحاظ جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی مشکلآفرین شود. طبیعتاً یک محله نیز میتواند با دچار شدن به آسیبهایی حاشیهگرا، دچار تعارضهایی نسبت به دیگر محلات و مرکز شود. برای خروج محله از حاشیهگرایی، باید آن را اعتبار بخشید و به حالت معیار (خود توسعهای) درآورد. محله باید دارای امکانات اجتماعی، سازمان بازارهای مربوط به اسکان و کارکردهای شهری مرتبط با شکلگیری، فرهنگ ، اوقات فراغت و .... باشد. از سوی دیگر این راهکار، یعنی سیاستهای معیارگرای محلات با فرآیندهای تمرکززدا (که تاثیرات آن در مقیاس کلان شهری نیز قابل مشاهده است) به مدیریت کنشها میانجامد که بر اساس آن میتوان از لحاظ سیاسی و فرهنگی، کنشهای مطلوبی را برای محلهها ارائه نمود.
محلات در هر سطح و موقعیتی با مسائل و مشکلات خاصی مواجهند؛ محلات غیرهنجار، هسته مرکزی، باغ محلهها، HBM, HLM و یا محلات متروپلها (شهرهای جهانی) که با چالشهای نوینی مواجهند، همچون چندفرهنگی، فردگرایی، در سبک زندگی تفکیک اجتماعی و فضایی چندگانه و ...، اما هرگز تنها راهکار مقابله با چالشها و مدیریت توسعهای کنشها، سیاست خودـتوسعهای نمیباشد، چرا که آنگونه در تعریف قواعد عمومی ارتباطات آورده شده است، نقطه آغازین و سببساز هرگونه چالش و توسعهای را باید در این ناحیه جستجو کرد. ارتباطات را نیز به مثابه یک جریان وصف نمودیم. طبعاً اگر این جریان بنا به هر دلیل تنها در یک محدوده جاری باشد، کارکردهای حاشیهای یافته و به عنوان عامل رکود بجای تحرک در محله ایفای نقش مینماید.
عدم دسترسی بیرونی مکان محلها باعث ایزوله گشتن مکانهایی گشته که همین مساله آسیبها و مشکلاتی را متوجه آن اجتماع محل مینماید. رکود، سکون، عدول از رفتارهای مدنی و سیر به سوی رفتارهای سنتی و بومی و مشخصههای روستا، پایین ماندن سطح انتظار به علت فقر ارتباطات، رقابت و تنشهای مثبت، عدم تحرک اجتماعی و فرهنگی، حد بالای جاذبه اجتماعی با کارکردهای آسیبزا، وابستگی فاقد معنا به محیط طبیعی، چندگانگی فرهنگی و بسیاری مسائل دیگر که بحث در رابطه با هر یک از این مقولههای اجتماعی، مجالی گستردهتر میطلبد. اما روشن گردیده که افزایش و کاهش گستره و امکان روابط در محلات چگونه میتواند عمق و سطح وسیعی از مسائل اجتماعی را دستخوش دگرگونی کند. به عنوان مثال مکانیسم و چگونگی برون رفت از رکود فرهنگی، با افزایش ارتباطات را اینگونه میتوان توضیح داد که فرهنگ را اساس جامعه، یعنی نیاز، تشکیل میدهد و ریشه در پدیدههای اجتماعی دارد.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید